بسمعه تعالي ، خوش آمديد . .
از دنيا آن براي تو ميماند كه به كار آخرتت آيد
طلاي علي با افتخار تقديم شما دوست عزيز مينمايد:
همه چيز درباره دخترها و پسرها و روابط دختر با پسر
شامل چندين مقاله مختلف در اينباره
تذكر و توصيه : مطالب تست شده نميباشند و طلاي علي فقط بخاطر اطلاع رساني مطالب را در اختيار شما ميگذارد و مسئوليت مطالب به عهده خود سايتهاي ارائه كننده ميباشد + بعلت پايين بودن سرعت خطوط دايل آپ تلفن و اينترنت در ايران و بالا بودن حجم صفحات سايت طلاي علي لطفا بيشتر صبر نماييد + ميتوانيد پس از ديدن كامل صفحات درخواستي اتان از طلاي علي ارتباط با اينترنت را قطع كرده و با صبر و انديشه و حوصله صفحات را مطالعه فرماييد ، انشا الله همه با هم بهشتي شويم .
دوستي از دوجنس مخالف و ارتباط دختر و پسر و شرايط آن

يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.
بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.
گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.
در اين مقالات ، سعي خواهد شد تا چارچوب ارتباط با جنس مخالف، كه گاهي براي انتخاب همسر لازم است، طبق معيارهاي اسلامي و اخلاقي بيان گردد تا نوجوانان عزيز از شرايط آن مطّلع گردند. اما پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.

تعريف «دوستي دختر و پسر»
بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را «دوستي دختر و پسر» ناميد، بلكه مي توان گفت: «دوستي دختر و پسر» يعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.
1. وعده ازدواج: يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.
بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول ديني است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.
2. انگيزه جنسي: از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.
چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر شوند مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.
چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.
3. توهّم قدرت و جاذبه: يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.
اما طول نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.
4. پناه جويي به يكديگر: دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.
اما اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود جستوجو مي كنند هيچ گاه حاصل نمي شود; زيرا اين روابط پنهاني و به دور از چشم خانواده صورت مي گيرد. به همين دليل، دختر و پسر بايد وقت و توان زيادي صرف كنند تا بتوانند زمينه اين رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمري كه دو طرف بايد تحمّل كنند تا اين روابط از چشم آشنايان پنهان بماند، رضايتمندي و آرامشي را كه به دنبال آن هستند خنثي خواهد كرد.
شرایط ارتباط با جنس مخالف و ارتباط دختر و پسر و شرایط آن

آنچه در این مقاله می خوانید آثار رابطه ی اشتباه با جنس مخالف است و شرایط برقراری ارتباط سالم وقصد داریم در مقالات بعدی به خواست خدا عواملی که در خانواده و اجتماع به این گرایش وتبعات آن دامن می زند را بررسی کنیم .
با ما همراه باشید
آثار رابطه با جنس مخالف
ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطه ای خارج از محدوده اخلاق و دستورات دینی باشد، آثار و تبعات زیان باری به دنبال دارد:
1. از بین رفتن كرامت انسانی و غرق شدن در گرداب شهوت ها: اگر انسان به غریزه جنسی به عنوان یك هدف و خارج از چهارچوب مقرّرات اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بپردازد، هر عاملی كه بهتر و بیشتر به شهوت ها پاسخ دهد، جایز شمرده می شود و در این صورت، چشم چرانی، علاقه ی شهوانی به همجنس، خودارضایی، اعتیاد به عكس ها و فیلم های مبتذل و آزادی ارتباط دختران و پسران با یكدیگر پسندیده می نماید، حتی اگر با ضابطه های عقلی و دینی در ستیز باشند و به نابودی شرافت انسانی و جامعه بشری بینجامند!
با نگاهی به جوامع غربی پیامدهای منفی رابطه دختران و پسران را بر فرد و جامعه به خوبی درخواهیم یافت. در این جوامع، هدف انسان از زندگی و آینده روشن از میان رفته و افزایش روزافزون قتل و جنایت، اعتیاد، خودفروشی، آشفتگی روحی و روانی و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی، همه ناشی از غلبه ی شهوات و بی بند و باری بر عقل و ایمان است.
2. كاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب: برخی صاحب نظران غربی آزادی های جنسی را عامل آرامش روحی و زدودن عقده های درونی می دانند، ولی پس از اجرای فراگیر این راهكار در غرب، شاهد افزایش روزافزون آمار بیماری های روانی، خودكشی و جنایت های ناشی از ناكامی های جنسی می باشند.
روشن است كه گسترش محرّك های جنسی انسان را به رابطه گسترده با جنس مخالف می كشاند و هرگونه شكست در این راه، به آسیب بزرگ تری خواهد انجامید. این نوع رابطه هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت آتشی شعله ور، عطشی روحی و خواست اشباع نشدنی درمی آورد. در نتیجه، با توجه به اینكه روح بشر فوق العاده تحریك پذیر است، اشتباه است كه گمان كنیم تحریك پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است. هیچ نوجوان پسری از تصاحب دختران و هیچ دختری از متوجه كردن پسران و در نهایت، هیچ دلی از هوس، سیر نمی شود. تقاضای نامحدود، خواه و ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه همراه نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوهاست و به نوبه خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد. البته همه این ها در صورتی است كه تقوا و ترس از خدا وجود نداشته باشد.
كسی كه تقوا دارد و حریم الهی را نگه می دارد خداوند او را برای نجات از گرداب های اخلاقی یاری می دهد.
3. پیدایش تنوّع خواهی و اثرگذاری آن بر انتخاب فرد در ازدواج: نوجوانان و جوانانی كه پیش از ازدواج، با جنس مخالف خود، رابطه برقرار می كنند، هنگام ازدواج و انتخاب همسر، به همه با دید شك و تردید می نگرند. حتی پس از ازدواج نیز روحیه ی هوسبازانه و تنوّع طلبانه، روانشان را آزار می دهد و چه بسا به سوی منجلاب فساد كشیده شوند و راه بی بندباری را در پیش گیرند.
4. آلوده شدن به معصیت: قرآن كریم و روایات معصومان(علیهم السلام)از ارتباط جنسی با دیگران و نگاه های شهوت آمیز برحذر داشته و وعده خسران و عذاب به مرتكبان چنین اعمالی داده است.
قرآن كریم می فرماید: (قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَی.... وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ.... زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ...) (نور: 30 و 31); به مؤمنان بگو! چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ كنند. این برای آنان پاكیزه تر است... و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را آشكار ننمایند جز بر شوهرانشان... .
این آیه، به صراحت دستور داده است كه زن و مرد نامحرم به یكدیگر نگاه شهوت آلود نداشته باشند. به راستی، اگر به این آیه مباركه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یكدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه هوس آلود نكنند، آیا دوستی ها و عشق های خیابانی به وجود می آیند؟
شرایط ارتباط با جنس مخالف
بر اساس بینش دینی و اسلامی هرگونه دوستی با جنس مخالف ممنوع و حرام است و عذاب اخروی در پی دارد، اما ارتباط عادی برای مصالح ویژه از قبیل مباحثات علمی، داد و ستد، رفت وآمدهای خانوادگی، استاد و شاگردی و مانند آن، كه لازمه زندگی اجتماعی هستند و منافع مادی و معنوی بر آن ها مرتب هستند، اشكال ندارد، ولی این ارتباطات هم شرایط و قوانینی دارند كه به بعضی از آن ها اشاره می شود:
1. رعایت حیای فردی و عفّت جمعی: ارتباط با جنس مخالف، كه در شرایط خاصی اتفاق می افتد، نه تنها مجوّز پرده دری و از بین بردن عفت نیست، بلكه از ابتدا برای حفظ حریم عفت و حیا تأسیس شده و به خاطر مصالح مهم اجتماعی وضع شده است; یعنی فلسفه ی وجودی این ارتباط، حفظ عفّت عمومی و تحكیم حیای فردی و كسب كمالات از طریق مقابل است. از این رو، ممكن نیست فلسفه وجودی آن را زیر پا نهاد. حتی برای زن و شوهر هم، كه از ارتباط دوستی بی حد و مرز برخوردارند، این آزادی در رفتار دوستانه وجود ندارد و همه باید حیای عمومی و حریم اخلاقی جامعه را حفظ كنند .
خداوند متعال در سوره مباركه قصص، در داستان ارتباط دختران حضرت شعیب(علیه السلام) با حضرت موسی(علیه السلام) به این شرط تصریح دارد و می فرماید: وقتی حضرت موسی(علیه السلام) در آب دادنِ به گوسفندان، به دختران شعیب(علیه السلام) كمك نمود، آنان نزد پدر رفتند و از جوانمردی حضرت موسی(علیه السلام) تعریف و تمجید كردند و حضرت شعیب(علیه السلام)تصمیم گرفت از حضرت موسی(علیه السلام)سپاس گزاری كند. به همین دلیل، دختران خود را به دنبال او فرستاد و دختران در اوج حیا و عفّت حركت كردند تا به كنار جاده رسیده و در آنجا منتظر ماندند تا حضرت موسی(علیه السلام) متوجه حضور آنان شود و حضرت موسی هم متوجه آمدن آنان شد. دختران از او تقاضا كردند تا پیش پدرشان بیاید و حضرت موسی هم قبول كرد، وقتی خواستند به طرف منزل بروند، حضرت موسی(علیه السلام)به خاطر حفظ حریم حیا و عفّت، دوشادوش دختران حركت نكرد، بلكه جلوتر از دختران راه می رفت و دختران شعیب به دنبال او با انداختن سنگ ریزه، مسیر را نشان می دادند.(1)
بنابراین، ارتباط با جنس مخالف باید با حفظ حریم فردی، رعایت حیا و عفّت اجتماعی باشد و اگر برخاسته از تمایلات جنسی و شهوانی باشد، ممنوع است و گناه بزرگی در پی دارد.
2. رعایت دستورات دینی در ارتباطات: خواستگار در مراحل خواستگاری می تواند در قالب دستورات شرع با فرد موردنظر خود ارتباط داشته باشد، اما حتماً باید با رعایت دستورات دینی انجام گیرد تا ـ خدای ناكرده ـ به گناه منجر نشود. باید ارتباط آنان در فضایی جوانمردانه انجام شود; زیرا اگر مراعات مسائل دینی و اعتقادی در ارتباط وجود نداشته باشد، آرام آرام این ارتباط به طرف ناهنجاری اخلاقی كشیده شده، رابطه ناسالم می گردد و در این صورت، به ضرر هر دو تمام می شود .
