بسمعه تعالي ، خوش آمديد . .

* توصيه براي زندگي بهتر: 1- بيائيد گناه نكنيم زيرا هرچه كم گناهتر = زندگي بالذت تر و بدون درد سر تر = پس پيش به سوي موفقيت و خدا با گناه نكردن    2-  در باطن بهتر از ظاهرت باش    3- خوش خلق باش     4-  آنچه فايده ندارد ترك كن و انجام نده     5- و بدان از دنيا آن براي تو ميماند كه به كار آخرتت آيد پس فريب مال دنيا را نخور و دنبال پول كثيف و مال حرام نرو و به همه خوبي كن    6- تا ميتواني كار كن تا محتاج هيچ كس نشوي


طلاي علي با افتخار تقديم شما دوست عزيز مينمايد:

http://www.ALIgold.com

ALIgold.com Live all of the time ...     ... ALI gold.com  present


همه چيز درباره پرسش و پاسخ هاي جنسي براي متاهلان

لطفا در صورتي كه مجرد هستيد نخوانيد ، انشا الله بعد از ازدواج به نفع شماست نه حالا

شامل چندين مقاله و قسمت مختلف در اينباره


تذكر و توصيه : مطالب تست شده نميباشند و طلاي علي فقط بخاطر اطلاع رساني مطالب را در اختيار شما ميگذارد و مسئوليت مطالب به عهده خود سايتهاي ارائه كننده ميباشد + بعلت پايين بودن سرعت خطوط دايل آپ تلفن و اينترنت در ايران و بالا بودن حجم صفحات سايت طلاي علي لطفا بيشتر صبر نماييد + ميتوانيد پس از ديدن كامل صفحات درخواستي اتان از طلاي علي ارتباط با اينترنت را قطع كرده و با صبر و انديشه و حوصله صفحات را مطالعه فرماييد ، براي راحتر پيدا كردن مطلب درخواستي خود در صفحات بلند از قسمت EDIT جستجوگر اينترنت خودتان گزينه Find را انتخاب نماييد و كلمه كليدي درخواستي خود را پيدا كنيد ، انشا الله همه با هم بهشتي شويم . ( طلای علی با تهيه کنندگان اين صفحه همکاری نمی کند و مسووليتی نيز درباره مندرجات آن به عهده نمی گيرد. )براي ديدن اين صفحه كه شامل چندين صفحه ميباشد بايد چندين دقيقه صبر نماييد


 

 

 

 

فهرست

سه روش براي جانبخشيدن به زندگي جنسي
آيا ميتوان با تمايلات جنسي مقابله كرد؟
آيين جشن گرفتن مناسبتها
به درگيري هاي خود و همسرتان بدون تلفات پايان دهيد
شش عمل ناپسند آقايون در روابطشان با خانمها
پيدايش عشق و علاقه پس از دوستي
رابطه موفق با مردان نيازمند ارداه و پشتكار است
استرس و رابطه جنسي
جزء كداميك از دسته ي عشاق هستيد ؟
نقل قولهاي عاشقانه
نازايي از ديدگاه احساسي
نكاتي پيرامون حسادت ورزي در روابط
احساسات و هيجانات شورانگيز
ده سئوالي كه بايد از همسر بي وفاي خود بپرسيد
مقايسه مردان و زنان
قوانين طلائي براي ازدواجي موفق
وقتي زني مادر ميشود
چه موقع علاقه خود را بروز دهيم
روابط از منظر اقتصاد
مرد ها هم انسان هستند
تاثير دوران ماهانه خانمها بر ميل جنسي
چهار هفته اول آشنايي دوران نامزدي
شش قانون براي برقراري رابطه مناسب در ازدواج
هفت نقطه از بدن آقايون كه خانومها به آن توجه ميكنند
ده بازي ذهني خانمها با آقايون
جايگاه رابطه جنسي در زندگي مشترك
چرا خانم ها پسران ماماني را دوست ندارند
مراحل ازدواج
قوانين طلائي براي ازدواجي موفق
حد و مرز روابط بين دختر و پسر
همسرتان به شما بي وفايي كرده ؟
حفظ فضاي رومانتيك در ازدواج
خيانت جنسي يا احساسي ؟ كدام خطرناك تر است
چگونه با شوهر خود ارتباط برقرار كنيم

9 دليل براي 2 فرزند داشتن

دلايل خيانت زوجها به همديگه

9 قاتل عمده روابط عاشقانه !

شيوه هاي گفتگو در خانمها و آقايون

انرژي مثبت را به زندگي خود بياوريد

و ...

 

 

منظور واقعي خانم ها از آنچه كه به زبان مي آورند

به شما می گوید که برای مهمانی شام همراهیتان می کند، و به نظر می رسد که واقعاً علاقه مند به این کار است. بعداً برای اینکه او را مجبور به این کار کرده اید عصبانی می شود. این به نظرتان آشنا نبود؟
مردها و زنها موجوداتی کاملاً متفاوت هستند. مردها معمولاً رک و راست هستند، اما به نظر نمی آید که زن ها آنقدرها هم مستقيم باشند. شما هیچوقت نمی توانید بفهمید که منظور و مقصود واقعیشان چیست و در دلشان چه می گذرد.
اما نا امید نشوید. در اینجا می خواهیم شما را با منظور واقعی خانم ها آشنا کنیم.   

در جواب به دعوت دوستی شما

می گوید: " نمی خواهم دوستیمان را خراب کنم. "

منظورش این است که: "از تو به عنوان یک دوست پسر خوشم نمی آید و اینقدرها برایم جذاب نیستی که با تو بیرون بروم، اما به عنوان دوستی معمولی قبولت دارم."
چرا این کار را می کند:
  احتمالاً می خواهد دوستی عادیش را با شما حفظ کند و نمی خواهد که با گفتن بی علاقگیش به شما احساساتتان را جریحه دار کند.
شما چه باید بکنید:  آن را به خود نگیرید. او فقط به اندازه ی شما بهتان علاقه ندارد. سعی کنید دوستی نرمالتان را با او ادامه دهید.


می گوید: " الان سرم از نظر کاری خیلی شلوغ است."

منظورش این است که: دوست ندارم تو را هم جزئی از برنامه ی روزانه ام قرار دهم.
چرا این کار را می کند: می خواهد به راحت ترین شیوه شرتان را از سرش کم کند. به جای اینکه با بی ادبی این کار را بکند، طوری حرف می زند که خودتان موضوع را بگیرید.
ش
ما چه باید بکنید:  اگر زنی یک مرد را دوست داشته باشد، همیشه می تواند برایش وقت پیدا کند. هر چقدر هم که برنامه ی کاریش سنگین باشد. پس خودتان را گول نزنید که ممکن است این وضعیت تغییر کند. دنبال کار خودتان بروید.

می گوید: " آیا در حال حاضر با کسی رابطه داری؟ "

منظورش این است که: دوست دارم به عنوان نامزدت باشم.

چرا این کار را می کند:  می خواهد بداند که وقتش را برای مردی که کس دیگری را زیر سر دارد  تلف نمی کند.

شما چه باید بکنید:  صادقانه به او جواب دهید و بعد منتظر عكس العملش شويد.


هنگام قرار ملاقات

می گوید: " آیا واقعا می خواهی به آن رستوران/سینما/مهمانی بروی؟ "

منظورش این است که: من آنجا را دوست ندارم.
چرا این کار را می کند:  نمی خواهد به آنجا برود ولی نمی خواهد سمج و لجباز هم به نظر بیاید. امیدوار است که شما احساس او را درک کرده و برنامه دیگری بریزید.

شما چه باید بکنید:  اگر واقعاً دوست دارید که به آن مکان بروید، سرسختی کنید. در غیر اینصورت مجبور خواهید بود که برای خوشحال کردن او از تصمیم خود منصرف شوید. اما همیشه این را به یاد داشته باشید که زمانی او شما را خوشحال خواهد کرد که شما نیز خوشحالش کرده باشید.

 می گوید: " تو رابطه ی خیلی خوبی با بچه ها داری، آنها هم تو را خیلی دوست دارند. "

منظورش این است که: دوست دارم بچه ای از تو داشته باشم و می خواهم نظر تو را هم بدانم.
چرا این کار را می کند:  می خواهد غیر مستقیم نظر شما را در مورد بچه دار شدن جویا شود بدون اینکه شما را عصبانی کند.
شما چه باید بکنید:  عصبانی نشوید. او احتمالاً منظورش آینده ی خیلی دور است. اما اگر فکر می کنید که هیچوقت قصد بچه دار شدن ندارید، بهتر است همان موقع آن را با او در میان بگذارید.


می گوید:  " این رابطه به کجا می رود؟ "

منظورش این است که:  دوست دارم به رابطه مان حالت جدی تری بدهیم.
چرا این کار را می کند:  دوست دارد این شما باشید که پیشنهاد جدی کردن رابطه تان را می دهید.
شما چه باید بکنید:  این به نظر شما در مورد آینده ی رابطه تان بستگی دارد. اگر علاقه مند هستید، چنین پیشنهادی بدهید. اما اگر نمی خواهید، به او بگویید که دوستش دارید اما الان زمان این کار نیست.

