بسمعه تعالي ، خوش آمديد . .

هرکه به خدا و روز جزا ایمان دارد سخن خیر گوید یا ساکت نشیند.هرکه کافری را مسلمان کند بهشت بر او واجب است هرکه مسلمانی را در غیابش کمک کند خدا او را در دنیا و آخرت یاری کند. هرکه یک غصه ی دنیا از دل برادرش بردارد خدا یک غصه ی آخرت از دلش برگیرد.هرکه در پی حاجت برادرش باشد خدا در پی حاجت او باشد



رابطه طلا و بانك و پول و ارز و ... و تعاريف آنها


بانکداری

اهمّیت مطالعه بانک را می توان در دو نکته جستجو کرد:

اینکه بانکها بین کسانی که می خواهند پس انداز نمایند و آنهایی که تمایل به استقراض دارند،ارتباط برقرار می کنند.

بانکها نقش مهمی در تعیین مقدار پول دارند.(یعنی تغییرات حجم پول)

 

بانکداری از زمانی که مبادلات پایاپای(مبادلات مستقیم)متوقف شد و پول واسطه معاملات قرار گرفت نیز بوجود آمد.

چرا بانک نام گرفت؟

چون بانک واژه ایتالیایی بانکا Banca به معنی نیمکت است.

چون ابتدا صرافان ایتالیایی در پشت نیمکت عملیات صرافی را انجام می دادند بعدها نیز موسساتی که این گونه فعالیت ها را نیز انجام دادند بنام بانک معروف گردیدند.

بانک در اصل به عنوان محل حفظ و حراست اشیاء قیمتی ریشه دینی دارد ، زیرا در یونان باستان افراد ثروتمند جواهرات و سایر اشیاء قیمتی خویش را به منظور حفظ از دستبرد سارقان با پرداخت کارمزدی به امانت به محل های امن یعنی معابد می سپردند.

معابد بخشی از سپردهای مورد اشاره افراد را در مقابل دریافت مازادی به افراد نیازمند بارای مدت معینی قرض می دادند.

بدین ترتیب معابد هم به ثروت خود می افزودند و هم به زعم خویش با تامین نیاز،نیازمندان همراه با جلب رضایت وام گیرندگان به عظمت خدای خود کمک میکردندپس اولین وام دهندگان معابد معرفی شدند.

به مرور ملاکان و تجار و زراند ورزان فهمیدند که می توانند با اقدامی مشابه معابد به ثروت خویش اضافه کنند. سپس یک رقابتی بین معابد و زراند ورزان بوجود آمد.

در این اثنا هم مقامات کشوری و دینی مراقبت می نمودند تا موضوع تحت کنترل باشد.لیکن همراه با تداوم جریان مذکور جامعه به سوی دو قطبی شدن ،بانکداران ثروتمند و تهی دستان کثیر سیر می نماید.

در این زمان بودکه در قرن چهارم ارسطو در کتاب سیاست خود اصل بهره را رد میکند و توضیح می دهد که خاصیت پول این است که ثابت باقی بماند نه اینکه در طول زمان افزایش یابد.

ممکن است از خانه یا زمین سودی حاصل شود اما نباید در مورد پول این موضوع اتفاق بیافتد.

بعدا کلیساهای رومیان در قرن وسطی مانند معابد یونان قدیم عمل نمودنند اما عده ای

مخالف این کار کلیسا بودند چون عقیده داشتند که کلیسا محل عبادت خداوند باید باشد نه اینکه به این کار بپردازد.تا اینکه فلیپ چهارم شاه فرانسه به نقش بانکی کلیسا خاتمه داد.سپس در اروپا بانکداری دینی خاتمه یافت.

تحول بانکداری از قرن 12 میلادی در ایتالیا شروع شد.

در این تحول لومبارد ها جایگاه ویژه ای دارند

خانواده لومباردها خانواده ایتالیایی هستند و فعالیت بانکی را از ایتالیا به پاریس و لندن گسترش دادند.

در این زمان هم شاه فلیپ با کمک نفوذ خانواده لومباردها در مورد بانکداری فعالیت خود را شروع کرد.

در حال حاضر نام خیابان لومبارد در سیتی لندن،مرکز پولی و مالی مهم جهان وجود دارد که یادآور نقش اساسی لومبارد های مهاجر در امر بانکداری است.

لومبارد ها به تجار،به دولت و به افراد در قبال اخذ وثیقه وام می دادند یعنی نرخ بهره

می گرفتند.

پس از لومباردها می توان از زرگرهای لندن نام برد که در امر بانکداری نقش مهمی را ایفاء نموده اند.

ابتدا تجار ثروتمند لندن شمش های طلا و نقره خویش را برای حفاظت به دژ شاهی یعنی برج لندن می سپردند.

بماند اینکه در سال 1640 میلادی چارلز اول پادشاه انگلستان نسبت به ضبط نقود موجود در برج لندن ضربه سنگینی به تجار وارد نمود.

از این رو تجار تصمیم گرفتند نقود خویش را در قبال اخذ سند رسید به زرگر های صادر کننده سند بسپارند.

سند رسید زرگرها مبین آن بود که زرگرهای صادرکننده سند،مبلغ مندرج در سند را عندالمطالبه به سپرده گزار یا آورنده سند پرداخت خواهد نمود.

بدین ترتیب حجم زیادی از این اسناد وارد جریان دادو ستد شد و روش بانکداری پیشرفت کرد.

زرگرها هوشمند بودند دریافت نموده اند که تجار نمی توانند نقود خود را از آنها پس گیرند تجار فقط بخشی از نقود خود را مطالبه نمایند.

زرگرها از این درس گرفتند.لذا سهمی از نقود را در گاوصندوق موجود نگه داشتند و مابقی را وام می دادند.

وام زرگرها با بهره و مشروط به پرداخت در سررسید بود.

بعدا برخی از زرگرها گام های بلندتری در تحول بانکداری گرفتند.

دادن وام تنها با اسناد رسید به جای پرداخت نقود،سود زرگرها را بیشتر نمود.از این رو برخی از زرگرها برای جلب نقود تجار بخشی از سود را به سپرده گزاران پرداخت نماید.

به تجربه هم مشخص شد که حرفه جدید یعنی بانکداری به مراتب از حرفه قبلی،یعنی زرگری سودآورتر می باشد.

بدین ترتیب بانکداری جدید به عنوان یک حرفه مستقل توسط زرگرهای لندن پایه گذاری شد.

زرگرها جلب سپرده می نمودند،اسناد رسید صادر می کردند،بهره به سپرده گذاران

می پرداختند به متقاضیان وام اعطاء می نمودند.در نتیجه کارهای اصلی بانک های بازرگانی امروزی را انجام می دهند.

هر چند که در سال 1672 میلادی ضربه مالی که به بانکداری زرگرها وارد شد باعث شد که بانکداری زرگرها مختل شود.

در سال مذکور چارلز دوم پادشاه انگلستان قرضه کلانی از بانکداران زرگر اخذ نمود اما نتوانست آنرا در سررسید باز پرداخت نماید.لذا دارندگان اسناد رسید برای تبدیل آنها به نقود به زرگرها هجوم بردند،اما زرگرها نتوانتند بی درنگ وفای به عهد نمایند.هر چند بعدا هر چه تلاش کردند نتوانستند اعتماد مردم را جلب نمایند.

مثلا بعدها آمدند تسهیلات جدیدی به تجار ارائه دادند که امروزه حساب جاری نامیده شد اعاده اطمینان نمایند اما موفق نشده اند.

لذا اولین بانک انگلستانengland of bank در سال 1694 میلادی در لندن تاسیس شد.

از کلیه مطالب فوق می توان نتیجه گرفت:

در تکامل بانکداری جدید به عنوان یک حرفه مستقل لومبارد های ایتالیایی وزرگرهای لندن نقش برجسته ای ایفاء می کنند.

انتشار اسناد رسید که شکل خام اسکناس بود،افتتاح حساب جاری،جمع آوری نقود و پرداخت وام به متقاضیان،اخذ وثیقه،وصول اصل و بهره وام در سر رسید و نیز پرداخت بهره به سپرده گذاران نشان می دهد که هر دو گروه مورد اشاره به عنوان واسطه وجوه که وظیفه اساسی بانک های بازرگانی است اقدام می نمودند.

 

 

 

شروع بانکداری

فعالیت اولیه این بانک در قرن 17میلادی آغاز شد. فرض کنید بجای زرگرها،چند بانک که با مشارکت چند نفر و با سرمایه اولیه یک میلیون ریال(فلزت گرانبهاپرداخت گردیده)تاسیس شود.

 

تراز نامه بانک در یک حسابT

 

 

دارائی ها

بدهی ها

موجودی صندوق

1000000 ريال

ذخیره سرمایه

1000000 ريال

 

 

 

اگر اعتبار دهد:

 

دارائی ها

بدهی ها

وام

1000000 ريال

ذخیره سرمایه

1000000 ريال

 

 

بانک اسکناس منتشر می کند

مردم آنها را به عنوان پول می پذیرند لذا بانک ها می توانند وام را به جای فلزات گرانبها با اسکناس پرداخت نمایند.

در چنین شرایطی بانک ها به تدریج حجم اعتبارات و در نتیجه سودشان را به طور قابل ملاحظه ای افزایش دهند .

تراز نامه بانک به صورت:

 

دارایی ها

بدهی ها

موجودی صندوق 1000000 ريال

وام ها 5000000 ريال

اسکناس های منتشر شده 5000000 ريال

ذخیره سرمایه 1000000 ريال

جمع 6000000 ريال

جمع 6000000 ريال

 

ذخیره فلزلت گرانبها در بانک تنها یک میلیون ریال است ، امّا بانک ها تنها 1000000 ريال است .

امّا بانک ها با توجه به امکان صدور اسکناس و پذیرش آن از طرف مردم توانسته اند 5 میلیون ريال اعتبار دهند.

صاحب فوق این را روشن می سازد که قدرت وام دهی بانک ها در درجه اول به توانایی خلق پول از طرفانها بستگی دارد .

آنچه دیده نشده است فلزلت گرانبها که از طرف مردم سپرده گذاری شده است.

 

بانک های پیش آهنگ:

نخستین موسسه مالی خصوصی به نام بانک در سال 1171 میلادی به نام بانک وِنیز bank of venice آغاز به کار کرد .

بارسلونا در سال 1401 میلادی توسط شهرداری بارسلون تاسیس شد لذا به این بانک نخستین بانک دولتی می گویند .

بانک آمستردام در سال 1609 میلادی تاسیس شد این بانک مدلی شد تا سایر بانک های قاره اروپا از آن پیروی کنند . بانک سوئد riks bank در سال 1656 میلادی با مقررات جدید به صورت شرکت سهامی تاسیس شد ، این بانک برای نخستین بار اقدام به انتشار اسکناس به معنی واقعی نمود. بانک داری جدید وارد مرحله جدیدی شد. و انتشار اسکناس یکی از وظایف بانک ها گردید .

بانک آمستردام

این بانک در سال 1609 میلادی توسط مقام های شهر آمستردام تاسیس شد.هدف از تاسیس این بانک تسهیل و ترویج بازرگانی بین الملی بود.چون در نظام پول فلزی آن دوره انواع مسکوک با عیار و مشخصات گوناگون در جریان بود که تبدیل آنها به یکدیگر مشکل و در نتیجه امر بازرگانی را با کندی مواجه ساخته بود.لذا وظیفه اصلی این بانک تعیین ارزش واقعی مسکوک و تبدیل آنها به فلورن هلندی بود.

بانک آمستردام انحصار عملیات ارزی را در دست داشت. در واقع بانک مسکوک مختلف تجار را دریافت و سند رسید بر حسب واحد استاندارد،فلورن که قابل معامله بود به سپرده گذاران می داد.بانک آمستردام در قبال انجام خدمات مورد اشاره برای تجار هلندی و خارجی کارمزد دریافت می نمود.