3. هدفدار بودن: بسیاری از ارتباطات دختران و پسران نوجوان هدف جدّی و ارزشمند نداشته، صرفاً لذت جویی لحظه ای می باشد كه این لذت جویی ها اگر در چارچوب دستورات دینی ـ یعنی، پس از جاری شدن عقد ازدواج ـ نباشند، جایز نیستند. از این رو، این ارتباطات، كه صرفاً جنبه تفریحی دارند و منفعتی مشروع از آن ها به هیچ كدام از دختر و پسر نمی رسد مذموم است. از این رو، برای جلوگیری از هدر رفتن سن نوجوانی و سنین نشاط و بالندگی لازم است تا در ارتباطات اهدافی دنبال شود و از این فرصت برای بهره برداری علمی، اخلاقی، آموزشی و هنری استفاده گردد.
نتیجه اینكه در دستورات دینی و تربیتی اسلام، توجه ویژه ای به دوستی و ارتباط شده و معیارهایی كه برای انتخاب دوست بیان شده، همه در جهت تربیت و تكامل انسان ها بوده و سعی شده است ترقّی و بالندگی اخلاقی، علمی و معنوی در آن ها مورد توجه باشد و حتی در ارتباط با جنس مخالف هم دستورات و رهنمودهایی ارائه شده كه با كمال طلبی انسان ها سازگاری دارد و خط مشی طوری ترسیم شده است كه انسان ها را از انحراف و كج اندیشی بازداشته، به خالق یكتا نزدیك سازد و سعادت دنیوی و اخروی آنان را در پی داشته باشد. ادامه دارد...
روابط نامرئی درارتباط دختر و پسر
ارتباط دختر و پسر و شرایط آن

در مقالات قبل راجع به انگیزه ها ی برقراری ارتباط با جنس مخالف واثرات زیان بار ارتباط ناصحیح به اختصار صحبت کردیم وحالا نوبت می رسد به بحث اصلی که همان پیشگیری از به وجود آمدن چنین رابطه ای ست .
علل و عوامل گوناگونی در بروز رفتارهای نادرست در روابط دختران و پسران نقش دارند که میتوان بهطور کلی این عوامل را به سه دسته زیر تقسیم کرد:
1- نوجوان و افکار غیرواقعی او
2- خانواده و شیوههای برخورد آنان با نوجوان
3- شیوههای برخورد جامعه با نوجوان
1- نوجوان و افکار او
انسان در زندگی خویش پیوسته تجربیات تازهای کسب و شناختهای نادرست خویش را تصحیح میکند. سنین میانسالی و پس از آن، به انسان این امکان را میدهد که به واقعیات ذهنی خویش واقف شود و بپذیرد که آنچه را او میداند و میشناسد، تمامی واقعیت نیست. به این لحاظ است که انسان در میانسالی، اساسا با احتیاط سخن میگوید و با احتیاط عمل میکند.
در سنین نوجوانی ما شاهد شکل دیگری از این مسئله هستیم. نوجوان به دلیل غلبه «خودمحوری شناختی» بر ذهنش، نمیتواند به آسانی در خصوص وجود یا فقدان شاخه های دیگری از واقعیت و با احتمال خطا بودن اندیشه خود، فکر کند. به سخنی دیگر نوجوان به آسانی نمیتواند از ذهن خویش خارج شود و ذهن دیگران را نیز در نظر بگیرد. به همین لحاظ است که در مورد اندیشه و باور خود مطلق عمل میکند و باور خود را تقریبا بهطور مطلق، درست میپندارد. همین مسئله باعث میشود که کمتر به عواقب عمل خویش و وقایعی که ممکن است در آینده، به وقوع بپیوندند، بیندیشد. به همین دلیل باید به لحاظ تربیتی مراقبت بیشتری نسبت به افکار و اندیشههای نوجوان اعمال کرد.
باید از طریق برقراری روابط صمیمانه از طرف اولیای خانه و مدرسه با او، و نیز گفت وشنود زیاد با وی، در جریان محتوای فکری او قرار گرفت و بدون موضعگیری سریع و ناپخته در مقابل افکار نادرست وی، از طریق ارائه شواهد جانبی، نوجوان را به این فکر کشاند که در مورد باورهای خویش بیشتر تامل و افکار نادرست خود را اصلاح کند.
یکی از منابع بسیار مهم در تغذیه فکری نوجوانان، وجود افکار رایج بین آنان است. افکاری که معمولا در گفتگوهای خصوصی و گاه به صورت حرفها و مسائل پیش پا افتاده، ولی در عین حال قطعی، بین نوجوان رد و بدل میشود. این افکار معمولا به اطلاع مربیان، پدران و مادران نمیرسد. به این لحاظ برای آنان «نامرئی» است. این افکار درسهای نامرئی است که به شکل غیررسمی بین نوجوانان رد و بدل میشود و از طریق گفت و شنودهای مکرر، آنها را میآموزند و ماحصل آنها را به صورت راهنمای عمل، مورد استفاده قرار میدهند.
دست اندرکاران تعلیم و تربیت باید به اهمیت محتوای دروس نامریی و نیز نحوه شکلگیری و انتقال آنها در بین نوجوانان و میزان تضاد آنها با آموزشها و دروس رسمی و مرئی واقف باشند. باید پیوسته بدانند دروس نامرئی در مدرسهای به نوجوانان منتقل میشود که دیوار و کلاس بخصوصی ندارد. یعنی مدرسه هم نامرئی است.
شاید ارائه مثالهایی در این زمینه، بتواند در انتقال دقیقتر مطلب ما را یاری کند. نوجوان دختری ممکن است در جمع دوستانش بشنود که کسی میگوید: «فلانی خیلی بیعرضه است، جرئت نمیکنه از یه پسر یه نامه قبول کنه» این جملهها به سادگی و به آسانی بین نوجوانان رد و بدل میشود و بدون هیچگونه استدلالی به دیگران منتقل میشود. که ملاک با عرضه بودن و یا ملاک بالا پریدن این است که دوست پسر و یا دوست دختر داشته باشی.
«دروس نامرئی» ضرورتا محتوایی منفی ندارد. چه بسا عناصری مثبت و سازنده نیز در مدرسه نامرئی به نوجوانان منتقل شود. انتقال ارزشهایی در زمینه با غیرت بودن، خوش خلق بودن شجاع بودن و بسیاری ارزشهای دیگر در لابلای دروس نامرئی منتقل میشود.در مورد روابط دختران و پسران نیز باورها و عقایدی وجود دارد که در مدرسه نامرئی منتقل میشود و چارچوب عمل نوجوانان را میسازد. و با تاسف باید بگوییم که اکثر باورهای نوجوانان در مورد جنس مخالف و وظیفهای که در قبال آن دارند، از طریق مدرسه نامرئی به آنان منتقل میشود.
مسائل و مطالب مربوط به مدرسه نامریی بسیار است، لکن بهتر است در اینجا تنها به برخی از مواد آن، که مربوط به روابط نامطلوب دختران و پسران است، اشاره کنیم. یکی از دروس نامرئی در میان برخی از نوجوانان «داشتن احساس مسئولیت برای پیدا کردن دوست دختر و یا پسر، برای یکدیگر است». نوجوانان برای پیدا کردن دوست از جنس مخالف برای دوستانشان، احساس مسئولیت میکنند. همان گونه که برخی از بزرگسالان نیز برای یافتن همسر برای دختران و پسرانی که به سن ازدواج رسیدهاند، احساس مسئولیت کرده و اقدام به معرفی افرادی برای صحبت کردن میکنند. مشابه همین رفتار در میان برخی از نوجوانان نیز دیده میشود.
احساس رسالت در مورد پیدا کردن دوست برای یکدیگر، عاملی است تسهیل کننده در جهت برقراری روابط نادرست بین دختران و پسران.
یکی دیگر از عوامل مخفی در میان نوجوانان که تآثیر بسزایی در ایجاد روابط نامطلوب بین آنان دارد، پدیدهای است که میتوانیم آن را «همدردی با عاشق» بنامیم. وقتی نوجوان در بین دوستان نزدیک خود اظهار میکند که من کسی را دوست دارم، گویی نوعی هم حسی و همدردی از آنان برمیانگیزد. دوستان نزدیک نوجوان گاه براساس همین هم حسی و همدردی است که سعی میکنند. تسهیلاتی برای برقراری ارتابط بین آن دو فراهم کنند.
در حقیقت باید گفت نوجوانانی که برنامه مشخصی در زندگی ندارند و نیز روشهای درست جلب توجه را نمیدانند، با کوچکترین احساس علاقه نسبت به فردی از جنس مخالف و یا حتی بدون وجود چنین علاقه ای، در چرخهای از تعامل هم حسی و همدردی در بین دوستان صمیمی و نزدیک خود قرار میگیرند.
در این چرخه، آنان را به طرف بروز رفتارهایی سوق میدهد که گاه به لحاظ اجتماعی و اخلاقی ناپسند است. در چنین وضعیتی باید بگوییم علاقهمندی نوجوان به فردی خاص کاملا جنبه فرعی پیدا میکند، آنچه در اصل باعث میشود او دست به رفتارهایی همچون، نامهنگاری و یا ملاقات بزند، تعامل متقابل او با دوستانش است. به عبارت دقیقتر در چنین مواردی این احساس فردی نوجوان نسبت به فردی از جنس مخالف نیست، که او را به نامهنگاری و یا ملاقات میکشاند، بلکه این تعامل متقابل دوستان اوست که وی را مستعد انجام چنین کارهایی میکند.
درمقاله ی بعد شرایطی را که درخانواده می تواند به این رابطه دامن بزند یا از ایجاد آن جلوگیری کند را بیان می کنبم .

باماهمراه باشید.
منبع :بر گرفته از کتاب تحلیلی تربیتی برروابط دخترو پسر درایران

با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده كرد كه هریك از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از:
این نوع برخورد بر اساس دركی كه انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی كه برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می كند كه در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد . چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود كه انسان به نیازهای روانی خود در كنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخوردِ احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این كه جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .
بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح" شرم" و" حیا" بپردازیم . شرم كه بیشتر مترادف با خجالت كشیدن و یا كناره گیری كردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یك برخورد اجتماعی . فردی كه دچار شرم است ، در یك موقعیت اجتماعی خاص نمی تواندرفتارمناسب و مطلوبازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یك صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی كه خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی كه شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید . انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی كه وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین كاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری كرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است . با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یكدیگر تفكیك كنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی كه برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است .

