بسمعه تعالي ، سلام دوست عزیز ، خوش آمديد . .

www.ALIgold.com

www.IRANgold.coo.ir

* توصيه براي زندگي بهتر: 1- بيائيد گناه نكنيم زيرا هرچه كم گناهتر = زندگي بالذت تر و بدون درد سر تر = پس پيش به سوي موفقيت و خدا با گناه نكردن    2-  در باطن بهتر از ظاهرت باش    3- خوش خلق باش     4-  آنچه فايده ندارد ترك كن و انجام نده     5- و بدان از دنيا آن براي تو ميماند كه به كار آخرتت آيد پس فريب مال دنيا را نخور و دنبال پول كثيف و مال حرام نرو و به همه خوبي كن    6- تا ميتواني كار كن تا محتاج هيچ كس نشوي


طلاي علي با افتخار تقديم شما دوست عزيز مينمايد:

http://www.ALIgold.com

ALIgold.com Live all of the time ...     ... ALI gold.com  present


همه چيز درباره نکته های ناب و کاربردی موفقیت در زندگی و آخرت

شامل چندين مقاله و قسمت مختلف در اينباره


تذكر و توصيه : مطالب تست شده نميباشند و طلاي علي فقط بخاطر اطلاع رساني مطالب را در اختيار شما ميگذارد و مسئوليت مطالب به عهده خود سايتهاي ارائه كننده ميباشد + بعلت پايين بودن سرعت خطوط دايل آپ تلفن و اينترنت در ايران و بالا بودن حجم صفحات سايت طلاي علي لطفا بيشتر صبر نماييد + ميتوانيد پس از ديدن كامل صفحات درخواستي اتان از طلاي علي ارتباط با اينترنت را قطع كرده و با صبر و انديشه و حوصله صفحات را مطالعه فرماييد ، براي راحتر پيدا كردن مطلب درخواستي خود در صفحات بلند از قسمت EDIT جستجوگر اينترنت خودتان گزينه Find را انتخاب نماييد و كلمه كليدي درخواستي خود را پيدا كنيد ، انشا الله همه با هم بهشتي شويم . ( طلای علی با تهيه کنندگان اين صفحه همکاری نمی کند و مسووليتی نيز درباره مندرجات آن به عهده نمی گيرد. )براي ديدن اين صفحه كه شامل چندين صفحه ميباشد بايد چندين دقيقه صبر نماييد - اگر از موتور جستجو وارد این قسمت شده اید و موضوع این صفحه مورد علاقه شما نمی باشد وارد صفحه اصلی طلای علی شده و موضوع را بیابید www.ALIgold.com

برای پیدا کردن مطلب مورد علاقه خود از جستجو استفاده فرمائید *


  جستجو در علي گولد ALIgold.com
جستجو در گوگل  

 


 

 

سلام

بخوانيم و بيانديشيم و عمل كنيم

 درس امروز ، درس ديروز ، درس پري روز ، پس پري روز - درس هر روز

* امام صادق درباره دليل حرام بودن ربا و نزول ميفرمايند: اگر ربا حلال بود ، مردمان كسب و كار را كه مورد نياز جامعه است رها ميكردند (و تن به كار نميدادند، و زندگيها مختل ميشد)، از اين رو خداوند ربا را حرام كرد، تا مردمان از حرام بگريزند و به كسب و كار و خريد و فروش بپردازند. ( آيا سود گرفتن از بانكها حلال است ؟ )

*  امام صادق (ع) درباره معني آيه 33 سوره اسرا قرآن كريم ميفرمايند: قول خدا عز و جل (33- الاسراء) و هر كس بستم و ناحق كشته شود محققا براى ولى و خون خواهش تسلطى مقرر ساختيم (براى قصاص) نبايد در قتل اسراف ورزد- فرمود: در باره حسين (ع) نازل شده است اگر مردم روى زمين را بخاطر او بكشد اسراف نكرده و از حد بدر نرفته.

* حضرت علی علیه السلام میفرمایند: هرکس گرفتاریها و مصیبتهای خود را بزرگ بداند ؛ خداوند او را به مصیبتهای بزرگتر مبتلا گرداند.

*  از نافرماني خدا در خلوت ها بپرهيزيد زيرا همان كه ناظر است همان داور است. مولاي متقيان علي عليه السلام

* هر كس كه به ياد مرگ باشد و بداند كه سرانجام ميميرد ، در انجام كارهاي خير و كمك به همه شتاب ميكند . حضرت علي عليه السلام

* هر روزي كه در آن روز گناه نكنيم آن روز عيد است ، عيدتان مبارك باد ،

* براي زندگي راحت در اين دنيا بايد به دو جيز اصلا فكر نكنيم : 1- كسي بر تو بدي كرد 2- تو بر كسي خوبي كردي.

* براي رسيدن به تمام آرزوها ، بايد صبر كرد * براي درمان تمام مريضيها بايد كم غذا خورد * براي با ادب شدن بايد كم صحبت كرد * براي عبادت زياد بايد كم گناه كرد * در همين رابطه حضرت محمد ص ميفرمايند : (( مادر آرزوها : صبر + مادر داروها : كم خوري + مادر ادبها : كم حرفي + مادر عبادتها : كم گناهي )) ميباشد.