طبق اساسنامه،بانک آمستردام مجاز بود فقط معادل ارزش نقود سپرده گذاران اسناد رسید بر حسب فلورن هلند در اختیار آنها بگذارد.همان طورکه بیان شد این اسناد رسید موجب رونق امر تجارت شد.اما بانک بر خلاف مقررات خود از سپرده افراد برای پرداخت قرضه و تحصیل سود بیشتر استفاده کرد و با همین عمل خود وسایل سقوط تدریجی بانک فراهم شد.این بانک در سال 1794 میلادی ورشکست شد.

شهرداری آمستردام که ضمانت سپرده های افراد را نموده بود کلیه بدهی بانک را تادیه کرد،اما به علت تزلزل اعتماد عامه در سال 1819 میلادی بر چیده شد.

تجربه بانک آمستردام نشان داد که بقاء هر بانکی بستگی به اعتماد مردم دارد.چناچه اعتماد مردم از بانک سلب شود ضمانت دولت نیز کارساز نخواهد بود.

 

بانک انگلستان

بانک انگلستان که درحال حاضر وظایف بانک مرکزی را در انگلستان انجام می دهد در سال 1694 میلادی به ابتکار ویلیام پاترسون اسکاتلندی تاسیس شد.

پاترسون سالهای زیادی در آمستردام بود.بانک مورد اشاره پس از بانک سوئد دومین بانک قاره اروپا بود که به صورت شرکت سهامی تاسیس شد.به علاوه بانک موصوف دومین بانک ناشر اسکناس جهان بود.

سرمایه بانک در سال تاسیس 1200000 لیره با نرخ بهره سالیانه 8% به دولت وام می داد و بانک امتیاز انتشار اسکناس در حوزه لندن به مدت 11 سال به عهده داشت این امتیاز در انقضای مدت با تمدید سررسید وام دولت با پرداخت قرضه جدید به دولت تمدید می شد.

طبق قانون بانکی سال 1844 امتیاز انتشار اسکناس توسط سایر بانک ها محدود به میزان اسکناس در گردش آن بانک ها شد.به تدریج امتیاز سایر بانک های انگلستان در خصوص نشر اسکناس محدود تر می شد و متقابلا به حوزه فعالیت بانک انگلستان افزوده می شد تا بالاخره در سال 1923 میلادی بانک انحصار نشراسکناس را از آن خود کرد.

از مطالعه عملیات بانکی بانک های پیش آهنگ به شرح فوق نتایج ذیل حاصل می شود:

پشتیبانی دولت از بانک شرط لازم است اما به تنهایی کافی نیست.

قوی ترین پشتوانه بانک جلب و حفظ اعتماد مردم می باشد.زمانی که بانک این پشتوانه نیرومند را از دست بدهد محکوم به تعطیلی خواهد بود.

بانک باید مال اندیش باشد و با حزم و احتیاط لازم عمل نماید و از انجام عملیات مالی مخاطره آمیز پرهیز نماید.

بانک باید آمادگی داشته باشد تا در هر لحظه بتواند پاسخگوی سپرده گذاران باشد.

تعریف بانک

بسیاری از صاحب نظران عقیده دارند که بانک را پس از بیان وظایفی که در اقتصاد

امروز به عهده دارند تعریف می کنیم.

تعریف آن هم از نظام بانکی متاثر می شود.بانک موسسه مالی واسطه ای است که اصولا وجوه اشخاص را تحت عنوان سپرده دریافت و این وجوه را در اشکال وام و اعتبار مصرف می کنند.

بانک تجاری(بانک بازرگانی یا بانک اعتباری یا بانک معاملات یاد می شود)

یک موسسه مالی واسطه است که هدفش تحصیل منفعت برای سهامداران خود

می باشد.

بانک تجاری بانک هایی هستند که وظیفه اصلی آن جمع آوری سپرده های مردم و پرداخت وام و اعتبار به تجار و صاحبان صنایع می باشد.و این کار ازطریق شعب می تواند انجام گیرد.

به دو علت بانک تجاری گفته می شود:

پرداخت وام برای تجارت

تحصیل منفعت مانند یک تاجر

پل ساموئلون آمریکایی=بانک تجاری،بانکی که به نگاهداری حساب جاری و پرداخت چک هایی که از حساب جاری کشیده می شود.

وظیفه دیگر دادن وام به تجار و صاحبان صنایع است.

پس باز کردن سپرده های دیداری و دادن چک به مشتریان یکی دیگر از وظایف بانک های تجاری می باشد.

وظایف و عملیات بانک تجاری

پذیرفتن وجوه اشخاص تحت عنوان سپرده

پرداخت سپرده اشخاص به صورت عند المطالبه یا در سررسید

اعطای وام و اعتبار به متقاضیان – تنزیل بروات تجاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4-حفظ و حراست وجوه و سایر نقود مردم

5- وصول مطالبات مشتریان و پرداخت چک های آنها

6- تضمین و صدور ضمانت نامه ها

7- معاملات مربوط به فلزات گرانبها

8- معاملات مربوط به اوراتق بهادار

9- انجام عملیات نمایندگی برای دولت و تحول دایها

10- معاملات ارزی

11- تامین مالی تجارت خارجی

12- صدور تراول و چک و کارت اعتباری

13- معاملات مربوط به سفته بازی

14- نقل و انتقال وجوه

15- اجاره صندوق امانت

16- تاسیس،حمایت و کمک به ایجاد شرکت ها و موسات مالی و سرمایه گذاری

17- توزیع کوپن ، ارزاق ، فروش انواع بلیط

 

وظایف و عملیات بانک های تجاری

در دو دسته ذیل تقسیم بندی می شود

دسته اول عملیات اصلی بانک تجاری

دسته دوم عملیات فرعی بانک تجاری

 

 

وظایف و عملیات اصلی

وظایف و عملیات اصلی بانک تجاری عبارت است از تجهیز منابع و تخصیص این منابع مالی

یک بانک تجاری به طریق ذیل اقدام به تجهیز منابع مالی می کند

سپرده دیداری

به وجوهی اطلاق می شود که مشتریان نزد بانک به امانت می سپارند و بانک باید عندالمطالبه نسبت به پرداخت آن اقدام نماید

وجوه دریافتی توسط بانک از مشتری به حساب بستانکار مشتری منظور می گردد

به سپرده دیداری بهره پرداخت نمی شود

ارزان ترین منابع مالی بانک هاست

به حساب صاحبهمان دفترچه چک ارائه می شود

باکشیدن چک مبلغ مندرج به آورنده تعلق گرفته و حساب او را بدهکار می نمایند

آورنده چک می تواند مبلغ را برداشت کند پس لازم نیست حتماً صاحب حساب دیداری باشد

 

سپرده های پس انداز :

به این سپرده ها بهره پرداخت نمی شود

بجای دفترچه چک ، حساب پس انداز به صاحب واگذار می شود وبه صاحب حساب فترچه ارائه می شود

فقط صاحب حساب می تئاند از حساب خویش برداشت نماید

در برخی از کشورها مانند انگلستان برداشت باید با اطلاع حداقل هفت روز قبل انجام گیرد

گردش حساب پس انداز نسبت به حساب سپرده دیداری از چرخش کمتری برخوردار می باشد

ایجاد رقابت سالم بین بانک ها برای جلب سپرده ها در تخصیص صحیح منابع مالی نقش مفیدی دارد

 

سپرده مدت دار :

به این سپرده ، سپرده مدت دار یا سپرده ثابت یا سپرده سرمایه گذاری هم می گویند.

این سپرده یک قرارداد کتبی مالی بین بانک و مشتری است

طبق قرارداد مشتری موافقت می کند که مبلغ معینی وجه نفد را برای مدت معین به بانک بسپارد و بانک هم متعهد میکند که اصل و بهره سپرده را در سر رسید به مشتری نقداً پرداخت یا حساب جاری مشتری را بستانکار نماید

چنانچه مشتری وجه مدت دار را خود در سرسید از یانک دریافت ننماید یل نسبت به تمدید قرارداد اقدام ننماید از تاریخ انقضای سر رسید بهره ای به سپردئه مدت دار تعلق نخواهد گرفت

بانک در قبال اخذ وجه سپرده برگ سر رسید وجه در اختیار مشتری قرار می دهد.

سئوال : کدامیک از سپرده ها برای بانک هزینه زا تر است؟ مدّت دار

امتیاز سپردهثابت این است که بانک می تواند کل مبلغ سپرده را ، پس از کسر ذخیره قانونی ، به تجار و صاحبان صنایع وام دهد یا نسبت به سرمایه گذاری آن اقدام نماید.

سئوال : آیا بانک ها مینوانند از سپرده های دیداری در سرمایه گذاری استفاده کنند ؟ خیر،چون باید سهمی از وجوه نقد راهمیسه در صندوق بانک برای پاسخ گوئی به در خواست صاحبان سپرده دیداری موجود باشد.

 

سئوال : آیا روابط بین بانک و مشتری مشابه روابط امانت دار و امانت گذاری می باشد ؟ خیر ،

چون زمانی که مشتری وجوه خود را به بانک می سپارد بانک وجوه را به همان شکل نگه می دارد تا در پاسخ به درخواست مشتری عیناً عودت دهد

در صورتی که امانت دار وجوه امانتی را به همان صورت نگه می دارد تا به امانت گذار عودت دهد ، به عبارت دیگر وجوه سپرده به بانک جزء دارائی بانک میگردد و بانک مجاز به معامله به آن وجوه به هر نحو و روشی که مناسب تشخیص دهد می باشد

البته باید به این اصل توجه نمد که هر وقت مشتری وجوه خود را درخواست نمود بانک موظف به پرداخت سپرده می باشد.

بدیهی است ماهیت بانک تجاری به ترتیبی است که به هیچ عنوان نمی تواند مانند یک امانت دار عمل نماید .

سئوال : آیا وجوه سپرده شده به بانک به همان وجهباقی می ماند؟ خیر ، چون وجوه سپرده شده به بانک به هیچ وجه به همان صورت در صندوق بانک حفظ نمی شود بلکه به صورت یک عدد در بستانکار حساب مشتری ظاهر می شود و وجوه مشتری جزء دارائی بانک محسوب می شود.

 

طبق یک اصل بانکداری : روابط بین بانک و مشتری از نوع روابط بین بهکار و بستانکار می باشد که از طریق بدهکار و بستانکار کردن حساب مشتری انجام می گیرد.

زمانی که حساب مشتری بستانکار است ، بانک یک بدهکار و مدیون است و چنانچه تحت شرایطی حساب مشتری بدهکار باشد ، بانک یک طلبکار است.

سئوال : منظور از صندوق امانت بانک چیست ؟ وقتی شخصی نقود و اشیاء قیمتی خود را در یک صندوق امانت نزد بانکبه امانت می گذارد (صرفاً با هدف حفظ عین نقود و اشیاء قیمتی) محتوی صندوق امانت امانت گذار است و بانک فقط مسئول حفظ و حراست صندوق از سرقت و دستبرد می باشد و به هیچ وجه مجاز به برداشت یا تغییر شکل نقود و اشیاء قیمتی محتوی صندوق امانت نیست ، زیرا صندوق امانت بانک تجاری فقط یک امانت دار است .

این سه عملیات اصلی توضیح داده شده ، جهت جذب منابع مالی است.

حال می خواهیم طرق مصرف منابع جذب شده را مورد مطالعه قرار دهیم:

اعطای اعتبار اضافه برداشت :

به این اعطای اعتبار ، اعتبار در حساب جاری نیز می گویند.

در این روش بانک به مشتری اجازه می دهد تا حساب جاری خویش را تاسقف مبلغ معینی بدهکار نماید.

مشتری که از این نوع امتیاز برخوردار می شود می تواند علاوه بر موجودی تا سقف معینی که بانکمشخص کرده چک کشید.