كسانیهستندكه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده ، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگرانواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند . پسری كه به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می كند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری كه در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح كلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفكر بیان نماید ، مصداق چنین برخوردی هستند . چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد .
در ادامهیبرخورد مبتنی بر شرم افراطی ، برخورد هیجان زدهیافراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت . این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت ، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب ، عجولانه رفتار كردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود . هیجان كه یك حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی كه نام بردیم اعم از ترس ، خوشحالی ، عصبانیت ، عجله و امثال این هاست . هر چند كه هیجانات اجزای لاینفك رفتارانسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتارمناسب تحت كنترل در آیند .برخورد با جنس مخالف به شكل هیجان زده،می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد . به طور كلی ، توصیه روان شناسان به انسان ، كنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است.این توصیه،از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست .
دستهیدیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشك و محدود است . در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود كه گویی از وی متنفر است و یا این كه بهشدت او را طرد می كند . هر چند كه حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه كردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یك انسان به شمار آید .
در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( كه نوعی هیجان است )و پرخاشگری(كه یك نوع رفتار و تمایل است ) ، اشاره ای داشته باشیم . پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یك شیء و یا شخص دیگر . در حالی كه عصبانیت یك حالت برانگیختگی هیجانی است كه در آن تغییرات بدنی آشكاری دیده می شود . در حالت عصبانیت،فرد كنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد . پرخاشگری ممكن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز كند . فردی كه با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته ، چیزی را عمداً تخریب می كند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد ، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد . ولی فردی كه با عصبانیت دست به شكستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند ، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد . برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعهیما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است . اما این نوع از برخوردها را به نحو آشكار از برخوردهای هیجان زده منفك و مجزا می كنیم . پسری كه برای نشان دادن توجه خود به یك دختر،با موتور و یا ماشین از كنار او بهسرعت می گذرد و او را دچار ترس می كند و رفتارهایی از این قبیل ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است . پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشكلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد كند . پرخاشگری كه سرچشمهیآن یك تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد،ممكن است به صورت اعمالی كه به نحوی فرد مقابل را ناراحت می كند و یا می رنجاند و نیز گفتن كلماتی كه به نوعی آزار دهنده است ، تجلی داشته باشد .

برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج ، یكی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد . برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعتِارتباط بین دو جنس نهفته است ، ولی باید بین ارتباطِ پنهانی قبل و بعد از ازدواج،تفاوتی آشكار و اساسی قایل بود . ازدواج نقطه ای است كه درآن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شكل گرفته ، و به شكلی مطلوب استمرار پیدا كند . در حالی كه پیش از ازدواج ، این نوع روابط بهخصوص از جانب افرادی كه نمی توانند بر رفتار خود تسلط كافی داشته باشند ، می تواند مشكل ساز باشد . دختران و پسرانی كه بدون تسلط كافی بر اعمال و رفتار خود،اقدام به برقراری روابط پنهانی با یكدیگر می كنند ، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شكست می شوند .
این نوع برخوردها بیشتر توسط كسانی صورت می گیرد كه به لحاظ فرهنگی ، تحول هوشی و تحول شخصیتی،در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند . متلك گویی ، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است .
این نوع رفتار كه معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است،بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود كه دارای یك فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر،پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یكدیگر و یا زمینه سازی برای كسب تجربیات عملی برای انجام یك ازدواج موفق صورت می گیرد . میهمانی ها ، جشن تولدها ، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعیكهمعمولاً بستر و محمل چنین روابطی است ، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود . چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امكان پذیر نیست و این نكته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می كند ، زیرا یك فرهنگ در درون خود دارای انسجام است وما نمی توانیم فرهنگ را به شكل مخلوط و بدون انسجام وبرگرفته از جوامع مختلف به كار گیریم . شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یك فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد.به این ترتیب ملاحظه می شود كه افراط در معاشرت ، یك پدیده غربی در جامعه ماست . ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه ،نظام و حدود معینی را به شكل مشخص در اختیار داریم.به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم .
پس از بحث در مورد وضع موجود در روابط دختر و پسر می توانیم حدود ارتباط مناسب بین دو جنس را مورد بحث و بررسی قرار دهیم . برای نشان دادن وضع مطلوب در روابط بین دو جنس می توان به ویژگی ها و خصوصیات زیر اشاره كرد .1- شناخت واقعیت های جنس مخالف :در این زمینه بهتر است به گونه ای عمل كنیم كه واقعیت جنس مخالف را تا حد ممكن بشناسیم و بر اساس این شناخت ، اعمالمان را تنظیم كنیم . به نظر من بهترین راه شناخت جنس مخالف،در نظر گرفتن و شناخت دقیق تر واقعیت وجودی افرادی از جنس مخالف است كه با ما سالها زندگی كرده و ما آنها را در نشیب و فرازهای گوناگون زندگی از نزدیك آزموده ایم. برای جنس مؤنث شناخت پدر ، برادر ، عمو ، دایی و امثال این افراد می تواند تا حد زیادی واقعیت جنس مخالف را نشان دهد . برای جنس مذكر نیز واقعیات مشاهده شده از مادر ، خواهر ، خاله ، عمه و امثال این ها می تواند نشانگر واقعیات وجودی جنس مخالف باشد . در صورتی كه بدانیم و یقین داشته باشیم كه افراد جنس مخالف تا حد بسیار زیادی-بخصوص از آن جهت كه در زندگی ما عملاً مؤثر است-با یكدیگر مشابهت دارند ، دیگر دچار خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف نخواهیم شد.
یكی از مشكلات موجود در روابط بین دو جنس،داشتن تصورات خیالی از یكدیگر است . گاه دختر و پسر از یك فرد بخصوص،تصویری خیالی و كاملاً غیر واقعی می سازند و با آن تصویر زندگی می كنند . برای دختر گاه یك پسر با تمام ضعف ها و محدودیت ها و همچنین ناپختگی ها و رشدنایافتگی ها به شكل شاهزاده ای كه سوار بر اسب سپیدی از راه رسیده و او را به سرزمین رؤیاها می برد ، تجلی پیدا می كند . و یا برای پسری سرخورده و ناتوان از هدایت و سامان دادن به عواطف ، افكار و احساسات دختری چنان تجلی پیدا می كند كه گویی فرشته ای مهربان از آسمان ها برای نجات او و برای ایجاد پناهگاه برای او به زمین آمده است . این تصورات رؤیایی بسیار زود از بین خواهند رفت و واقعاً مانند یك رؤیا در زندگی زایل خواهند شد . بنابراین در یك ارتباط مطلوب بهتر است از رؤیا پردازی در مورد جنس مخالف بهشدت اجتناب كنیم . این مطلب با عشق و دوست داشتن مغایرتی ندارد . انسان می تواند فردی را بسیار عمیق دوست بدارد و لكن این دوست داشتن نباید موجب كوری و كری انسان شود .
سومین ویژگی در یك برخورد مطلوب ، خالی كردن ذهن از عواطف منفی است . هرگونه احساسی كه می تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شكل منفی جلوه دهد و یا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد ، می باید از ذهن حذف شده یا اصلاح گردد .
ما باید به هنگام برخورد با جنس مخالف ، خونسردی خود را حفظ كرده ، وهیجانات مختلف را از خود دور كنیم و چنین امری حداقل از دو طریق امكان پذیر است: اول اینكه تلاش كنیم جنبه های ارادی اعمالمان را افزایش دهیم و به عبارت دیگر با داشتن برنامه هایی در جهت تقویت اراده خویش گام برداریم . انسان هایی كه خود را به دست امیال و راحتی ها می سپارند معمولاً تسلط خوب و كافی بر اعمال خویش ندارند . دوم این كه از طریق تمرین و حفظ خونسردی به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف ، تلاش كنیم به سطحی از كنترل رفتار دست بیابیم كه در آن خونسردی و صلابت كافی در برخورد با جنس مخالف را داشته باشیم .
در فرهنگ ما برخورد مناسب بین دو جنس به شكل دقیق در چگونگی ارتباط بر اساس ملاك های چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است . رعایت این حدود،نشانگر آشنایی ما با فرهنگ منسجم اسلامی است .برای شناخت این حدود لازم است به كُتب فقهی مناسب مراجعه گردد.
برقراری روابط پنهانی پیش از ازدواج ممكن است تا بدان جا پیش رود كه به نوعی به هر یك از طرفین آسیب رسانده و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . بهتر است دختران و پسرانی كه تجربه و شناخت كافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط كافی بر اعمال و افعال خویش نیافته اند ، از طریق مشورت كردن با والدین و احتمالاً در میان گذاشتن تمایل خود نسبت به كسی ، از آنان راهنمایی بخواهند و از این راه احتمال آسیب دیدگی روانی و تربیتی خویش را كاهش دهند .
با این حال كه روابط ما با جنس مخالف می باید خالی از پرخاشگری و ناپختگی و به دور از بی احترامی باشد ، لكن نباید ارتباط صمیمانه ای بین ما برقرار شود و این مطلب را حتی به رغم وجود علاقه بین دو جنس نیز می باید رعایت كرد . 8ـ نداشتن رفتارسَبُك ، خود نمایی و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف : توصیه می شود كه دختران و پسران از داشتن رفتار سـَبـُك مبتنی بر جلب توجه جنس مخالف دوری گزینند . این مطلب به رغم این كه به صورت یك راهنمایی برای دختران و پسران ارائه می شود ، ولی گاهی اوقات از طرف برخی از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار می گیرد . بعضی از دختران در مقایسه خود با دیگران به این نكته اشاره می كنند كه آنهایی كه رفتار آنچنانی در پیش می گیرند و خود را به اشكال مختلف به جنس مخالف عرضه می كنند در زندگی موفق ترند ، بسیار زودتر ازدواج می كنند و تشكیل زندگی می دهند . در حالی كه ما به دلیل داشتن رفتار سنگین ، پیوسته دچار تنهایی و دورافتادن از ازدواج می شویم . چنین عباراتی به نوعی برای این دختران راهنمای عمل قرارمی گیرد و آنها را دچار تعارض بین حفظ حرمت ، عفت و رفتار موقر از یك سو،و داشتن یك رفتار خودنمایانه مبتنی بر جلب مشتری از سوی دیگر می سازد .
