بسمعه تعالي ، خوش آمديد . .

* توصيه براي زندگي بهتر: 1- بيائيد گناه نكنيم زيرا هرچه كم گناهتر = زندگي بالذت تر و بدون درد سر تر = پس پيش به سوي موفقيت و خدا با گناه نكردن    2-  در باطن بهتر از ظاهرت باش    3- خوش خلق باش     4-  آنچه فايده ندارد ترك كن و انجام نده     5- و بدان از دنيا آن براي تو ميماند كه به كار آخرتت آيد پس فريب مال دنيا را نخور و دنبال پول كثيف و مال حرام نرو و به همه خوبي كن    6- تا ميتواني كار كن تا محتاج هيچ كس نشوي


طلاي علي با افتخار تقديم شما دوست عزيز مينمايد:

http://www.ALIgold.com

ALIgold.com Live all of the time ...


همه چيز درباره حضرت امام زمان عج ، حضرت مهدي عج

Ya Mahdy Adrekny

حضرت مهدی عج را توصيف كنيد

در زمان غیبت چگونه رفتار كنيد

شامل چندين مقاله و قسمت مختلف در اينباره


تذكر و توصيه : مطالب تست شده نميباشند و طلاي علي فقط بخاطر اطلاع رساني مطالب را در اختيار شما ميگذارد و مسئوليت مطالب به عهده خود سايتهاي ارائه كننده ميباشد + بعلت پايين بودن سرعت خطوط دايل آپ تلفن و اينترنت در ايران و بالا بودن حجم صفحات سايت طلاي علي لطفا بيشتر صبر نماييد + ميتوانيد پس از ديدن كامل صفحات درخواستي اتان از طلاي علي ارتباط با اينترنت را قطع كرده و با صبر و انديشه و حوصله صفحات را مطالعه فرماييد ، براي راحتر پيدا كردن مطلب درخواستي خود در صفحات بلند از قسمت EDIT جستجوگر اينترنت خودتان گزينه Find را انتخاب نماييد و كلمه كليدي درخواستي خود را پيدا كنيد ، انشا الله همه با هم بهشتي شويم .


بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَ دَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً


 

 

 

 

آخرين وصي پيامبر خدا ، دوازدهمين امام شيعه و چهاردهمين معصوم از خاندان رسالت ، حضرت مهدي (عجل اللله تعالي فرجه) در سپيده دم نيمهً شعبان سال 255 هجري در سامرا ديده به جهان گشود و انتظار مژده اي كه پيامبر خدا و امامان از دو قرن پيش داده بودند ، سر آمد.

نام آن حضرت ، نام پيامبر خدا و كنيهً او كنيهً رسول خداست (محمد ، ابوالقاسم) و توصيه شده كه در عصر غيبت ، از او به نامش ياد نشود، بلكه با القاب متعددي كه دارد مثل مهدي، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، بقيةالله، قائم، خلف صالح و... نام برده شود.

پدرش «امام عسگري عليه السلام» و مادرش «نرجس» است كه نام اصلي وي مليكه ، دختر يشوعا فرزند قيصر روم بود.

از آنجايي كه حكومت هاي ستمگر، طبق وعدهً روايات ، زوال قدرت خود را در اين مولود خجسته مي ديدند و مي دانستند كه از نسل امام عسگري عليه السلام خواهد بود ، پيوسته آن حضرت را زير نظر داشتند. امام يازدهم نيز تولد اين فرزند را از مردم كتمان مي كردند تا دستگاه خلافت به وجود او پي نبرد. البته در همان دوران كودكي ، براي آنكه شيعيان نسبت به امام بعدي بي خبر نباشند ، امام زمان توسط پدر ارجمندشان به برخي اصحاب خالص و مطمئن نشان داده مي شد تاحجت خدا را بشناسند و بعدا دچار گمراهي نشوند.

امام زمان 5 ساله بودند كه پدرشان امام عسگري به شهادت رسيدند. حضرت بر جنازهً مطهر پدر نماز خواند و چون ماموران از وجود او با خبر شدند ، در تعقيب او به منزل هجوم آوردند . ولي حضرت در يكي از سردابهاي خانه از چشمها ناپديد شد و هر چه گشتند او را نيافتند. بدينگونه رابطهً آشكار مردم و حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) قطع شد .

امام عصر عليه السلام از آن زمان تا سال 329 هجري ، به مدت 69 سال (كه دورهً غيبت صغري ناميده مي شود) از طريق چهار نمايندهً خاص ، با مردم رابطه داشت و نامه ها ، نيازها و سؤال هاي آنان از طريق اين نواب خاص به حضرت مي رسيد و پاسخ آن دريافت ميشد. به نامه هاي آن حضرت «توقيعات» گفته مي شود. نايب هاي ويژهً او كه در چهار نسل پياپي واسطهً ميان امام و امت بودند ، عبارتند از : عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان، حسين بن روح و علي بن محمد سيمري. با مرگ چهارمين سفير خاص امام در سال 329 ، دوران غيبت كبري آغاز شد كه تا كنون ادامه دارد و جانشينان حضرت ، فقهاي عادل و واجد شرايط در هر زمان اند.

حضرت مهدي عليه السلام هم اكنون از ديده ها پنهان است و ما در عصر غيبت به سر مي بريم و از ديدن جمالش محروميم . البته در اين دوازده قرني كه از عمر آن حضرت مي گذرد ، اشخاص متعددي به خاطر صلاحيت و تقوا و عمل صالح ، توفيق ديدار او راداشته اند . شوق ديدار او در همهً دلها وجود دارد و شيعيان ، در انتظار پايان دورهً غيبت و فرا رسيدن «عصر ظهور» تا به ياري او بشتابند.

عمر طولاني او از معجزات الهي است . وقتي ظهور كند، در چهره و نيروي يك مرد چهل ساله خواهد بود. در عصر غيبت ، جهان از وجود او بهره مي برد ، آن سان كه خورشيد پشت ابر بهره مند مي شود . او حجت خدا در عصر غيبت است و هرگز زمين خالي از حجت نخواهد بود.

ظهور او شرايطي دارد كه وقتي فراهم باشد و خداوند اذن دهد ، آن حضرت در روز جمعه اي از مكه و كنار خانهً خدا ظهور مي كند و تعداد313 نفر از ياران خاص او از سراسر جهان بسرعت خود را به او مي رسانند و با او بيعت مي كنند و قيام جهاني او آغاز مي شود.

امام زمان عليه السلام ذخيرهً الهي براي گسترش قسط و عدالت در سراسر جهان است . وقتي آن حضرت ظهور كند ، امنيت ، عدالت ، رونق اقتصادي ، وفور نعمتهاي الهي در زمين ، صلح و صفا و برادري و مساوات در سطح جهان بر قرار خواهد شد. نصرت الهي پشتيبان اوست و جهان مسخر فرمان او مي گردد و حكومت واحد جهاني تشكيل مي شود و قانون خدا و احكام قرآن به نحو كامل در همه جاي گيتي حاكم خواهد گشت و قدرتهاي ستم نابود خواهد شد.

وجود آن امام ، مشخصات وي ، مژدهً ظهورش ، ويژگي اصحابش و چگونگي حكومتش ، در روايات بسيار آمده است و طبق روايات ، عقيدهً به او مخصوص به شيعه نيست،بلكه روايات بسيار در در كتابهاي اهل سنت نيز دربارهً او نقل شده است.