در این روش بانک با بدهکار کردن حساب مشتری و دریافت از مبلغ اضافه برداشت ، مبلغ چک را به حساب مشتری واریز نماید

پس د این روش مشتری علاوه بر موجودی تاسقف معینی از طرف بانک نیز به عهده بانک چک کشیده و منابع مالی را به مصرف می رساند و بانک از مانده حساب بهره می گیرد.

اضاف برداشت نباید از سقف معین و تعیین شده تجاوز نماید.

بیشتر برای تجار استفاده می شود و بانک برای جلب مشتریان معتبر از این روش استفاده می کند.

 

2- اعطای اعتبار با تضمین :

در این روش بانک با دریافت تضمین تنی یامادی به صورت اوراق بهادار یا اسناد دایر بر وجوه مال التجاره به صاحبان صنایع یا تجار اعتبار اعطا می نماید و به این نوع اعتبار بهره تعلق می گیرد.

در مواقعی که بانک به تضمین شخص یا اشخاص معتبری به صاحب صنعتی یا تاجری اعتبار می دهد و در مواقع دیگر با اخذ اوراق بهادار یا اسناد نظیر بارنامه یا قبض انبار قاعدتاً مبلغ اعتباری که به وثیقه اوراق بهادار داده می شود از ارزش اوراق بهادار کمتر می باشد.

تنزیل بروات تجاری :

اصولاً تنزیل عبارت است از خرید نقدی طلب مدّت دار به مبلغی کمتر در واقع تنزیا بروات تجاری بانک سند طلب مدّت دار تجّار را به مبلغ کمتر از مبلغ مندرج در سند خریداری و مبلغ آنرا نقداً به تجار می پردازند. بانک اسناد افراد معتر و شناخته شده را می خرد .

اعطای وام :

در این روش بانک تجاری تحت شرایط مشخصی به افراد وجهنقد می پردازد. بدین ترتیب که مشتری متقاضی وام با بانک وام دهنده تماس گرفته و برای دریافت وام اطلاعات مورد نیاز بانک مانند مبلغ وام ، مصرف وام ، دورهء باز پرداخت ، روش باز پرداخت ، وثیقهو غیره را در اختیار بانک می گذارد . چنانچه بانک با پرداخت وام موافقت نماید ، پس از امضاء موافقت نامه بانک بانک نسبت به پرداخت وام به متقاضی اقدام می نماید. قاعدتاً نرخ بهره وام از نرخ اعتبارات و نرخ تنزیل بالاتر است.

 

عملیات فرعی بانک تجاری :

عملیات فرعی یک بانک تجاری عبارت است از ارائه خدمات گوناگون بانکی که بانک برای تحصیل منفعت اضافه یا صرفاً برای جلب رضایت مشتری انجام می دهد.

در این بانک عملیات متنوع بانکی منابع مالی درگیر نمی باشد. از این رو عملیات فرعی بانک تجاری را می توان به این ترتیت تعریف کرد که : کلیه عملیاتی که بانک برای جلب مشتری با کسب درآمد انجام می دهد امّا منابع مالی بانک درگیر نمی باشد.

عملیات فرعی بانک تجاری شامل عملیات بانکی زیر است :

 

خدمات نمایندگی:

جمع آری در آمد مشتری

خرید و فروش اوراق بهادار برای مشتری

پرداخت بدهی های معین مشتری

 

خدمات عام المنفعه :

حفظ و حراست از اشیاء قیمتی مردم

انتشار چک های مسافرتی

نقل و انتقال وجوه مشتریان


پیدایش پول و تحول پول

نظام پایاپای مستقیم

نیاز های انسان از همان ابتدا در جوامع اولیه که زندگی میکردند بسیار زیاد و گوناگون بوده است و هیچ انسانی قادر نبود نیاز هایش را به تنهائی یابه عبارتی در لاتین (By-himself) تامین نماید . از این رو در زندگی روزمره خود بخشی از نیاز ها را از طریق مبادله (داد و ستد) بر طرف می کرده است ، یعنی اینکه هرشخصی مازاد تولید بر مصرف سایرین که به آن احتاج نداشت معاوضه و مبادله می نماید ، یعنی کالائی می دهد و در مقابل از خدمت دیگران بر خوردار می شود .

این معاملات و مبادلات که به صورت معاوضه صورت می گیرد یعنی همزمان با فروش کالا ، کالای دیگری خریداری میشود معاملات پایاپای مستقیم یا بعبارتی (diect-Baetor) یا تهتری مستقیم یا پایاپای خالص نامیده می شود.

در این نوع تجارت از واسطه و پول خبری نیست .

امّا به تدریج کالاهائی در جوامع مختلف مقیاس ارزش شدند و نظام تجاری پایاپای غیر مستقیم (Indirect Barter) متداول گردید.

 

اشکالات نظام پایاپای مستقیم :

عبارت از :

اشکال تطبیق مضاعف احتیاجات :

یکی از مهمترین عیب این نظام این است که شخصی کالای مازاد بر مصرف خویش دارد و به کالای دیگری نیاز دارد ، باید شخصی را بیابد که ضمن آنکه به کالای شخص موصئف نیاز داشته باشد ، مضافاً کالای مورد نیاز شخص اول را هم به صورت مازاد دارا باشد . که این امر بسیار تصادفی است که شخص ، شخص دیگری را بیابد با سلیقه ای درست متضاد با سلیقه خویش.

اشکال محاسبه :

حال اگر شرایط اول محقق شد و شخص مورد نظر آماده مبادله داد و ستد باشد امّا آیا تضمینی است که میل و سلیقه هر دو در مورد مقادیر دقیق و شرایط مبادله با هم یکسان باشد ؟

اشکال ذخیره نمودن ارزش اقتصادی :

با فرض بر طرف شدن دو اشکال بالا اشکال ذخیره نمودن ارزش های اقتصادی مانع گسترش داد و ستد در نظام مبادله پایاپای مستقیم خواهد شد .

اشکال کثرت قیمت :

در این نظام هر کالا بر حسب هر یک از کالا های دیگر قیمتی دارد . بعبارتی هر یک از کالای با کسری ، یا ، چند واحد از کالای دیگر قابل معاوضه می باشد که همان قیمت نسبی می باشد.

مثلاً اگر در یک جامعه ابتدائی مورد نظر ما فقط پنج نوع کالای A.B.C.D.E برای معامله وجود دارد در این صورت 10 قیمت نسبی میتوان داشت:

 

بنابراین هر چه تعداد کالا بیشتر باشد به همان نسبت تعداد قیمت های نسبی نیز بیشتر خواهد شد که به خواطر سپردن و بکارگیری آن برای افراد مشکل خواهد بود که مانع توسعه و گسترش تجارت خواهد شد.

بطور کلی اگر تعداد کالا ها راN در نظر بگیریم تعداد قیمت های نسبی یا نرخ مبادله برابر خواهد شد با :

 

مثال : اگر تعداد کالاها 2000 نوع کالا باشد ، تعداد1999000 نرخ مبادله یا قیمت نسبی وجود خواهد داشت . که بخاطر سپردن این عدد عملی نخواهد شد.

 

5-اشکال پرداخت آتی (عدم امکان پرداخت های نسیه):

اشکال پرداخت آتی در معاملات مدت دار ، نسیه ، موجب می شود انعقاد قراردادهای مدت دار بر حسب واحدی که مورد قبول طرفین باشد به سهولت صورت نپذیرد.

6-اشکال تقسیم ناپذیری :

یکی دیگر از اشکالات این نظام بخش پذیر نبودن این کالاهاست ، یعنی نمی توان یک گاو را با یک پیمانه نمک خریداری کرد چون گاو تقسیم ناپذیر است.

 

نظام پول کالا

با عنایت به مشکلات اشاره شده و گسترش نظام تجاری کم کم نظامی کاراتر جایگزین نظام تجاری مستقیم شد که به آن نظام پایاپای غیر مستقیم یا بعبارتی (Indiect barter) یا نضام پول و کالا نامیده می شود .

در نظام پایاپای غیرمستقیم فرو شندگان کالا کالی خویش را مستقیماً با کالا یا کالا هائی که به آن نیاز دارد معاوضه نمی کند. بلکه کالا ، یا کالاهای مازاد بر مصرف خانوارشان را می فروشند ودر عوض کالائی می خرند که در باور دارند (نیاز دارند) که این کالا مورئد نیاز خوانواده دیگر خواهد بود که آن خانوارها کالا یا کالاهای مورد درخواست آنها را برای فروش دارند .

مثال: آقای الف کره برای فروش دارد و کره را به آقای ب می فروشد و در عوض تنباکو می گیرد. هر چند آقای الف به تنباکو نیازی ندارد (نیاز آقای الف کفش است) بنابرین تنباکو را به آقای ج که تنباکو نیاز دارد میدهد و از او کفش می گیرد . مشاهده می شود که تنباکو به عنوان کاتالیزور (واسطه) عمل می نماید و موجب تسهیل و تسریع امر تجارت میشود .

در این نظام نقش تنباکو مانند نقش پول است و شکا اولیه پول را دارا می باشد . در نظام مبادله پول کالائی که نسیت به نظام مبادله پایاپای مستقیم پیشرفته تر می باشد. در هر جامعه کالائی وسیله مبادله یا بهتر بگوییم کالائی واسطه مبادله و داد و ستد قرار می گیرد . به این کالای واسطه که عامه پذیر باشد پول کالا گفته می شود.

بطور کلی در جوامع مختلف و در زمان های مختلف کالاهای بسیاری نقش پول کالا را بازی می کردند مانند چهارپایان- غلات- روغن زیتون-شراب- کنیز-نمک-طلا-آهن-نقره-نیکل-و..... در مقایسه بعضی از کالاها قابل تقسیم بودند و حتی بعضی از کالاها مانند چهارپایان زاد و ولد می کردند. وخلاصه آنکه دارای مزایا و معایبی بودند که در میان آنها طلا و نقره به سبب خواص شیمیایی و فیزیکی (زنگ نمی زد و قابل تقسیم بود ) مهمترین نقش را در امر پول کالا ها دارا میباشد.

بطور خلاصه کالایی که نقش پول را به عهده داشت دارای دو خصیصه عمده ذیل بوده است :

عامه پذیر بود.

مردم پول کالارا بهخاطر ارزش ذاتی و اصلی آن میپذیرفتند نه پول بودن آن.

یعنی اینکه روغن زیتون را به خاطرارزش آن قبول داشتند نه بخاطر اینکه روغن زیتون نقش پول را ایفا می نماید.

 

سیستم های پول فلزی :

همان طوری که بیان شد در عصر پول کالائی ، به تدریجنقش پول به فلزات واگذارشد. بین فلزات طلا و نقره به دلیل کمیابی و دارا بودن ویژگی های فیزیکی و عامه پذیر بودن و قابل قبول بودن در مبادلات بین همه کشورها در مقایسه با سایر فلزات نقش پول کالایی را بهتر انجام داده است.

لیدی ها اولینملتی بودند که در قرن هفتم قبل از میلاد سکه ضرب کردند و از مسکوک طلا و نقره برای مبادلات استفاده میکردند .

در ایران برای اولین بار داریوش اقدام به ضرب سکه های طلا و نقره نمودکه در آن زمان سکه های طلا را دری ، و سکه های نقره را شکل می نامیدند و را بطه بین دری و شکل 1 به 5/13 بوده است .

نقش پول داخلی این دو فلز تاسال 1933 تداوم یافت و به نقش پولی و بین المللی در سال 1971 میلادی خاتمه یافت.