انسانی كه دارای اهداف و آرمان های شناخته شده و منسجم در جهت حفظ كرامت انسانی خویش است هرگز از این وضع دچار تعارض نمی شود . او به دنبال یافتن همسری پاك و عفیف است ، ولی كسی كه از طریق نمایش دادن اندام ها و ظاهر خود ، پسری را به سوی خویش جلب می كند ، قطعاً باید بداند كسی را شكار كرده است كه چیزی جز امیال حیوانی انسان نمی شناسد .در قرآن كریم آمده است:" زنان ناپاك ،از آن مردان ناپاكند و مردان ناپاك از آن زنان ناپاك،و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاك اند."اگر ارزش های عالی انسانی مانند عفت، ایمان ، پاكدامنی ، خوش قلبی و سلامت نفس برای كسی معنا پیدا نكرده باشد ، او می تواند زندگی خود را از طریق تمایلات سطح پایین تر مانند تمایلات جنسی ، سامان دهد . ولی كسی كه به سطوح بالاتر دسترسی پیدا كرده است هر چند كه مدتی ارضای تمایلات و نیازهای جسمانی او به تأخیر بیفتد ، حفظ ارزش های عالی انسانی او را كفایت می نماید .

یكی از مسائلی كه می باید در زمینه ازدواج مورد بحث و بررسی قرار گیرد ، جایگاه عشق در ازدواج است . بهراستی به سؤالاتی كه درباره عشق و نقش آن در زندگی وجود دارد چگونه باید پاسخ گفت ؟ سؤالاتی از قبیل:عشق چیست ؟ آیا عشق گناه است ؟ آیا ازدواج بدون عشق معنایی می تواند داشته باشد ؟ عشق باید قبل از ازدواج به وجود آید و یا بعد از آن ؟ آیا هر عشقی ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود ؟ آیا عشق لزوماً باید انسان را به طرف انسانی دیگر سوق دهد ؟ عشق به چه عواملی بستگی دارد ؟ چگونه استمرار می یابد ؟ چگونه خاتمه می یابد ؟ و یا چگونه رشد پیدا كرده و به تعالی می رسد ؟
در ادامه ، به این گونه سئوالات پاسخ خواهیم داد، هر چند كه اذعان داریم این مطالب تمامی آنچه را كه در این زمینه می توان بیان داشت ، شامل نمی شود .
بهراستی عشق چیست ؟ عشق را می توان جاذبه و كشش قلبی انسان به سوی كمال و جمال دانست . زیبایی یكی از كمالات است و زیبایی مطلق،خداست . عشق را جز با عشق نمی توان شناخت . عشق را جز عاشق نمی تواند درك كند .اما برای نزدیك شدن موضوع به ذهن،می توانیم از مثال های موجود در مراتب پایین تر موجودات زنده استفاده نماییم. شعرا و عرفا از جذب0 پروانه به سوی شمع بسیار استفاده كرده اند . هنگامی كه شاعر می گوید :
بلبل به چمن ز آن رخسار نشان دید پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
اشاره به جذبه عاشق به سوی معشوق دارد . از این نوع رفتارها كه تنها می تواند نوعی تقریب به ذهن را در برداشته باشد ، می توان به كشش شاخ و برگ درختان به سوی نور اشاره كرد . انسان وقتی در تاریكی قرار میگیرد ، هر نقطه نورانی او را به سمت خود می كشد و این یك كشش به سوی نور است . حیواناتی از قبیل"سوسك"به طرف تاریكی كشش دارند و وقتی جایی روشن است،به تاریكی ها پناه می برند و در نقاط و زوایای تاریك پنهان می شوند . حیواناتی وجود دارند كه به طرف جریان ها و میدان های مغناطیسی كشش پیدا می كنند ، مانند ماهی هایی كه به كمك ایجاد حوزه های مغناطیسی در دریا به دام صیادان می افتند . در مورد كوچ پرندگان شواهدی وجود دارد كه نشان می دهدآنها به سمت و سوی خاصی كشش پیدا می كنند . كششی كه شناخت و ادراك ذهن در آن نقشی ندارد . به عبارت دیگر یك كشش ،بدون آن كه موجود زنده بداند به كجا می رود . این ها مثال هایی است كه تا حدودی معنای كشش به سمت یك هدف و تجهیز یك موجود زنده برای سوق یافتن به سوی آن را نشان می دهد .
عشق در مرتبه ای بسیار عالی تر و به عنوان عالی ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی كمال و زیبایی مطلق سوق می دهد . خدا انسان را به گونه ای آفریده است كه وقتی به سوی نورووجود مطلق متمایل می شود با تمام وجود به سمت آن كشیده می شود . به این ترتیب عشق،كشش قلب انسان است به سوی خداوند . این تعبیر در قرآن كریم و در متون اسلامی باعباراتی مانند" حُب" نشان داده شده است .درقرآن كریمآمده است : اگر خدا را دوست دارید ، تبعیت من(پیامبر) را بنمایید كه در نتیجه خدا نیز شما را دوست خواهد داشت و یا زبانم را به یاد خودت گویا كن و قلبم را به عشق خودت شیفته ساز . حب یا عشق ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست . ولی "چرا عشقكهاصالتاً می باید متوجه خدا باشد ، به انسان ها تعلق پیدا می كند ؟"سئوالی است كه می توان به این طریق به آن پاسخ داد كه عشق در مراتب پایین تر انسانی،بهسمت نشانه هایی از جمال و كمال الهی كه در انسان ها بهعنوان خلیفه او به ودیعت گذاشته شده است متوجه می شود . انسانی كه هنوز نمی تواند دركی از جمال و كمال مطلق داشته باشد لاجرم به سوی جمال های عینی و قابل رؤیت كشیده می شود و به سوی كمالات و عواطف انسانی كه نشانه هایی از رأفت الهی در وجود انسان هستند ، سوق پیدا می كند . به عبارت دیگر عشق یك انسان به انسان دیگر، اگر خالی از هواها و امیال باشد نشانه ای از عشق به كمال مطلق است . با این دیدگاه است كه عشق،یك كمال برای انسان محسوب می شود . قلب عاشق،اشرف بر قلب غیر عاشق است . انسان عاشق،افضل بر انسان غیر عاشق است .
برای این كه بتوانیم این نكات را بیشتر و دقیق تر توضیح دهیم می باید محورهای دیگری نیز مورد بحث قراردهیم .
عشق را باید عامل تكامل بخش انسان بدانیم . بنابراین باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترك حیوانی متمایز نماییم . اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شیء یا انسان ، نوعی وابستگی ایجاد می كند ، ولی این وابستگی را نباید با كشش عاشقانه یكی بدانیم . این را باید از نوع هوای نفس بدانیم ، حال آنكه عشق از جمله صفات برتر و متعالی انسانی است . هدف هوای نفس،ارضای خویشتن است ، ولی هدف عشق،بقا و حضور معشوق است ، حتی اگر به فنای عاشق بینجامد . بنابراین ملاك مشخص برای تمیز بین عشق و كشش امیال،در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است ، نه رضایت خویش . عاشق وقتی با معشوق كامل مواجه می شود ، می خواهد همه چیزش را ، حتی خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ كه می گوید :
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی ، حافظ از میان برخیز
اشاره به این دارد كه می باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وی تجلی كامل بیابد . با این توصیف باید عشق یك انسان به انسان دیگر را از تمایل و كشش مبتنی بر نیازهای وی منفك و مجزا كرد . به این ترتیب است كه اگر فردی نشانه ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد ، می باید در درجه اول به معشوق خود بیندیشد نه به خویشتن خویش . اگر برای ارضای تمایل خود ، معشوق را بهطـُرق مختلف قربانی می كند و از آن جمله دست به عملی می زند كه آبروی وی را خدشه دار سازد ، باید مطمئن باشد كه این عشق نیست ، بلكه یك كشش از نوع حیوانی است .
بایداین نكته رابدانیم كه عشق ، انسان را رو به رشد می برد و موجب كمال اخلاقی و عرفانی انسان می شود و از آن جمله عفت و پاكدامنی را در او افزایش می دهد . انسان عاشق می خواهد پاك زندگی كند ، به پاكی ها برسد و به سوی روشنایی ها سوق پیدا كند و شاید با همین تبیین از عشق است كه كلامی معروف از پیامبر گرامی اسلام نقل می شود كه فرمود : آن كه عاشق شود و عفت بورزد و از این عشق بمیرد ، او شهید مرده است .
با این بحث ، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد می شویم . سئوال این است كه اگر كسی فردی از جنس مخالف را دوست بدارد و بهراستی عاشق او باشد ، آیا این امر می تواند تنها عامل تعیین كننده ازدواج آن دو به شمار آید ؟ باید در پاسخ بگوییم : نه . زیرا ازدواج در حقیقت نوعی مشاركت اجتماعی است كه در آن دوانسان باید از جهات گوناگون با یكدیگر تناسب عملی داشته باشند ، از آن جمله تناسب اعتقادی ، تناسب اجتماعی ، تناسب عقلانی و تحصیلی و امثال این موارد . انسان در ازدواج تمامی نیازهای سطوح مختلف خود را از ابتدایی ترین نیازهای حیوانی تا عالی ترین نیازهای انسانی به مشاركت می گذارد. برای تشكیل یك خانواده می باید تناسب بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی وجود داشته باشد . بنابراین برای ازدواج ما باید به انسانی بیندیشیم كه بتواند قسمت اعظم نیازهای مختلف ما را مرتفع كند .
به این ترتیب عشق می تواند مكمل چنین ازدواجی باشد، نهفقط عامل تعیین كنندهآن . باید اذعان كنیم كه به رغم اهمیت و تعالی عشق در زندگی ، نیازهای واقعی انسان نیز حقیقتی انكارناپذیرند . انسان عاشق نمی تواند به عشق اكتفا كند و از نیازهای خود از این طریق چشم بپوشد . از این رو بهتر است كه برای ازدواج انسانی را انتخاب كنیم كه در برآوردن نیازهای مختلف ، ما را یار ، همراه و همسر باشد ، نه اینكه تنها به دلیل عشق ، انسانی را برگزینیم كه از جهات عدیده با ما تباین ( اختلاف ) داشته باشد. ازدواجی كه بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان ، حتی نیازهای مربوط به خورد و خواب و... صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید ،در واقعیتبسیار زود شكست خواهد خورد .
با این عبارت وارد این موضوع می شویم كه عشق قبل از ازدواج اساسی تر و با دوام تر است یا عشق بعد از ازدواج ؟ باید به این نكته توجه كنیم كه عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت جو و به دور از تعصبات و هواهای نفسانی جوانه می زند و رشد پیدا می كند . در صورتی كه ما انسان ها در تلطیف و تطهیر روح خود بكوشیم ، هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم و غل و غش را از درون خود برانیم، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته ایم . بدین ترتیب پس از آن كه انسان مناسبی را برای ازدواج برگزیدیم و با او در یك مشاركت انسانی وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم كه عشقی پاك میان ما زاده شود و به كمال برسد و در سایه لطف و مرحمت الهی به معشوق حقیقی متصل گردد . چنین عشقی در زندگی،روشنایی می آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگی و كمال نزدیكتر می شوند پاكی و خلوص این علاقه مندی را بیش از پیش در قلب خود احساس می كنند .