*‌ در جايي گناه كنيم كه خدا ما را نبيند ، در جايي گناه كنيم كه خدا نباشد ، در جايي گناه كنيم كه زمين خدا نباشد - دنيا محضر خداست در محضر خدا گناه نكنيم تا بهشت ابدي نسيب ما شود + با خدا باش و پادشاهي كن ، بي خدا باش و هرچه خواهي كن ! ؟

*‌ در جايي گناه كنيم كه خدا ما را نبيند ، در جايي گناه كنيم كه خدا نباشد ، در جايي گناه كنيم كه زمين خدا نباشد - دنيا محضر خداست در محضر خدا گناه نكنيم

* هركس خوبي كند به خود خوبي كرده و هركه بدي كند به خود بدي كرده است ( قرآن كريم ) - چاه مكن بهر كسي ، اول خودت بدن كسي ! ؟

* بدانيد دنيا بازي و سرگرمي بيش نيست ، خود را براي زندگي ابدي در بهشت آماده كنيد ( قرآن كريم ) انما الدنيا لهو و لعب

* بهترين و گرامي ترين شما نزد خداوند با تقواترين و كم گناه كارترين كس مي باشد.

* خداوند دوست دارد بنده اش از او درخواست كند ( دعا كند ) و خدا نيز استجابت كند . تلخيصي از امام سجاد ع

* گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن مانند رود
با شفقت و مهربان باش مانند خورشيد
اگر كسي اشتباه كرد آن را بپوشان مانند شب
وقتي عصباني شدي خاموش باش مانند مرگ
متواضع باش و كبر نداشته باش مانند خاك
بخشش و عفو داشته باش مانند دريا
اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش مانند ایینه ( مولانا )

* شيطان در سه جا به ما نزديكتر و وسوسه كننده تر است 1- در هنگام خشم و عصبانيت 2- در هنگام قضاوت ميان دو نفر 3- هنگامي كه يك دختر و پسر ( مرد و زن ) نامحرم با هم تنها باشند . شيطان به حضرت نوح گفت مطمئن باش در اين صورت سومين نفر من خواهم بود.

* قيام عاشورا براي زنده نگاه داشتن ياد خدا (اسلام) ، سخن با خدا (نماز) و مقابله با ظلم و دفاع از ناموس در مقابل نامحرم بود ، پس همه باهم اخلاقمان را حسيني كنيم و پيرو واقعي او باشيم. و قاتلان امام حسين ع همه مسلمان دو آتشه بودند فقط مال حرام و لقمه ناپاك خورده بودند ! ، مواظب خودمان از شر شيطان باشيم.

* امروز وقت آمادگي است ، فردا وقت مسابقه ، مسابقه بر سر بهشت و سرانجام بازندگان جهنم (حضرت محمد ص)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهر بى عيب

 

امام باقر (ع ) فرمود: يكى از شاهان بنى اسرائيل اعلام كرد: ((شهرى مى سازم كه هيچگونه عيبى نداشته باشد و هيچكس نتواند در آن عيبى بيابد)) (فرمان داد معمارها و بنّاها و كارگرها مشغول شدند و آن شهر با آخرين سيستم و با تمام امكانات ساخته شد) پس از آنكه ساختن شهر به پايان رسيد، مردم از آن شهر ديدن كردند و همه آنها به اتفاق نظر گفتند شهرى بى نظير و بى عيب است .
در اين ميان مردى نزد شاه آمد و گفت : ((اگر به من امان بدهى ، و تاءمين جانى داشته باشم ، عيب اين شهر را به تو مى گويم )).
شاه گفت : به تو امان دادم .
آن مرد گفت :
((لها عيبان : احدهما انّك تهلك عنها، والثّانى و انّها تخرب من بعدك .))
((اين شهر دو عيب دارد: 1. صاحبش مى ميرد 2. اين شهر سرانجام بعد از تو خراب مى شود)).
شاه فكرى كرد و گفت : چه عيبى بالاتر از اين دو عيب ، سپس به آن مرد گفت : به نظر تو چه كنم ؟
آن مرد گفت : شهرى بساز كه باقى بماند و ويران نشود، و تو نيز در آن هميشه جوان باشى ، و پيرى به سراغت نيايد (و آن شهر بهشت است ).
شاه جريان را به همسرش گفت ، همسرش فكرى كرد و گفت : در ميان همه افراد كشور، تنها همين مرد، راست گفته است .


27)) شرط استجابت دعا

 

امام صادق (ع ) فرمود:
مردى در بنى اسرائيل سه سال دعا كرد كه خدا به او پسرى عنايت كند، ولى دعايش مستجاب نشد.
وقتى كه دريافت خداوند دعايش را مستجاب نمى كند، گفت : ((خدايا آيا من از تو دورم كه صدايم را نمى شنوى و يا تو نزديك هستى ولى جواب مرا نمى دهى ؟))
شخصى در عالم خواب نزدش آمد و به او گفت :
((انّك تدعواللّه عزّ و جلّ بلسان بذىّ و قلب عات غير تقىّ، ونيّة غير صادق ...))
((تو سه سال است خداى متعال را مى خوانى ولى با زبان هرزه و دلى سركش ‍ و ناپاك و نيّتى نادرست ، بنابراين هرزه گوئى را ترك كن و دل و نيّت خود را پاك گردان تا دعايت مستجاب گردد، او چنين كرد و سپس دعا نمود، خداوند دعايش را مستجاب كرد و پسرى به او داد)).