  می گوید:  " من احساس نزدیکی زیادی به تو می کنم. تو مرا خوب می شناسی. "

منظورش این است که احساس علاقه مندی می کند و می خواهد که به شما بگوید دوستتان دارد اما نمی خواهد او اول این حرف را زده باشد.
چرا این کار را می کند:  برای کسی دفعه ی اول گفتن جمله ی "دوستت دارم" بسیار دشوار است. آسان تر است که کمی به این مسئله اشاره کند تا خودتان متوجه شوید.
شما چه باید بکنید:  اگر واقعا دوستش ندارید تحت هیچ شرایطی این جمله را به زبان نیاورید. اما اگر دوستش دارد، به او بگویید. اما به یاد داشته باشید که هیچوقت دروغ نگویید.

می گوید: " احساس می کنم که رابطه ی ما دچار یکنواختی شده است. "

منظورش این است که:  می خواهم که تو کمی رمانتیک تر و با علاقه تر رفتار کرده، و گهگاهی من را غافلگیر کنی. می خواهم توجه بیشتری به نیازهای من داشته باشی.
چرا این کار را می کند:  او نمی خواهد احساساتتان را جریحه دار کند و بگوید که شما باعث این یکنواختی شده اید.
شما چه باید بکنید:  نیازی نیست که شخصیتتان را به کل تغییر دهید، اما اگر کمی هم در رابطه تان تغییراتی دهید مطمئناً صدمه اي نمي خوريد. سعی کنید ناراحتی های او را از بین برده و کمی غافلگیرش کنید.

می گوید:   " مردی در محل كارم گاهي به من خيره ميشود. "

منظورش این است که:  باعث حسودیت شود
چرا این کار را می کند:  می خواهد به شما بفهماند که مردان دیگر هم هستند که به او بسیار علاقه مند باشند. دوست دارد شما به اینکه با او هستید افتخار کنید.
شما چه باید بکنید:  آنطور که او می خواهد عکس العمل نشان ندهید. عصبانی نشده و حسودی هم نکنید. در عوض کمی تحسینش کنید، مطمئناً استقبال خواهد کرد.

می گوید:   " آیا تو با مادرت راه می آیی؟ "

منظورش این است که:  آیا مرد خانواده دوستی هستی؟
چرا این کار را می کند:  مردی که می تواند با مادرش راه بیاید و رابطه ی خوبی با او دارد، فرد وفادارتر، احساسی تر و علاقه مند تر است.
شما چه باید بکنید:
  در مورد رابطه ی خودتان با مادرتان با او صحبت کنید. و به او اطمینان دهید که رابطه ی خوبی با او دارید.

   

هنگام جدایي

می گوید: " الان آمادگی متعهد شدن برای یک رابطه را ندارم. "

منظورش این است که:  نمی خواهم به تو تعهدی داشته باشم، هیچوقت هم نمیخواهم.
چرا این کار را می کند:  این کار را می کند تا کمی از ناراحت کنندگی جریان کم کند.
شما چه باید بکنید:  تا زمانی که آمادگی لازم برای رابطه با شما را پیدا نکرده است، دور و اطرافش نچرخید.   


می گوید: " فکر می کنم ما می توانیم دوستانی معمولی باقی بمانیم. "

منظورش این است که می خواهم تو را کم کم از زندگیم خارج کنم.
چرا این کار را می کند:
  به نظرش می رسد که کم کم خارج کردن شما از زندگیش بهتر باشد از اینکه یکدفعه رابطه اش را با شما قطع کند. شاید هم می خواهد شما را در آب نمک بخواباند.
شما چه باید بکنید:  اگر دوست دارید، دوست او باقی بمانید. اما اجازه ندهید که شما را توی آب نمک بخواباند. اگر دوباره بخواهد رابطه اش را با شما شروع کند، ممطئن باشید که به این دلیل است که کس دیگری را پیدا نکرده است.

ببینید چه در دل خانم هاست....
الان دیگر می دانید که حرف های خانم ها چقدر با منظور اصلیشان تفاوت دارد. زن ها برخلاف مردها برای حرف زدن معمولاً از اشاره ها استفاده می کنند و هیچوقت رک و پست کنده آنچه در دلشان است را بیان نمی کنند. نمی گویم کاری که او میکند اشتباه است یا کار شما، و کدامیک بهتر است. فقط می گویم که زن ها و مردها برای بیان احساساتشان راه های مختلف و متفاوتی دارند. سعی کردیم در اینجا کمی شما را با آنچه در دل خانم ها می گذرد آشنا کنیم.

 

 

رابطه جنسي سالم 

رابطه جنسي سالم چگونه رابطه اي است؟

رابطه جنسي سالم دربرگيرنده ابراز آگاهـانه و مثبت انرژي جنسي در راستاي افزايش عزت نفس، سلامت جسمي، رابـطـه عـاطـفـي و تـعـالي شخـصـيت بــا منفعت دو سويه ميباشد. رابـطـه جنـسـي سـالـم مـثـبت و پــر مايه بوده و به چگونه ارتـبـاط بـرقـرار كـردن  و پذيـرش و دهـش عشـــق توسط ما بستگي دارد.

رابطه جنسي سالم به معني  توانايي در لذت بردن و كنترل رفتار جنسي و تناسلي است، عاري از هرگونه احساس ترس، شرمساري، گناه و باورهاي غلط.

رابطه جنسي سالم شكلي از ارتباط برقرار كردن ميباشد كه از طريق آن ما احساسات، افكار و لذت را مبادله ميكنيم.

يك رابطه جنسي سالم مستلزم چنين شرايطي است: رضايت- برابري - احترام-اعتماد - ايمني - مسئوليت.

رضايت: يعني شماقادر باشيد آزادانه و براحتي انتخاب كنيد كه در فعاليت جنسي شركت كنيد يا كه نكنيد. همچنين شما قادر خواهيد بود هر زمان كه لازم ديديد فعاليت جنسي در حال انجام را متوقف سازيد. فارغ از هر گونه تحميل و اجبار.

برابري و مساوات: يعنيحس شما از اقتدار فردي هم سطح اقتدار فردي شريكتان باشد. هيچ يك از طرفين بر ديگري تفوق و استيلا نخواهند داشت.

احترام:يعني  شما  و شريكتان متقابلا به شخصيت، خواسته ها، نيازها و مرزهاي يكديگر احترام ميگذاريد.

اعتماد:يعني شما و شريكتان از لحاظ جسمي و احساسي به يكديگر اعتماد داريد.

ايمني:يعني شما و شريكتان در نحوه  برقراري رابطه جنسي احساس امنيت و ايمني ميكنيد. شما در رابطه با زمان، مكان و چگونگي فعاليت جنسي راحت بوده و حق انتخاب داريد. شما از احتمال عدم حاملگي ناخواسته، انتقال بيماريهاي مقاربتي و صدمات جسمي اطمينان داشته و احساس امنيت ميكنيد.

مسئوليت:يعني شما مي بايست  مسئوليت عواقب و تبعات  رفتارها و فعاليتهاي جنسي خود را بعهده بگيريد. همچنين پيش از برقراري هرگونه  رابطه جنسي مي بايست از دانش جنسي كافي برخوردار باشيد. 

چگونه يك رابطه جنسي سالم و ناسالم را از هم تشخيص دهيم:

                                                       

 رابطه جنسي سالم   

 رابطه جنسي ناسالم

يك انرژي قابل كنترل است

يك انرژي غير قابل كنترل است

 يك انتخاب آزادانه است

يك اجبار و تحميل است

يك سائق طبيعي ست

يك اعتياد است

داراي محدوديت است

محدوديتي ندارد

سبب تحكيم و تثبيت هويت شما ميگردد

به شما هويتي دوگانه ميبخشد

عزت نفس شما  را افزايش ميدهد 

احساس شرمساري بشما ميدهد

شفا بخش و نيرو بخش است

آسيب رسان و زيانبار است

آميخته با عشق است          

تهي از عشق است

يگانگي و سهيم شدن است

دوگانگي و انجام دادن با فردي ست

نيازمند ارتباط و گفتگو ست  

بي نياز از گفتگو ست

آرامش بخش و تسكين دهنده  ا ست

استرس زا ست

امري خصوصي ست

امري مخفيانه و سري ست

آميخته با احترام ست

 بهره كشي و استثمار ست

دو جانبه ست 

منفعت يك سويه دارد 

صميمانه است 

سرد و غير صميمي ست

مسئولانه است  

غير مسئولانه است 

ايمن است

 خطر آفرين است 

لذتي است جسمي، روحي و معنوي و ارتقا دهنده  سطح سلامتي جسمي،رواني و اجتماعي فرد ست   

لذتي است جسماني، تنزل دهنده سطح سلامتي  جسمي، روحي و اجتماعي ست

 

مقايسه مردان و زنان

تعداد مردهای چپ دست خیلی بیشتر از خانم های چپ دست می باشد، خانم ها معمولا با هر دو گوش خود می شنوند، اما آقایون ترجیح می دهند این کار را با گوش راستشان انجام دهند.