بنابراین بیاییم برای این كه عشق را زنده نگه داریم ، پاسدار حریم آن باشیم و آن را به عنوان گل سرسبد نعمت های الهی به انسان ها هدیه دهیم ، در كمال و صلاح درونی خویش بكوشیم و از این طریق دنیا را تبدیل به گلستان عشق كنیم .


قرآن در دو جا يعني يکي در
سوره مائده آيه 5 و ديگري در سوره نساء آيه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط
دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه
25 سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني که روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران
داشته اند ازدواج نكنيد نکنيد... A}«فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن
بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان»{A يعني آنان را با اجازه
خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان
بدهيد [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند.
در آيه 5 سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد شما با زنان پاکدامن
مسلمان ازدواج کنيد و خود نيز پاکدامن باشيد نه زناکار و نه آنکه زنان را در
پنهاني دوست خود بگيريد A}«... ولا متخذي اخدان ...»{A
رابطه دختر و پسر اگر به معناي داشتن ارتباط عاطفي و دوستانه باشد كه از ديدن و
صحبت كردن يكديگر شاد شوند و لذت ببرند, قطعا يكي از محرمات است اما اگر به
صورت يك ارتباط عادي باشد, مانند اينكه در يك موضوع علمي يا شغلي با يكديگر
گفتگو كنند, در صورتي كه خطر تبديل شدن به رابطه دوستانه, كه در نوع اول توضيح
داديم, در آن وجود نداشته باشد, به جهت اينكه مقدمه معصيت مي شود, اشكال دارد.
در روايات آمده است, با نامحرم بيش از پنج كلمه ضروري صحبت نكن و نيز هرگز با
او درجاي خلوتي قرار نگيريد؛ زيرا گرچه نفس اين كار شايد اشكال نداشته باشد,
ولي چون زمينه مبتلا شدن به معصيت را فراهم مي سازد, بايد از آن پرهيز كنيد.
البته ما قبول داريم كه ممكن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته
باشد ولي اولا: ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرائط جواني مشكل است و
ثانيا: گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي
خود را به صورت يك رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي كه مسأله غير از
اين است در هر حال ما سعي مي كنيم بدبين نباشيم شما هم سعي كنيد سر خود را كلاه
نگذاريد.
چند توصيه:
با توجه به شرايط خاص دوران جواني , طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و
خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران
دانشجو روابط خود را از نظر كمي و كيفي تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ
كنند. بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه : اولا, اگر ضرورتي ايجاب نمي كند
حتي الامكان چنين روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل
افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در
احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا مكروه است مرد با زن هم صحبت شود,
مخصوصا مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز
جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و
نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا
درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلا صحبت كردن با افراد
نامحرم چه ضرورتي براي او دارد. ثانيا: در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با
نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين
, گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال
, حتي الامكان لازم است در كلاسها به گونه اي باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد
و در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:
1- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.
2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.
3- حجاب شرعي رعايت شود.
4- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي كنيد خود را عادت
دهيد كه :
1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و
قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و
تلقين بايد ادامه دهيد.
2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را
فراموش نكنيد.
البته از نظر شرعي و اخلاقي تا هنگامي كه به اين صورت تنها حرف هاي معمولي مي
زنيد، نمي توانيم بگوييم كه اين رابطه حرام است و يا گناه دارد، يعني مشكل شرعي
ندارد، ولي مي تواند آسيب هاي تربيتي و رواني مهمي در پي داشته باشد. وقتي دو
نفر مدت زيادي با هم صحبت مي كنند و رابطه دارند، كم كم به هم علاقه مند مي
شوند و اين علاقه به صورت دلبستگي و وابستگي در مي آيد، بعد از اينكه اين حالت
به وجود آمد، ديگر قضاوت هايي كه در مورد هم دارند تحت تاثير علاقه قرار مي
گيرد و نمي توانند كاملا آزاد و فارق در مورد هم فكر كنند و يكديگر را به صورت
عقلاني و منطقي مورد ارزيابي قرار دهند و چه بسا عيب هاي هم را نمي بيننند و
وارد راهي مي شوند كه به احتمال قوي پايان خوبي ندارد

پيامدهاي روابط افراطي دختر
و پسر پيش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal]
ميتوان به اين امر پرداخت.
به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفتها و
آسيبهاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين
آسيبها اشاره ميشود:
1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا ميشود اين گونه روابط و
دوستيها به انگيزه ازدواج شكل ميگيرد، ولي با كمي دقّت فهميده ميشود، روح
حاكم بر اين گونه دوستيها، عشقورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در
ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام ميفرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و
يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.
در حالي كه تصميمگيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر
عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستيهاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و
چشم واقع بين انسان را كور ميسازد و اجازه نميدهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته
از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخابها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف
انجام ميگيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقعبينانه، زندگي مشترك را تلخ و
آينده را تيره و تار ميسازد.
2. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران
حل نميكند بلكه بر مشكلات آنان ميافزايد.
اين گونه دوستيها و روابط اگر به ازدواج بيانجامد پس از مدتي از شكلگيري
زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود ميگويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار
نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از
ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با
اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟
دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
بر اين اساس اين گونه ازدواجها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه
نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي ميگردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوجهايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي
ميكنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديدهاي رو به رو است و منجر به طلاق
ميشود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا
گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشتهاند
بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين
هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزهاي براي
حل درگيريها و حمايت از مهارتهاي خود ندارند. وي افزود: به نظر ميرسد
ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبودهاند، سرد و منجرّ
به طلاق ميشود. وي در پايان گفت: ميتوانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ
وجه سبب دوام زندگي زناشويي نميشود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571-
29/11/1380 – ص 5]
3. افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث ميشود كه دو طرف تمام فكر و
توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقاتهاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين
بزرگترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز
نيروهاي فكري وروحي است.
دلمشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد ميآيد بزرگترين سد راه
تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاهها توصيه
ميكنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان
بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.
4. عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستيها معمولا به
انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل ميگيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري
دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده
نميشود. عشق حقيقي و پاك با هوسهاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي
از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول
مينهد. جاذبه و دل رباييها مربوط به روزها و ماههاي اول دوستي است. ولي ديري
نميپايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك
طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث ميشود برخي سراغ ازدواج و تشكيل
خانواده نروند جامعهاي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچگونه
ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبيها و
كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانوادهاي سالم، به فعليت ميرسد.
5. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستيهاي موجود بين دختران و پسران، از
آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري
اين دوستيها وجود دارد، اين گونه دوستيها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله
اضطراب و تشويش همراه است.
وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش
کردن روابطش با دختر صورت ميگيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال
خود دارد.
بنابر اين وجود چنين دلهرهها و اضطرابهايي که گاهي لطمههاي جبران ناپذيري بر
جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيبهاي اين گونه روابط است.
6. محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكيها و
نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت
خود زدهاند و اين امر باعث ميشود كه آنها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط
ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران
نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در
پايان به چند پرسش اساسي اشاره ميشود:
1. به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگيهايي دارد؟
2. آيا روابطي كه بر پايه هوسرانيها و سرگرميهاي زودگذر است، ميتواند روابطي
پايا و پويا باشد؟
3. آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
4. آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش
پس انداز کند.

راهكار همسريابي:
راههاي همسريابي عبارتند از:
1. وساطت افراد خانواده، بستگان و بخصوص والدين: متدوال ترين روش در فرهنگ ملي
و ديني همين روش شناسايي به واسطه افراد خانواده و يا فاميل و بستگان است.
افراد خانوداه اغلب به دليل شناختي که از فرد و روحيات و عقايد و خواسته هاي وي
دارند و همين طور شناختي که از افراد مورد نظر دارند و يا مي توانند با تحقيق
هاي مهم همه جانيه شناخت کافي پيدا کنند بهتر مي توانند به تطابق داشتن و ميزان
هم گرايي و اشتراکات آنها آگاهي پيدا کنند. اين روش ساده ترين روش عملي و سهل
الحصولترين طريق کسب اطلاعات اوليه و ارتباطات بعدي و مورد نياز است و از نظر
حاصل کار نيز ثمر بخش ترين شيوه به شمار مي رود.
به عبارت ديگر اين روش از اين امتيازات برخوردار است: سهولت، سرعت کسب اطلاعات
و ارتباطات، اطمينان نسبي بيشتر به صداقت و دلسوزي واسطه(که خانواده و والدين
هستند) و شناخت بيشتر به روحيات، سوابق و خواسته هاي طرفين. علاوه بر اين خالي
از هر گونه تعصب و سوگيري است و بدون هيچ گونه حب و بغض شخصي انجام مي گيرد.
همچنين تحت تأثير احساسات و عواطف غريزي که در ارتباطهاي مستقيم به وجود مي
آيد، نيست.
2. وساطت مراکز مشاوره
مراجعه به برخي مراکز مشاوره ازدواج که به منظور شناساندن دو فرد براي ازدواج
تأسيس شده است، فرد مطلوب و مطابق با خواسته ها و توقعات خود را يافت. چنين
مراکز مشاوره محدود هستند و کمتر با فرهنگ ملي و بومي ما تناسب دارد و افراد
کمتري براي شناسايي فرد مورد نظرشان به اين مراکز مراجعه مي کنند. اگر اين
مرکز مشاوره ازدواج مورد اعتماد باشند در محيط هاي دانشگاه يا غير آن مي توانند
موثر باشند و از طرف ديگر چون امکان همسريابي از راه اول يعني وساطت خانواده به
هر دليلي امکان پذير نيست اين راه مي تواند اطلاعاتي که موردنياز را در
اختيار بگذارند. تأکيد مي شود اين مراکز مشاوره بايد داراي کارشناسان دلسوز، با
تجربه و مورد اعتماد و سابقه روشن و مطمئن باشند.