به علاوه ، عقيده به مهدويت و وجود يك نجات بخش در پايان عمر جهان نه تنها در اسلام بلكه در اديان آسماني ديگر هم مطرح است و همهً فرقه ها به نحوي به يك «موعود» و «منجي» عقيده دارندو در انتظار يك مصلح جهاني به سر مي برند.همين عقيده سبب شده كه در طول تاريخ ، بارها از سوي دروغگويان ادعاي مهدويت يا واسطه بودن بين امام و مردم اظهار شود و از اين راه ، فرقه هايي انحرافي و مسلكهايي ساختگي پديد آيد.

فرقهً بهائيت و قادياني گري دو نمونه از اين گروههاي منحرف است . امام عصر عليه السلام هم اكنون زنده است و از آنچه در جهان و ميان مسلمانان مي گذرد با خبر است ، هر چند ديده نمي شود و كسي از جاي او و زمان ظهورش آگاه نيست. ديدار چهرهً او ، به سختي ميسر است ، آن هم براي انسانهاي صالح و پاك ، در صورتي كه حضرت مهدي عليه السلام صلاح بداند.

براي زمان ظهور حضرت ، نشانه هايي در روايات بيان شده كه به «علائم ظهور» مشهور است وبروز آن نشانه ها ، نشانهً نزديكي عصر ظهور است. فراگيري ظلم و جور در سطح جهان ،پيدايش جنگها و فتنه ها و آشوب ها ي ويرانگر ، نا امني در همه جا، رواج فساد و گناه در جامعه ها ، گراني و نا بساماني اوضاع اقتصادي و... از آن جمله است.

وقتي امام زمان عليه السلام ظهور كند ، از مكه به سوي مدينه ، سپس به سوي عراق و كوفه حركت مي كند . عيساي مسيح از آسمان فرود آمده ، به او اقتدا مي كند . مر كز حكومتش كوفه خواهد بود . اما سپاه او سراسر جهان را فتح خواهد كرد. در شام و فلسطين و مناطق ديگر ، نبردهاي خونيني بين ياران او و پيروان طاغوت ها پيش خواهد آمد . سر انجام ، پيروز نهايي از آن اوست . زمين ، گنجينه هاي خود را براي امام آشكار مي سازد ، امنيت همه جا حاكم مي شود ، ويراني ها آباد و ستمگران نابود و مؤمنان عزيز مي شوند.

آن حضرت چند سال (هفت يا هفتاد سال) حكومت جهاني خواهد داشت ، سپس به شهادت مي رسد و حكومت عدل او با بازگشت دوبارهً امامان معصوم ادامه مي يابد. سپس عمر جهان به پايان رسيده ، مقدمات قيامت فراهم مي گردد .

در عصر غيبت ، شيعيان وظيفه دارندكه با انتظار فرج ، زمينه ساز حكومت جهاني او شوند و از پيشگاه خدا ، آمدن او را طلب كنند. انتظار فرج كه از برترين عبادتها به شمار آمده ، همراه با اصلاح خود و جامعه و مبارزه با ستم و فساد و فراهم ساختن شرايط متناسب با «دولت كريمهً » امام زمان عليه السلام است و منتظر مصلح ، بايد خودش هم صالح باشد!


 

نيابت امام زمان (عج)

 