مشاهده و درک خانم ها و آقایون از جهان اطرافشان کاملا متفاوت است. آقایون به راحتی می توانند مسائل چند محوری را در ذهن خود تجزیه و تحلیل نمایند. خانم ها استعداد خوبی در شناسایی احساسات افراد در عکس هایشان دارند. البته شاید در برخی موارد زیاده روی نیز به خرج دهند.

کروموزوم های خانم ها "XX" است، اما آقایون یک "X " و یک "Y"  دارند. و باید اذعان داشت که آقایون به طور طبیعی در دوران جنینی تحت تاثیر تسترون بیشتری نسبت به خانم ها قرار می گیرند.

هیپوتالاموس ( عضو کوچکی در قسمت ساقه مغز) آقایون از اکثر خانم ها بزرگتر است. زمانی که آنها برانگیخته می شوند، هیپوتالاموس باعث می شود که میزان کلیه احساساتشان از جمله تشنگی، گرسنگی، و خواست های جنسی خیلی بیشتر از همنوعان خانمشان افزایش پیدا کند؛ همین امر نکته قابل توجهی برای اثبات خوی پرخاشگرانه و غیر قابل کنترل مردهاست.

در بیشتر خانمها میزان کلسیم قشری، بالاتر از مردان است. این امر آنها را قادر میسازد تا بتوانند به راحتی بین نیم کره راست و نیم کره چپ مغزشان ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل است که می توانند به راحتی احساسات و عواطف طرف مقابل را ارزیابی نمایند. در بسیاری موارد دیگر نیز مشاهده شده است که ذهن خانم ها نسبت به ذهن آقایون، ارتباط تنگاتنگ و پیچیده بیشتری برقرار می کند.

ارتباط نیم کره های مغزی گاهی اوقات باعث به وجود آوردن اختلال در عملکر مغز نیز می شود. به عنوان مثال در هنگام خواندن نقشه یک مرد خیلی راحت تر می تواند نقاط مختلف را در ذهن خود بالا و پایین کند، اما یک خانم حتما باید نقشه را این طرف و آنطرف کند تا از آن سر در بیاورد.

برای هر دو جنس، نقطه ای که مربوط به انجام عملیات های زبانی و گفتاری است در یک مرکز معین: یعنی در نیمکره چپ مغز واقع شده است. با توجه به عملکرد مرتبط دو نیمکره مغز، خانم ها به دلیل استفاده از داده هایی که از نقاط مختلف ذهن به هم میپیوندند، (شامل دید و احساس) قادرند به طور متوسط خیلی بیشتر از آقایون صحبت کنند. به همین دلیل است که دختر بچه ها خیلی سریعتر از پسر بچه ها به حرف می افتند و کلمات را خیلی صریح تر و واضح تر از پسر بچه ها تلفظ می کنند، همچنین دامنه لغاتشان نیز گسترده تر است.

مردها به طور اخص از خیانتهای جنسی آسیب بیشتری می بینند : فقط کافی است تصور کنند که شریک زندگی شان با شخص دیگری غیر از خودشان هم آغوش شده است! آنگاه ضربان قلبشان 5 برابر شود. اما همین امر اگر برای خانم ها اتفاق بیفتد، به اندازه آقایون درد آور نیست و راحت تر می توانند آنرا بپیذیرند.

در عوض خانم ها در قبال خیانت ها احساسی از خود عکس العمل های شدید نشان می دهند. تنها چیزی که خانم ها از آن وحشت دارند، این است که سرسپردگی و پشتیبانی دراز مدت همسر خود را از دست بدهند.

مردها خود را به عنوان افراد مستقلی می شناسند که در پی بدست آوردن چیزی هستند؛ خانم ها اغلب احساس وابستگی بیشتری دارند و تصور می کنند که تنها در سایه یک ارتباط است که می توانند هویت حقیقی خودشان را پیدا کنند.

"موفقیت های شخصی به جای وابستگی، یکی از مولفه های شخصیتی مردان در راه بدست آورون تفکر و تخیل مردانه است"

مهمترین ایده های یک مرد عبارت است از: استقلال، رسیدن، وارد شدن

مهترین ایده خانم ها چیزی نیست جز: وابستگی، قرار گرفتن در رابطه و دعوت از سوی دیگران. این امر به خوبی در روابط جنسی قابل مشاهده می باشد. "در حین معاشقه مردها کاملا احساس کمال می کنند، و خانم ها از اینکه کسی آنها را دعوت به این کار کرده، نهایت لذت را می برند."

مردانگی زمانی به حد کمال خود می رسد که : "مردها در کمال قدرت و در نهایت فروتنی تقاضای برقراری این نوع ارتباط را دارند و در ذهن خود قصد دارند تا بهترین نحو این کار را انجام دهند. زنانگی نیز در جایی خودش را نشان می دهد که یک خانم: "مرد مورد نظر را به دنیای خودش راه می دهد تا با کسب تجربیات جدید، از زندگی نهایت لذت را ببرد."

تنها تلاش خانم ها در روابط خود با جنس مخالف این است که: سعی می کنند وابستگی ها را افزایش داده، ارتباط را عمیق تر کنند و دیگران را نیز به انجام این کار تشویق می نمایند.   

5 نیاز اساسی آقایون از زندگی مشترک

1- ارضای جنسی

2- مصاحبت لذت بخش

3- داشتن یک همسر جذاب

4- پشتیبانی خانوادگی

5- تقدیر و تشکر

5 نیاز اساسی خانم ها از زندگی مشترک

1- مهربانی و محبت

2- گفتگو

3- صداقت و درستی

4- حمایت مالی

5- سرسپردگی همسر

در ارتباط با روابط جنسی می توان گفت: آقایون خیلی راحت به حالت برانگیختگی و اوج لذت دست پیدا می کنند؛ اما برای خانم ها دقیقا مخالف این امر اتفاق می افتد.

یک مرد غیر قابل اجتناب

1- او از طریق در آغوش کشیدن ها و بوسیدن های مکرر، مهر و محبتی را که خانم به آن نیاز دارد، جبران می کند.

2- او نیاز خانم به گفتگو را از طریق ترتیب دادن یک بحث عاشقانه مرتفع می سازد.

3- صداقت و درستی خود را با نگاه کردن به طور مستقیم در چشم های خانم و بیان احساسات و افکار حقیقی اش به معرض نمایش می گذارد.

4-  او را از نظر مالی حمایت کرده و هزینه مسکن، خوراک، و پوشاک را به عهده میگیرد.

5- او سر سپردگی خود را به خانواده با قرار دادن مسائل مربوط به خانواده در راس همه کارها، اعلام می کند. وقت و انرژی خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندانش می کند.

خانم غیرقابل اجتناب

1- نیازهای جنسی آقا را برآورده کرده و شریک جنسی خوبی برای او می شود.

2- مصاحبت و سرگرمی را از طریق جذاب بودن برای همسرش برآورده می کند.

3- او باید جذابیتی که در اولین قرارها برای آقا داشته همچنان حفظ کند. با انجام ورزش و رعایت رژیم غذایی مناسب خود را از نظر فیزیکی متناسب نگه می دارد. موها و آرایش خود را همانطور که همسرش دوست دارد نگه می دارد.

4- فضای آرام و ساکتی را در خانه فراهم کرده تا نیاز آقا به حمایت خانوادگی مرتفع گردد.

5- ارزش و اعتبار آقا را به خوبی درک می کند و به خاطر موفقیت های که بدست می آورد از او تشکر و قدردانی به عمل می اورد.

مردها بیشتر برای قدرت، لیاقت، شایستگی، صلاحیت و پیشرفت ارزش قائل هستند؛ معمولا تلاش می کنند تا ارزش های شخصی خودشان را اثبات کنند. "خود محوری مردان از طریق پیشرفت هایی که بدست می آورند تطمیع می شود. آنها به "اموال" و "اشیا" اهمیت بیشتری می دهند تا به افراد و احساساتشان. رسیدن به اهداف برایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چراکه به منزله اثبات توانایی رسیدن به پیشرفت محسوب می شود. کمتر در مورد مشکلاتشان صحبت می کنند مگر اینکه نیاز به راهنمایی و کارشناسی های تخصصی داشته باشند. زمانی که خانم ها به مشکلی برمی خورند، آنها آماده هستند تا همسرشان را نصیحت کرده، راه حل های مختلف را پیش رویشان قرار دهند و اقدام به حل مشکل نمایند.

خانم ها برای عشق، سرسپردگی، زیبایی، و برقراری ارتباط ارزش قائل می شوند. آنها دوست دارند وقت خود را صرف حمایت و پرورش کودکانشان کنند. خود محوری در آنها تنها از طریق احساسات و توانایی برقراری رابطه توضیح داده می شود و کار و تکنولوژی برای آنها از جایگاه ویژه ای برخوردار نمی باشد. مستقیما و به راحتی می توانند نیازهای دیگران را پیش بینی کنند. برای خانم ها بزرگترین نشانه عشق این است که همسرانشان کاری را بدون درخواست آنها انجام دهند.

زمانی که آقایون در حال انجام کاری هستند، اگر به آنها پیشنهاد کمک شود، تصور میکنند که به اندازه کافی لایق و شایسته نبوده اند و خانم به او اعتماد نداشته که یک چنین پیشنهادی را مطرح نموده. اما برعکس "پیشنهاد کمک و مساعدت به خانم ها به عنوان نشانی از عشق به شمار می رود."