3. راه ديگري که متأسفانه در حال حاضر و بخصوص در محيط هاي اجتماعي مختلط مثل
دانشگاه ها از آن استفاده مي شود روش ارتباط مستقيم و بدون واسطه است. در اين
روش جوانان آماده ازدواج شخصا و مستقيما اقدام به خواستگاري يا جلب خواستگار مي
کنند. به نظر ما اين روش معقولي نيست و تناسبي با فرهنگ ديني و اخلاقي ما ندارد
و معمولا موجب بروز و ظهور روابط نامشروع و فسادآور مي شود زيرا اين روش به "
دلباختگي در يک نگاه" منتهي مي شود و تصميم گيرنده بدون توجه به معيارها و
ارزشهاي تعيين شده در شرائط همسر ايده ال و متناسب، و بدون توجه به هدف مورد
نظر خود و صرفا به خاطر جلب توجه به ظواهري همچون زيبايي، ثروت، تحصيلات، پست و
مقام و ... شيفته طرف مقابل شده و تصميم گيري اش در يک فضاي فکري و رواني
احساسي و عاطفي انجام مي گيرد.
هرچند لازم است دو طرف به مسائل ظاهري مثل آنچه گفته شد توجه کنند ولي محور
قرار دادن و اصالت دادن به آنها منتفي است و صحيح نيست بلکه بايد ضمن توجه به
آنها، به موازين اساسي و ارزشهاي اخلاقي و زيربنايي و پايبندي به اصول اخلاقي
ديني اصالت بخشيد و آنها را محور تصميم گيري قرار داد. و گر نه تصميم گيري هاي
بر اساس ارتباط هاي مستقيم و بدون واسطه معمولا بر اساس خواسته هاي نفساني و
احساسات زودگذر انجام مي گيرد. که عواقب ناگوار و نامطلوب دارد. بنابراين توصيه
اکيد ما اين است که براي شناسايي فرد مورد نظر و همسريابي هرگز از اين روش
استفاده نشود و به ايجاد ارتباط مستقيم چه حضوري و چه تلفني و چه مکاتبه اي
بدون اشراف و نظارت خانواده هاي دو طرف اقدام نشود.
4- يکي از راه هايي که امروزه براي شناسايي و ارتباط دختر و پسر بکار گرفته مي
شود, چت است, در اين زمينه گفتني است, اصل چت در صورتي که منتهي به مفسده اي
نشود اشکال ندارد, ولي با توجه به حساسيت مسئله همسر گزيني و شرايط فراواني که
احراز آنها لازم است, بدست آوردن همسر مناسب, از اين طريق مشکل به نظر مي رسد,
مگر اينکه در مراحل بعدي در مورد او تحقيقات رسمي صورت گيرد و شما از اين بابت
مطمئن شويد که همسر مورد نظر خود را يافته ايد.
به بيان ديگر اين روش بسياري از واقعيتهاي لازم را از شما پنهان نگه مي دارد و
لذا اکتفا نمودن به اين روش هرگز شما را به واقعيت نمي رساند و چه بسا يک آدم
کور و کچل را پسنديده باشيد چه حتي عکس قابل اعتماد از او در اختيار نداريد و
تا کنون کسي نگفته است که من زشتم که ايشان نفر دوم باشد
البته از نظر فقهي و شرعي ازدواج با چنين فردي اشکال شرعي ندارد, ولي از آنجا
كه ازدواج نقطه عطف زندگي است و خوشبختي و بدبختي انسان تا حدود زيادي بستگي به
موفقيت و يا شكست در اين امر مهم و حياتي است بهتر آن است در انتخاب همسر و
شريك زندگي دقت زيادي كرد و تا زماني كه از شايستگي و لياقت وي اطمينان پيدا
نكرده ايم، اقدام صورت نگيرد و حتي وعده و قول و قرار ندهيد. بنابراين اگر
آشنايي تان در حد و سطح همان چت است به نظر نمي رسد براي چنين تصميم سرنوشت
سازي ، كافي باشد بلكه تحقيق هاي بيشتري در اين زمينه لازم و ضروري است و بايد
از ديگر روشها نيز که نام برديم کمک بگيريد و با مراجعه مستقيم و حضوري به
خانواده وي و اطلاع از سطح فرهنگي اجتماعي، ديني اخلاقي وي و خانواده اش
اطمينان بيشتري حاصل نماييد و نيز با شناسايي دوستان نزديك و نيز كسب اطلاع از
همكاران و محل كار وي، ميزان آشنائي تان را بيشتر كنيد. و به طور كلي با چشمي
باز و آگاهي كامل از وضعيت وي و خانواده محترمشان اقدام به چنين عمل مهم و
سرنوشت سازي كنيد تا در آينده دچار پشيماني نشويد و نگوييد اي كاش تحقيق بيشتري
مي كردم و از تناسب وي با خود اطلاع پيدا مي كردم. بنابراين توصيه مي شود براي
انتخاب همسر و شريك زندگي براي يك عمر، ابتدا ملاكها و معيارهاي همسر لايق و
شايسته را مطالعه كنيد و از والدين محترم تان نيز كمك بگيريد و نظرات مشورتي
آنها را نيز بشنويد و درباره فرد مورد نظر تحقيق كافي (چه توسط خود و چه توسط
خانواده محترمتان) بعمل آوريد و به صرف برخي گفته ها و شنيده ها يا نوشته هايي
كه از طريق چت بدست آورده ايد اكتفا نكنيد.
در عين حال شما خوب مي دانيد خاستگاه اين شيوه خواستگاري و ازدواج فرهنگ غربي
است که از بين رفتن پايه بنيادين خانواده، پاي بند نبودن به ارزش هاي ديني و
وجود تفکر ليبرالي به معني آزادي خواهي در همه عرصه هاي زندگي مهمترين مشخصه آن
است. طبق اظهار نظر جامعه شناسان خانواده، درغرب ازدواج به معني زن و شوهر شدن
از راه شرعي و يا قانوني با هدف زندگي طولاني با يکديگر در حال منسخ شدن است و
شکل جديدي از کنار هم زندگي کردن زن و مرد رواج يافته که هيچ سنخيتي با فرهنگ
حاکم بر کشور ايران ندارد. اين نوع ازدواج يا کنار هم زندگي کردن در غرب به
زندگي شريکي مشهور است که در آن زن و مرد به عنوان زن و شوهر مورد خطاب قرار
نمي گيرند بلکه با عنوان شريک نزديک (Partener) ياد مي شود. آشنايي و خواستگاري
و سپس ازدواج اينترنتي و چتي نيز برخاسته از چنين فرهنگي است.
حاکميت چنين فرهنگي سبب مي شود آسيب هايي را براي ازدواج اينترنتي به دنبال
بياورد به عنوان نمونه مي توان به ارائه اطلاعات غلط توسط يکي از طرفين به
ديگري هنگام آشنايي و خواستگاري اشاره کرد. بنابراين چگونه مي توانيد به
اطلاعات طرف مقابلتان اعتماد کنيد؟!
از آن جا که معمولا وقتي از طريق چت ارتباط برقرار شد به تدريج بيشتر شده و
زمينه علاقه به يکديگر فراهم مي شود و چه بسا به وابستگي بيانجامد و در صورتي
که بخواهيد اطلاعات داده شده را در جلسه حضوري مورد بررسي قرار دهيد و تصميم
گيري کنيد چه بسا تصميم گيريتان تحت تأثير همان عشق و علاقه قبلي شده و نتوانيد
واقعيات را آن گونه که هست مشاهده کرده و تصميم عاقلنه و واقع بينانه بگيريد.
خلاصه پايه واساس ازدواجتان بر احساسات گذاشتهش شده و زندگي سست و متزلزل خواهد
شد. خلاصه اين که خواستگاري از طريق چت راه مطمئن معقولي نمي تواند باشد.
شكل رفتار با جنس مخالف

تازه با محيط دانشگاه آشنا شده ام. لطفاً درباره رابطه دختر و پسر
در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد.
همانگونه كه خود مىدانيد، تاكنون در محيط تحصيلى كمتر با جنس مخالف برخورد
داشتيد. در مقاطع تحصيلى قبلى، يعنى دوره دبستان، راهنمايى و دبيرستان با فضاى
آموزشى مختلط مواجه نبوديد و زندگى آموزشى شما فارغ از حضور جنس مخالف بود و در اين
محيطها، تعامل و برخوردى با جنس مخالف نداشتيد. شايد محيط دانشگاه، اولين تجربه
برخورد مستقيم و بى واسطه شما با جنس مخالف است. بر اين اساس، با شكل اين نوع
ارتباط و پيامدهاى مثبت و منفى و راهكارهاى كنار آمدن با اين پديده، آشنايى نداريد.
پر واضح است كه همين نا آشنايى مىتواند موجب خسران و ضرر آموزشى گردد و ممكن است
كه به جاى سود علمى و آموزشى، ضرر اجتماعى، اخلاقى و حيثيتى نيز به شما تحميل كند و
بدون قصد و برنامه قبلى، شما را از هدف دور كرده، به سمت انحرافهاى پيشبينى نشده
ببرد. بر اين اساس، آگاهى از مواجه صحيح با اين پديده و ارتباط سالم و صحيح داشتن
با جنس مخالف و شناخت از شرايط، آداب و مقررات اين نوع ارتباط و برخورد با اين
پديده براى شما لازم و ضرورى است. از اين رو، به منظور روشنگرى، نكاتى را تقديم
مىداريم:
اما قبل از پرداختن به جزئيات مورد نظر توجه شما را به يك نكته اساسى جلب مىكنيم
كه كليد ارتباط با تمام انسانها را در تمام محيطها در دستتان مىنهد.
انسان، هرگز بىارتباط با ديگران زندگى نكرده است و اگر چه سطح و نوع ارتباطها تنوع
مىپذيرد، ولى ارتباطات انسانى، هيچگاه قطع نشده است؛ زيرا براى آدمى، ارتباط با
همنوع يك ضرورت است. نوع و كيفيت ارتباط را اهداف و اغراض ما تعيين مىكند. به اين
سبب، گاهى ارتباط آموزشى است، گاهى اقتصادى، گاهى فرهنگى و برخى اوقات اجتماعى. هدف
يك ارتباط، در قالب پيام مبادله شده، فراهم مىشود و به دست مىآيد. افزون بر آن كه
هر نوع ارتباطى، شرايط خاص خود را دارد كه بايد رعايت گردد تا ارتباط به هدف خود
برسد. يك مجموعه داراى اصول و قواعدى كلى است كه بايد در تمام ارتباطها رعايت گردد.