نيابت يعني جانشيني و نمايندگي و وكالت از طرف شخص يا اشخاص، به طوري كه در غياب او كار و كارهايي به نايب و نماينده سپرده مي‌شود و نماينده موظف به انجام كارهايي است كه بدو محول شده است. و از طرف شخصي كه نماينده اوست، بايد به دقت و با احساس وظيفه به مسئوليتي كه به عهده او سپرده شده، آنها را انجام دهد. در غير اينصورت از نظر شرع مسئول و جوابگوي قصور خود در انجام وظايف محول بوده و احتمال دارد از طرف موكل خود از اين مسئوليت عزل شود و يا رأساً به سبب قصور در وظايف به خودي خود منعزل شود. نيابت احتمال دارد اختصاصي به وظيفه خاص و يا تمام وظايف موكل باشد. يعني تمام اختيارات او را دارا باشد و احتمال دارد فرد خاص از طرف موكل نيابت داشته باشند يا با ذكر برخي از خصوصيات طبقه‌اي با داشتن اين ويژگيها عهده‌دار وكالت شوند و از طرف خودشان يكي را به عنوان صاحب اختيار انتخاب كنند.[1]
ريشه نيابت در اسلام به صدر اسلام و به زمان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ برمي‌گردد كه آن حضرت گاهي برخي از صحابه را به نيابت از طرف خود مأمور انجام كارهاي خود مي‌نمود. مثلاً اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ را به نيابت از طرف خود به تبليغ دين و ابلاغ احكام الهي به جايي مي‌فرستاد يا او را در جاي خود مي‌گماشت در مدينه و خودش به غزوه مي‌رفت.[2]
اين شكل از نيابت ازطرف امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ نيز انجام گرفته و امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ نيز بدين ترتيب نايب و نمايندگاني در نقاط مختلف و به شهرهاي مختلف گسيل داشته‌اند، چنان كه امام زين العابدين نيز نايبي داشته، به هر شكل كه بود و تحت شرايط زمان و مكان و موقعيت سياسي نيابت از طرف امام معصوم بوده است. چه اينكه امام معصوم و رهبر معصوم حاكم جامعه باشد و چه نباشد و چه در دوران اختناق شديد سياسي و تحت شرايط سخت بوده باشند و چه در فضاي باز سياسي زندگي نموده و امامت داشته‌اند، در هر صورت نمايندگي از طرف رهبر اسلامي وجود داشته و از جمله اصول محوري شيعه بوده كه ضامن بقاي تشيع و بسط و حفظ و انتقال افكار و انديشه تشيع در طول تاريخ بوده است، پيشوايي و رهبري از جمله اصول مسلم اسلام است كه در طول تاريخ با ولايت و امامت و نيابت و وكالت در دو شكل خاص و عام صورت گرفته، و جامعه شيعه حتي يك لحظه بدون رهبر و پيشوا نبوده است. چنان كه سرپرستي براي يك خانواده در هر صورت و تحت هر شرايط لازم و يك امر ضروري عقلي و عرفي مي‌باشد، وجود پيشوا و رهبر و نيابت خاص و يا عام نيز از ضروريات و اوليات يك مذهب مي‌باشد،[3] اين ضرورت به اين صورت از اوليات محسوب مي‌شود كه حتي در جوامع بدوي و وحشي و قبيلگي اهلِ آن مجموعه، براي خود رئيس قبيله و قوم دارند و برايش جانشين انتخاب مي‌كنند.
در جريان امامت، تمام ائمه نيابت داشته‌اند و نمايندگاني در نقاط مختلف براي هدايت شيعيان و حل مشكلات مذهبي و روحي آنها تا آغاز غيبت كبري نيابت خاصه جريان داشت. به طوري كه افراد خاص از طرف امامان معصوم مأمور به انجام وظايف محوله شرعي و اجتماعي در امور شيعيان بودند. نيابت اين افراد احتمال داشت خاصه باشد از آن جهت كه كارهاي مخصوص مثل دريافت سهم امام يا جواب دادن به مسائل شرعي به عهده آنها محول شده، يا نيابت عامه داشتند يعني از طرف امام معصوم نمايندگي تمام امور شرعي را عهده‌دار بودند.[4] نمايندگان امام عسگري ـ عليه السّلام ـ نيز در شهرهاي مختلف شيعه نشين حضور داشتند و برخي از آنها نيابتشان استمرار داشت و اين وظيفه و نقش نيابت را در دورة امام زمان نيز استمرار دادند. نواب خاص امام زمان ـ عليه السّلام ـ چهار نفر بودند و به ترتيب به انجام مأموريت خويش موظف بودند كه در طول غيبت صغري ايفاي نقش مي‌نمودند: 1. عثمان بن سعيد عمري كه در زمان امام عسگري نيز نيابت و سفارت داشت.[5] 2. محمد بن عثمان عمري كه هم نماينده امام عسكري بود و هم نماينده حضرت صاحب سلام الله عليه.[6] 3. حسين بن روح نوبختي بعد از محمدبن عثمان نيابت خاصه را عهده‌دار گرديد.[7] 4. علي بن محمد سمري بعد از حسين بن روح نيابت خاصه را عهده‌دار شد.[8]
او آخرين سفير از سفراي امام عصر (عج) بود كه نيابت خاصه بعد از او منقطع شد. بدين ترتيب غيبت صغري خاتمه يافت و از فلسفه اين دوره از غيبت مي‌توان به ثبات عقيده شيعه به استمرار امامت اشاره كرد كه اين دوره از غيبت بسيار ضروري بوده است چون اگر واقع نمي‌شد شيعه پراكنده مي‌گشت و به فرقه‌هاي بسياري منشعب مي‌شد. و امامت فراموش مي‌گرديد امّا ايندوره از غيبت حضرت از حكمتهاي الهي است كه با چهار نايب استمرار يافت.
دوران غيبت كبري: بعد از تثبيت عقايد شيعه در امامت حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ دوره نيابت عامه آغاز شد و بنابر تصريح حضرت به يكي از نوابش درباره نيابت خود در دورة طولاني غيبت كبري: «و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة الله عليهم».[9] تكليف مردم مشخص گرديد كه در حوادث و مسائل و رويدادها براي رهايي از حيرت و سرگرداني كه به امام معصوم دسترسي ندارند بايد به راويان احاديث مراجعه كنند كه امام آنها را دليل راه هدايت براي مردم منصوب مي‌نمايد و خودش نيز در دوره غيبت كبري به طور غيرآشكار از آنها حمايت نموده و عنايات ويژه‌اش شامل حال علماي شيعه مي‌شود، بنابراين علماي شيعه با اين توقيع شريف نيابت عامه را عهده‌دار شدند. علاوه بر بيان حضرت حجت روايات معتبر ديگري نيز وجود دارد كه دلالت بر نيابت عامه فقهاء در عصر غيبت كبري مي‌نمايند. مانند روايت معتبره وارده از اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ كه از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل مي‌كند: «اللهم الرحم خلفائي (ثلاث مرات) قيل: يا رسول الله و من خلفائك؟ قال الذين يأتون من بعدي، يروون حديثي و سنتي و يعلمون الناس من بعدي».[10] حضرت امام خميني رضوان عليه تمام اين روايات را در شأن فقها و مجتهدين شيعه صادق مي‌داند كه نيابت عامه را در دوره غيبت كبري عهده‌دار هستند، چون هم از نظر عقل رها كردن دين و ترك و تعطيل احكام نقض غرض آفرينش و هدايت انسانهاست و در دوره عدم حضور امام معصوم تنها كسي كه مردم مي‌توانند احكام شرعي خود را فراگيرند و در امور اجتماعي و شرعي به او مراجعه كنند، بعد از امام معصوم فقهاء و مجتهدين و علماي شيعه هستند و اينها به منزله نشانه‌هاي هدايت مردم هستند چون مردم براي حل مشكلات و رهايي از حيرت به آنها مراجعه مي‌نمايند. لذا امام عصر (عج) از آنها به عنوان «دليل و حجت» ياد مي‌كند كه به معناي راهنماي كامل مي‌باشد و هر كس در راه رشد و تعالي خود كافي است به حجت دست يابد، ديگر هيچگونه دغدغه نخواهد داشت.[11]
آيه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم»[12] نيز در اثبات ولايت عامّه فقها با تفسير نمودن اولي الامر به ائمه نيابت فقهاء و علماي بزرگ شيعه را به اثبات مي‌رساند و اكثر قائلين به انديشه ولايت فقيه بدان استناد كرده‌اند، چون نيابت فقهاي اسلام در طول ولايت پيامبر اكرم و بعد از ولايت ائمه و مي‌توان از آن نيابت و وكالت عامه و خاصه را استنباط نمود. چون اطاعت از نائب مانند اطاعت از امام است. چنان كه درتوقيع شريف امام زمان ـ عليه السّلام ـ به برخي از نوابش اين معنا به خوبي روشن شده است.[13]
در دوره غيبت كبري عنايت خاص امام عصر (عج) به علماي شيعه و هدايت آنها در مسائل مختلفه و حل معضلات فقهي و اجتماعي و سياسي آنها به خوبي بر نيابت علماي شيعه در اين دوره دلالت مي‌كند، چنان كه شيخ مفيد و شيخ طوسي و مرحوم كليني و شيخ صدوق و پدرش و علامه حلي و شهيد ثاني و علامه بحر العلوم و مقدس اردبيلي و شيخ انصاري و...[14] از انوار هدايت حضرتش بهره‌مند شده و مورد عنايت خاص آن حضرت واقع شده‌اند و تمام فقهاي اسلامي تاكنون با پشتوانه و حمايت‌هاي آن حضرت به صورت خفي ولي كاملاً محسوس و ملموس موفق به اجراي احكام اسلام و يا احياناً ايجاد تحولات عظيم اجتماعي و سياسي به سود اسلام شده‌اند كه بر هيچ خرمندي پوشيده نيست.
علماي شيعه با الهام از هدايتها و توجهات معنوي آن حضرت و دعاهاي مستمر و موثر آن حجت الهي در رهبري و پيشوايي مسلمانان در اين مدت طولاني غيبت كبري كه اسلام با مخاطرات بسيار جدي روبرو بوده است كشتي هدايت و رهبري را در اين درياي طوفاني و پرموج و پرتلاطم حفظ كرده‌اند و در ايفاي نقش برجسته خويش جان‌نثاري نموده‌اند و زندگي خويش را وقف حفظ اسلام و هدايت مردم نموده‌اند. مصداق روشن اولي الامر در عصر غيبت به اعتقاد بسياري از انديشمندان و فقهاي اسلام فقهاي شيعه هستند كه رهبري و پيشوايي آنها و جانشيني و نيابتشان از قرآن و سنّت اثبات مي‌شود.[15] امامت كه پيشوايي و رهبري جامعه همراه با حكومت است كه براي پيامبر ثابت شده است و يكي از شئون نبوي است براي جانشينان او نيز ثابت است. فقهاء در دوره غيبت در طول اين امامت و پيشوايي قرار دارند و با نصوص و ادله از آيات و روايات اين حق بر آنها مسلم است كه پيشوايي جامعه اسلامي براي آنها يك تكليف الهي است و مجاز به شانه خالي كردن در برابر تكليف نيستند. «الامامة رياسة عامه في اُمور الدين و الدنيا» اين تعريف جامع امامت است و هيچ اختلافي در اين تعريف از امامت وجود ندارد.[16]
بنابراين «امامت و پيشوايي و مقتدايي ديني به طوري كه آنچه پيشوا مي‌گويد و هر طور عمل مي‌كند سند و حجت الهي تلقي مي‌شود، نوعي ولايت است زيرا نوعي حق تسلط و تدبيرو تصرف در شئون مردم است».[17] و حقيقاً علماي بزرگوار شيعه در طول تاريخ، طلايه‌داران پيشوايي و رهبري جامعه مسلمين و هدايت و سرپرستي آنها بوده و با بهره‌گيري وافر از منابع غني قرآن و اهلبيت ـ عليهم السلام ـ و عنايات خاص حضرت ولي عصر (عج) امر نيابت آن حضرت را عهده‌دار بوده و اكنون نيز در دوره غيبت كبري اين وظيفه خطير را عهده‌دار هستند.
اميرعلي حسنلو