به طور کلی کشور ها را می توان از نظر نظام پولی طلا و نقره به صورت های ذیل طبقه بندی کرد :

کشور های دارای سیستم پولی دو فلزی پایه طلا و نقره(standard Gold &silver)

کشور های دارا ی سیستم پولی تک فلزی پایه طلا (Gold standard)

کشور های دارای سیستم پولی تک فلزی پایه نقره(silver standard)

 

در سیستم های پولی پایه فلزی ، واحد پول کشور بر مبنای مقداری معین طلا یا نقره با عیار مشخص تعریف می شود . به این مقدار معین با عیار مشخص که علامت رسمی کشور روی آن منقوش و حک میشود سکه گفته می شود.

 

سیستم پولی دو فلزی طلا و نقره :

این سیستم به دو صورت وجود داشته است . یکی به شکل سکه های طلاو نقره بدون آنکه رابطه قانونی تبدیل بین آنها موجود باشد. و بعنوان و به عنوان پول اصلی در جریان بود.

شکل دوم بین سکه های طلا و نقره یک رابطه تبدیل قانونی (Bimentalism) حاکم بوده است.

در این صورت ضرابخانه ها با دریافت شمش طلا و نقره نسبت به ضرب سکه طبق نظر سفارش دهنده اقدام نموده ، امّا به واسطه تقلبات و مشکلات تبدیل ، دولتها در امر ضرب سکه دخالت و نسبت به استاندارد کردن مسکوک اقدام کردندتا امر تجارت و معاملات با سهولت بیشتری انجام پذیرد.

با توجه به نوسانات قیمت و تغییر عیار مسکوک در معاملات مدت دار اشکالاتی بوجود امده که باعث بوجود امدن دو اصطلاح پول حساب و پول پرداخت شده است .

پول حساب پولی بود که در زمان انجام معامله ملاک محاسبه قرار می گرفت.

پول پرداخت پولی بود که در زمان تسویه بدان عمل می شد.

در شکل دوم یعنی پول پرداخت سیستم پولی خزانه داری یک رابطه تبدیل بین سکّه طلا و سکّه نقره تعریف و اعلام کرده بود وطبق رابطه مذکور ملزم و متعهد بود که نسبت به تبدیل مسکوک اقدام نماید.

از مشکلات این سیستم:

بوجود امدن بازار سیاه بوده است به دلیل اینکه همیشه ارزش نسبی طلا و نقره در بازار تغییرکرده و با نسبتی که برای تبدیل در نظر گرفته می شد در تغایر بود.

قیمت سکه طلا در بازار از 15 سکّه بیشتر بوده (بر اساس عرضه و تقاضا) که این خود باعث میشد که قیمت نقره در ضرابخانه از قیمت بازاری نقره بیشتر تعیین شده بود بدین ترتیب مردم در بازار طلا داده و نقره گرفته و به ضرابخانه میدادند تا در عوض طلا بگیرند و نتیجه این داد وستد این شد که سکه نقره بجای سکّه طلا به جریان افتاد.

(بنابراین همیشه رابطه قانونی و رابطه تجاری اختلافی به نفع نقره یا طلا رخ می داده که به عیب معروف این سیستم پولی منجر می شده است)

عیب این سیستم پولی پایه به سیستم گرشام معروف شد، که طبق این قانون پوا بد پوا خوب را از جریان خارج می سازد.

پول بد پولی است که ضرابخانه قیمت ان را بیشتر قیمت ان در بازار تعیین کرده باشد.(این سیستم پولی یک قرن سیستم پولی امریکا بوده است)

سیستم پولی تک فلزی پایه طلا یا پایه نقره :

سیستمی است که در ان فقط سکه طلا رایج و ارزش قانونی دارد و پول اصلی و پایه محسوب می گردد.

در این سیستم برای مبادلات جزئی از مسکوک مس –نیکل-سایر آلیاژ استفاده میشد.ایران، چین و هندوستان دارای سیستم پولی تک فلزی نقره و انگلستان دارای سیستم پولی تک فلزی طلا بوده است.

نظام پولی اعتباری:

در اواسط قرن 17 میلادی در اروپا این نظام متداول شد .

پل ساموئلسون(1915)اقتصاد دان آمریکائی عقیده داشت استفاده از پول کاغذی به عنوان وسیله مبادله متضمن تسهیلاتی است .پول کاغذی را باسهولت بیشتری میتوتن حمل و نقل کرد .با چاپ کردن چند صفر زیاد تر یا کمتر ارزش اسکناس را می توان تغییر داد . بااستفاده از اعشار به راحتی قابل تقسیم میباشد . همچنین از تقلب و تنزل در امان داشت. هر شخص هم به میل خود نمی تواند پول کاغذی را با هر مقادیری که میخواهد چاپ نماید .

خلاصه آن که این نظام پولی ، پول برای اینکه ،پول است، نه برای اینکه کالاست مورد تقاضا می باشد . به عبارتی دیگر اسکناس نه بخاطر خود بلکه به واسطه ی آن می توان کالا یا خدمات را خریداری نمود پذیرفته می شود.

پس از زمانی که بانک ناشر اسکناس تعهدی در قبال دارنده اسکناس برای تعویض آن با طلا یا نقرهیا ارز پشتوانه ، نداشت، نظام پول اعتباری جایگزین نظام پول کالا شده است به بیان دیگر تازمانی که اسکناس قابل تبدیل به پشتوانه باشد، نظلم پول کالا حاکم است.

البته بعداً برای تسهیل در امر تجارت چک وانواع کارتهای اعتباری الکترونیکی جایگزین و حتی انقلابی در شکل فیزیکی پول بوجود آورده است.

در نظام پول اعتباری اسکناس ورقه قرضه ای است بدون تاریخ و بدون بهره است لذا در ترازنامه بانک ناشر اسکناس در ستون بدهی درج می گردد.

 

 

 

تحولات نظام پولی ایران کار تحقیقی

سئوالات فصل اول

1-علت مبادله و معامله چیست؟

2-چگونگی معمله و مبادله قبل از پیدایش پول را بنویسید ؟

3-چرا ریشه کلمه چول در زمانهای مختلفبه چهار پایان مربوط میشود ؟

4-اشکالات نظام پایاپای چه بوده و نتیجه آن اششکالات چیست؟

5- اقسام پول کالا را که در جوامع مختلف به کار می رفت را بنویسید؟

6- پول کالا را تعریف کنید ؟

7- معایب پول کالا را بنویسید ؟

8- دو خصیصه عمده کالاهائی که نقش پول را به عهده داشتند را بنویسید ؟

9- چه کالائی بهتر توانست نقش پول را از میان بقیه کالاها انجام دهد ؟

10- دری و شِکِل چیست و چه رابطه ای باهم داشتند؟

11- تقسیمات کشور ها از نظر نظام پولی را بنویسید؟

12- سکه را تعریف کنید؟

13- اقسام سیستم پولی دو فلزی را بیان کنید ؟

14- شکل مبادله در نظام پایاپای و پول کالا چگونه است ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

تعریف پول

پول چیست؟ واژه پول برای اقتصاددانان دقیق و معلوم نیست. از این رو سعی می شود پول را بر اساس وظیفه ای که انجام میدهد تعریف نمود.

 

جان هیکس(اقتصاددان انگلیسی) مینویسد ، پول چیزی است که وظایف پول را راانجام میدهد.

امروزه میدانیم اسکناس ،چک، سکه،از نقطه نظر پرداخت تفاوتهایی با هم دارند.معاملات کلان دیگر با اسکناس مشکل و حتی ممکن نیست لذا باید بدانیم هر شی که توان انجام وظایف پول را داشته باشد پول بشمار می آید.

جان مینارد کینز برای پول سه (3) وظیفه در نظر گرفت و عقیده داشت هر چیزی که بتواند این سه وظیفه را انجام دهد ، پول نامیده می شود.

وسیله مبادله

وسیله اندازه گیری ارزش های اقتصادی

وسیله پس انداز ارزش های اقتصادی

 

ژان مارشال میگوید:

پول وسیله مبادله

پس اندازهای ارزش های اقتصادی است

 

پل ساموئلسون می نویسد:

در مورد پول اضافه میکند که پول غیر از دو وظیفه اساسی مورد اشاره دارای دو وظیفه دیگر نیز است

پول وسیله مبادله

معیار واحد ارزش و محاسبه ارزش های اقتصادی است

وسیله ذخیره ارزش های اقتصادی

وسیله پرداخت های آتی

(بطور خلاصه تعریف پول از وظایفی که پول انجام می دهد تبعیت می کند)

 

وظایف پول

الف)پول معیار واحد ارزش و محاسبه ارزش (یا وسیله سنجش ارزش یا واحد شمارش) standard of value lontic of accounting

یکی از اساسی ترین وظایف پول معیار و واحد اندازه گیری ارزش های اقتصادی می باشد.

برای فهم بهتر مطلب نقش پول در سیستم مبادله پایاپای را در نظر گرفته ایم.پول با دارا بودن این نقش داد و ستد(نقش محاسباتی) و امر مبادله را ساده کرده است .نقش پول موجب می گردد که کالا ها و خدمات را بتوان با یکدیگر مقایسه نمود

در هر اقتصادی هر کالایی را با یک واحدی به راحتی می توان اندازه گیری نمود . مثلاً غلات را به تن و سیگار را به نخ ،نفت را به بشکه و بر همین اساس تولیدات مقیاس ناهمگن دارند ، نمی توان با هم جمع کرد مثلاً نمی توان غلات را با تولیدات نفت باهم جمع کرد. امّا پول این کار را براحتی انجام می دهد.

پول سبب می شود اقلام مختلف را ارزیابی و با یکدیگر مقایسه نمود.

ارزش یک تن غلات و یک بشکه نفت را مشخص نمود(براساس قیمت آنها )

به طور خلاصه پول مقیاسی است که به اشخاص امکان میدهد قیمت های نسبی کالا ها و خدمات مختلف رابا یکدیگر مقایسه نمود و نتیجه گیری نماید کدام کالا گران تر است.

 

 

 

 

ب) پول وسیله مبادله:

بعد از مشخص شدن ارزش کالا و خدمات به وسیله پول ، امر مبادله به سهولت انجام میگیرد. در این حالت خریداران و فرو شندگان حاضرند تا داد و ستد را با پول معاوضه نمایند.بنابراین پول عامّه پذیراست . یعنی اینکه تمامی افراد حاضر کالا و خدماتشان را با پول معاوضه نمایند و به این امر هم آگاه می باشند که هر زمانی که بخاهند می توانند پولی که به دست آورده اند با کالا و خدمات مورد نیازشان معاوضه کنند .

حامل آن به عنوان واسطه انجام معاملات و مبادلات تخصصی شدن اقتصاد است و با تخصصی شدن اقتصاد کارائی اقتصاد افزایش می یابد.

بطور خلاصه وجود پول انجام مبادله را به مراتب ساده ، سریعتر، کم هزینهتز از زمانی که پول نباشد می نمایدو به عبارتی چون باعث مبدله می شود ، کارائی اقتصاد هم بالا می رود.

ج)پول وسیله پس اداز ارزش های اقتصادی :

یعنی اینکه مثلاً کشاورز بافروش محصولات خود پولی بدست می آورد بتواند محصولات مورد نظر را معادل ارزش محصولش قدرت خرید را در اختیار داشته باشد . به عبارتی دیگر کشاورز بتواند معدل ارزش فروش محصول ، کالاها یا خدمات مورد نیازش را خریداری نماید.

 

د)پول وسیله پرداخت آتی :

یعنی اینکه از پول به عنوان وسیله پرداخت و محاسبه در انعقاد واحد های قراردادهای مدّت دار استفاده می شود .

ه) پول وسیله اجرای سیاست های اقتصادی :

چهار وظیفه قبلی نقش پول از دیدگاه اقتصاد کلان بوده است ، ولی این نقش وظیفه کلان اقتصادی را نشان می هد . در نظام پولی اعتباری نقش اصلی و ذاتی پول مشخص می شود . از این نظر اهرم فرماندهی و یکی از ابزار های اصلی و اساسی اجرای سیاست های اقتصادی دولت است برای درک بهتر این نقش لازم، حجم پول در گردش را شناخت.