يكى از اين اصول، اين اسم كه هرگز ارتباطها نبايد با همديگر همپوشى و تداخل نمايند؛
يعنى در ضمن يك ارتباط، نبايد هدف گم شود. پيام مبادله شده كه معين كننده نوع
ارتباط است، بايد محدود و منحصر به همان نوع ارتباط باشد؛ مثلاً در ضمن يك ارتباط
اقتصادى نبايد ارتباط خانوادگى و پيام خانوادگى مبادله شود. اين تداخل، موجب ضرر به
هر دو نوع ارتباط خواهد شد و هر دو را از اهدافشان دور مىسازد و همچنان كه اگر در
ضمن ارتباط آموزش، حواس شما متوجه مطالب ديگر شود، موجب افت كيفيت آموزش مىشويد.
در ارتباط ديگر نيز تداخل پيامها، موجب افت سطح ارتباط مىشود. پس بايد به اصول
ارتباطهاى انسانى پاى بند بود تا بتوان به اهداف ارتباطها دست يافت.
شايد توجه داريد كه علت اصلى حضورتان در دانشگاه - همان گونه كه از نام اين محيط
پيداست - تحصيل دانش و علم است و نه تحصيل چيز ديگر؛ از اين رو، ارتباط اساسى و
اصلى شما با تمام افراد در اين محيط، يك ارتباط آموزشى است و اگر ارتباط دوستى يا
اقتصادى و... برقرار شود، در مسير تكميل ارتباط آموزشى و يا مقدمهاى جهت رسيدن به
اهداف آموزشى است. اگر در دانشگاه در پرتو يك ارتباط اقتصادى، لوازم التحرير، فيش
غذا، لباس و... تهيه مىكنيد، همه براى تأمين اهداف آموزشى و تحصيل علم و دانش است.
هر رفتار و يا ارتباطى كه شما را از اين هدف دور كند، آفت زندگى دانشجويى و انحراف
از مسير ارتباط آموزشى تلقى مىشود.
هر ارتباط ديگرى غير از ارتباط آموزشى، فقط يك عامل مزاحم است و بايد آنها را از
مسير زندگى دانشجويى خود حذف كنيد تا بتوانيد به اهداف علمى و معرفتى خو نايل آييد.
پس از ديدگاه تعليم و تربيت، ارتباط با جنس مخالف، يك عامل مزاحم است و در اولين
گام، سطح تمركز شما را كاهش مىدهد. كافى است يك پيام غير آموزشى از جنس مخالف نظر
شما را به خود جلب نمايد تا ساعتها فكر و ذهن شما را به خود مشغول سازد. توجه
داريد كه تا كنون تنها با تكيه بر ديدگاه تعليمى و تربيتى، به بررسى اين پديده
پرداختهايم و نتيجه سخن آن كه هر عمل و ارتباطى كه ارتباط آموزشى و فعاليت تحصيلى
شما را تحت الشعاع خود قرار دهد و كميت و كيفيت دانش اندوزى شما را كاهش دهد، بايد
از زندگى دانشجويى شما حذف شود.
توجه داريم كه تأثيرمزاحمتى ارتباط با جنس مخالف، هرگز نه قابل كتمان است و نه با
مزاحمتهاى ديگر - همانند سرو صدا - قابل مقايسه مىباشد؛ يعنى كسى نيست كه بگويد
ارتباط با جنس مخالف، همانند خريد لوازم التحرير مقدمهاى براى تحصيل موفق است؛
زيرا بروز عامل مزاحم، برابر است با افت تحصيلى و افزون بر اين، تحقيقات انحام
گرفته و تجربيات افراد مبتلا به ارتباط با جنس مخالف، گوياى افت شديد تحصيلى اين
گونه افراد است.
موضوع ارتباط با جنس مخالف، تنها نظر دانشمندان و صاحب نظران تعليم و تربيت را به
خود جلب نكرده است؛ بلكه اين مسئله از ديدگاه فقهى، حامعه شناختى، روان شناختى و...
نيز مورد بررسى قرار مىگيرد. اينك از ديدگاه روان شناختى اين مسئله را مورد بررسى
كوتاه قرار مىدهيم.
1. دهنده پيام. 2. گيرنده پيام. 3. محتواى پيام. 4. كانال. 5. رسانه. از بين اين
امور، بيشترين تأثير و نقش تعيين كننده، نقش اصلى آن، مؤلفه سوم (محتواى پيام) است.
آن چه يك ارتباط را از ديگر ارتباطها متمايز مىسازد، محتوا و پيام است. حال سخن
اين است كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، چه نوع پيامى مبادله مىگردد كه آن را
ارتباط دوستى با جنس مخالف مىگويند؟ چرا ارتباط با استاد در كلاس درس را ارتباط
دوستى نمىگوييد و يا ارتباط با دفتردار دانشگاه را ارتباط آموزشى و دوستى
مىگوييد؟ آيا چيزى جز محتوا و پيام مبادله شده، مىتواند نقش مؤثر و تعيين
كنندهاى داشته باشد؟ اينك بايد مشخص كنيم كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، محتوا
و پيام مبادله شده چيست كه آن را از ديگر ارتباطها، همانند اقتصادى، سياسى، اجتماعى
و... متمايز مىسازد؟
آن چه در ارتباط با جنس مخالف مبادله مىشود، محبت و عشق است؛ ولى محبتى كه يك
همجنس از ارائه آن ناتوان است. از اين رو به سراغ جنس مخالف مىرويم؛ پس محبت از
نوع جنسيتى است و اگر پيام آرامش، سكون و... نيز مبادله مىگردد، رنگ جنسيتى - نه
جنسى - پذيرفته است. در اين نوع ارتباط چون قواعد و شرايط و تعهدات طرفين تعريف
نشده است و به صورت ناقص از فرهنگ غربى اقتباس شده است، با پيامد منفى فراوانى
همراه مىباشد؛ مثلاً چون سطح دوستى تعريف نشده، دوستان در برابر همديگر احساس تعهد
نمىكنند كه معمولاً با خيانت، بى وفايى، شكست و... همراه است.
گاهى اوقات به واسطه اين كه سطح دوستى و ارتباط تعريف نشده است، اندك اندك از
ارتباط دوستى فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگى و كاركردهايى از آن دست مىشود
و چون شرايط آن با توافق طرفين قرين نشده، به هتك حيثيت اجتماعى و چه بسا خسارتهاى
جبرانناپذير - به ويژه از طرف دختر - همراه مىشود و هرگز كسى در ابتدا پيش بينى
نمىكند كه اين دوستى، به اين نقطه ختم شود؛ ولى كم كم به جايى مىرسد كه سرمايهاى
جز ندامت باقى نمىماند.
بنابراين چون در فرهنگ دينى و عرف ايرانى ما، اين نوع ارتباط هنوز تعريف نشده و
شرايط، مقررات و آداب، تعهدهاى طرفين تعيين شده است، نبايد به سراغ آن برويم؛ چون
هر ارتباطى كه از شرايط، آداب و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها به هدف خود نمىرسد،
بلكه جز خسارت نتيجهاى ندارد. اگر ارتباط اقتصادى با آداب، شرايط و تعهدهاى بيگانه
باشد، نه تنها سود نمىدهد، بلكه خسارت اقتصادى تنها نتيجه آن خواهد بود. در اين
نوع ارتباط هم، وضعيت به همين منوال است.
در ارتباط دوستى با جنس مخالف، آن چه در معرض خسارت و ضرر (و يا بهتر بگوييم تهديد)
قرار مىگيرد، مال، سرمايه و تحصيل دانش نيست؛ بلكه آبرو و پاكى است كه اگر از كف
رود، هرگز جبرانپذير نيست. آيا انسان عاقل حاضر است كه در يك ارتباط دوستى فاقد
تعهد لازم الاجرا و غير قابل نقض، حيثيت خود را در معرض آسيب و خطر قرار دهد؟ اگر
اين ضرر رخ داد، چه كسى آن را جبران مىكند و آيا آبروى بر باد رفته، قابل برگشت
است؟ بسيار افرادى كه هرگز گمان نمىكردند به بى آبرويى و از دست دادن آبرو و...
مبتلا شوند؛ ولى مبتلا شدند. بنابراين، از ديدگاه روان شناختى بين فردى نيز چون
ارتباط دوستى با جنس مخالف فاقد شرايط يك ارتباط سالم مىباشد و ويژگىهاى لازم در
مؤلفههاى آن رعايت نشده است، يك ارتباط شكست خورده و مقرون به آسيب مىباشد و تا
زمانى كه به يك تعهد طرفينى همراه با رعايت آداب و شرايط منتهى شود، بايد از آن سخت
اجتناب كرد.
حال كه ارتباط با جنس مخالف در فضاى آموزشى و غير آموزشى ممنوع است، پس شكل رفتار
ما با جنس مخالف چگونه بايد باشد؟
به طور كلى در جامعه ما چند شيوه برخورد وجود دارد كه يك شيوه آن درست و شيوههاى
ديگر غلط است.
برخورد مبتنى بر شناخت و احترام متقابل، برخورد صحيح با جنس مخالف است. در اين
شيوه، دختران و پسرانى هستند كه به محض ديدن يكديگر خود را نمىبازند و هيجان زده
نمىشوند. اينان يك نگاه و يك كلام از جنس مخالف را به عشق تعبير نمىكنندو آن را
در ذهن خود و در رؤياهاى خويش نمىپرورانند؛ بلكه در برخوردها در مجامع فاميلى،
تحصيلى و... بسيار با وقار و سنگين برخورد مىكنند و در عين پرس و جو از احوال
يكديگر و پاسخ گويى به پرسشهاى آنان، دچار افراط در خنده و شوخى نمىشوند. آنان
جنس مخالف را افرادى چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمىدانند و آدابى را كه از
لحاظ شرعى و اجتماعى در برخورد با آنان لازم است، رعايت مىكنند. آنان بر اثر تربيت
خانوادگى، برقرارى رابطه پنهان با جنس مخالف را بى معنا مىدانند و درباره روحيات
جنس مخالف به حد كافى آگاهند و براى برقرارى روابط نيزديك و صميمى با جنس مخالف،
برنامه دارند و آن را از طريق ازدواج و فراهم آوردن شرايط مقبول اجتماعى، به تحقق
مىرسانند.
شيوههاى نادرست ارتباط
1. برخورد احساسى و هيجان زده اين رفتار بر اثر عدم شناخت صحيح از جنس مخالف است و
يك ابراز محبت ساده را نشانه عشقى عميق مىدهند و هيجان زده مىشوند كه معمولاً در
دختران چنين واكنشى بيش از پسران به چشم مىخورد.