[1] . اين نوع از نيابت در دوره غيبت كبري توسط رهبر كبير انقلاب امام خميني (ره) عملي شد و خبرگان رهبري اين وظيفه را انجام مي‌دهند؛ آيت الله جوادي، ولايت فقيه، چ دوم، تهران، رجاء، 68، ص 189 و 188.
[2] . شيخ مفيد، الارشاد، چ اول، قم، آل البيت، 1413، ج 1، ص 53 و 65.
[3] . يكي از ضروريات عقلي وجود رهبر يا جانشين او در بين مردم است «و ان لنا في كل خلف عدولاً ينفون عنا تحريف الغالين و انتمال المبطلين»؛ ر.ك: شهيد مطهري، امامت و رهبري، چ دوازدهم، تهران، صدرا، 1370، ص 25 ـ 27 و 29 ـ 61.
[4] . اقتباس از دكتر حسين جاسم، تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، ترجمه آيت اللهي، تهران، اميركبير، 67، ص 78 و 79.
[5] . شيخ طوسي، كتاب الغيبه، تهران، مكتبه نينوي الحديثه، ص 214 و 215 و 216.
[6] . همان، ص 218.
[7] . همان، ص 219 ـ 227.
[8] . همان، ص 241.
[9] . شيخ صدوق، اكمال الدين، چ سوم، قم، جامعه مدرسين، قم، 1416، ج 2، ص 484.
[10] . شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، چ سوم، قم‌، آل البيت، 1416، ج 27، حديث 50، ص 91 و حديث 7، ص 139.
[11] . امام خميني، ولايت فقيه، ج نهم، تهران، موسسه نشر آثار، 78، ص 51.
[12] . نساء، 59.
[13] . شيخ طوسي، پيشين، ص 219 و 220، فانه ثقتي و كتابه كتابي... ص 221.
[14] . ر.ك: حاج شيخ علي اكبر نهاوندي، العبقري الحسان، چ پنجم، مشهد مقدس، 1381، صص 37 ـ 44 و صص 130 ـ 135؛ و ر.ك: كامل سليمان، يوم الخلاص، علي اكبر مهدي پور، چ دوم، آفاق، 71، ج 1، ص 226 و 307 و 534 و 927 (توقيعات به شيخ مفيد) شيخ صدوق، اكمال الدين، ج 2، پيشين، ص 481 الي 490.
[15] . علماي بزرگ شيعه چون صاحب جواهر، فيض كاشاني و نراقي، امام خميني و... به ولايت فقيه و فقها تنها در امور عامه معتقدند، ولي عده‌اي از علماي شيعه نيز در امور حسبه ولايت فقهاء را ثابت مي‌دانند. بنابراين در اصل ولايت فقيه هيچ اختلافي بين علماي شيعه نيست، تنها اختلاف جزئي در نوع ولايت و اختيارات است. ر.ك: عبدالله جوادي آملي، وحي و رهبري، چ دوم، تهران، الزهرا، 69، صص 197 ـ 204 الي 208.
[16] . شهيد مطهري امامت و رهبري، چ دوازدهم، تهران، صدرا، 1370، صص 46 ـ 51 و صص 89 ـ 92؛ و ر.ك: ولايت فقيه، محمدهادي معرفت، و نظريه سياسي اسلام، محمد تقي مصباح و حكمت حكومت فقيه، حسن ممدوحي.
[17] . شهيد مطهري، ولاءها ولايتها، ج ششم، تهران، صدرا، 1370، ص 49 ـ 50.

 

 

 


بسمه الله الرحمن الرحيم

امشب از شمع رخت سوخته پروانه ها      آتش افتاد ز رخسار تو در خا نه ها

 

مرزهاي جغرافيايي در هم ريزد دنيا رنگهاي ديگر گيرد مسلح كل جهان حامي مستضعفان ويرانگر كاخ هاي ستمگران بنيانگذار حكومت واحد جهاني حضرت حجه ابن الحسن المهدي روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا ظهور كرده كاخهاي ظلمو استبداد را بر سر ستمگران فرو ريزد و شالوده ي حكومت واحد جهاني را بر اساس عدالت و آزادگي استوار سازد .

برفراز كره ي خاكي ديگرستمي روي ندهد ودر زير آسمان نيلي از تبعيض و بي عدالتي نشاني نماند فساد وتباهي از جهان رخت بر بندد و معيارهاي برجسته ي انساني ارزش واقعي خود را بازيابد واينك ساليان سال است كه دست نيرومند الهي در آستين غيبت فرو رفته تا روزي پس از سپري شدن دوران غيبت ظهور كرده و آفتاب عدالت را برهر كوهي وبرزني بتاباندوبرجنايتهاوخيانتهاي انسانها خاتمه دهد. نويد ظهور آن مصلح بزرگ جهان علاوه بر قرآن مجيد در تمام كتابهاي آسماني چون انجيل وتوراتو زبور آمده است اگر چه به جز قرآن تمام كتابهاي آسماني دستخوش تحريف شده اند لكن باز جملاتي از دستبرد تحريف گران مصون مانده كه در آن ها از ظهور مصلح كل جهان گفتگو شده است.

نظر به اينكه اين نويدهابه صورت پيشگويي در ارتباط با حوادث آينده بيان شده و مضامين آنها در قرآن كريم و اخبار متواتر و مسلم اسلامي وارد شده است هيچ ترديدي نمي ماند در اينكه اين عبارتها از منطق وحي سر چشمه گرفته ودر طول زمان از دستبرد انسانها مصون مانده است پيروان همه ي اديان اعم از ثنويت وكليميت مسيحيت ومجوسيت واسلام به استناد نويدهاي كتب مقدسشان در انتظار ظهور آن مصلح الهي به سر مي برند سيري گذرا در نمونه هايي كه متذكر آن خواهيم شد براي اثبات اصالت مهدويت و جهاني بودن اعتقاد به ظهور حضرت بقيه الله ارواحنا فداه كافي است (براي توضيح بيشتر به كتابهاي بشارتهاي عهدين و او خواهد آمد و سيماي امام زمان در آئينه اديان مراجعه شود)


مهدويت و امام زمان ما


 

پدر و مادر و تولد

  

پدر بزرگوار امام زمان (ع) حضرت امام حسن عسگري (ع) امام يازدهم شيعيان است به نقل از شيخ مفيد امام حسن عسگري (ع) در مدينه در 24 ربيع الاول سال 232 متولد شد و در سال 260 در سن 28 سالگي در منزل خود در سامرا به شهادت رسيد.