ارزش پول

پشتوانه پول:

پول کاغذی مشکلاتی که طلا و نقره در امر تجارت و داد و ستد داشت بر طرف نمود مشکلاتی از قبیل :

- سنگینی وزن مسکوک

- سائیدگی مسکوک

- تقلبات در عیار مسکوک

- مشکلات حمل و نقل

- خطرات دستبرد و سرقت مسکوک

پوا کاغذی که نماینده مقدار معینی طلا با عیار مشخص بوده است در واقع در ابتدا نماینده و رسیدی بود که بانک ناشر اسکناس به عنوان امانت دار مسکوک طلا در اختیار صاحب مسکوک می گذاشت ، یعنی هر موقع صاحب اسکناس اراده می کرد بانک می بایستی بلافاصله مسکوک را با اسکناس معاوضه نماید. بدین ترتیب در آن ایام که اسکناس به عنوان رسید تلقی می شد و صحبت از پشتوانه مطرح نبود امّا در اوایل قرن 19 به واسطه جنگ های ناپلئونی و مسائل بقا و نابودی امپراطوری بریتانیا مطرح شد ، دولت بریتانیا مجبور شد برای تامین مخارج سنگین جنگ مقادیر زیادی اسکناس چاپ کند.

چاپ اسکناس باعث کاهش ارزش اسکناس شد که به زبان امروزی اقتصاد بریتانیا با تورم و کاهش ارزش مواجه شد. طوری شد که مسئله به پارلمان بریتانیا کشانده شد و به دنبال آن اقتصاددانان دو نظریه را مطرح نمودند :

1- اصل پولی 2- اصل بانکی

 

 

اصل پولی :

از طرفداران دیودید ریکاردو (1773-1823) انگلیسی

بانک ناشر اسکناس باید صد در صد ارزش اسکناس منتشره ، طلا داشته باشد تا بتواند از حفظ ارز پول پشتیبانی کند به عبارت دیگر :

اصل پولی : ارزش پول بستگی به حفظ صد در صد پشتوانه طلا دارد .

بنابراین بانک ناشر اسکناس حق ندارد بیشتر از موجودی طلا خود اسکناس منتشر نماید حتی اگر شرایط اقتصادی نیاز به پول بیشتری داشته باشد .

 

اصل بانکی :

از طرفداران جان استوارت میل قرن 19 (1806-1873) انگلیسی

اصل بانکی می گوید حجم اسکناسدر گردش باید متناسب با نیاز اقتصاد جامعه باشد و هرگاه اقتصاد جامعه اسکناس بیشتری نیاز داشته باشد ، بانک ناشر اسکناس باید اقدام به نشر اسکناس نماید .

عملاً در نیمه دوم قرن 19 تلفیقی از اصل پولی و اصل بانکی موضوع مشکلات را حل و فصل نمود بدین نحو که بانک ناشر اسکناس مطابق قانون باید در صدی از ارزش اسکناس منتشره را به صورت موجودی طلا داشته باشد که به مفهوم پورسانتاژ می باشد.

 

اندازه گیری تغییرات ارزش پول :

گفتیم که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 چاپ اسکناس (پول کاغذی ) به این صورت مطرح شد که با پشتوانه طلا باشد یا این که نیاز به پشتوانه طلا نمی باشد به عبارت دیگر ارزش پول در طول زمان بستگی به پشتوانه طلا دارد یا مسئله دیگری نیاز دارد .

گفتيم پس از جنگ جهاني دوم اسكناس بدون پشتوانه طلا چاپ مي شد و اقتصاد دانان عقيده داشتند پول بدون پشتوانه فلزي (Fiat money) پول اعتباري واقعي مي باشد چونكه پول كاغذي مي تواند بدون پشتوانه كليه وظايف پول را انجام دهد. و ابزار سياست اقتصادي دولت نيز مي باشد.

پس ارزش پول بستگي به حفظ پشتوانه فلزي طلا ندارد بلكه مسئله مديريت و اداره پول مطرح است كه به آن پول اداره شده (Manged money) كه مراحل پيشرفت و تكامل را طي نموده است صحبت مي شود.

قبلاً ديديم كه يكي از وظايف اساسي و اصلي پول اندازه گيري ارزش اقتصادي است. پس اين سؤال مطرح است كه ارزش خود پول چگونه اندازه گيري مي شود. يا ارزش پول چيست؟

پول داراي دو ارزش مي باشد: يكي ارزش داخلي و ديگري ارزش خارجي.

ارزش داخلي: عبارت از قدرت خريد پول يعني ارزش پول و قدرت خريد كلمات مترادفي هستند.

قدرت خريد پول: يعني قدرت پول براي خريد كالا و خدمات اقتصادي. بنابراين چنانچه بتوان با يك واحد پول در طي مدّت مديدي مقدار معيني كالا و خدمات اقتصادي خريداري نمايد مي گويند پول ارزش خود را حفظ نموده است.

امروزه مي دانيم قيمت ، يعني عرض پولي كالا و خدمات اقتصادي.

نتيجه:

ارزش واحد پول و سطح عمومي قيمتها نسبت عكس دارد و افزايش سطح عمومي قيمت كالا و خدمات اقتصادي بين كاهش ارزش واحد پول مي باشد پس ارزش واحد پول و سطح عمومي قيمت ها در جهت عكس مسير حركت مي نمايند.

در مجموع مي خواهيم از تغييرات ارزش واحد پول اطلاع داشته باشيم بايد در طول زمان از سطح عمومي قيمت ها اطلاع كامل داشته و مطالعه كنيم. در اقتصاد ديديم كه سطح عمومي قيمتها با شاخص قيمت ها قابل اندازه گيري مي باشد. به عبارت ديگر به كمك شاخص قيمتهاي هر كشور تغييرات ارزش واحد پول آن كشور را اندازه گيري مي نماييم در حال حاضر پولي كه ارزش آن براي مدّت مديدي تقريباً ثابت باقي مانده باشد پول معتبر (Sound money) يا پول خوب خوانده مي شود.

پس اگر ارزش پولي در طول زمان ثابت باشد مشخصه و مميزه پول معتبر است و پولي كه داراي ثبات ارزش نباشد و ارزش آن مرتب در جهت كاهش تغيير كند به پول قلّابي (unsound mane) موسوم است.

عرضه و تقاضاي پول – تورّم

نظريه مقداري پول: ديويد ريكاردو (1823 – 1772م) براي اولين بار رابطه مستقيم بين مقدار پول در گردش و سطح قيمتها در سال 1810م را بيان كرد. اين اقتصاددان انگليسي عقيده داشت در طول دوران جنگ ناپلئوني سطح قيمتها تابع مستقيم مقدار پول در گردش در جامعه است. به عبارتي ديگر يعني با عرضه بيشتر پول ارزش پول كمتر مي شود ارزش پول معكوس مقدار پول در گردش است.به نظر اين دانشمند بين مقدار پول در گردش(حجم پول درگردش
و سطح قيمتها(ميانگين قيمتها) رابطه مستقيم وجود دارد.

M = P . T

 

در رابطه فوق حجم مبادلات و معاملات (حجم كالا و خدمات) ثابت فرض مي شود لذا P به دنبال حجم M در همان جهت تغيير مي كند. از فرمول فوق اگر بخواهيم سطح قيمتها يا ميانگين قيمتها را به دست آوريم يعني اگر مقدار M (صورت كسر) حجم پول در گردش بزرگتر يا بيشتر شود و مخرج كسر T ثابت باشد مقدار سطح قيمتها (P) افزايش پيدا خواهد كرد.

 

جان استوارت ميل (1873 – 1806م) با وارد كردن سرعت گردش پول در جامعه V رابطه فوق را كامل تر نمود و در بعضي از كتابها نظريه فوق را به فيشر ربط دادند.

 

استوارت ميل براي بدست آوردن سطح عمومي قيمتها چه عواملي را دخالت داده.

استوارت ميل در اين رابطه حجم پول حقيقي و سرعت گردش پول و حجم توليدات در تعيين سطح عمومي قيمتها دخالت دارند. شرح فوق (فرمول) خلاصه اي از نظريه پول مي باشد. اين نظريه تا دوراني كه كينز كتاب نظريه عمومي اين فرمول منشأ تشخيص تورّم نيز بوده است. يعني هرچه سطح عمومي قيمتها افزايش يابد تورّم نيز بوجود آمده. از مشخصه فرمول

نظريه مقداري پول يك ابزار مهم تجزيه و تحليل اقتصادي كلاني بوده. در اين نظريه طرف چپ رابطه مبادله (عرضه پول MV) مستقل از طرف راست مبادله (تقاضاي P.T) است.

يعني عواملي عرضه پول را تعيين مي كند از عواملي كه تقاضاي آن را مشخص مي كنند مستقل مي باشد.

در سيستم پايه فلزي عرضه پول چگونه بدست مي آمد؟

مثلاً در سيستم پول پايه فلزي طلا ، عرضه پول توسط استخراج طلا از معادن يا غارت ساير كشورها تعيين خواهد شد. هرچند قيمتهاي زياد براي طلا باعث تشويق و استخراج ببيشتر طلا بشود اما مقدار عرضه پول توسط سطح درآمد ملّي تعيين نخواهد شد.

اين نظريه پول به عنوان وسيله مبادله توجه شد ولي نقش پول به عنوان پس انداز در ريشه هاي اقتصادي مورد توجه قرار نگرفته است.

كينز فرمول مارشال را به صورت N=P(K+KR) اعلام كرد. هرچند كينز اين نظريه را رد كرد فرمول فيشر و مارشال چون مربوط به يك دوره زماني خاص مي باشد و به فرمول كينز كه مربوط به يك لحظه زمان است ريزي دارد.

 

 

N= اسكناس منتشره

P= متوسط قيمت كالا و خدمات معرفي خانوارها است

K= بهاي نقداً

K= بهاي توسط چك

R= نسبت موجوي صندوق بانك به سپرده اشخاص.

اما دولت مي تواند با تغيير N و R موجب تغيير P گردد.

نتيجه كلي:

در رابطه با نظريه مقداري پول همانطوريكه ديديم فرمولهاي زيادي ارائه شده است ولي وجود اشتراك كليه فرمولها اين است.

ارزش پول به عكس مقدار آن بستگي دارد.

و تغييرات حجم پول تأثيري بر متغيرهاي واقعي اقتصار مانند توليد ملّي و اشتغال نداشته و فقط موجب تغيير متغيرهاي پولي مانند مزد پولي (نه فرد واقعي) و قيمتها خواهد شد.

يعني پول فقط وسيله مبادله و اندازه گيري ارزش عمر اقتصادي است. به قول بيگت پول فقط حسابي است كه در زير آن نيروهاي اساسي تر اقتصادي بر اساس اصول از اين عرضه و تقاضا به فعاليت مشغولند.

نظريه پولي كامبريج يا تراز نقدينگي

اولين شق نظريه مقداري پول فرمول فيشر MG=PT بود.

دومين شق فرمول براي نظريه مقداري پول به معادله كمبريج مشهور است كه شكل غالب آن به صورت ذيل است:

M = K P G

 

در نظريه مذكور M , P , G تغيير نكرده فقط بايد K بين را به K ي مارشال معروف است و K مارشال عكس V فيشر

سئوال: پس تفاوت رابطه مبادله فيشر و كامبريج در چيست؟

يا به عبارتي اقتصاددانان مكتب كامبريج مي خواهند پاسخ سؤال اينكه چرا مردم پول نگه مي دارند و يا مهمترين عوامل تعيين كننده تقاضا براي پول كدامند پاسخ مردم براي پاسخگويي به نيازهاي روزمره خود بايد همراه بخشي از درآمد خود را به صورت پول نقد نگهداري نمايند.