2. برخورد خشك و محدود؛ عدهاى از جوانان بر اساس تربيتهاى غلط، گاهى در ميان
خويشان و آشنايان از افراد غير هم جنس اجتناب مىكنند و رفتارى سرد و يا خشن دارند؛
البته خشك نبودن هرگز به معناى رعايت نكردن حدود شرعى نيست؛ ولى رعايت موازين شرعى
هم لزوماً به معناى بد اخلاقى و سرد بودن نمىباشد.
3. داشتن روابط پنهانى؛ داشتن روابطى مثل نامه نگارى، تماسهاى تلفنى و مخفيانه،
گذشته از اين كه چه عواملى باعث اين گونه روابط بين بعضى از جوانان ما شده، بايد
يادآور شويم كه عواقب روانى و اجتماعى بسيار خطرناكى در اين گونه روابط وجود دارد
كه متأسفانه بيشترين آسيب آن نصيب دختران ما مىشود.
4. افراط در معاشرت؛ بعضى از خانوادهها به بهانه اجتماعى كردن فرزندان خود سعى در
ايجاد روابط افراط گونه بين پسر و دختر مىكنند كه نوعى تبعيت كوركورانه از فرهنگ
غربى است.
بنابراين به نظر اسلام شيوه صحيح در رابطه با جنس مخالف، همان شيوهاى است كه توضيح
آن گذشت.
در ارتباط با جنس مخالف، در حالى كه در قالب شكل اول ارتباط برقرار مىكنيد، از
اصول بيان شده زير پيروى كنيد:
1. برخورد با جنس مخالف بر اصل تكبر ورزى استوار شده است؛ يعنى معيار و قانون
برخورد با جنس مخالف متكبرانه بودن آن است. رفتار صميمانه و چهره گشاده و لب خندان
داشتن، براى مواجه با همجنس و محارم است؛ نه براى نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حريم
و مصونيت و حرمت نهادن براى خود، تكبر ورزى است تا ناشناسان و نا محرمان به حريم
شما بار نيابند؛ مگر آن كه محرم راز شوند بد گويى و ناسزاگويى لازم نيست و رفتار
متكبرانه داشتن لازم است. بى اعتنايى، خود برتر بينى، فاصله گرفتن، حريم براى خود
قائل شدن از جلوههاى رفتارى مطلوب با جنس مخالف است.
2. به برخى از تأثيرات مثبت و اندك اين ارتباط دل خوش نكنيد و بدانيد كه انسانهاى
پشيمان اندك اندك به خط قرمز رسيدند و از آن عبور كردند. اگر شما يك قدم جلو
بگذاريد، بايد تا ده قدم از ارزشهاى خود عقبنشينى كنيد. جاذبه طبيعى و زيستى دختر
و پسر، به ويژه در سنين جوانى، زمينه انحراف ارتباطهاى انسانى را فراهم مىسازد. در
محيط آموزشى هم نبايد از آفاتى كه در جاذبههاى زيستى ريشه دارد، غفلت كنيد؛ زيرا
روابط انسانى از اين ناحيه، بسيار آسيبپذيرفته و به انحراف مىگرايد. بر همين اساس
شارع مقدس به ما هشدار مىدهد كه هرگاه دو غير هم جنس در قالب هر ارتباطى در مكانى
خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند، شيطان آنها را به سمت روابط تهديدآميز
مىكشاند و بايد از آن محيط و ارتباط گريخت.
نكته ديگرى كه به اين حساسيت مىافزايد، تهديد مستمر و لحظه به لحظه اين خطر است؛
يعنى در حالى كه ديگر عوامل تهديد كننده، نيازمند زمان و مكان خاصى هستند تا آدمى
را در معرض تهديد قرار دهند و در رفتار وى نفوذ كنند، اين عامل هميشه نقش تهديد
كننده دارد و انسان هوشيار نبايد يك لحظه خود را از اين تهديد در امان ببيند.
3. محيط آموزشى بدون ارتباط آموزشى نيست و طرف دوم اين ارتباط، هميشه از جنس شما
نيست. شايد شما در برخى اوقات مجبور به برقرارى ارتباط با جنس مخالف شويد؛ در اين
صورت، يقيناً از محدوده پيام آموزشى تجاوز نكنيد و فقط به مبادله همين نوع پيام -
در صورت مستقيم يا غير مستقيم - اكتفا كنيد. براى اين كه يقين كنيد مخاطب شما پيام
ديگرى دريافت نكرده است و پيام ديگرى مبادله نكردهايد، به نكات زير بسيار پاى بند
باشيد.
1. به محض احساس دريافت پيامى غير اموزشى، سريع رابطه را در همان لحظه قطع كنيد.
2. در فضاى آموزشى مختلط، مواظب نگاه خود باشيد و به پيامهاى شفاهى، كتبى و...
افراد مزاحم توجه نكنيد و حتى اگر به داد و فرياد متوسل شدند، ناشنيده گرفته، از
موقعيت دور شويد.
3. در جمع دوستانى كه به اين نوع روابط دل خوش كردهاند، شركت نكنيد و حداقل وقتى
به گزارش اين نوع عملكرد خود مىپردازاند، از آنها كناره بگيريد.
4. توجه داشته باشيد كه هيچ انسان مبتلا به انحراف رفتارى با قصد و غرض قبلى به اين
وادى وارد نشده، بلكه دستهاى ناپيدايى او را به اين هلاكت مبتلا ساخته است. شما
نيز از حيله اين دستها خود را در امان نپنداريد؛ زيرا هميشه آنها با شما و در كمين
شما هستند؛ گرچه شما از آنها فافل هستيد.
منابع
1. جولياتى وود، روانشناسى ارتباطات ميان فردى.
2. محسنيان راد، روانشناسى ارتباطات.
3. روانشناسى ارتباطات اجتماعى.
4. مهرآرا، روانشناسى اجتماعى.
رابطه دختر و پسر

عوامل زمينه ساز و آسيب ها
عوامل زمينه ساز در ايجاد روابط نامناسب بين دختر و پسر
1ـ گرايش غريزي به جنس مخالف :
غريزه يكي از عناصر تشكيل دهنده وجود آدمي است ونقش مهمي در گرايش دو جنس مخالف دارد .
2ـ احساس نياز ونداشتن پشتوانه عاطفي :
اگر فرد در ميان دوستان وخانواده به امنيت روحي نرسد وخانواده نتواند نياز دوست داشتن ودوست داشته شدن فرد را پاسخ گويد ، او به ارتباطي كه اين نياز او را پاسخ دهد ، تن مي دهد .
3ـ ضعف اعتقادات وباورهاي ديني :
اگر پسـران و دختـران به هيچ يك از آئين ومقررات موجود در دين پاي بند نباشند براي روابط خود محدوديتي قايل نمي شوند .
4ـ عدم رشد اخلاقي :
آزاد گذاشـتن فرزند در ايجـاد رابطه با جنس مخالف ويا بر عكس عدم آموزش ارتباط هاي صحيح و …. مي تواند زمينه ساز روابط نادرست باشد .
5ـ حس بي خيالي وشانه خالي كردن از بند تعهدات :
بي انگيزگي وبي تعهدي مي تواند عاملي براي ايجاد روابط نادرست باشد چرا كه اگر جوان قانون هاي ديني ، اجتماعي و اخلاقي را فقط مانع بداند ، براي برداشتن آنها اقدام مي كند .
6ـ بي برنامگي ،بيكاري ،يكنواختي واحساس حقارت وخودكوچك بيني :
شروع بسياري از ارتباط ها از روي بيكاري وبراي وقت گذرندان مي باشد وگاه دختران وپسران احساس مي كنند ادعاي داشتن چنين روابطي مي تواند آنها را در ميان دوستانشان داراي منزلت واحترام كند .
7ـ تعصبات خشك خانوادگي ومحدوديت هاي بي مورد :
مراقبتهاي بي مورد و محدود كننده ، پوشش هاي محدود كننده اجباري كه بدون هيچ توجهي به عنوان لباس رسمي خانواده به فرد تحميل مي شود عدم توجه به بلوغ جسمي وفكري فرزند و گاه ضرب وشتم ها … مي تواند زمينه ساز اين مساله باشد كه جوان به محض رسيدن به رشد خاصي ، اين بندها را پاره كرده و خود را از قيد تعصبات رها كند .
8ـ تهاجم فرهنگي ، آزادي وعدم نظارت اجتماع :
اين عامل به خصوص در سالهاي اخير سهم مهمي در ايجاد روابط نادرست داشته است .
9ـ عوامل سياسي خط دهي شده از سوي دشمنان :
غافل كردن جوانان ، بي انگيزه كردن آنها ،راحت طلب بار آوردن و بي توجه نمودن آنها به مسائل روز جامعه از اهداف اصلي دشمن است كه با فراهم كردن زمينه هاي فساد وروابط نادرست به اين هدف مي رسند .
10 ـ فقر :
اين عامل يكي از مسائل مهم اجتماعي است كه در چند سال اخير به شدت مورد توجه بوده و مي تواند به عنوان يكي از عوامل اصلي ايجاد روابط نامناسب باشد .
آسيب هاي ناشي از روابط نامناسب بين دختر وپسر
1ـ ديد باز جوانان نسبت به اطراف وجامعه ازبين مي رود ، جوان هميشه درگير ارتباطي است كه داشته ، ديگر نمي تواند نسبت به مسائل مربوط به جامعه و … با ديد باز نگاه كند .
2ـ افكار جوانان منحرف مي شود وديگر آن ذهن سالم را از دست مي دهند .
3ـ به خاطر ايجاد زمينه براي چنين روابطي ، آزادي از ديگر جوانان گرفته مي شود .
4ـ مقام ها وارزش ها ي انساني پايين مي آيد .
5ـ اراده ها سست واعتمادها از بين مي رود .
6ـ مانع پيشرفت علم مي شود .
7ـ وقت ،هزينه وانرژي زيادي صرف اين روابط مي شود كه در جاي مناسب بسيار مفيدند .
8ـ انحرافات اخلاقي در جامعه گسترش مي يابد .
9ـ به دليل سرخوردگي هاي روحي ،گرايش به اعتياد رواج مي يابد .
10ـ بيماري جديد شيوع مي يابند .
11ـ راه تكامل ورسيدن به سعادت بسته مي شود .
12ـ كانون هاي خانوادگي از هم مي پاشد .
13ـ بي بند وباري بر اثر فرار دختران و ….. افزايش مي يابد .
14ـ كم كاري وسستي در مسئوليت هاي محوله به آنان ايجاد مي شود و..
و در نهايت جامعه با جواناني روبرو مي شود كه بر اثر نداشتن اطلاعات وآموزش ، به بيراهه رفته اند .