مادر بزرگوار امام زمان (ع) "مليكه" است كه از طرف پدر دختر" يشوعا" فرزند امپراطور روم شرقي بود و از طرف مادر نوه ي شمعون از ياران حضرت عيسي (ع) و وصي او به شمار مي رفت.

او با اينكه در كاخ مي زيست و با خاندان امپراطوري زندگي مي كرد اما انچنان پاك و با افت بود كه گويي شباهت به خانواده يخود ندارد بلكه به مادر و خانواده ي مادري كشيده و زندگيش همچون زندگي شمعون و عيسي(ع) و مريم(ع) از صفا و معنويت و پاكي خاصي برخوردار بود از اين رو دوست داشت كه با خانواده يپاك و خدا پرست وصلت كند و به توحيديان بپيوندد خداوند او را در اين هدف كمك كرد و او را به طور

مليكه يا نرجس خاتون به خانه ي امام حسن(ع) وارد شدامام هادي(ع) به خواهرش حكيمه فرمود:

او را به خانه ببر و دستورات اسلامي را به او بياموز او همسر فرزندم حسن و مادر مهدي آلمحمد(ص) خواهد بود انگاه به نرجس رو كرد و فرمود:

" مژده باد تو را به فرزندي كه سراسر جهان را با نور حكومتش پر از عدالت و دادگري مي كند پس از ان كه پر از ظلم و جور شده باشد."

از صفات اين مادر بزرگوارميتوان:ريحانه-صقيل-سوسن وسيده نام برد.

 

 

"تولد نور"   

 

حكيمه خاتون عمه ي امام حسن(ع) مي گويد:" روز پنجشنبه نيمه ي شعبان به منزل برادرم رفتم هنگام مراجعت امام حسن عسگري(ع) فرمود: امشب را نزد ما باش امشب فرزندي كه خدا زمين را به علم و ايمان و هدايت او زنده گرداند متولد مي شود.

بالاخره ماندم صبح صادق اضطراب در نرجس خاتون پديد امد او را در بر گرفتم امام فرمود: سوره ي قدر را بر او بخوان مشغول خواندن سوره ي قدر شدم وشنيدم آن كودك در رحم مادر در خواندن سوره ي قدر همراهي مي كند در اين موقع پرده اي بين من و انها افكنده شد ديگر نرجس را نمي ديدم در نرجس نوري مشاهده كردم كه ديده ام را خيره كرد و امام زمان(ع) را ديدم رو به قبله به سجده افتاده سپس دستش را بلند كرد و مي گفت:گواهي مي دهم به يكتايي خدا واين كه جدم رسول خدا(ص) است و پدرم امير مؤمنان(ع) وصي رسول خدا است بعد يك يك امامان را شمرده تا به خود رسيد.

او را به نزد پدر بردم امام عسگري(ع) تا او را ديد به دست گرفت و پس از خواندن اياتي از قران و انجيل و تورات و زبور اين ايه را تلاوت فرمود:

" و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمهو نجعلهم الوارثين و نمكن لهم و نري فرعون و هامان و جنود هما منهم ما كانوا يحزرون"

"اراده ي ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم و انها را پيشوايان و وارثين روي زمين قرار دهيم حكومتشان را پا بر جا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريان انها را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم."

شيخ حر عاملي ا زبزرگان اصحاب نقل مي كند كه امام صادق(ع) فرمود:

"شبي كه حضرت قائم در ان متولد شد هيچ نوزادي در ان شب متولد نمي شود مگر اينكه مؤمن خواهد شد "

 


بارالـهـا: در اين هنگام، و براى هـميشه ولـى امـرت، امام زمان حجة بن الـحسن را كه درودهـايت بـر او و پـدارنش باد سرپرست و نگهدار و رهـبـر و ياور و رهـنما و نگـهبان باش، تا گيتى را به فرمان او آورى و تا دير زمان بهره مندش گردانى
 


 

مجموعه ای از اثار هنری در موضوع امام مهدی (ع)


 با ظهورامام عصر(عج ) جهان از روى منطق تسليم حکومت مهدوى شده و نيازى در به کار بردن زور و اجبار وجود ندارد. وى روز پنجشنبه در ششمين گفتمان "مهدويت و عدالت مهدوى"درسالن اجتماعات مدرسه دارالشفاء قم افزود : در زمان ظهور عقل بشرى به مرحله اى از تکامل مىرسد که اکثريت مردم جهان حکومت را پذيرفته وزمينه تحقق عدالت اجتماعى نيز مهيا خواهد شد. وى اظهار داشت : حکومت حضرت مهدى (عج ) يک حکومت منطقه اى نيست ، بلکه جهان گستر بوده و تمام جهان را پر از عدل و داد مىکند. وى تصريح کرد : تا زمانى که در انديشه بشريت معرفت کاملى نسبت به احکام الهى و توجه به جهان غيب پيدا نشود هر گز پارلمان واحد جهانى شکل نخواهد گرفت . آيت الله سبحانىدر بخش ديگرى از سخنان خود تصريح کرد : اگر در جهان امروز بحث جهانى شدن تجارت ، سياست و حکومت مطرح است طبق موازين و خواسته غرب است . اين استاد حوزه علميه قم با اشاره به نمونه هايى از پيامدهاى جهانى شدن غرب يادآورشد : امروز براى اينکه ترکيه را به واحدهاى اروپايى پيوند دهند حرمت نزديکى محارم در اين کشور از ميان برداشته شده است . وى ادامه داد : در برخى همايشها در مغرب زمين انديشمندان بحث جهانى شدن را مطرح مىکنند ولى به دليل نداشتن مبانى و زيربناهاى فقهى هرگز تصميم آنان به واقعيت تبديل نخواهد شد. ششمين گفتمان "مهدويت وعدالت مهدوى" روز چهارشنبه در سالن اجتماعات مدرسه دارالشفاء قم آغاز و امروز پنجشنبه به کار خود پايان داد. در اين همايش علاوبر سخنرانى اساتيد برجسته حوزه علميه قم مقالاتى در موضوع "عدالت مهدوى در مقايسه باعدالت نبوى"،"مقايسه عدالت مهدوى با آرمانخواهى مکاتب ديگر"،" تعريف عدالت از ديدگاه قرآن و سنت "،" آثار فردى و اجتماعى عدالت مهدوى"،" مبانى تصميم گيرى در شهر عدالت مهدوى و شهرجهانىسازى "توسط انديشمندان حوزه و دانشگاه ارايه شد.

 


 

 


يا صاحب الزمان ادركني

 

سخن گفتن درباره ي حضرت مهدي (عج) به نفس كشيدن مي ماند كه گر چه مكرر است اما براي ادامه ي حيات ضروري است.

واحد تحقيقات مسجد جمكران-قم.

 

هدايت و رهبري مردم از راه هاي گمراهي به راه سعادت هميشه در تاريخ انسانها بوده و با به وجود امدن انسانها خداوند پيامبراني را براي هدايت انها گسيل داشت تا حدي كه در اين راه 124000 پيامبر امدند كه اولين انها حضرت آدم(ع) و اخرين انها پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) بود.