 

 

 

خطر مسؤليّت قضاوت

 

در بنى اسرائيل يك نفر قاضى بود كه بين مردم به حق قضاوت مى كرد، او وقتى كه در بستر مرگ قرار گرفت به همسرش گفت : هنگامى كه مردم ، مرا غسل بده و كفن كن و چهره ام را بپوشان و مرا بر روى تخت (يا تخته و تابوت ) بگذار، كه بخواست خدا چيز بد و ناگوارى نخواهى ديد.
وقتى كه او مرد، همسرش طبق وصيّت او رفتار كرد، و پس از چند دقيقه ، روپوش را از روى صورتش كنار زد، ناگاه كرمى را ديد كه بينى او را قطعه قطعه مى كند، از اين منظره وحشت زده شد (و روپوش را به صورتش افكند، و آمدند و جنازه او را بردند و دفن كردند).
همان شب در عالم خواب شوهرش را ديد، شوهرش گفت : آيا از آنچه در مورد آن كرم ديدى وحشت كردى ؟
زن گفت : آرى .
قاضى گفت : سوگند به خدا آن منظره وحشتناك به خاطر تمايل من به برادرت بود، روزى برادرت با يك نفر نزاع داشت و نزد من آمد، وقتى كه آنها نزد من نشستند تا بين آنها قضاوت كنم ، من پيش خود گفتم : خدايا حق را با برادر زنم قرار بده ، وقتى كه به نزاع آنها بررسى گرديد اتقاقا حق با برادر تو، بود، خوشحال شدم ، آنچه از كرم ديدى مكافات عمل من بود كه چرا چنين مايل بودم كه حق با برادر زنم باشد و بى طرفى را در هواى نفس خودم حفظ نكردم .


36)) سيماى شيعيان

 

شبى مهتابى بود، امام على (ع ) از مسجد كوبه بيرون آمد و به عزم صحرا حركت كرد، گروهى از مسلمين به دنبال آنحضرت حركت كردند، امام ايستاد و به آنها رو كرد و فرمود:
من انتم : ((شما كيستيد؟))
آنها عرض كردند: نحن شيعتك يا اميرالمؤ منين : ((ما از شيعيان تو هستيم اى اميرمؤمنان )).
حضرت با دقّت به چهره آنها نگريست و سپس فرمود: چگونه است كه سيماى شيعه را در چهره شما نمى نگرم ؟
آنها پرسيدند: سيماى شيعه چگونه است ؟ فرمود:
((صفر الوجوه من السّهر، عمش العيون من البكاء، حدب الظّهور من القيام ، خمص البطون من الصّيام ، ذبل الشّفا من الدّعاء، عليهم غيرة الخاشعين .))
((آنها: 1. زرد چهرگان بر اثر بيدارى شب 2. خراب چشمان بر اثر گريه 3. خميده پشت بر اثر قيام 4. تهى دل بر اثر روزه 5. خشكيده لب تر بر اثر دعا هشتند، و گرد فروتنان بر آنها نشسته است .


37)) احترام به حقوق ديگران

 

حضرت آيت اللّه العظمى بروجردى (قدس سره ) گاهى هنگام تدريس و بحث با شاگردان ، عصبانى مى شد (البته نه آن عصبانيتى كه او را خلاف رضاى خدا وارد كند) ولى پس از درس ، سخت از آن عصبانيت پشيمان مى شدند، و به دنبال طرف مى فرستادند و از او عذرخواهى مى كردند، و گاهى براى جلب محبّت او، كمكهاى مالى نيز مى نمودند، از اين ر و در ميان دوستان ، اين مزاح معروف شده بود كه ((عصبانيت آية اللّه بروجردى ، مايه بركت است )).
گاه به اين هم قناعت نمى كردند، روز بعد، هنگامى كه بر منبر تدريس ‍ مى نشستند، در حضور جمع شاگردان ، از آن فرد عذر خواهى مى كردند، به اين ترتيب مى بينيم آن بزرگمرد تا اين اندازه به حقوق ديگران احترام مى گذاشت ، و به حفظ آبروى آنها توجه عميق داشت ، او از امام صادق (ع ) آموخته بود كه :
((المؤ من اعظم حرمة من الكعبة .))
((احترام مؤ من ، از احترام كعبه ، بالاتر است )).
در اين باره به داستان زير توجه كنيد:
آيت اللّه بروجردى در مسجد عشقعلى درس اصول مى فرمودند، روزى يكى از فضلا بنام شيخ على چاپلقى اشكال كردند، آقا جواب او را دادند، آقاى شيخ على چاپلقى جواب آقا را رد كرد، آقا عصبانى شد به گونه اى كه آقا شيخ على متاءثر و منقلب شد كه مى خواست گريه كند، آن درس تمام شد.
يكى از اصحاب آيت اللّه بروجردى مى گويد: نماز مغرب را خوانده بودم ناگاه خادم آقاى بروجردى نزد من آمد و گفت : آقا ببين در كتابخانه و اندرون ايستاده و متاءثر است و فرمود: برويد به خوانسارى بگوييد بيايد، اينجانب با عجله نماز عشاء را خواندم و به محضر آقا رسيدم تا مرا ديد به من فرمود: ((اين چه حالتى بود كه از من صادر شد؟ يك نفر عالم ربانى را رنجاندم ، الان بايد بروم و دست ايشان را ببوسم و حلاليّت بطلبم تا از من بگذرد و بعد بيايم و نماز مغرب و عشا را بخوانم )).
عرض كردم : ايشان در مسجد ((شاه زيد)) امام جماعت است و بعد از نماز مساءله مى گويد: لذا تا دو سه ساعت از شب گذشته به منزل خود نمى آيد، من به ايشان اطلاع مى دهم كه آقا فردا صبح به منزل شما خواهند آمد.
صبح شد من رفتم و برگشتم ، ديدم آقا سوار بر درشكه در كنار منزل ما منتظر من هستند، در خدمتشان رفتيم منزل آقا شيخ على چاپلقى ، وقتى كه آقاى بروجردى ، آقا شيخ على را ديد، مى خواست دست او را ببوسد كه او نگذاشت ، آقا مى فرمودند: ((از من بگذريد، از حالت طبيعى خارج شدم و به شما پرخاش كرد و...))
آقا شيخ على عرض كرد: ((شما سرور مسلمين هستيد، برخورد شما باعث افتخار من بود و...))
آقا تكرار كردند: ((از من بگذريد، مرا عفو كنيد))
همين موضوع باعث شد كه آقا شيخ على ، تا آخر عمر، مورد مراحم و عطوفت خاص آيت اللّه بروجردى بودند.