آقایون دوست دارند مشکلات را حل نمایند، خانم ها ترجیح می دهند در مورد مشکلات صحبت کنند.

زمانی که آقایون تحت فشار قرار می گیرند، ترجیح می دهند تا تنها باشند و راه حلی برای از بین بردن مشکل پیدا کنند. زمانی که یک خانم تحت فشار باشد، فقط میخواهد با کسی در آن مورد صحبت کند. حرف زدن در مورد مشکلات باعث می شود که او احساس بهتری پیدا کند.

زمانی که یک خانم با همسر خود در مورد مشکلاتش صحبت می کند، آقا احساس مسئولیت پذیری می کند. زمانی که یک مرد در مورد مشکلاتش با همسرش حرف نمی زد، خانم تصور می کند که نسبت به او بی توجهی شده است.

مردها باید احساس کنند که به وجودشان نیاز است و خانم ها نیز باید احساس آرامش از همسرانشان بگیرند.

خانم ها احساساتشان را بیان می کنند، آقایون اطلاعات مفید در اختیارشان قرار میدهند.

آقایون نیازمند اعتماد، مقبولیت، تمجید، تایید، و تشویق و دلگرمی هستند.

خانم ها نیازمند اهمیت، فهمیده شدن، احترام، صمیمیت، تایید و اطمینان هستند.

آقایون در بحث و مشاجره یا "مبارزه" می کنند یا "کناره گیری" به این معنا که یا تهدید و ارعاب را تا حد نهایی ادامه می دهند و یا اینکه ساکت می شوند و هیچ حرفی به زبان نمی آورند. در این مواقع خانم ها یا "جا می زنند" و یا "اعتراف" می کنند، یعنی طوری وانمود می کنند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و یا مسئولیت همه چیز را به عهده میگیرند.

مردها تصور می کنند که برای رویدادهای بزرگ باید هدیه های بزرگ خریداری کنند، خانم ها به تمام کادوها یک امتیاز میدهند.

خانم ها به طور ذاتی احساسات و نیازهای طرف مقابل را درک می کنند به همین دلیل از آقایون هم انتظار دارند که اینچنین باشند.

 

 

 

قوانين طلائي براي ازدواجي موفق

به نظر من برای اینکه هر شخصی بتواند در زندگی زناشویی خود موفق باشد، تنها باید از یک قانون طلایی پیروی کنید. در طول تاریخ نصایح بیشماری در ادیان مختلف و فرهنگ های متفاوت وجود داشته، اما تمام آنها به این عبارت ختم می شوند:

با دیگران همانطور رفتار کن که انتظار داری با خودت رفتار شود.

البته منظور ما این نیست که شما باید همسر خیانت کار، سوء استفاده گر، معتاد و یا الکلی خود را بپذیرید. بلکه قانون طلایی این است که اگر همسرتان به راستی از اشتباهات گذشته خود پشیمان شده و از آنها درس عبرت گرفته است، بهتر است او را ببخشید. درست مثل زمانی که از خودتان اشتباهی سر می زند و در مقابل توقع دارید همسرتان شما را عفو کند.

اگر شما در زندگی مشترکی قرار دارید که همسرتان غیر قابل کنترل بوده، به صورت افراطی آزار دهنده، خائن، و یا معتاد است و زندگی احساسی خود را در حال خطر میبینید، یک "قانون" دیگر مطرح می شود که در مورد افراد بسیار زیادی کاربرد دارد: قانون بقا. این حس غریزی برای بقا می باشد که اهمیت شادی فردی را در شما بیدار می سازد. در این حالت نسبت به مادیات بی اهمیت شده و برایتان مهم نیست که دیگران از شما انتظار دارند چه کاری انجام دهید.

یک ازدواج موفق مملو از تعهدات بیشمار است. کلمه کلیدی در این قسمت " کامیابی" است و "قانون" مورد نظر این است که: با خودتان صادق باشید. البته بدان معنا نیست که همه چیز یا باید بر طبق خواست های شما انجام شود یا اینکه به هیچ وجه انجام نشود. اگر در شرایطی قرار گرفتید که زندگی برایتان مشکل شده و همسرتان نیز هیچ گونه همکاری با شما ندارد، بنابراین شاید زمان آن فرا رسیده باشد که "با خودتان رو راست باشید". اگر صاحب فرزند هم هستید باید با آنها نیز صادق باشید و کارهای لازم برای تغییر شرایط نامطلوب را انجام دهید.

زمانی که من از دادگاه خانواده سوال کردم که چه قانون و یا اصولی برای افراد در زندگی مشترکشان اهمیت دارد، آنها به من پاسخ های بیشماری دادند که از جمله آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

1- زمان بروز مشکلات آنها را به سرعت شناسایی کرده و در همان موقع به حل آنها بپردازید.

2- زمانی که یکی از طرفین مشکلی را مطرح می کند، طرف دیگر باید با صبر و شکیبایی به گفته های او گوش دهد، مفهوم حرف های او را درک کند و با هم برای رفع آن تلاش کنند.

3- کارها را به طور تساوی تقسیم کنید تا وظیفه هر کس مشخص باشد.

4- زمانی که تقاضا بالا می رود، سعی کنید بیش از آنچه در توان دارید کار کنید.

5- متوجه تلاش های بی شائبه شریک زندگی خود بشوید و از او قدردانی به عمل آورید. این قدردانی می تواند به سادگی یک بوسه و یا ترتیب دادن یک میمانی برای طرف مقابل باشد.

6- برای کوچکترین کارهایی که شریک زندگیتان در قبال شما انجام می دهد، ارزش قائل باشید.

7- هر چند وقت یکبار کمترین کاری را که از دستتان بر می آید برای شریک زندگیتان انجام دهید.

8- برای یکدیگر وقت صرف کنید و با هم باشید.

9- سعی کنید وقت بیشتری را با هم بگذرانید، حتی اگر می خواهید کهنه بچه را عوض کنید سعی کنید با کمک هم این کار را انجام دهید.

10- هر زمان که نگاهتان به هم افتاد، لبخندی نثار یکدیگر کنید، حتی اگر احساس میکردید که: " اه؛ نمی خواهم تو چشماش نگاه کنم"، چه کار قشنگی.

11- اگر لازم بود با هم بحث کنید؛ اما نباید این بحث ها در احساسات شما نسبت به یکدیگر خللی وارد سازد.

12- مطمئن شوید که اول خودتان و بعد هم همسر و فرزندانتان را دوست می دارید.

13- ارزش وجود یکدیگر را درک کنید.

14- در مورد هیچ کس، حتی همسرتان به خیال پردازی، روی نیاورید.

15- به آرزوها و آمال خود جامه عمل بپوشانید.

16- هر گاه احساس کردید که رابطه شما در حال خدشه دار شدن است، از مشاوره های خانواده کمک بگیرید و مشکلات را مرتفع سازید.

17- هرگاه احساس سکون، یکنواختی و تکرار مکررات به شما دست داد، دوشادوش یکدیگر دست به انجام کارهای غیر منتظره بزنید.

18- برای هم کتاب بخوانید.

19- در مورد آرزوها، امیال، نیازها، شکست ها و موفقیت هایتان با یکدیگر صحبت کنید. این کار را حداقل یکبار در ماه باید انجام دهید.

20- با هم به خرید برای خانم بروید. خرید شما باید حتما شامل لباس زیر نیز باشد. اگر جزء آن مردهایی هستید که از خرید کردن با خانمتان لذت نمی برید، باید بخش زنانه وجود خود را فعال تر سازید.

21- با هم به خرید برای آقا بروید ( البته نه در همان زمانی که برای شماره 20 این کار را انجام می دهید) این خرید می تواند شامل وسایل ورزشی، و یا ابزار آلات هم باشد. اما اگر اینطور نباشد و محدود به لباس شود، بهتر است. معمولا خانم ها به تنهایی به خرید برای همسرانشان می روند. اما زمانی که آقا هم در کنارش باشد به طور حتم به نظر خانم احترام بیشتری گذاشته و از وقتی که خانم در اختیار او قرار داده قدردان خواهد شد.

22- ارتباط جنسی هیچ گاه نباید یکنواخت شود. اگر چنین شود شما بازنده خواهید بود. سعی کنید روال عادی را به دست فراموشی بسپارید و کارهای جدید و متنوع را امتحان کنید!!

23- اگر متوجه شدید که در حال سوء استفاده کردن از طرف خود هستید، سریعا این کار را متوقف کرده و از او عذر خواهی کنید.

 

 

 

وقتي زني مادر ميشود

وقتـي بـراي اولـيـن بـار مــادر شــدم، 22 سالم بود. خرداد امسـال کـه دخـتـر 22 سـالـه ام بـچه دار شـد، مـادر بـزرگ خواهم شد. به عنوان زني جوان، بـچـه دار شـدن و مـــادر شـدن در شـکل گـيري هويت من نقش موثري داشت. کار کردن و در عين حال بـچـه داري و مــراقبت از يک کودک، به من در پيدا کردن خودِ وجوديم کمک زيــادي کرد. با گذشت  سالها قدرت بيشتري بدست آوردم، اما در طـي اين دوران زخم هايي هم خوردم.