حال كل افراد جامعه را در نظر بگيريم در طول سال بايد مقدار موجودي پول براي انجام معاملات (رفع نيازها) خويش داشته باشند به موجودي پول K و مارشال گفته مي شود.

تقاضاي پول: تقاضاي پول به صورت موجودي پول است نه جريان پول و آن عبارت است از:

اينكه اشخاص حاضرند چه بخشي از درآمد و ثروت خويش را به صورت پول و نه ساير اشكالي دارايي مانند اداراتي قرضه به سهام ساختمان و ملك و غيره نگهداري نمايند.

در معادله فيشر تقاضاي پول به وضوح مشخص نيست.

در معادله كامبريج تقاضاي پول در شكل K بهتر و مشخصتر است.

عدم توجه به نرخ بهره

خانم جان رابينسون ايرادي كه بر فرمول گرفت گفت هيچ اشاره به نرخ بهره نشده است بنابراين نمي تواند تئوري به حساب آيد.

تورم به صورتهاي مختلف تعريف شده است.

برخي تورم به علت وقوع تورم برخي ديگر به آثار و برخي ديگر به سرعت افزايش قيمتها توجه نموده اند. به طور خلاصه تورم عبارت است از پديده تداوم در افزايش قيمتها لذا به نظر تئورسين ها نظريه مقداري پولي افزايش مداوم عرضه براي علت اصلي و اساسي تورم خواهد بود.

خانم جان رابينسون تورم عبارت است از افزايش نامنظم و افسار گسيخته قيمتها

تشخيص منشأ تورم بر اساس وقايعي كه قبل از جنگ جهاني و بعد از جنگ جهاني رخ داد را به دو دسته تقسيم كردند:

نظريات مكتب پولي

نظريات ساختارگرايان

نظريات مكتب پولي: طرفداران اين مكتب تورم را منحصراً پديده اي از افزايش عرضه پول مي گيرند.

نظريات ساختارگرايان: طرفداران اين مكتب اساساً تورم را عدم تعادل هاي اساسي در نظام اقتصادي مي دانند.

كينز – افتاليون – نوگارو

انتقادات از نظريه مقداري پول: چون تغذيه مقداري نتوانست واقعيتي كه بعد از جنگ جهاني اول رخ داد تغيير يا حل كند

طبق نظريه كلاسيك مقداري پول V در كوتاه مدت ثابت فرض شده است ولي براي زمان طولاني (واقع پولي سالهاي 23 و 1922) آلمان ثابت كرد V ثابت نمي باشد در نتيجه اين گونه واقع افزايش سرعت گردش پول باعث افزايش سطح قيمتها مي گردد.

 

ب: تابع بودن سطح قيمتها

 

در نظريه مقداري پول كلاسيك سطح قيمتها پيوسته متغير تابع مي باشد كه به دنبال تغيير M و همسو با N نوسان مي نمايد.

 

ولي با مطالعات آماري افتاليون در واقع پولي فرانسه ثابت شد به دنبال ارزش فرانك (ارزش پول) تغيير كرد و نه به خاطر افزايش حجم پول در گردش.

 

به خاطر همين جان رابينسون مي گويد كه اگر سطح قيمتها افزايش يابد به دنبال آن حجم پول در گردش بالا مي رود بنابر هميشه اول حجم پول تغيير نمي كند و بعد قيمتها تغيير كند.

 

ج: كامل نبودن نقش پول

پول نتوانست يكي از وظايفش را يعني پس انداز ارزشهاي اقتصادي در اين نظريه انجام دهد.

د: معادله ، مبادله صرفاً يك رابطه تساوي است.

تردي تيك در رابطه با تورم مطالعه كرد و متوجه شد منظور اين است طرف چپ M.V عبارت است از مقدار پولي كه برابر خريد كل محصول (P.T) خرج مي شود. در حالي كه P.T كل ارزش همان محصول است. به عبارت ديگر كل مخارج يك اقتصاد مساوي كل درآمد آن خواهد بود ولي در عمل بايد كل مخارج يك اقتصاد مساوي درآمد كل V ارزش كل همان محصول است.

MU=PT

در نظریه مکتب پولی (خلاصه تئوریسین های مکتب پولی به شرح ذیل)در بلند مدت تورم یک پدیده صرف پولی است یعنی رشد بالا و مداوم عرضه پول باعث ایجاد تورم می گردد پس اگر رشدمذبور صفر شود میزان تورم پولی نیز پائین خواهد امد اگر سطح عمومی قیمت با میزان عرضه پول رابطه مستقیم دارندیعنی هر چه قدر عرضه پول افزایش یابد نرخ تورم نیز به همان مقدار افزایش خواهد یافت اگر15% افزایش عرضه پول داشته باشیم در مقابل 15درصد تورم خواهد داشت :

M V = PV

در رابطه بین عرضه پول و سطح قیمت ها عرضه پول یک متغییر مستقل سطح عمومی قیمت ها یک متغییر وابسته است.

یعنی ابتدا عرضه پول تغیر می کند ، سپس سطح عمومی قیمت ها واکنش نشان داده و بالا می رود.

عرضه پول یک متغییر کلان بروز او مستقل است ، یعنی عرضه پول تابع فعالیت های اقتصادی و یا سایر متغییر های کلان اقتصادی نمی باشد پس اگر بتوانیم عرضه پول را کاهش دهیم می توانیم به همان نسبت نرخ تورم را بکاهیم

 

امّا مکتب ساختارگرایان :

تئوریست های این مکتب تورم را ناشی از عرضه پول ندانسته بلکه ناشی از ساختار های اقتصادی نامتعادل و نامتجانس جامعه می دانند . عرضه پول یک مشکل تکنیکی اقتصادی می باشد که توسط اقتصاددانان ناشی می شود امّا ساختار اقتصادی آمیزه ای از معضلات اقتصادی ، اجتماعی و نهادی است که ممکن ایجاد عرضه پول می شود.

یعنی تورم یک پدیده مستقل نیست که با عرضه پول رابطه داشته باشد بلکه به ناسازگاری ها و عدم تعادل ها وتوازن های ساختاری داشته که در برخی از مراحل توسعه نیافتگی ظاهر می شود .

خلاصه منشاء تورم خواهی عامل پولی باشد یا غیر پولی دارای آثار انکار ناپذیری می باشد این آثار از لحاظ توزیع درآمد ها و توزیع ثروت و روند سرمایه گذاری و اشتغال و تولید قابل مطالعه وملاحظه می باشد (سئوالِ رابطه تورم با سرمایه گذاری)

تورم ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده و باعث افزایش عدم اطمینان در نظام اقتصادی می گردد در چنین حالتی سرمایه گذاری به نفع فعالیت های سوداگرانه که دارای بازدهی سرمایه سریع می باشند است همانند احتکار ، خرید ارز ، طلا و به زبانی سرمایه گذاری های مولّد می باشد و به تخصیص غیر کارآمد منابع می انجامد ( رابطه تورم با درآمد های ثابت و حقوق بگیر )

تورم به اقشار حقوق بگیران دولت و دارندگان درآمد ثابت به شدّت صدمه زده و از قدرت خرید آنها می کاهد در مقابل به ثروت مندان که ثروت خود را به شکل غیر پولی نگه داری کمی کنند کمک زیادی می کند و باعث افزایش سرمایه آنها می شود.

 

سئوال : چرا تورم پولی را نوعی تورم مالیات نیز می گویند؟

در واقع تورم پولی نوعی مالیات است که از دارندگان درآمد ثابت اخذ می شود یعنی در مواقعی که دولت مانند دوران جنگ در وصول مالیات با مشکل مواجه می شود ، با انتشار پول کسری بودجه سالانه خود را جبران می کند و چون تولید کشش ناپذیر است نتیجه این امر تورم است و تورم تشدید می یابد و در نتیجه در این شرایط تورم پولی را تورم مالیاتی نیز می گویند.

دلیل اینکه تورم پولی نوعی مالیات است انتشار زیاد پول و عدم کشش ناپذیر بودن تولید می باشد .

خلاصه تورم:

رابطه تورم پولی با عدالت(توزیع درآمد)

باعث بی عدالتی های موجود در جامعه توسعه نیافته را بسط گسترش می دهد.و ثروتمندان را ثروتمند تر و فقرا را فقیر تر می نماید.بدیهی است که تداوم تورم پولی باعث به هم زدن تعادل اجتماعی می شود.و جامعه رابه دو قطبی که یک قطب آن ثروتمندان (اغنیاء) که تعداد آن محدود.خواهد بود در مقابل قطب دیگر اکثریت جامعه را تشکیل می دهدفاقد قدرت خریدلازم برای تأمین حداقل زندگی روزانه خود می شود که در چنین حالتی ناآرامی های اجتماعی رادر پی دارد.در زمان تورم افزایش حقوق کارمندان باید به چه صورت باشد؟متأسفانه تداوم تورم دارندگان درامدهای ثابت به ویزه کارمندان دولت را وادار میکند که ساختار افزایش حقوقی باشند.اگر افزایش حقوق از نرخ رشد تورم کمتر باشد هر چند دریافتی پولی کارمندان دولت افزایش یافته اما از قدرت خرید آن کاسته شده است.که به این وضعیت توهم پولی گفته می شود (توهم پولی=درآمد<نرخ رشد تورم)توهم پولی :چون در این حالت قیمت ها دوبرابر می شود لذا هیچ تغییری در قدرت خرید افراد به وجود نمی آید که متأسفانه بعضی از کارمندهابه این فکر هستند که افزایش حقوق آنان راه خرید مقادیر بیشتری کالاهای تجملی را دارا شدند و کمتر به فکر تأمین کالاهای ضروری اجتماعیمی باشند .در نتیجه توهم پولی تشدید تر می شود

 

 

اشاره ای به پول الکترونیکی:

در مورد تعریف و ماهیّت پول الکترونیکی (E-money) هنوز میان صاحب نظران اقتصادی اتفاق نظر وجود دارد .

علّت اصلی این است که پول الکترونیکی که حاصل انقلاب الکترونیکی است یک پدیده ای نو می باشد ، که هنوز استفاده از آن نیاز به ایجاد بستر های لازم را در مبادلات بازرگانی دارد .

به نظر برخی از صاحب نظران اقتصادی پول الکترونیکی یک پول درونی است در حالی که اسکناس و سکه یک پول بیرونی است چون اسکناس و مسکوک توسط دولت (بانک مرکزی) منتشر و انتشار یافته و در انحصار دولت نیز می باشد و از قوانین پولی و بانکی نیز پیروی می کند و به آن عمل می شود.

 

پول الکتریکی:

یک پول درونی مانند تراول چک است که صادر کننده آن عمدتاً بانک ها و نه دولت (بانک مرکزی) است و بانک صادر کننده آن در قبال آن ، دارنده تعهد می باشد.

بدین وسیله دارنده آن در قبال بانک ناشر طلب قانونی دارد نه از دولت

اَشکال پول الکترونیکی درحال حاضر که مورد استفاده قرار می گیرد:

به شکل کارت ها ی هوشمند

در قالب نرم افزار های کامپیوتری از طریق اینترنت

 

نقل و انتقال پول الکترونیکی از طریق اینترنت نسبت به سیستم بانکداری سنّتی ارزانتر، سریعتر و کارآمدتر وبدون بروکراسی است بدیهی است مردم استفاده از پول الکترونیکی را به اَشکال سنتی پول مانند اسکناس ، سکّه و غیره ترجیح می دهند.

از مشکلات و موانع استفاده از پول الکترونیکی :

نداشتن امنیّت شبکه های رایانه ای سیستم بانکی

سرقت الکترونیکی

فقدان قانون و مقررات در خصوص جرائم الکترونیکی

فقدان آئین دادرسی در مورد نحوه رسیدگی به جرائم الکترونیکی

فقدان یا ضعف زیر ساخت های مخابراتی

ضعف آموزسی فرهنگی

نحوه نظارت و کنترل بانک مرکزی و غیره مانند:

- موانع حقوقی

- موانع فنّی

- موانع بانکی

- موانع فرهنگی

- موانع آموزشی

 

بنابر این در صورت رفع موانع و مشکلات فوق می توان پیش بینی کرد درآینده در مقابل نیاز مردم استفاده بیشتری از پول الکترونیکی شود


تعریف ارز:

ارز یعنی بهاء قیمت ، نرخ و سندهای تجاری که ارزش آن به پول های کشور دیگر مشخص می شود.