 

 

نتيجه ناخشنودى و خشنودى مادر

 

در بنى اسرائيل عابدى بنام ((جريح )) بود كه همواره در صومعه اى مشغول عبادت بود، روزى مادرش نزد او آمد و او را صدا زد، ولى او مشغول نماز بود به صداى مادر اعتنا نكرد.
مادر به خانه خود بازگشت ، بار ديگر پس از ساعاتى به صومعه آمد و جريح را صدا زد، باز جريح به دعوت مادر اعتنا نكرد، براى بار سوّم باز مادر نزد او آمد و او را صدا زد، او بر اثر سرگرم بودن به عبادت ، به دعوت مادرش ‍ توجه نكرد.
دل مادر شكست و عرض كرد: ((خدايا پسرم را رسوا كن )).
فرداى همان روز، زن بد كاره اى كه حامله بود كنار صومعه آن عابد آمد و همانجا زائيد و سپس بچه اش را نزد او گذاشت و ادعا كرد كه بچه فرزند عابد است كه از راه نامشروع با من جمع شده ، و بچه مربوط به او است .
اين موضوع شايع شد كه عابد زنا كرده است ، شاه آن عصر فرمان اعدام عابد را صادر كرد، در اين هنگام كه مردم براى اعدام عابد جمع شده بودند، مادرش آمد و او را آن گونه رسوا يافت ، از شدت ناراحتى به صورت خود زد و گريه كرد، جريح به مادر رو كرد و گفت : ((مادرم ! ساكت باش ، نفرين تو مرا به اينجا كشانده است و گرنه من بى گناه هستم )).
حاضران به عابد گفتند: ((ما از تو نمى پذيريم مگر اينكه ثابت كنى نسبتى كه به تو مى دهند دروغ است )).
عابد (كه در اين هنگام مادرش را از خود خشنود كرده بود) گفت : همان كودكى را كه به من نسبت مى دهند به اينجا بياوريد.
آن كودك را آوردند، عابد او را به دست گرفت و گفت : من ابوك : ((پدرت كيست ؟))
كودك با زبان گويا گفت : پدرم فلان چوپان است .
به اين ترتيب خداوند آبروى از دست رفته عابد را به جاى خود باز گردانيد، و دروغ مدّعيان فاش شد، فخلف جريح الاّ يفارق امّة يخدمها: ((جريح سوگند ياد كرد كه هيچگاه از مادر جدا نگردد، و همواره او را خدمت كند)).

 

 

 

 

مسلمان بيگانه از مسجد

 

شخصى در ظاهر مسلمان بود، ولى به اصطلاح ، مسلمان شناسنامه اى ، او در امور و احكام اسلام كاملا بى تفاوت بود، مثلا اصلا با مسجد ميانه نداشت ، مسجد رفتن براى او بسيار سخت بود و اگر احيانا از كنار آن رد مى شد، با كمال بى اعتنائى عبور مى كرد.
روزى با يكى از پسرانش كه كودك بود، بر سر موضوعى نزاع كرد و بلند شد تا پسرش را كتك بزند، پسر از دست او فرار كرد، و پسرش را دنبال نمود، تا اينكه پسر به طرف مسجد آمد و مى دانست كه پدرش با مسجد ميانه ندارد، رفت داخل مسجد، آن پدر تا نزديك در مسجد آمد، ولى وارد مسجد نشد و در همانجا فرياد زد ((بيا بيرون ، بيا بيرون ، من در تمام عمر به مسجد نيامده ام ، نگذار اكنون وارد مسجد شوم بيا بيرون !!))
آرى افرادى هستند كه رابطه آنها با مسجد اين گونه است ، و بعضى تنها هنگام مجلس ترحيم بستگانشان به مسجد مى روند، گوئى مسجد را براى مردگان ساخته اند.

 

 

 

 

 

دوستى كه موجب نجات دوستش شد

 

دو نفر عابد (مثلا بنام حامد و حميد) در كوهى دوست صميمى بودند و با هم به عبادت خدا اشتغال داشتند و به قدرى با هم پيوند دوستى نزديك داشتند كه گوئى يك روح در دو بدن هستند.
روزى حميد براى خريدارى گوشت ، از كوه پائين آمد و به چشم حميد به او افتاد، هوى و هوس بر او چيره گشت به گونه اى كه با آن زن رابطه نامشروع بر قرار نمود و به خانه او رفت و آمد مى كرد.
چند روز از اين جريان گذشت ، حامد يعنى همان عابدى كه در غار كوه مانده هر چه انتظار كشيد، تا دوستش حميد به عبادتگاه باز گردد، خبرى از او نشد ناگزير تصميم گرفت وارد شهر گردد، و به جستجوى دوستش ‍ بپردازد، حامد وقتى كه وارد شهر شد، پس از پرس و جو، دريافت كه دوستش حميد منحرف گشته و گرفتار گناه شده است .
حامد، عابد خشكى نبود، بلكه قلبى زنده و فكرى روشن داشت ، بجاى اينكه از حميد دورى كند، در خانه همان زن بد كاره است ، براى ديدار حميد به خانه همان زن رفت ، و حميد را در آنجا ديد، فورا با كمال شادى به سوى حميد رفت و او را در آغوش گرفت : تو كيستى ، من تو را نمى شناسم . حامد گفت : برادر عزيزترين انسان در قلب من هستى ، من چگونه فراق تو را تحمل نمايم ، بر خيز تا به جايگاه قبلى خود برويم ...
حميد از ناحيه حامد، دلگرم شد، برخاست و با او به عبادتگاه سابق رفتند و توبه حقيقى كرد و از انحراف و گمراهى دورى نمود، به اين ترتيب حامد با اتخاذ روشى جالب ، شرط و حق دوستى را ادا كرد و موجب نجات دوستش حميد شد آيا اين روش بهتر است يا اينكه حميد را به حال خود مى گذاشت تا در لجنزار بدبختى بماند و بپوسد؟