اين ها تمام توان و تلاش و كوشش خود را براي هدايت و رهبري مردم صرف كردند ولي هيچيك د رزمان حيات خود به نتيجه ي نهايي و مطلوب

و حكومت دلخواه نرسيدند و نوعا قلمرو رهبري انها در نقطه ي محدودي بود و موفق به تشكيل حكومت جهاني نشدند.

اميد همه اين بود اين راه ادامه يابد و در همه ي مردم و همه ي جهان زمينه به وجود ايد و حكومت جهاني قائم (ع) برقرار گردد تا همه ي پيامبران و مستضعفان به ارزو و اميد خود كه يك حكومت درخشان پر از صفا و صميميت است نائل گردند.

 

پيامبر اكرم (ص):

 

اگر در دنيا يك روز هم بماند خداوند ان روز را طولاني مي كند تا حكومت قائم (ع) برقرار گردد.

و ان مهدي موعود(ع) است كه به اين امر مهم جامه ي عمل مي پوشاند و به اين تعبير رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران امام خميني (قدس سره)

: "من نميتوانم اسم رهبر روي ايشان بگذارم چون بزرگتر از اين است نميتوانم بگويم كه اول شخص است چون دومي در كار نيست ايشان را ما نميتوانيم با هيچ تعبيري تعبير كنيم الا همين كه "مهدي موعود " است ان كسي كه خدا او را ذخيره كرده است براي بشر.

قم-محمد محمدي اشتهاردي


انتظار!!

راستي معني انتظار چيست؟ اصلا به اين فكر كرده اي كه انتظار كشيدن يعني چه؟ حتما تا به حال انتظار چيزي يا كسي را كشيده اي. انتظار اين كه در صف نوبتت بشود يا معلم تو را براي درس پرسيدن صدا كند يا كسي چيزي برايت بياورد.

اينها هم انتظار كشيدن است، اما زود به سرانجام مي رسد. حداكثر يك هفته تا دو هفته بلندترين انتظارها و بيشترين صبرها هم به سر مي رسد و منتظر به آن چه كه انتظارش را مي كشيده، مي رسد.

اما اگر انتظار چيزي را بكشي كه معلوم نيست كي به سرانجام مي رسد، چه مي كني؟

اين جاست كه منتظر واقعي معلوم مي شود. معلوم مي شود كه چه كسي ظرفيت انتظار كشيدن را دارد و چه كسي زود حوصله اش سر مي رود و به دنبال چيزهاي ديگر مي رود.

حالا باز هم فكر كن. ببين چيزي هست كه ارزش انتظار كشيدن را داشته باشد و تو به عنوان يك انسان بتواني منتظر آمدن يا رسيدن آن باشي؟


حکمت غیبت
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

حکمت غیبت

  باید بدانیم غیبت حضرت ولی عصر(عج) طبق تقدیری است که از جانب خدای سبحان مقدر شده و حکمت هایی دارد، شاید یکی از علتها مساعد نبودن موقعیت زمانی باشد، همان طور که پیامبران برای ارشاد امت خود قیام کرده ولی به علت جهالت آنان با خطرهای جدی مواجه شدند و بالاجبار از امت خویش دوری گزیدند؛ مانند حضرت رسول اکرم(ص) که از ترس جان خود، مدتی را در شعب ابوطالب عموی بزرگوارشان گذراندند.

 

   حضرت ادریس(ع) نیز مدت بیست سال از ترس امت گمراه خود که دعوت او را رد کرده بودند غیبت کردند. حضرت موسی(ع) هم مدتی را دور از امت خویش سپری کردند به امید آن که فرصتی پیش آید تا ایشان بتوانند حق را احقاق کرده و باطل را ریشه کن نمایند.

 

   اصولا انبیا و اولیا هدفشان به اجرا گذاشتن قانون الهی بوده است، به همین دلیل برای حفظ جان خود سعی می کردند تا در زمان مناسب به اهداف خود دست پیدا کرده و سپس تسلیم سرنوشت شوند.

 

   خداوند متعال نیز حضرت مهدی(عج) را برای ریشه کردن هر نوع ظلم و ستم حاکم ذخیره کرده و آن حضرت را تا فرا رسیدن اجل حتمی از بلا محفوظ خواهند داشت و بر خلاف گذشته، ستمگران کوچک و بزرگ فرصتی نخواهند یافت تا خدشه ای به وجود نازنین آن یگانه حجت عالم وارد سازند.

 

   دلیل دیگری که می توان برای غیبت ایشان قایل شد، کثرت گناه و عدم اتحاد و انسجام در میان مسلمانان جهان است، و دیگر، عدم شناخت و نداشتن اطلاعات لازم در مورد آن سرور که سبب تاخیر در ظهور می شود، و علت دیگری که می توان در مورد غیبت در نظر گرفت، عدم شایستگی و توبه عده ای از افراد و طلب نکردن آن حضرت از جانب خدای منان است، در واقع هر حرکت سویی، سبب تاخیر در ظهور می شود و هر چه غیبت به تاخیر افتد مصیبت و گرفتاریهای مردم جهان هم بیشتر خواهد شد.

 

   علت دیگری برای غیبت حضرت مهدی(عج) آزمایش همگان است که خداوند برای دوست و دشمن قرار داده است و بدون شک غیبت آن حضرت تا پایان آزمایشات الهی و احقاق نتیجه باقی خواهد ماند.

 

   در غیبت، نعمانی از محمد بن خلاد روایت می کند که گفت: از حضرت موسی کاظم(ع) شنیدم که فرمود:

                            « احسب الناس ان یترکوا ان یقولو وهم لا یفتنون »

« آیا مردم گمان کردند که (خداوند) آنان را به حال خود می گذارد که بگویند ایمان آوردیم و امتحانی هم ندهند؟ »

 

   سپس (حضرت از من در مورد این آیه شریفه پرسید) مقصود چه امتحانی است؟ عرض کردم: قربانت گردم به نظر ما مقصود آزمایش در امر دین است. حضرت فرمود: « مانند طلا امتحان می شوند؛ همچون طلا خالص می گردند.»

 

   روایت است: خداوند مرگ و حیات را قرار داده تا مردم را امتحان کند و معلوم شود کدام یک از بندگان از حیث عمل بهتر هستند. باید توجه کرد که بر سر دوراهی ها و تردیدها، آن که مخالف هوای نفس و نزدیک به رضای الهی است انتخاب شود؛ زیرا امتحان سنت الهی است و همه در دنیا امتحان می شوند حتی بندگان خوب خدا.

 

   حضرت امیرالمومنین علی(ع) در این باره می فرمایند:

   « و حتی لا یبقی منکم الا کالکحل فی العین!. هیهات، هیهات، لا یکون فرجنا حتی یذهب الکدر و یبقی الصفو.»

   « تا از شما باقی نباشد جز به مقدار سرمه در چشم! هیهات، هیهات که فرج ما واقع نمی شود مگر بعد از آن که تیره ها از بین بروند و فقط صاف ها بمانند.»

 

امام جواد(ع) می فرمایند: « امام بعد از من، پسرم (امام هادی) است که امر او، امر من و گفته او، گفته من و اطاعت او، اطاعت من است و امام بعد از او پسرش حسن(امام حسن عسگری) است که امر او، امر پدرش، گفته او، گفته پدرش و اطاعت او، اطاعت پدرش می باشد (آنگاه امام جواد سکوت کردند) عرضه شد: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟ (امام جواد) به شدت گریست و فرمود: بعد از حسن، پسر او قائم و منتَظر است.