هـمــچنين با مسئوليت فرهنگي-اجتماعي که مادر شدن مـتـضمن بـود روبـرو شـدم. مــادر شــدن از ديدگاه  اجتماع انـتــظارات و مسئوليت هاي بيشتري نسبت به پدر شدن بـــراي رشد عاطفي کودک به همراه داشت. اين احساس مسئوليت، بيـشــتر احساس مـي شد. اگر اتفاق بدي در زندگي کودک رخ دهد، نقش مادر بايد اين باشد که نه تنها به طور طبيعي با کودک خود همدلي کند، بلکه تقصير کار را نيز بر عهده گرفته و سرزنش هاي جامعه را پذيرا شود.

همينطور که سالها مي گذشتند و دو بچه ي من پا به بزرگسالي گذاشتند، توانسته بودم توازني بين نيازهاي خودم و آنها، رابطه ام با شوهرم و کارم ايجاد کنم و چيزهايي درمورد نگاه ديگران به يک مادر و انتظارات ناخودآگاه از زناني که مادر شده اند براي پرستاري از ساير اعضاء خانواده و احترام گذاشتن به نيازهاي ديگران و گذشت از نيازهاي خودشان چيزهاي ياد گرفته بودم. بخشي از هويت من با تشخيص ناخودآگاه اينکه چه زماني چه کسي نياز به پرستاري و مراقبت من دارد خلاصه مي شد. بيشتر اين نکات را از خانواده ام نگرفتم، از يکي از همکاران آموختم. بعد از آن مي دانستم چه زماني و چطور بايد فرزندانم را تربيت کنم و چه وقت نبايد. با اين آگاهي توانستم خودِ وجوديم را نيز حفظ کنم و از قدرت اراده و اختيار خود لذت ببرم.

با کوچکترين اطلاعاتي که پيدا مي کردم،  آن را با خانواده مطرح کرده و با آنها به گفتگو مي نشستم. وقتي از 7 روز هفته، فقط 4 روز مي توانستم شام درست کنم، شوهر خوب و دوستاشتنيم گاهي به شوخي سرزنشم مي کرد. فرزندانم که به سن نوجواني رسيده بودند هرکدام يک شب مسئوليت آماده کردن غذا را بر عهده داشتند و يک شب نيز با شوهرم بود. فکر مي کنم دليل مقايسه کردن و سرزنش کردن شوهرم اين بوده که خود قبل از ازدواج از کودکي هر 7 روز هفته دستپخت مادرش را مي خورده است، و حالا از اين مسئله تعجب مي کند. درصورتي که من بيرون از منزل نيز کار ميکردم و قسمتي از درآمد خانواده را تامين مي کردم، درحاليکه مادر او چنين مسئوليتي بر عهده اش نبود، به همين خاطر کار او به نظرم ناعادلانه مي آمد. خوشبختانه پسر 15 ساله ام که اين مطالب را در مدرسه در کلاس زندگي اجتماعيشان آموزش مي ديد به دفاع از من برمي خاست.

ماري پيفر در کتاب "تجديد حيات افيليا" مي نويسد:

"تمدن غربي تاريخچه اي از انتظارات نامعقول از مادران دارد. آنها مسئول خوشبختي فرزندانشان و سلامتي احساسي و اجتماعي خانواده شان هستند. مادران را هميشه در داستان هاي پريان و رمان هاي مدرن امريکايي، به صورت ايده آل و خيالي تصوير مي کنند.

همه ي آدم ها رابطه اي محکم و خاص با مادرانشان دارند. همه ي ما طوري بزرگ ميشويم که نمي توانيم مادرمان را هم مثل همه آدم هاي معمولي تصور کنيم.

زنان بايد اين احساس را داشته باشند که چه بيرون از خانه کار کنند چه نکنند، چه قسمتي از درآمد خانه را بر دوش بکشند چه نه، بايد در تصميم گيري هايشان قدرتي يکسان با ساير افراد خانواده داشته باشند. موقعيتشان نبايد به خاطر انتظارات خودشان يا ديگران به خطر بيفتد. گفتگوها و رابطه ي بين همسران بايد به گونه اي باشد، که وقتي اولويت دادن به کارهاي بيرون از خانه پيش مي آيد، براي هر دو برخوردي يکسان در خانه ايجاد شده و قدرداني و حسن نيت بين طريفين حکمفرما باشد. با اين کار صميميت بيشتري بين آنها حاصل خواهد شد. قدرداني و حسن نيت براي حفظ و بقاي سلامت خانواده ضروري هستند.

ما مي توانيم فرزندانمان و مادر بودنمان را دوست داشته باشيم. بدانيد که برآورده شدنآرزوها، اميال و استعدادهايتان با بچه دار شدن از بين نخواهد رفت. فقط بايد خودتان را علاوه بر يک مادر، يک انسان هم به حساب بياوريد. اين باعث خواهد شد که قدرداني فرزندانتان هم از شما بيشتر شود. حس قدرداني در يک خانواده ايجاد گرمي و حسن نيت مي کند.  حرمت در يک خانواده وقتي بالا مي رود که از مادر، پدر و فرزندان همه به طور يکسان به خاطر وجودشان به عنوان يک انسان علاوه بر نقشي که در خانواده ايفا مي کنند قدرداني شود.

اخيراً يکي از دوستان و همکارانم که متخصص درماني و مادر يك فرزند است تصميم گرفت که انجمني در رابطه با هويت زنان برگزار کند. مي خواستيم اين انجمن از گروهي زن تشکيل شود که مادر هم بودند و روي هويت زنان به عنوان يک انسان و نه فقط يک مادر بررسي هايي انجام دهيم. اسم آن "انجمن زناني که مادر هم هستند" نامگذاري شد. تعريف فرهنگ از يک زن وقتي مادر مي شود ابراز مي کرد که انتظارات يا نقش يک مادر بايد قبل از نقش او به عنوان يک زن يا يک انسان در نظر گرفته شود.

چه مي توانيد بکنيد؟
درميان گذاشتن احساستان با زن هاي ديگر که مادر هستند، فايده هاي زيادي در حمايت و تقويت شما خواهد داشت. نکات زير تفکراتي است که اين انجمن بررسي کرده اند. اين تفکرات بر اين نظر استوار است که مادران با بودن مثل انسانها مي توانند بهترين مراقبت و پرستاري را از فرزندانشان بکنند و با درميان گذاشتن آسيب پذيري ها و شکستگي هايشان با ساير اعضاء خانواده، باعث مي شود که کودکان نيز بتوانند مادرانشان را مثل بقيه انسانها دانسته که نيازها و محروميت هايي دارند و با اين حال از آنها مراقبت کرده و آنها را دوست مي دارند. وقتي از مادري قدرداني شود، منفعت اصلي به فرزندان مي رسد. وقتي او احساس کند که کسي هست که کارهاي او را ديده و به حرفهايش گوش دهد، بااينکه کاري که براي فرزندانش انجام مي دهد، بي حاصل است، اما منفعتش را فرزندان مي برند. اعتماد و احترام به نفس با شناختن نيازهايمان ايجاد مي شود. بچه معمولاً خوشحال مي شوند که براي کسي کاري انجام دهند، چه برسد که آن فرد مادرشان باشد که هميشه در خدمتشان بوده است.


1-  با فرزندانتان خوش بگذرانيد

وقتي در انجمن اين سوال مطرح شد که "دوست داريد کدام جنبه ي شخصيتيتان به عنوان يک انسان را کودکانتان بدانند؟" يکي از زناني که بسيار با فراست ولي درعين حال باتوجه به نظر دوستانش بسيار شوخ و بذله گو بود گفت که اين قسمت از شخصيت او، به خاطر احساس مسئوليت و وظيفه هيچوقت مورد توجه فرزندانش قرار نگرفته است. و اين يکي از مهمترين قسمتهاي هويت اين زن بود که دوست داشت کودکانش از آن با اطلاع شوند. همين مسئله باعث مي شود که ما مادران در ايجاد رابطه با فرزندانمان خودِ وجوديمان را بيشتر نشان دهيم. با اين کار رابطه ي ما با فرزندانمان هم هيچگاه کليشه اي و يکنواخت نخواهد شد.

2- اهداف شخصيتان را حفظ کنيد
زنان بسياري در انجمن از اين مسئله شکايت داشتند که وقت کافي براي رسيدگي و حفظ دوستي هاي خودشان، ورزش کردن يا ساير اهداف شخصيشان ندارند. وقتي شما مادر مي شويد، وقتتان کمتر مي شود. و خيلي راحت ممکن است آنقدر درگير کارهاي روزانه تان شويد که ديگر هدف ها و زندگي شخصي خودتان را فراموش کرده و کنار بگذاريد. اما رعايت حد تعادل در اينجا مهم است. لازم نيست که خود را کاملاً قرباني کنيد، گرچه سازش يکي از مهمترين شرايط پدر يا مادر بودن است. درست است، ممکن است نتوانيد همان برنامه ورزشي که قبل از مادرشدن انجام مي داديد را پيش گيريد، اما با پايين آوردن انتظاراتتان و واقع بين بودن مي توانيد هنوز هم ورزش کنيد. اينکه ديگر نمي توانيد برنامه هاي سابقتان را انجام دهيد نبايد شما را وادار و مجبور کند که خودتان را کنار بگذاريد و فراموش کنيد. علاوه بر رسيدگي و توجه به کودکانتان، بايد به خودتان هم برسيد و توجه کنيد. و هرچه سن فرزندانتان بالاتر ميرود، وقت بيشتري براي رسيدگي و توجه ب ه علايق و هدف هاي خودتان خواهيد داشت.