57)) استمداد از خدا در ترك گناه

 

خداوند به حضرت داود (ع ) وحى كرد، نزد دانيال پيغمبر برو و به او بگو ((تو يكبار مرا گناه كردى (يعنى ترك اولى كردى ) تو را آمرزيدم ، و اگر براى دوّم گناه كردى ، باز آمرزيدم ، و اگر براى سوّم آمرزيدم ، و اگر براى بار چهارم گناه كنى ، ديگر تو را نمى آمرزم )).
حضرت داود (ع ) عرض كرد: ((پروردگارا، پيامبر تو ماءموريت دارى خود را ابلاغ نمودى )).
هنگامى كه نيمه هاى شب شد، دانيال به مناجات و راز و نياز با خدا پرداخت و عرض كرد: ((پروردگارا، پيامبر تو داود (ع ) سخن تو را به من ابلاغ نمود كه اگر بار چهارم گناه كنم ، مرا نمى آمرزى .
((فو عزتك لئن لم تعصمنى لاعصينك ثمّ لا عصينك ثمّ لا عصينك .))
:((به عزتت سوگند اگر تو مرا نگاه ندارى (وكمك نكنى ) همانا ترا نافرمانى كنم و سپس نيز نافرمانى كنم و باز هم نافرمانى كنم )).
آرى ترك گناه ، دشوارى است ، بايد از درگاه حق براى توفيق بر آن ، كمك جست ، چنانكه در آيه 32 سوره يوسف مى خوانيم : يوسف به خدا عرض ‍ كرد: و الا تصرف عنى كيدهنّ اصب اليهن واكن من الجاهلين .
:((خدايا!اگر مكر و حيله اين زنان آلوده را از من باز نگردانى ، قلب من به آنها متمايل مى گردد و از جاهلان خواهيم بود)).
و در آيه 24 سوره يوسف مى خوانيم :
((و لقد همّت به و هم بها لو لا ان راى برهان ربّه .
:(( آن زن (زليخا) قصد يوسف را كرد، و يوسف نيز - اگر برهان پروردگار را نمى ديد - قصد وى را مى نمود)).
آرى يوسف در كشمكش غريزه جنسى و عقل تا لب پرتگاه كشيده شد و تمام عوامل گناه ، او را به سوى گناه مى كشاندند، ولى برهان خدا، يعنى علم و ايمان او، آگاهى او، مقام عصمت و نبوت او، و استمداد او از درگاه الهى ، او را از پرتگاه نجات داد.
و طبق روايتى : در آنجا بتى بود كه معبود (زليخا) همسر عزيز مصر بود، ناگهان چشم زليخا به آن بت افتاد و احساس كرد، و لباسى بر روى بت افكند، يوسف با مشاهده اين وضع ، دگرگون شد و گفت : تو از بت فاقد عقل و شعور، شرم مى كنى ، چگونه من از پروردگارم كه همه چيز را مى نگرد حيا نكنم ؟)).

 

 

 

 

ناپايدارى دنيا از ديدگاه پيامبر(ص )

پيامبر(ص ) روى حصيرى آرميده بود، يكى از اصحاب بر او وارد شد او را روى حصير ديد كه اثر آن حصير در پهلوى آن حضرت ديده مى شد، عرض ‍ كرد:((اى رسول خدا اگر براى خود فرش نرمى برگزينى مطلوب تر است .))
پيامبر(ص ) در پاسخ فرمود: مالى و للدنيا... ((مرا به دنيا چه كار؟
مثل من با دنيا همچون مسافر سواره اى است كه در روز سوزان تابستان ، كنار درختى مى آيد تا ساعتى از روز خود را در سايه آن درخت استراحت كند، سپس حركت كرده و آنجا را ترك مى كند.))
شخصى از آن حضرت پرسيد: انسان در دنيا چگونه زيست كند؟ آن حضرت فرمود: مانند كاروانى كه در حال عبور است ، او پرسيد: چگونه سكونت در دنيا را برگزيند؟ فرمود: به اندازه كسى كه از كاروان ، عقب افتاده است ، او پرسيد: بين دنيا و آخرت چه اندازه فاصله است ؟ فرمود: به اندازه فرو خواباندن چشم ، خداوند در قرآن (آيه 35 احقاف ) مى فرمايد:
كانّهم يوم يرون مايوعدون لم يلبثوا الا ساعة من نهار.
:((آنها در قيامت ، احساس مى كنند كه گوئى بيش از ساعتى از يك روز، در دنيا توقف نداشته اند.))