   گفته شد: چرا به او «قائم» گفته می شود؟ فرمود: زیرا او بعد از آنکه یادش از بین می رود، قیام می کند و پس از آن که بیشتر قایلان به امامتش از اعتقاد خود بازگردند او ظهور می کند.

 

   گفته شد: چرا به او «منتَظر» می گویند؟ فرمود: زیرا برای او غیبتی طولانی هست که مومنان مخلص، ظهور او را انتظار می کشند و صاحبان شک او را انکار می کنند و منکران نام و یاد او را مسخره می نمایند، (بدانید) هر کس وقت تعیین کند دروغ می گوید، هرکس شتاب کند هلاک می شود، هرکس تسلیم اراده خدا شود نجات می یابد.»

 

   در حدیث دیگر نقل شده است:

« در قائم ما شش نشانه از شش پیامبر است: نشانه ای از حضرت نوح، نشانه ای از حضرت ابراهیم، نشانه ای از حضرت موسی، نشانه ای از حضرت عیسی، نشانه ای از حضرت ایوب و نشانه ای از حضرت محمد(ص).

نشانه اش از حضرت نوح، طول عمر اوست.

نشانه اش از حضرت ابراهیم، تولد پنهان و گوشه گیری او از مردمان است.

نشانه اش از حضرت موسی، مخفی بودن ولادت و غیبت اوست.

نشانه اش از حضرت عیسی، اختلاف مردم در حق اوست.

نشانه اش از حضرت ایوب، فرج بعد از شدت و گشایش بعد از گرفتاری است.

نشانه اش از حضرت محمد(ص)، خروج او با شمشیر است.»

 

   حضرت قائم(عج) در نامه ای به سفیرش محمد بن عثمان این چنین می نویسد:

« اما در مورد علت غیبت، خدای تبارک و تعالی می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگز نپرسید از مسایلی که اگر فاش شود شما را اندوهگین سازد ... هر یک از پدران من، بیعتی از طاغوت های زمان به گردن داشتند ولی به هنگامی ظهور خواهم نمود که بیعت احدی از طاغوت ها به گردنم نباشد.

    اما کیفیت انتفاع مردم از وجود من ذر زمان غیبت همانند انتفاع آنان از خورشید است هنگامی که ابرهای تیره آن را بپوشاند، من امان برای اهل زمین هستم، همان طور که ستارگان امان برای اهل آسمان است،

   در مورد مسائلی که به شما سودی نخواهد داشت پرسش نکنید و در مورد آنچه برای شما بیان شده، خود را به زحمت نیندازید و در رابطه با تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که فرج شما نیز به آن بسته است و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند.

 

 اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

 


سرگذشت ولادت حضرت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

سرگذشت ولادت حضرت ولی عصر(عج)

 

    حضرت وليعصر عليه السلام روز نيمه شعبان 255 هجري قمري از پدرش امام حسن عسگري(ع) و از مادرش حضرت نرجس خاتون(ع) متولد شد و کيفيت تولد آن حضرت از زبان مبارک حضرت حکيمه خاتون، دختر امام محمد تقي(ع) و عمه امام حسن عسگري(ع) بدين شرح است:

 

   او مي گويد شب نيمه شعبان سال 255 هجري قمري حضرت امام حسن عسگري(ع) مرا خواست و فرمود امشب نيمه شعبان است. لطفا نزد ما باش، ضمناً خدايتعالي امشب مولودي را متولد مي کند که حجت او در روي زمين است.

 

   عرض کردم: مادرش کيست؟ فرمود: نرجس عليها سلام.

 

   گفتم: فدايت گردم! اثري از حاملگي در نرجس خاتون (ع) نيست.

 

   فرمود: همين است که مي گويم.

 

   سپس به خدمت حضرت نرجس خاتون رفتم، سلام کردم و نشستم. او خواست لباس مرا عوض کند و کفشهاي مرا بيرون آورد.

 

    فرمود: بانوي من شب بخير.

 

   گفتم: بانوي من  بانوي خاندان ما توئي.

 

   فرمود: نه، من کجا و اين مقام بزرگ.

 

   گفتم: دختر جان امشب خدايتعالي پسري به تو عنايت مي کند که سرور دو جهان خواهد بود.

 

    وقتي اين کلام را از من شنيد با کمال حجب و حيا سر را به زير انداخت و رفت گوشه اي از اطاق نشست. من نماز مغرب را خواندم و افطار کردم و خوابيدم. ولي منتظر مقدم ولي خدا بودم. خبري نشد، سحر براي اداء نماز شب بيدار شدم. ديدم باز هم حضرت نرجس(ع) خوابيده است. با خودم فکر مي کردم که چگونه امام هادي(ع) فرمود که امشب فرزندش متولد مي شود؟

 

   ناگهان صداي امام حسن عسگري(ع) بلند شد و فرمود عمه جان تعجب نکن که وقت تولد فرزندم نزديک است. من وقتي صداي آنحضرت را شنيدم مشول سوره الم سجده شدم و سپس سوره يس را خواندم که ناگهان ديدم حضرت نرجس(ع) از خواب پريده، مضطرب است. نزد او رفتم.

 

   گفتم: آيا چيزي احساس مي کني؟

 

   گفت: بلي.

 

    گفتم: دلت را محکم نگه دار. اين مولود همان مژده اي است که به تو دادم. پس از آن هر دو نفر خوابيديم. من خوابم برده بود. وقتي بيدار شدم، ديدم طفل متولد شده و صورت روي زمين گذاشته و خدا را سجده مي کند. آن ماه پاره را در آغوش گرفتم. ديدم پاک از جميع آلودگيهائيکه ساير کودکان دارند، مي باشد. بعد از آن حضرت امام حسن عسگري(ع) از آن اطاق صدا زد که عمه جان، فرزندم را نزد من بياور. من او را نزد امام حسن عسگري(ع) بردم. امام دست زير رانها و پشت بچه گرفتند و پاهاي او را به سينه چسباندند و زبان به دهان او گذاشتند و دست بر چشم و گوش و بندهاي او کشيدند و فرمود: پسرم با من حرف بزن. آن طفل زبان باز کرد و گفت:

  اشهد ان لا اله ال الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد رسول الله و سپس بر امير المومنين و ائمه اطهار(ع) صلوات فرستاد. وقتي به نام پدرش رسيد چشمهايش را باز کرد و سلام را داد.

 

    پس از آن حضرت عسگري(ع) به من فرمودند: عمه جان او را نزد مادرش ببر تا به او هم سلام کند و بعد او را نزد من بياور. من او را نزد مادرش بردم، چشم باز کرد و به مادرش هم سلام کرد و مادرش جواب سلام را داد و او را به من باز گرداند و من او را نزد پدرش بردم و تحويل دادم. حضرت عسگري(ع) فرمود:

 

    عمه روز هفتم ولادتش نيز بچه را به نزد من بياور. صبح روز 22 شعبان که به خدمت امام رسيدم، روپوش از روي او برداشتم، ولي بچه را نديدم. عرض کردم: فدايت گردم، بچه چه شد؟

 

    فرمود: عمه جان او را به کسي سپردم که مادر موسي فرزند خود را به او سپرد و به نقلي ديگر چون روز هفتم به حضور امام شرفياب شدم، فرمود: عمه فرزندم را بياور. او را در قنداقه پيچيده نزد حضرت بردم. امام مانند بار اول فرزند دلبندش را نوازش فرمود و زبان مبارک بر دهان او که گوئي شير و عسل به او مي خوراند سپس فرمود: فرزندم با من سخن بگو.