ارز foring Exchange ) )

در اصطلاح پول های رایج خارجی گفته می شود .

به بیان دیگر پول کشور های دیگر در داخل کشور ما به عنوان ارز شناخته می شود.

در حقیقت وسائلی که به منظور پرداخت های پولی بین المللی یا انتقالات مورد استفاده قرار می گیرد،نظیر سکه و اسکناس خارجی،سپرده ها در بانک های خارجی و دیگر مطالبات مالی کوتاه مدت و قابل پرداخت به پول خارجی ارز نامیده می شود.

دلایل علاقه مندی مردم به شناخت ارز:

1-کسری های تجاری ایران در سال های اخیر

2- تغییرات نرخ ارز

با مطالعه آمار بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مشاهده کسری تجاری خارجی ایران در هفتاد به بعد نشریه گردیده است.

تنها در سال 69 خالص تراز بازرگانی خارجی ایران دارای(5/6 میلیارد دلار) مازاد بوده است .

 

ردیف

سال

کسری

مازاد

1

1369

------------

5/6 میلیارد دلار

2

1370

5/6 میلیارد دلار

-----------

3

1371

4/3 میلیارد دلار

-----------

4

1372

2/1 میلیارد دلار

-----------

 

 

 

 

 

ارز ها به دو دسته ذیل قابل تقسیم می باشند:

ارز قابل معامله

ارز غیر قابل معامله

ارز قابل معامله: ارزی که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و شعب ارزی بانک ها مجاز به خرید و فروش آن می باشند.

ارز غیر قابل معامله : ارزی که در شعب ارزی بانک های ایران خرید و فروش نمی شود.

بنابراین در معاملات ارزی دو پول دخاتل دارند که به نرخ مبادله آن ، نرخ ارز گفته میشود. بنابراین نرخ ارز یک عدد است.

مفهوم و اهمیت نرخ ارز :

وقتی کالا و خدمات مبادله می شود نسبت مبادله بین آنها تعیین می شود . به بیان دیگر ، قیمت کالا و خدمات باید مشخص شود .

اگر کالا و خدمات در داخل یک کشور مبادله شود نسبت مبادله بین آنها با توجه به قیمت کالاها خدمات موجود در بازار بر حسب چ/ل داخلی مشخص می گردد.امّا اگر کالاها و خدمات که در کشورهای مختلف تولید می شوند تعیین نسبت مبادله با توجه به ازدیاد و متفاوت بودن پولهای مختلف کشور های دیگر به همین سادگی امکان پذیر نیست ، و آن ، نیاز به شناخت ارز می باشد .

 

نرخ ارز :

عددی است که قیمت واحد پول کشوری را بر حسب واحد ها (کسر واحد) پول کشور دیگر ، در زمان مشخص نشان می دهد .

به کمک نرخ ارز ، پول کشور ها با یکدیگر قابل تبدیل و قابل معامله می شود بدین ترتیب ، در نرخ ارز پول دو کشور مداخله می نماید .

به یکی از این دو پول ارز پایه و به دیگری ارز متغییر گفته می شود.

بنابراین ارز پایه واحد پول خارجی ثابت باقی می ماند و تغییرات نرخ ارز از طریق پول ملّی نشان داده میشود.

نکته : نرخ ارز ، بین پول های کشورهای مختلف ارتباط برقرار کرده و مقایسه قیمت و هزینه های بین المللی را ممکن می سازد. در نتیجه نرخ ارز را می توان به معنای تعداد واحد های پول ملّی یک کشور دیگر لازم است ، تعریف نمود. به بیان دیگر قیمت پول یک کشور برحسب پول کشور دیگر ،نرخ ارز نامیده می شود . در چنین شرایطی واحد پول هر کشور می تواند برای تعیین قیمت پول کشور دیگر مورد استفاده قرار گیرد . به عنوان مثال :

وقی که یک دلار آمریکا برابر با 10000 ریال ایران باشد نرخ ارز را می توان به دو طریق بیان کرد : 10000 ریال ایران = 1 دلار آمریکا

دلار آمریکا = 1 ریال

حال اگر یک دلار از 10000 ریال به 9000 ریال کاهش یابد می گویند :

(کاهش نرخ مبادله دلار آمریکا نسبت به ریال ایران) 9000 = 1 دلار

یعنی : دلار تضعیف شده است

امّا اگر 12000 ریال = 1 دلار برسد می گویند: افزایش نرخ مبادله ریال ایران نسبت به دلار آمریکا بیان می شود ( دلار تقویت گردیده است)

 

به هر حال ، تعیین ارتباط بین پول کشور های مختلف (نرخ ارز) مقایسه قیمت کالا و خدمات در سطح بین المللی ممکن می گردد.

در نتیجه همین مقایسه قیمت و هزینه کالا ها و خدمات در سطح جهانی است که نقش مسلّمی را در تعیین حجم و جهت تجارت بین المللی بازی می کند. به بیان دیگر :

نرخ ارز نه تنها قیمت هایی که پول کشور های مختلف با یکدیگر مبادله می شود را نشان می دهد بلکه قیمت کالا و خدمات بر حسب پول داخلی را به پول دیگر کشور ها تعیین می کند .

همین طور نرخ ارز نقش مهمی در تعیین حجم وجهت جریان تجاری بین الملل بازی می کند . مثال:

اگر قیمت یک گوشی موبایل در آلمان 10 مارک باشد برای یک خریدار ایرانی که قیمت آن بر حسب مارک بیان گردیده، معنایی ندارد . مگر آنکه وی قیمت ریالی مارک را بداند .

فرض کنید ،قیمت مارک به ریال در ایران بصورت جدول زیر باشد:

 

نوع وضعیت

قیمت مارک به ریال

قیمت گوشی به مارک

قیمت گوشی به ریال

وضعیت اول

12000

10

120000

وضعیت دوم

14000

10

140000

وضعیت سوم

16000

10

160000

 

{ فرض شود قیمت گوشی در آلمان ثابت و برابر 10 مارک باشد }

 

در وضعیت اول : 12000 ریال = 1 مارک کمترین نرخ مبادله مارک آلمان بر حسب ریال است ، قیمت ریالی گوشی وارداتی به 120000 ريال است.

 

وضعیت دوم : وقتی که 14000 ريال = 1 مارک یعنی نرخ ارز افزایش یافته در نتیجه قیمت گوشی وارداتی 14000ريال افزایش یافته است.

 

وضعیت سوم : وقی که 16000 ريال = 1 مارک افزایش یافته و قیمت گوشی وارداتی برای ایرانیان 160000 ريال افزایش یافته است .

 

ملاحظه می شود با فرض اینکه قیمت های داخلی کالا در آلمان ثابت است نرخ بالاتری برای هر مارک آلمان بر حسب ريال منجر به افزایش قیمت کالا های صادراتی آلمان به ایران شده و اگر تقاضا برای کالای آلمانی در ایران کشش پذیر در نظر بگیریم ، موجب کاهش صادرات آلمان به ایران می گردد و برعکس.

 

اگر قیمت گوشی در آلمان 200 مارک باشد نرخ ارز ريال به مارک هم 12000 ريال است

12000 ريال = 1 مارک

0000 240 ريال = 12000 200 = قیمت گوشی آلمانی در ایران

اگر فرضاً 100 = Q باشد

قیمت 100 گوشی آلمانی به ريال 240000000 = 100 2400000

قیمت 100 گوشی به مارک 20000 = قیمت به مارک

 

14000 ريال = 1 مارک

قیمت گوشی به ريال 2800000 = 14000 200

قیمت 100 گوشی 280000000 = 100 2800000

 

قیمت به مارک 20000 =

 

با افزایش نرخ ارز قیمت کالای آلمانی برای ایرانیان افزایش می یابد.

 

1600 ريال = 1 مارک

قیمت یک گوشی به ریال 3200000 = 16000 200

قیمت 100 گوشی 320000000 ريال = 100 3200000

قیمت به مارک 20000 =

 

 

اگر نرخ مارک آلمان برحسب ريال کاهش یابد ، صادرات آلمان به ایران افزایش می یابد .

به عبارت دیگر :

تغییرات در نرخ ارز ( مارک ) موجب انتقال منحنی تقاضا برای صادرات آلمان می گردد.

فرض کنید : که در یک دوره معیّن در آمد ها ، قیمت ها و دیگر شرایط در ایران آنچنان است که در تقاضای ایرانیان برای کالا های آلمانی (موبایل) که به صورت تابعی از قیمت آن کالا بر حسب ريال(250000ريال) و بصورت منحنی D D در نمودار (شماره یک) شده باشد .

 

 

 

 

این منحنی نشان میدهد که مقدار

کالای تقاضا شده آلمانی در ایران

یک رابطه منفی با قیمت آن بر حسب ريال ایرانی دارد .

 

 

 

به این صورت که کاهش قیمت ريالی کالای آلمانی موجب افزایش تقاضا و صادرات این کالا به ایران می گردد و بر عکس این قضیه هم صادق است.

 

 

 

 

 

نمودار شماره دو (2) :

 

 

 

 

 

منحنی تقاضای D D درنمودار

شماره یک (1) را به صورت منحنی

تقاضایی که در آن قیمت های صادرات

آلمان به مارک آلمان و در نرخ های متفاوت

ارز بیان شده تبدیل شده است .

 

 

 

 

 

 

وقتی که نرخ مارک بر حسب ريال ایران برابر 12000 ريال است ، تقاضا برای صادرات آلمان که به

صورت تابعی از قیمت آن بیان شده ، دقیقاً مشابه تقاضایش برای وقتیست که به صورت تابعی از ريال

بیان گردیده است .

 

 

 

 

 

برای مثال :

ایرانیان مقدار OQ آلمانی را به قیمت OP ريال خریداری نمایند .

 

24000000 ريال ( می خرند) 100 گوشی

 

با افزایش نرخ ارز، قیمت کالای آلمانی بزای ایرانیان افزایش می یابد

}

آنها بر اساس فروض ما همین مقدار از کالاهای آلمانی را در قیمت OP1 مارک که با منحنی تقاضای D1 D1 در نمودار شماره دو (2) نشان داده شده است خریداری می کنند . امّا وقتی که نرخ ارز به 14000 ريال برای هر مارک افزایش ارزش یافته است.

در چنین شرایطی اگر قیمت کالای آلمانی در سطح OP1 باقی بماند ایرانیان تنها به میزان OQ4 از کالای آلمانی راتقاضا می کنند ، امّا اگر بخواهند ایرانیان به میزان قبلی یعنی OQ1 از کالای آلمانی را خریداری کنند باید قیمت کالاهای آلمانی بر حسب مارک آنقدر کاهش یابد تا قیمت کالاهای آلمانی به ريال برابر حالت قبلی گردد .

این کاهش قیمت در نمودار شماره دو (2) و با انتقال منحنی تقاضای D1D1 به سمت چپ و با D3 D3 نشان داده شده است . همانطوری که مشاهده شده است ، با کاهش قیمت به P3 مقدار تقاضا برای واردات کالاهای آلمانی به Q3 افزایش می یابد .

 

ملاحظه می شود :

وقتی که نرخ مارک به ریال افزایش یابد ،به شرط انکه دیگر عوامل ثابت باشند ،برای آنکه کشورآلمان بتواند همان مقدار کالا را به ایران صادر نماید ،باید قیمت کالایش را به مارک کاهش دهد .