 

 

 

 

 

سه مصيبت بزرگ

مردى به محضر امام سجاد(ع ) آمد، و از حال و روزگار دنياى خود شكايت كرد، امام سجاد(ع ) فرمود:
مسكين ابن آدم ، له فى كلّ يوم ثلاث مصائب لايعتبر بواحدة منهن ، و لو اعتبر لهانت المصائب و امر الدنيا...
: بيچاره انسان كه در هر روز، دستخوش سه مصيبت است كه از هيچيك عبرت نمى گيرد، در صورتى كه اگر عبرت مى گرفت ، مصائب دنيا براى او آسان مى شد.
1 هر روز كه از عمر او مى گذرد از عمر او كاسته مى گردد، در صورتى كه اگر از مال او چيزى كاسته مى شد قابل جبران بود، ولى كاهش عمر قابل جبران نيست .
2 هر روز، رزقى كه به او مى رسد اگر از راه حلال باشد، حساب دارد، و گرنه عقاب دارد (و اين حساب و عقاب در دادگاه الهى در انتظار او است .)
3 مصيبت سو از همه بزرگتر است ، و آن اينكه هر روز كه از عمر انسان مى گذرد، به همان اندازه به آخرت نزديك مى گردد، ولى نمى داند كه رهسپار بهشت است يا دوزخ ؟ اگر براستى در فكر اين سه مصيبت باشد، گرفتاريهاى مادى ، در برابر آنها ناچيز است و آسان خواهد شد.


118)) نمونه اى از علم على (ع )

عصر خلافت ابوبكر بود تاجرى مى خواست از مدينه به مسافرت طولانى برود، هزار دينار به عنوان امانت به ابوبكر سپرد، سفر او طول كشيد و وقتى به مدينه بازگشت دريافت كه ابوبكر از دنيا رفته است ، نزد خليف دوم رفت و جريان خود را گفت ، او اظهار بى اطلاعى كرد، نزد عايشه دختر ابوبكر رفت ، او نيز اظهار بى اطلاعى كرد، تاجر با سلمان آشنائى داشت نزد او رفت و پريشانى خود را در مورد هزار دينار بيان كرد، سلمان او را به حضور امام على (ع ) برد و جريان را گفت .
امام على (ع ) به مسجد آمد و فرمود: امانت تاجر در فلان مكان است ، كه ابوبكر آن را در آنجا پنهان نموده است ، به دستور آن حضرت ، آن مكان را شكافتند و هزار دينار را كه در آنجا بود بيرون آوردند.
عمر به على (ع ) گفت : لابد ابوبكر اين راز را به تو گفته بود، امام فرمودند: نه ، نگفته بود، و اگر بناى گفتن بود به تو كه راز محرم او هستى مى گفت ، نه به من .
عمر گفت : پس تو از كجا دانستى ؟
امام على (ع ) فرمود: ((خداوند بر زمين فرمان داده تا هر حادثه اى را كه بر روى آن پديد مى آيد، به من خبر دهد.))

 

 

 

 

 

 

 

حق خدا بر بندگان و به عكس

معادبن جبل مى گويد: پيامبر(ص ) سوار بر مركب بود، و مرا پشت سر خود سوار كرد، در مسير راه فرمود: اى معاذ!
عرض كردم بلى اى رسول خدا!
فرمود: هل تدرى ما حق الله على عباده ؟
:((آيا مى دانى حق خداوند بر بندگانش چيست ؟))
عرض كردم : خدا و رسولش آگاهترند؟
فرمود:((حق خدا بر بندگانش اين است كه تنها او را پرستش كنند و از براى او شريك نگيرند.))
سپس بعد از اندكى فرمود: اى معاذ! گفتم : بلى اى رسول خدا! فرمود: آيا مى دانى حق بندگان بر خدا چيست ، هنگامى كه كار نيك انجام دهند؟
عرض كردم : خدا و رسولش بهتر مى دانند.
فرمود: حق بندگان نيكوكار بر آن است كه : خداوند آنها را عذاب نكند.

 

 

 

 

 

 

 
 