3-  احساساتتان را بيان کنيد
مادر ديگري در انجمن بيان مي کرد که مي تواند جلوي پسر چهار ساله ي خود گريه کند و از مشکلاتش براي او بگويد، و احساساتش را تمام و کمال براي او بيان کند، و به او بگويد که با تمام اين مشکلات هنوز مي تواند از او پرستاري و مراقبت کند. اين توانايي در بيان احساس براي فرزندان، بدون خدشه دار کردن احساس امنيت، باعث مي شود که فرزندان مادران خود را نيز مثل ساير انسانها بدانند، با همان مشکلات و همان احساسات. اين باعث خواهد شد که مادران نيز کمتر گرفتار افسردگي شوند.

زنان بايد اول از شناختن مادران خود به عنوان يک انسان شروع کنند. مادر بودن فرصتي عالي بود و کمک زيادي به کامل شدن من کرد.  جايي در زندگي ام، اين توانايي را يافتم که بتوانم علاوه بر افتخار کردن به مادر بودنم به انسان بودنم هم افتخار کنم. براي حس مراقبت و پرستاري از فرزندانم ارزش زيادي قائل شدم، برخلاف جامعه که آن را کاري بي ارزش و نامهم مي پندارد. همه ما بايد توازني بين مادر بودن و انسان بودنمان ايجاد کنيد تا بتوانيم هم مادر خوبي براي فرزندان و هم انسان کاملي براي اجتماعمان باشيم

 

 

 

چگونه با شوهر خود ارتباط برقرار كنيم 

برقراری ارتباط جزئی از زندگی روزمره است و همه ما دائما در حال تکرار این امر هستیم، اما دلیل اینکه نمی توانیم به طور مناسب با شوهر خود ارتباط برقرار کنیم چیست؟ شاید در آغاز زندگی مشترک همه چیز بر وفق مراد پیش رود، اما اگر شما قادر به برقراری ارتباط مؤثر نباشید، چیزی نخواهد گذشت که تعادل زندگی از بین میرود. اغلب خانم ها عادت دارند که تقصیر همه مسائل و مشکلات را به گردن همسرانشان بیندازند و اصلا اعتقادی ندارند که نقایص و عیوبی در وجود خودشان نیز هست که باید رفع شود.

بر اساس کتاب "قبل از اینکه خیلی دیر شود، دل همسر خود را بدست آورید" نوشته " گری سمالی"  5 مورد وجود دارد که مانع ایجاد ارتباط سالم بین شما و شوهرتان میشود.

1- گوشزد کردن تمام مشکلات هنگامیکه از کار برمیگردد
آقایون به اندازه کافی در شغل خود با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند که باید تمام آنها را حل و فصل نمایند و دوست ندارند زمانیکه به منزل باز می گردند باز هم با مشکلات دیگری مواجه شوند. انسان ها به طور غریزی زمانیکه با مسائلی که در حد توانشان نیست برخورد می کنند، یکی از این دو راه را انتخاب می کنند: یا دعوا یا فرار؛ به همین دلیل زمانیکه شما همسرتان را با کوهی از مشکلات گلوله باران می کنید او هم در مقابل یکی از دو راه ذکر شده را انتخاب می کند. اگر در دعوا با شما شکست بخورد، راه دوم را انتخاب کرده و از برقراری ارتباط سالم با شما می گریزد.

2- پر حرفی
بیشتر اوقات خانم ها در مورد مشکلات خود شروع به پر حرفی می کنند. زمانیکه میتوان بازگو کردن آنها را در چند جمله خلاصه کرد، دیگر نیازی نیست که شروع به داستانسرایی کنید. بیشتر خانم ها پر حرف هستند و بحث را خیلی بیشتر از آن چیزی که نیاز است، به درازا می کشانند. بهتر است زمانی که می خواهید با همسر خود در مورد کارهای خانه و مسائل مربوط به زندگی مشترکتان صحبت کنید، گفتگوی کوتاه و شیرینی داشته باشید تا بتوانید بهترین نتیجه را دریافت کنید. همچنین اگر بتوانید بر روی نقاط مثبت خود و همسرتان تمرکز کنید بیشتر پیشرفت می کنید و بسیاری از مشکلات به خودی خود رفع خواهند شد. نباید در موقع بروز مشکلات فقط در مورد ازدواجتان صحبت کنید. راه حل دیگر این است که بیشتر گوش کنید تا اینکه بخواهید صحبت کنید. یکی از بزرگان می گوید: "همه باید آماده گوش کردن باشند، نشان دهند که قصد صحبت کردن دارند و به ندرت عصبانی شوند."

3- هرج و مرج در دعواها
به همه ما آموزش داده اند که دعوا باید عادلانه باشد. اما به راستی معنای واقعی این جمله چیست؟ بر اساس اظهارات سمالی 14 قانون برای "دعوا کردن" وجود دارد که باید در هر رابطه ای رعایت شود:

1- پیش از هر چیز مشکل به وجود آمده را روشن کنید.
2- فقط بر روی همان مشکل تمرکز کنید.
3- سعی کنید با هم ارتباط فیزیکی ملایمی را برقرار کنید؛ مثلا دست های یکدیگر را بگیرید.
4- از طعنه زدن به یکدیگر خودداری کنید.
5- از جملاتی که در آنها "تو" وجود دارد، خودداری کنید.
6- از "عبارات هیستریک" که مبالغه آمیز و تعمیم دهنده هستند، استفاده نکنید.
7- پیش از اینکه به ادامه بحث بپردازید، باید هر گونه احساس ناراحتی و کینه را در طرف مقابل از بین ببرید.
8- بر روی اشتباهات گذشته فرد مقابل دست نگذارید.
9- عکس العمل های تند از خود نشان ندهید و از عباراتی نظیر "من دیگه نمی تونم ادامه بدهم" و یا " تو داری منو به کشتن میدی" استفاده نکنید.
10- در مقابل او از استراتژی سکوت استفاده نکنید.
11- بحث و مشاجرات خود را در یک مکان کاملا خصوصی انجام دهید.
12- برداشت شخصی خود از گفته های طرف مقابل را برای خودتان یک مرتبه دیگر تکرار کنید.
13- مشکلات خود را با راه حل برنده-برنده حل نمایید.
14- برای همسر خود ارزش و احترام قائل باشید.

رعایت این قوانین مشکلات شما را به حداقل رسانده و به شما و همسرتان کمک می کند تا بر سر مشکلات به توافق دست پیدا کنید.

4- سرزنش کردن
سرزنش کردن شریک زندگی تنها به این معناست که شما قصد دارید احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. این کار در حین بحث و مشاجره های خانوادگی به هیچ وجه صحیح نمی باشد. مسئولیت تمام کارهای خود را به عهده بگیرید و اشتباهات خود را به گردن دیگران  نیندازید. زمان صحبت کردن با همسر خود از کلمات مناسب استفاده کرده و به او احترام بگذارید تا مجال برقراری ارتباط صحیح را پیدا کنید.

5- استفاده از عبارات ناسزا
عبارات ناسزا می تواند شامل هر چیزی که همسرتان را حقير می کند از جمله کلمات تند و رکیک باشد. زمانی که ما عصبانی می شویم دوست داریم مشکلات خود را با هر کسی که در نزدیکیمان است در میان بگذاریم، حال او چه یکی از اقوام باشد چه یک دوست. در این وضعیت سعی کنید همسر خود را در پیش روی دیگران كوچك نکنید و از جنبه های منفی او صحبت نکنید. این کار سبب می شود تا فاصله میان شما دو نفر بیشتر شود. باید تنها از نقاط قوت همسر خود در مقابل دیگران حرف بزنید و اگر هم نمی توانید، بهتر است که اصلا در مورد او هیچ حرفی نزنید.

تا این جا به نکاتی اشاره داشتیم که شما باید در زندگی مشترک خود از انجامشان خودداری کنید. در این قسمت سمالی به ما چند نکته یاد می دهد که استفاده آنها در زندگی مشترک سودمند خواهد بود. این موارد عبارتند از : "گوش کردن، درک کردن، ارزش قائل شدن، و واکنش درست نشان دادن"

گوش کردن: با این کار شما به همسر خود ثابت می کنید که حرف هایش برای شما ارزشمند و مهم هستند.

درک کردن: با این کار شما گفته های او را برای خود مجددا تجزیه تحلیل می کنید تا هیچ گونه سوء تفاهمی پیش نیاید.

ارزش قائل شدن: شما دو نفر منظور اصلی خود را برای یکدیگر توضح می دهید تا هیچ گونه برداشت غلطی ایجاد نشود.