اگر بخواهد به همان قیمت قبلی به مارک بفروشد در این صورت مقدار کمتری را می تواند صادر نماید

از طرف دیگر اگر نرخ مارک به ریال کاهش یابد ،برای انکه کشور المان همان مقدار کالا را به ایران صادر نماید باید قیمت کالایش را به مارک افزایش دهد . و اگر بخواهد به همان قیمت قبلی کالایش را به ایران صادر نماید ،در این صورت مقدار صادراتش به ایران افزایش می یابد .

راه های افزایش صادرات:

1-کاهش قیمت داخلی کالا

2-کاهش نرخ ارز (تنزل نرخ برابری پولش با پول های دیگر)

پس اگر کشوری که ارزش برابری پولش را در مقابل پول کشورهای دیگر کاهش می دهد می تواند بطور همزمان ، هم کالاهای صادراتی اش را برای خریداران خارجی ارزان کند و هم اینکه ، قیمت کالا به پول داخلی که توسط صادر کنندگان داخلی دریافت می شود را افزایش دهد .

فرض کنید که تابع عرضه ی صادرات آلمان نظیر منحنی SS در نمودار 2باشد و در ان نرخ هر مارک از 16000ریال ایرانی به هر مارک 14000ریال ایران کاهش یابد در نتیجه منحنی تقاضا برای صادرات آلمان از D3 D3 به D2 D2 منتقل خواهد شد پس، کاهش ارزش مارک نسبت به ریال به طور همزمان نه تنها قیمت ریالی صادرات آلمان را کاهش ، در نتیجه مقدار کل تقاضا برای صادرات آلمان را از OQ3 به OQ2 افزایش داده است .و قیمت بازاری صاذرات آلمان نیز که وسیله ی صادر کننده آلمانی دریافت می شود از OP3 به OP2 افزایش یافته است .

نتیجه گیری کلی : اگر تقاضا ی خارجی برای صادرات یک کشور کشش پذیرفته شود با کاهش ارزش برابر پول آن کشور نسبت به کشور دیگر :

1- مقدار فیزیکی کل صادرات افزایش می یابد.

2- ارزش کل صادراتش که با پول داخلی محاسبه شده افزایش می یابد .

 

سوال :

-با کاهش معین در ارزش برابر پول یک کشور چگونه به ارزش صادرات کل کشور اثر می گذارد ؟

این تاثیر به کشش تقاضای خارجی صاذرات آن کشور بستگی دارد .

مثال:

اگر قیمت ریالی کالای صادراتی آلمان کاهش یابد ، کل عایدات ریالی آلمان را در اثر صادرات از دو طریق تحت تا ثیر قرار می دهد .

1- کاهش ریالی قیمت هر واحد کالای صادراتی ، کل دریافت های ریالی را کاهش می دهد.( قیمت گوشی کم شود = دریافت های بابت فروش گوشی کاهش می یابد )

2- افزایش در کل مقدار کالاهای صادر شده ، احتمالاً منجر به افزایش در آمد های صادراتی می گردد ( اگر گوشی بیشتری بفروشد = درآمد بیشتری کسب می کند)

بنابراین کل در یافت ها ی صادراتی تنها وقتی افزایش می یابد که افزایش مقدار کالاهای صادر شده در حدی باشد که بتواند کاهش درآمد در اثر کاهش قیمت ريالی صادرات آن کشور را خنثی نماید. (وقتی دریافتها افزایش یابد در نتیجه کالاهای صادر شده نیز افزایش می یابد و کاهش درآمد کاهش قیمت را می پوشاند .

E 1 درآمد ارزی افزایش یافته و متعاقباً تراز پرداختی بهبود می یابد.

 

به بیان دیگر اگر کشش قیمتی تقاضای ایرانیان برای کالا های آلمانی بزرگتر از یک باشد کل درآمد های ارزی (ريالی) برای صادرات کشور آلمان افزایش خواهد یافت و تراز پرداخت ها را با توجه به صادراتش بهبود می بخشد اگر کشش تقاضا برای صادرات یک کشور کمتر از واحد باشد کل دریافتهای صادراتی آن کشور در اثر کاهش نرخ برابری پولش به جای افزایش ، کاهش خواهد یافت و بالآخره وقتی که کشش تقاضا برای صادرات یک کشور برابر یک است در اثر کاهش برابری ارزش پول آن کشور کل دریافت های ارزی ناشی از صادرات آن کشور ثابت باقی می ماند .

 

روش دلار پایه : USD Base Currency

این روش اعلام نرخ ارز در واقع همان روش غیر مستقیم اعلام نرخ ارز است با این تفاوت که ارز پایه دلار ایالات متحده آمریکا می باشد .

با استثنای لندن ، استرالیا و زلاندنو دراکثر کشور ها بیشتر از این روش استفاده می کنند :

 

 

نرخی که بانک یا دلال یا صراف اعلام می کند ، 4 رقم اعشار دارد ، البته ین ژاپن در این خصوص مستثنی است و نرخ آن با دو رقم اعشار بجای چهار رقم اعلام می شود . به هر اعشاری یک پوینت (POINT) می گویند که منظور از آن یک ده هزارم واحد ارز می باشد .(البته یک پوینت در مورد ین ژاپن یک صدم خواهد بود )

 

اعلام نرخ ارز به وسیله بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

به روش مستقیم نرخ ارز توسط بانک اعلام می شود (Working Banking days)

اداره بین الملل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ساعت 10 صبح در روز های کاری بانکی آمار قیمت ها را اعلام می کند. مثال:

 

 

نوع ارز

نرخ به ريال

فروش ريال

یک یورو

11000

1120

یک دلار

9500

980

یک پوند انگلیس

14000

1430

یکصد ین ژاپن

8500

8900

 

 

( نرخ مرجع ارز در واقع میانگین نرخ خرید و فروش ارز می باشد)

 

روش متقاطع: Cross Quotion

در این روش نرخ ارز یک واحد ارز بر حسب ارز دیگر اعلام می شود

به عبارت دیگر : ارز پایه (Base Currency) ثابت نمی باشد .

دراین روش بیشتر توسط دلاّل های (Dealers) ارز کاربرد داشته و آنها به آن عمل می کنند .

گذشته از این که نرخ ارز توسط بانک یا دلال ارز و یا صرّاف انجام می گیرد.

 

بانک یا دلال یا صراف دو نرخ اعلام می کنند :

1- نرخ خرید ارز سمت راست

2- نرخ فروش ارز سمت چپ

 

اشکال نرخ ارز:

نرخ ارز از نظر شکلی به چهار صورت ذیل قابل نمایش می باشند . به عبارت بهتر در بازار جهانی نرخ ارز برای انجام معامله به صورت ذیل در معرض دید مشتریان قرار می گیرد .

 

روش مستقیم: Priect Quotation

در این روش اعلام نرخ ارز ، که ، بیشتر بانک ها از آن پیروی می کنند ، واح ارز ثابت و پول محلی تغییر می کند .

 

(ارز مانند کالا که نرخ ارز قیمت آن را مشخص می کند .)

 

زیرا قیمت ، مقدار پولی که با یک واحد کالا یا خدمات عوض می شود. ایران از این روش استفاده می کند.

 

روش غیر مستقیم :

از این روش انگلستان و بریتانیا پیروی می کنند .

قیمت واحد پول آن کشور بر حسب پول سایر کشور ها ( ارز ) بیان می کند .

روپیه هندوستان پول پایه ارز ها پول متغییر می باشند.

 

 

 

 

نرخ تعادلی ارز :

با توجه به منحنی عرضه و تقاضای ارز نرخ تعادلی ارز در بازار آزاد در نقطه تلاقی دو منحنی عرضه و تقاضای ارز بدست می آید .

 

 

 

 

 

 

 

R1 = نرخ تعادلی ارز نرخ ارز روی محور عمودی

 

 

Q1 = مقدار تعادلی ارز مقدار عرضه و تقاضا روی محور افقی

 

در نرخ تعادلی ارز R1 مقدار ارز تقاضا شده Q1 است به عبارت دیگر ، در نرخ R1 بازار ارز در حال تعادل است زیرا زیرا مقدار عرضه و تقاضای ارز با یکدیگر برابر است.در هر نرخ دیگر غیر از R1 بازار ارز در حال تعادل نیست .

به عنوان مثال :

در نرخ ارز R2 که بیش از نرخ تعادلی ارز می باشد مقدار ارز عرضه شده بیش از مقدار ارزی است که تقاضا شده است که در این نرخ ارز بازار به میزان BC دارای مازاد عرضه می باشد و برعکس این قضیه هم صادق است .

وقتی که نرخ ارز به R3 کاهش می یابد مقدار تقاضا برای ارز بیشتر از عرضه آن بوده است ، بازار ارز مواجه با مازاد تقاضا برای ارز می گردد (مقدار EF مازاد می باشد)

 

 

منحنی عرضه ارز:

 

نرخ ارز با مقدار عرضه

آن رابطه مستقیم دارد.افزایش

نرخ ارز عرضه را افزایش

می دهد. همانطوری که منحنی

بالا نشان می دهد منحنی عرضه ارز(ss) با شیب مثبت رسم گردیده است .

بدین ترتیب که با افزایش نرخ ارز عرضه آن کاهش می یابد.

 

 

 

 

 

 

تقاضا برای ارز:

رابطه تبعی بین مقدار ارز تقاضا شده و نرخ ارز را در هر واحد زمان و با فرض اینکه دیگر عوامل ثابت هستند جدول ویا منحنی تقاضای ارز می نامند .

منحنی تقاضای ارز ، مقادیر مختلف ارز تقاضا شده را در نرخ های مختلف نشان می دهد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدار تقا ضای ارز و نرخ ارز یک رابطه معکوس با یکدیگرند

مثال:

وقتی نرخ مارک ( قیمت مارک به ريال) OR1 است مقدار کل ارز تقاضا شده (مارک آلمان)برابرOQ1 است

امّا وقتی که نرخ ارز از OR1 به OR2 کاهش می یابد ، مقدار تقاضا برای ارز از OQ1 به OQ2 افزایش می یابد زیرا وقتی که مارک آلمان بر حسب ريال ایران ارزانتر می شود ، بافرض این که قیمت کالا های آلمان به مارک ثابت است ، قیمت ريالی کالاهای آلمانی در ایران کاهش می یابد . نتیجه تقاضا برای کالاهای صادراتی آلمان در ایران افزایش یافته ، مقدار تقاضا برای ارز مارک آلمان نیز افزایش می یابد و برعکس.

 

در بازار آزاد:

وقتی مازاد تقاضا (EF) برای آن وجود داشته باشد ، افزایش نرخ ارز را به دنبال خواهد داشت که این امر منجر به مازاد تقاضا می شود. با کاهش نرخ ارز و افزایش تقاضای آن ، نرخ ارز به سطح تعادلی اش بر می گردد. به هر حال افزایش و یا کاهش نرخ ارز ،در بازار ، بیانگر وجود عدم تعادل در بازار است ، در چنین شرایطی دولتها به منظور تثبیت و یا کنترل نرخ ارز باید در بازار ارز مداخله نمایند.

 

تعیین نرخ ارز بطور کلی در حال حاضر کلیه کشورهای جهان را از لحاظ نظام ارزی به دو دسته تقسیم بندی می کنند :

1- نرخ ارز شناور Floating Exchange Rate

2- نرخ ارز ثابت Fixed Exchange Rate

 

نرخ ارز شناور:

نظام ارزی آزاد حاکم است

ورود و خروج ارز در این کشور ها آزاد می باشد

دولت و بانک مرکزی در بازار ارز برای تعیین نرخ ارز دخالت ندارند

نرخ ارز مانند قیمت کالا و خدمات براساس شرایط بازار آزاد یعنی عرضه و تقاضا تعیین می شود

بازار ارز بازار رقابت کامل بوده و همان طوری که می دانیم

 

 

 

ویژگی