صفحه اصلی
خواندنيها
نوشته شده مدير   
2-6-1386


ترغیب اسلام در امر اردواج
ازدواج از دیدگاه قرآن و روایات
آثار ازدواج
2 روایت در تایید ازدواج
موانع ازدواج
موانع ازدواج 2
شرایط انتخاب همسر
اذن پدر ... وانتخاب انسان دين دار ...و طبقه بندي ارزش ها و تناسب
عشق پیری
تحمیل افراد و توقع زیاد در ازدواج
نشانه های همسر خوب در سخنان معصومین(ع)
مهریه
مهریه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
مراسم ازدواج
اطعام ازدواج
در مجالس خود اسراف نکنیم
گناه در مجالس جشن شوم است
ازدواج ملا صالح مازندرانی
زفاف
حساسیت شب زفاف
داستان ازدواج جوبیر و زلفا
نکات ریز همسرداری
زن و شوهر لباس یکدیگرند
ازدواج والدین مقدس اردبیلی
زندگی با محبت و شیرین
محبت پایه ی خلقت
طلاق
ازدواج زین العابدین مازندرانی
سفارش های مادری به دختر تازه عروسش
به مرد شرابخوار و بد اخلاق دختر ندهید
دختر
مراقبت از عفت زن
دختران را زود شوهر دهید
حقوق زن و شوهر
غیرت مرد و زن
جمال و مال زن
نگاه به نامحرم
نگاه به نامحرم2
نگاه به نامحرم 3
نگاه به نامحرم 4
نگاه کردن زن به مرد
معیارهای انتخاب همسر1
معیارهای انتخاب همسر2
معیارهای ازدواج3
عروسی در شب و ولیمه دادن در روز
وظایف شوهر1و2
تنبیه زن
درگذشت ایلیا
احترام به همسر
غیرت بی جا
زینت مردان برای زنان خود از وظایف آنهاست
خوش زبانی
بي اجازه از محيط امن عفت بيرون نرود
از وظايف زن نسبت به شوهر - شوهر را نيازارد
از وظايف زن نسبت به شوهر- کمک در کارهاي داخل خانه
احترام شوهر را نگه دارد و با او خوشرفتاري کند
12 اسفند سالگرد آيت الله محقق تهراني
براي غير شوهر خود را نيارايد...نسبت به دارايي شوهر امين باشد
دوران رشد در انسان 1
دوران رشد در انسان2
آمار بيشترين بازديد در پارسي بلاگ
رشد از نظر اسلام
تاثير رواني اعمال
يادآوري به دختران نوجوان و جوان
ازدواج و تداوم نسل
ازدواج براي ارضاء غريزه
عدم ازدواج به خاطر فقر گناه است و ازدواج سبب روزي است
اهميت و ثواب ازدواج
با نام و ياد خدا اقدام کنيد
انتخاب يکي از روزهاي خوب
دقت در مورد همسر آينده
يک داستان واقعي
نامه ي زني در رابطه با علت ازدواج
خصوصيت هاي لازم همسر آينده
استمناء و آثار مخرب آن
از وظايف شوهر - ترك آزار زن
صفت هاي مادي وظاهري در ازدواج
زيبا دوستي
چهره و مو
اندام سالم و بوي خوش دهان و گردن
عشق و زيبايي در سايه ي ايمان
اوصاف همسر خوب
اوصاف زن و مرد خوب از نظر اسلام
از كجا به ايمان شخص مورد نظر پي ببريم؟
نشانه هاي ديگر مومن
بداخلاق كيست؟
همسر بي سواد بهتر است يا تحصيل كرده؟
همتايي در ايمان
همتايي در سن
درك يكديگر در سايه ي همتايي در سن
تناسب سني چقدر است؟
همتايي در دانش
نقش سواد و دانش در سرنوشت
آيا همسر باسواد براي زندگي بهتر است يا بي سواد؟
هنگام مشورت در خواستگاري عيب گويي غيبت نيست(1)
هنگام مشورت در خواستگاري عيب گويي غيبت نيست (2)
سخني با پدر و مادرها
پيشنهاد به پدر و مادرها
عواقب ازدواج تحميلي
شناخت در سايه ي ديدار و گفتگو
آيا دختر و پسرمي توانند در هنگام ديدار و گفتگو به هم نگاه كنند؟
سخني با مردم
از وظايف شوهر - توسعه در خوارك و لباس و لوازم ديگر
از وظايف شوهر نسبت به همسر خود [4]
از وظايف زن نسبت به شوهر [2]
و از نشانه هاي او ...
پاسخ به يك پرسش
كافيست انار دلت ترك بخورد
نظر مراجع و احكام شرعي در مورد نگاه (بخش اول)
نگاه به نامحرم به قصد ازدواج ار نظر امام خميني
فتواي آيت الله مكارم در مورد نگاه در ازدواج
فرصت طلبي افراد عياش در خواستگاري
نگاه چگونه باشد؟
گفتگو براي زندگي مشترك
اهداف ديدار و گفتگو
فريب ظواهر را نخوريم
در اين ديدار چه بايد گفت؟
داستان شريك بن عبدالله نخعي
ميل به تجمل پرستي
عجله نكنيد...تحقيقات برون خانوادگي
مسايل مهمي كه بايد در تحقيقات پرسيده شوند
بعد از جواب مثبت
در بيان بهترين زنان
صيغه ي عقد نكاح
دوران نامزدي
اهميت شناخت1
اهميت شناخت2
تكميل مبحث اهميت شناخت و دوران نامزدي
يك روح در دو جسم - پرسش و پاسخ
انسان جايزالخطاست
ابراز دوستي
توضيحي در مورد نام وبلاگ
تا مي توانيم از بهترين كلمات استفاده كنيم
حسينيه ي گردان تخريب
صغحات ورق خورده
تعاون ؛ همكاري و ثواب خدمت به خانواده
از بلاگ تا پلاك
طنز اردوي از بلاگ تا پلاك
ارزش برخورد مناسب همسر در پيشگاه خدا
طرح تقسيم كار در خانه براي بعد از عروسي
اطاعت از همسر و دوست داشتن را به زيان جاري كردن
لعنت فرشتگان
كوتاه كردن نماز براي اجابت درخواست شوهر
چيزهايي كه از هم سير نمي شوند
تاثير منفي بعضي از رفتارها در اجتماع
رابطه ي زن و شوهر به مانند صدقه دادن
حيا در عرف و كلام پيشوايان ديني
نزديكي زن و شوهر و ثواب جهاد در راه خدا
حجاب ، دوري از مريض دلان
سفارش هاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به علي عليه السلام
آرايش براي ديگران حرام است
روش پسنديده ي كلاغ
پرهيز در زمان عادات ماهيانه ي زنان
مجامعت در پنهان و دور از چشم ديگران
خوشرويي
راه هاي جلب محبت در زندگي
اين الرجبيون؟
حالات پدر و مادر در سعادت و شقاوت طفل
برخي آداب مجامعت
نتايج ارضا شدن زن و پيامدهاي نقطه مقابل آن
پيامدهاي ارضا نشدن زن و خيانت به شوهر
عدم ارضاء جنسي و كودكان بزهكار
عشق در سايه روابط جنسي سالم
اجزاي شهوت در زن و مرد
رضايت شوهر يا پدر و مادر؟
فلسفه ي سرپرستي شوهر بر خانواده
گل نوشته هاي ماه رجب
مرور بر جزئي از اهداف ازدواج
برخي منابع وبلاگ
مساحقه ، لواط و جماع
جماع با او جايز نيست
عوامل پارگي بكارت
غم زدايي..از راههاي جلب محبت
نزديكي زن و مرد
نگاهي بر چت از گذشته تا امروز و برخي آثار سوء آن
نتيجه ي حضور در اتاق هاي چت
خوشگويي از شاخه هاي حسن خلق
اينترنت مرداب خوب و بد است
آب در كوزه و ما گرد جهان مي گرديم
خوشخويي از راههاي جلب محبت
توجه به همسر از راههاي جلب محبت
عذرخواهي از راههاي جلب محبت
صفا و صداقت