واکنش صحیح: با نوعی ارزش و احترام خاص به درک متقابل او پاسخ می دهید.

نکات ذکر شده چندان زیاد نبودند و شما می توانید به راحتی از آنها بهره بگیرید. سعی کنید همین حالا طرز برخورد خود با همسرتان را تغییر دهید. منتظر نباشید تا از او حرکتی سر بزند، برای اینکه شاید او به درستی نداند که باید از کجا شروع کنید. فقط تا آن جا که می توانید، سعی کنید تا به بهترین نحو با او ارتباط بر قرار کنید. یاد گرفتن این کار تنها در طول زمان دارازی امکان پذیر خواهد شد

 

 

 

تعيين اولويتها در زندگي شغلي 

تجارت از جهات مختلفی شبیه به یک بازی است. شرکت در بـازی بـه نــوبه خود سرگرم کننده است، اما هدف شما هم زمـان با شرکت در آن، این است که خوب بازی کنید تابرنده شوید.باید درست مثل یک شرکت کننده در مسابقه عـوامـل رسیـدن بـه مـوفقـیـت را شنـاسـایـی کـرده و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. نـجـام این کار بدون طرح و برنامه مناسب، عملی نیست.اگـر خواستار موفقیت هستید، باید بدانید چه می خواهیدو راهـهای رسیدن به آنها را نیز تعیین کنید؛ به عبارت دیگر باید کارهای خود را اولویت بندی کنید.


اهدافتان را معین کنید
اولویت بندی کارها امری است که از دو بخش تشکیل می شود. قسمت اول : علاقه دارید به چه چیزهایی برسید، و قسمت دوم: با چه سرعتی می خواهید به اهداف خود دست پیدا کنید.

زمانی که خواسته ها و زمان رسیدن به هر یک را مشخص نمودید، برای اولویت بندی کارها آماده شده و می توانید به اهدافتان دست پیدا کنید.

با توجه به برنامه زمانبندی شده، سه نوع هدف به وجود می آید: اهداف مقطعی، میانی و دراز مدت. به عنوان مثال در اهداف مقطعی می توانید تصمیم بگیرید که: تنها در عرض شش ماه می خواهم از منسب مشاور مدیریت به سمت مدیریت ترفیع رتبه پیدا کنم. اما برای هدف دراز مدت تعیین کنید که تا قبل از رسیدن به سن 32 سالگی قصد دارید سهمی از کارخانه ای که در حال حاضر در آن مشغول به کار هستید را خریداری کنید.

راه حل این است که برای خود یک راه مستقیم برای رسیدن به اهداف پیدا کنید و سپس زندگی خود را به سمت آن هدایت کنید. پس از انجام زمانبندی باید توجه خود را به طرح هایی که برای رسیدن به اهدافتان معین کرده اید، معطوف نمایید.

اولویت بندی
اولویت بندی به این معناست که شما میزان اهمیت کارهای مختلف در راه رسیدن به موفقیت را مشخص کنید. اگر می خواهید تا سن 32 سالگی سهامدار شرکت شوید باید بیرون رفتن با دوست ها را تعطیل کنید. تا زمانی که عزم خود را جزم نکنید، هیچ اتفاق خارق العاده ای در زندگیتان رخ نخواهد داد.

برای اولویت بندی می بایست ابتدا لیستی از کارهایی که شما را از رسیدن به موفقیت باز می دارند ، تهیه کنید. این کار به شما کمک می کند که امور بی ارزش را از برنامه خود حذف کنید و بازده بیشتری داشته باشید.

بعد از تهیه لیست اول باید فهرستی از اولویت هایی که انجام انها ضروری است تهیه کنید. ارجحیت را به ترتیب از روی اهداف مقطعی، میانی و بلند مدت پایه ریزی کنید. سپس لیست دیگری به نسبت مهمترین به کم اهمیت ترین تهیه کنید.

انجام این کار دید روشنی از کارهایی که می خواهید انجام دهید، چگونگی، و زمان انجام هر یک را برایتان فراهم می آورد. به خاطر داشته باشید: عدم موفقیت در برنامه ریزی یعنی برنامه ریزی برای شکست. به همین دلیل برای برنامه ریزی وقت صرف کنید و در دنیای امروزی هیچ کاری را به امید و شانس و اقبال نگذارید.

زندگی مخلوط پیچیده ای از مسائل مختلف است. ما کار می کنیم، بازی می کنیم، وقتمان را با دوستان و اقوام می گذرانیم، به مسافرت می رویم و هزار و یک کار دیگر انجام می دهیم که هیچ ارتباطی به زندگی شغلیمان ندارد.

بین اولویت های خود تعادل ایجاد کنید
زمانی که در حال تهیه لیست اولویت های خود هستید، همزمان فهرست دیگری از کارهایی که برایتان اولویتی ندارند نیز تهیه کنید. به عبارت دیگر کارهای دیگری که مربوط به حیطه کاری نمی شود، اما انجام آنها برای شما مهم است را نیز بر روی کاغذ بیاورید. شاید  قصد داشته باشید که ازدواج کنید و صاحب فرزند شوید، و یا به مسافرت یکساله به دور دنیا بروید.

این اولویت های خارجی بر روی موفقیت شما تاثیر می گذارند. برخی افراد فقط به شغلشان توجه می کنند. برای این دسته از افراد تهیه لیست، کار آسانی است؛ چون زندگی آنها در شغلشان خلاصه می شود. اما سایرین اهدافی دارند که به حرفه هایشان ارتباطی پبدا نمی کند.

مهمترین نکته ای که باید در نظر بگیرید این است که زندگی کوتاه بوده و شما باید تا آنجا که می توانید به بهترین نحو از وقت خود استفاده کنید. بنابراین اگر همنشینی با دوستان تنها تلف کردن وقت است و هیچ کمکی به شما در راه رسیدن به آرزوهایتان نمی کند، پس هیچ دلیلی وجود ندارد که شما به مهمانی آنها بروید. اما اگر می بینید که رفتن به جمع آنها به نوعی مسیر شما را هموار تر ساخته و منافعی را برایتان در بر دارد، پس ما به شما پیشنهاد می کنیم که دعوت آنها را قبول کنید.

تهیه لیست از این جهت اهمیت دارد که شما را قادر می سازد بین اهداف مختلفتان تعادل برقرار می کند و تلاشتان در انجام هر کار به اندازه باشد. همه این امور دست به دست هم می دهند و شما را به اهدافتان نزدیک می سازند.

بهای هر چیز را باید پرداخت
زمانی که نوبت به موفقیت می رسد باید توجه داشت که هر چیز یک قیمتی دارد و اگر می خواهید به آن برسید باید بهای آنرا بپردازید. عبارت " طرف مثل رییس ها میاد سر کار" به گوشتان نخورده. منظور کسی است که صبح ها دیر در محل کار خود حاضر میشود و بعد از ظهرها هم اولین نفری است که خارج می شود.

اما حقیقت این است که افرادی که در مراتب بالا، مشغول به کار هستند معمولا ساعات بیشتری نسبت به سایرین کار می کنند چون کارهای مهمتری انجام می دهند و یک اشتباه کوچک می تواند به سادگی عملکر کل مجموعه را تحت الشعاع قرار دهد.

اگر واقعا می خواهید موفق باشید، باید فداکاری کنید و خیلی چیزها را قربانی کنید تا به هدف نهاییتان دست یابید. این مطلب را به خوبی برای خودتان جا بیندازید: لیست اولویت ها شغلی همیشه مهمتر از لیست کارهای شخصی است.

اما توجه کنید: اولویت ها قابل تغییر هستند. شاید تا نیمه های راه رفته باشید و نگهان متوجه شوید که راه نادرست را انتخاب کرده اید، البته اشکال از راه نیست شاید فقط مناسب حال شما نبوده. اگر چنین اتفاقی روی داد، از تغییر مسیر ابایی نداشته باشید. با آغوش باز از تجربه های جدید استقبال کنید .

 

 

 

پس از اتمام رابطه جنسي چه بايد كرد

پس از اینکه به اوج لذت جنسی رسیدید و تقریبا پس از حدود 20 دقیقه تلاش مکرر، تعجبی ندارد که بخواهید درازی بکشید و سپس برای صرف غذايي که همسرتان برای شما آماده کرده (درست همان خانمی که چند لحظه پیش برای لذت بخشیدن به او تلاش کرده اید) از خواب بلند شوید.

اما گاهی اوقات اگر می خواهید همسرتان در کنار شما احساس امنیت و آرامش داشته باشد، خوابیدن و چرت زدن پس از اتمام رابطه اصلا گزینه مناسبی به شمار نمی رود. بنابراین به جای اینکه رویتان را برگردانید و شروع کنید به خر خر کردن در این قسمت نکاتی را برایتان بازگو می کنیم که انجام آنها نتایج مطلوبی در بر دارد.

پاشو، رفیق
واضح است که دلیل احساس خستگی و نیاز به خواب در آقایون، پس از اتمام معاشقه، به مسائل زیست شناختی باز می گردد. پس از رسیدن به مرحله اوج لذت جنسی هورمون هایی به نام "اکسی توسین" آزاد می شود که به طور طبیعی احساس خواب آلودگی در فرد ایجاد می نمایند.