[يكشنبه 4/6/1386] كسي كه موي صورت بتراشد
[شنبه 3/6/1386] از مصاديق مثله
[جمعه 2/6/1386] ديه ي تراشيدن ريش
[پنجشنبه 1/6/1386] تراشيدن دو گونه
[دوشنبه 22/5/1386] تراشيدن گونه ها
[يكشنبه 31/4/1386] سه طائفه از رحمت حق دورند
[جمعه 29/4/1386] فرستادگان خسروپرويز در حضور پيامبر اسلام
[يكشنبه 24/4/1386] زينت آدم و فرزندانش
[جمعه 1/4/1386] ده خصلت از فوم لوط
[جمعه 1/4/1386] نشانه هاي عقل
[جمعه 25/3/1386] مخالفت با مشركين
[جمعه 25/3/1386] فرق ما با مجوس در محاسن
[جمعه 11/3/1386] محاسن تا چه حد مي تواند بلند باشد ؟
[جمعه 11/3/1386] اندازه محاسن
[چهارشنبه 9/3/1386] پاسخ امام رضا به يك پرسش
[سه‏شنبه 8/3/1386] شارب را كوتاه كنيد و ...
[دوشنبه 7/3/1386] گذاشتن محاسن
[دوشنبه 7/3/1386] معناي حنيف در ( ان اتبع مله ابراهيم حنيفا )
[سه‏شنبه 11/2/1386] خود را به يهودان و گبران شبيه نكنيد
[يكشنبه 9/2/1386] تراشيدن ريش يكي از منكرات
[شنبه 8/2/1386] تراشيدن ريش
 

دعا و مناجات [ 5:24 ع يكشنبه 4 شهريور 1386]
ماه شعبان [ 9:0 ع شنبه 3 شهريور 1386]
سخنراني استاد هاشمي نژاد [ 8:43 ع شنبه 3 شهريور 1386]
زيباترين عكس ها [ 8:37 ع چهارشنبه 24 مرداد 1386]
نمودار آدمها [ 4:53 ع جمعه 19 مرداد 1386]
بيا همين جا [ 1:22 ع يكشنبه 14 مرداد 1386]
شروع وبلاگ آشتي كنون [ 12:49 ص سه‏شنبه 2 مرداد 1386]

حجاب در هند [ 8:27 ع يكشنبه 4 شهريور 1386]
فلسفه ي حجاب در مسيحيت! [ 11:44 ص شنبه 3 شهريور 1386]
فلسفه ي حجاب در قوم يهود [ 9:37 ع جمعه 2 شهريور 1386]

آخرین بروز رسانی ( 5-6-1386 )
 
اعياد شعبانيه
نوشته شده مدير   
22-5-1386

 

 

 
اعتكاف وبلاگ نويسان
نوشته شده مدير   
3-5-1386

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا دفتر توسعه وبلاگ ديني با هدف ترويج فرهنگ اسلامي، از وبلاگ‌نويسان براي حضور در مراسم معنوي اعتکاف ثبت‌نام به عمل مي‌آورد...

eetekaf

 

آخرین بروز رسانی ( 3-5-1386 )
ادامه مطالب ...
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 بعدی > پایان >>

 
نتایج 1 - 4 از 10

آرشيو

فرم ورود






فراموش كردن رمز
ثبت نام نكرده اید؟ ثبت نام

دانشكده مجازي

  ثبـت نام در دوره جدید
 دانشکده مجازی علوم حدیث

 
 تصویر زیر را کلیک کنید

 

بازدیدکنندگان

وبلاگ ازدواج

جامع ترين وبلاگ بالغ بر 170 عنوان در زمينه ي ازدواج

 

وبلاگ هاي مرتبط

از زمين تا آسمان ، جمال مرد ، ازدواج ، سخا ، صهبا ، حاج سعيد حداديان ، نفحه ، همه چي زيباست1 ، همه چي زيباست 2 ، و...

آمار بازدید سایت

بازدید کل: 3060
بازدید امروز: 2
صفحه های بازدیده شده امروز: 26
 

 

www.ALI


gold.com

اگر به فکر پیشرفت و تکامل بیش از پیش هستید و تشنه یادگرفتن و آموختن از تجربیات دیگران سایت طلای علی را بخوانید

از شما دعوت ميكنيم از ديگر قسمتهاي سايت طلاي علي بازديد فرماييد

* صفحه اصلي طلاي علي ، علي گلد * مطالب و نكات طلايي *

www.ALIgold.com

www.IRANgold.coo.ir  

بقیه مطالب در پایین همین صفحه موجود است -


 

 

www.aligold.com

www.aligold.com

 

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

 

مطالب بيشتر از جستجو گرها در اين رابطه

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com2

salam

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

 

ادامه دارد ، منتظر مطالب جديد باشيد ...