اما باید دقت داشته باشید؛ چراکه این امر نیز در اثر واکنش های خاص فردی در شخص ایجاد می شود: بیشتر آقایون عادت دارند در لحظه ای که ارگاسم می شوند نفس خود را حبس کرده و به درستی تنفس نمی کنند.

بنابراین به جای حبس کردن نفس، باید دم و بازدم خود را تنظیم کرده و نفس عمیق بکشید. این کار نه تنها لذت شما را بیشتر می کند، بلکه به شما کمک می کند که هشیاری خود را نیز حفظ کنید، حداقل برای مدت زمان کوتاهی.

اما اگر فراموش کردید که تنفس کنید پس از چند لحظه استراحت، بلند شوید و یک دوش آب سرد بگیرید. این کار باعث می شود حالت خواب آلودگی در شما از بین برود.

تمام کارهای جالب
حالا نوبت به این می رسد که کاری کنید تا همسرتان احساس کند که برای شما یک دنیا ارزش دارد. برخی از این پیشنهادها به شما کمک می کند که بتوانید تا حدی به تنبلی هایتان ادامه دهید.

او را همچنان نوازش کنید
پس از هر بار معاشقه لازم نیست ژست های آنچنانی به خود بگیرید. بسیاری از خانم ها پس از اتمام رابطه جنسی تا حد زیادی آسیب پذیر می شوند، به همین دلیل باید کاری کنید تا او بداند که شما به اندازه قبل او را دوست می دارید و مانند گذشته برایش ارزش قائل هستید. متاسفانه با نگاه کردن به سقف و یا تماشای تلویزیون شرایط خیلی بدتر می شود. به جای این، سعی کنید او را نوازش کنید، دستتان را بر روی پای او بگذارید و به آرامی بدن او را لمس کنید، همچنین می توانید با موهای او نیز بازی کنید. لازم نیست خیلی سکسی برخورد کنید؛ او به راحتی می تواند عطوفت، مهربانی، و توجه شما را دریابد.

تمیز کردن
پس از اینکه مدتی در کنار هم دراز کشیدید و به آرامش دست پیدا کردید، وان حمام را پر از آب گرم کنید (البته اول مطمئن شوید که وان تمیز است) اجازه دهید در میان پاهایتان دراز بکشد و از وجود یکدیگر لذت ببرید. او را صابونی کنید، و کمی ماساژ دهید. هیچ شکی وجود ندارد که او به لحظه لحظه این دقایق عشق می ورزد.

با هم شام تهیه کنید
من هیچ مردی را نمی شناسم که پس از برقراری رابطه جنسی احساس گرسنگی شدید نکند. اما به جای اینکه به پهلو دراز بکشید و بگویید: "سارا یک چیزی برای خوردن درست کن" پیشنهاد دهید که هر دو با هم شام را آماده کنید. می توانید در حالیکه او گوشت را آماده می کند، شما سبزی ها را خرد کنید؛ یا مثلا چیزهایی را با هم مخلوط کنید و بخورید که تا حالا نمی خوردید؛ به عنوان مثال شکلات فندقی و پاپ کرن! تنها هدف این است که شما باز هم پس از لذت جنسی، زمانی را صرف با هم بودن کنید.

دو مرتبه انجام دهید
اگر تمایلی به انجام مجدد این کار دارید و این میل را در او نیز مشاهده می کنید، از پیش نوازی شروع کنید. چند لحظه صبر کنید تا انرژی از دست رفته را باز جویید، و دو مرتبه از ابتدا همه چیز را از سر بگیرید. از بوسیدن لب هایش شروع کنید، رفته رفته تمام بدنش را لمس کنید. باید کاری کنید تا تحریک شده و تمایل برقراری ارتباط مجدد را پیدا کند. زمانی که او به یک چنین احساسی دست پیدا کرد به راحتی می توانید رابطه را از نو تکرار کنید.

با هم چرت بزنید
اگر همسرتان جزء آن دسته از خانم های پرحرارت است که در برقراری رابطه جنسی فعال عمل می کند، شکی وجود نخواهد داشت که او نیز به اندازه شما خسته میشود. بنابراین می توانید چیزی شبیه این به او بگویید: "چرا برای بدست آوردن انرژی یک چرت نزنیم؛ بعد می تونیم با هم دوش بگیریم، شام رو آماده کنیم و دوباره این کارو تکرار کنیم." و فراموش نکنید که دست هایتان را به دور او حلقه بزنید تا متوجه شود که او شما را به این روز در آورده.

تشکر و قدردانی
رسیدن به مرحله اوج لذت خیلی خوب است، حتی می توان گفت که بی نظیر است؛ اما باید همواره به خاطر داشته باشید که شخص دیگری نیز همراه با شما بوده و وجود او باعث شده که شما به این موقعیت دست پیدا کنید. بنابراین به هر نحوی که میتوانید باید او را متوجه کنید که وجودش برایتان ارزشمند است و از او قدردان و متشکر هستید.

 

 

 

ويژه گيهاي يك رابطه ايده آل 

به نظر من دلیل اینکه بسیاری از روابط به بن بست می رسد، این است که تقریبا تمام افراد به دنبال همسری هستند که بتوانند به او افتخار کنند و قابل تحسین باشد. آنها کسی را می خواهند که برتر از سایرین ( و حتی خودشان) باشد و بتواند آنها را نیز در نظر دیگران بهتر جلوه دهد.

هر دو  به هم افتخار کنید تا رابطه خوبی داشته باشید

مشکل اصلی اینجاست که اگر فقط شما با دیده افتخار به شریک زندگی خود نگاه کنید، آنگاه این امکان وجود دارد که او به دیده حقارت به شما بنگرد؛ و تا آنجایی که من اطلاع دارم هیچ گاه رابطه ای که یکی از طرفین در آن به چشم حقارت به دیگری نگاه کند به موفقیت نخواهد رسید. بنابراین به این نتیجه می رسیم که راز داشتن یک رابطه متعارف این است که هر دو طرف به داشتن یکدیگر افتخار کنند. اگر هر یک از طرفین در ذهن خود تصور کند که دیگری "بهتر" از اوست و لایق داشتن او می باشد، در نتیجه ارتباط فوق العاده ای به وجود خواهد آمد.

یک ارتباط متعارف و طولانی مدت چگونه است؟

بهترین ارتباط آن است که هر دو طرف نوعی حس برتری دو طرفه نسبت به یکدیگر داشته باشند.

این مطلب مرا به یاد یک نقل قول زیبا می اندازد:

"عشق آن زمان متبلور نمی شود که دو نفر به چشم های هم نگاه کنند، بلکه عشق زمانی می روید که هر دو نفر به یک نقطه خیره شوند."

به نظر من تنها نتیجه ای که می توان از این عبارت گرفت این است که

... هر کس شریکی می خواهد که به داشتن او افتخار کند.

تا اینجا می توان گفت که همه ما به دنبال یک شریک زندگی هستیم که ما را "کامل" کند. شاید کامل بودن را بتوان در جملات مختلفی تعریف کرد، اما همه این جملات حامل یک نوع معنای یکسان هستند. ما به یک شخص دیگر "نیاز" داریم و رابطه تا جایی که او بتواند نیازهای ما را به طور کافی مرتفع سازد، ادامه پیدا می کند.

رابطه ای که در ما حس "کمال" ایجاد می کند

تاسف خوردن در مورد یک رابطه زمانی بروز نمی کند که نیازهای زوجین براورده نشوند، بلکه زمانی باید ناراحت بود که طرفین دچار عدم شایستگی شخصی بوده و نتوانند خواست های بالقوه خود را آشکار سازند. ما قبل از شروع هر نوع رابطه ای باید یاد بگیریم که نیازهایمان را درک کنیم و به شخصه مسئولیت رسیدن به آنها را قبول کنیم.

به همین دلیل یک رابطه "ایده آل" زمانی شکل می گیرد که زوجین یکدیگر را برای رفع نیازهای فردیشان نخواهند. آنها به این دلیل باید دیگری را بخواهند؛ چرا که او نیز به همان نقطه ای می نگرد که شخص اول خیره شده.

شاید این نوع نگرش همسو، دائمی نباشد اما در بیشتر مواقع در مورد دو نفر صدق می کند.

روابط دارای ضوابطی هستند که هر یک از طرفین ملزم به داشتن آن هستند

ارتباط ها به دلایلی مختلفی شکل می گیرند و اهداف متفاوتی را دنبال می کنند.

اغلب بدون داشتن آگاهی کامل قوانین و ضوابطی را وضع می نماییم و انتظار داریم که طرف مقابل از آنها پیروی کند. ما نه تنها دوست داریم بلکه توقع هم داریم که دوست، معشوقه، و همسرمان مطابق فکر، احساس و رفتار ما عمل کند.

همسری که مجذوب زندگی ما شود

شاید کمی عجیب باشد، اما همه افراد قصد دارند تا با افرادی ارتباط برقرار کنند که مجذوب و شیفته زندگی شخصی شان شوند. به همین دلیل است که در بیشتر موارد با افرادی برخورد می کنیم که عینا شبیه به خودمان هستند یا 180 درجه با ما تفاوت دارند. <