 

   گفت: اشهد ان لا اله الا الله آنگاه به پيغمبر خاتم(ص) و امير المومنين(ع) و يک يک ائمه و پدر بزرگوارش درود فرستاد و سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمکن لهم في الارض و ... سوره قصص آيه 4.

 

 

www.ALIgold.com

www.ALIgold.com

 

 

 

 

www.ALIgold.com

 

www.ALIgold.com


جهاني شدن و حكومت جهاني حضرت مهدي(عج)

 


 

 

 

 

مهدويت، الهام‌بخش جهاني‌شدن اسلام

 

 

جهاني‌شدن الهي، با بزرگ‌ترين رويداد تاريخ بشر و عظيم‌ترين و گسترده‌ترين انقلاب تاريخ، يعني انقلاب بزرگ جهاني حضرت مهدي(عج) روي خواهد داد. در دوران ظهور مهدي آل محمّد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاكم مي‌گردد و قطعاً حكومت جهاني اسلامي تشكيل خواهد شد. آري، گسترش اسلام در سراسر جهان، وهم و خيال نيست؛ يك حقيقت قطعي است كه در عصر ظهور حضرت مهدي(عج) در سطح عالي و به طور تمام و كمال، واقع مي‌شود. احاديث پيامبر و اهل بيت نبوي(ص) پيرامون مهدويت، فراوان است و در منابع معتبر شيعه و سنّي وجود دارد و در اين احاديث، جهاني بودن انقلاب حضرت مهدي(عج) و جهاني شدن دولت ايشان، پيش‌بيني شده است.

 

 

 

 

 

پيامبر اسلام (ص) فرمود:

 

 

شما را به مهدي، بشارت مي‌دهم. او در بين امت من برانگيخته مي‌شود... پس زمين را از قسط و عدل پر مي‌نمايد، همان طوري كه از ستم لبريز شده است و ساكن آسمان و زمين از او راضي مي‌شوند و مال ثروت را صحيح تقسيم مي‌كند.

 

 

 

 

 

مردي به پيامبر خدا(ص) عرض كرد، تقسيم صحيح چيست؟ فرمود:

 

 

رعايت مساوات بين مردم.

 

 

در اين حديث دو بار واژه «زمين» و يك‌بار «مردم» وجود دارد و اين هر دو جهاني بودن و جهاني‌شدن اقدامات حضرت مهدي(ع) را مي‌رساند. او زمين را پر از عدالت مي‌نمايد، زمينيان از او رضايت دارند. ثروت را بين مردم با رعايت مساوات توزيع مي‌كند، هرگز سخن از يك كشور يا يك ملت در گوشه‌اي از كره زمين نيست، بلكه تحول جهاني است و خشنودي مردم جهان را كه از بي‌عدالتي، ظهور ظلم، تبعيض، شكاف‌هاي طبقاتي و توزيع نادرست ثروت، خسته و بيزارند، به همراه دارد.

 

 

 

 

 

در حديثي ديگر از حكومت حضرت مهدي(عج) بر سراسر كرة زمين خبر داده و فرمود:

 

 

قيامت به پا نمي‌شود تا اينكه مردي از اهل‌بيت من مالك و حاكم زمين گردد و زمين را از عدل و داد پر نمايد، همان‌طور كه لبريز از بيداد شده است.1

 

 

 

 

 

حديث اخير را «ابوسعيد خدري» از پيامبر(ص) نقل كرده است؛ همين حديث به نقل از «عبدالله بن عمر» چنين است:

 

 

قيامت به پا نمي‌شود تا اينكه مردي از اهل‌بيت من مالك و حاكم گردد كه نام او نام من است و زمين را از عدل و قسط پر مي‌نمايد، همان‌طور كه از ستم لبريز شده است.2

 

 

 

 

 

«حذيفة بن يمان» از قول پيامبر(ص) رضايت اهل آسمان و زمين از خلافت جهاني حضرت مهدي(عج) را چنين گزارش كرده است:

 

 

مهدي از فرزندان من است، سيمايش مثل ماه شب چهارده است... زمين را از عدل و داد پر مي‌نمايد، همان طور كه از ستم لبريز شده است. اهل آسمان‌ها، اهل زمين و پرندگان در هوا از خلافات و حكومت جهاني او راضي و خشنود مي‌باشند.3

 

 

 

 

 

«ابوداود سجستاني» در كتاب السّنن از طرق مختلف، اين حديث نبوي را نقل مي‌كند:

 

 

اگر از دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را آن‌قدر طولاني خواهد كرد تا در آن مردي از اهل‌بيتم را برانگيزد. نام او نام من است؛ زمين را از قسط و عدل پر مي‌كند، پس از اينكه از ستم لبريز شده باشد.

 

 

 

 

 

امام حسن عسكري(ع) پدر گرامي حضرت مهدي(عج) نيز به خاطر ديدن فرزند خويش، خداوند را ستايش نموده و از عدالت‌گستري جهاني ايشان خبر داده و فرمود:

 

 

ستايش خداي را كه مرا از دنيا نبرد تا جانشين پس از مرا كه در آفرينش و اخلاق شبيه‌ترين مردم به رسول خدا است، به من نماياند. خداي تبارك و تعالي او را در غيبتش حفظ مي‌كند و سپس او را آشكار مي‌نمايد؛ پس زمين را از عدل و عداد پر مي‌كند، همان‌طور كه از ستم لبريز شده باشد.4

 

 

 

 

 

ايشان در صلوات بر ولي‌الله الأعظم، حضرت مهدي(عج) نيز چنين دعا كرده‌اند:

 

 

و با او، گردنكشان كفر، كافران، منافقان و همة بي‌دينان جهان را بشكن و نابود كن، در هر كجا كه باشند؛ از خاوران زمين و باخترانش، خشكي‌ها و درياهايش، و با او، زمين را از عدل و عداد لبريز فرما!5

 

 

 

 

 

در اين دعاي امام معصوم(ع) كه قطعاً مستجاب است، تحقق جهاني سازي‌ اسلامي با نابودي كفار، منافقان و همه بي‌دينان در شرق و غرب كره زمين بيان شده است.

 

 

 

 

 

«محمدبن مسلم» گفته است، خدمت امام باقر(ع) رسيدم و تصميم داشتم، دربارة قائم آل محمّد(ص) سؤال كنم؛ هنوز چيزي نپرسيده بودم كه امام سخن آغاز كرد و فرمود:

 

 

اي محمّد بن مسلم! در قائم آل محمّد ـ صلّي‌الله عليه و آله ـ پنج شباهت از پنج پيامبر موجود است... و اما شباهت او به جدش مصطفي ـ صلّي الله عليه و آله ـ خروج و قيام او با شمشير، كشتن دشمنان خدا، دشمنان پيامبر خدا، جباران و طاغوت‌هاست. او به وسيلة شمشير و ايجاد رعب در دل دشمنان ياري مي‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

در اين حديث شريف، بهره‌گيري از شمشير وقدرت نظامي براي سرنگوني حكومت طاغوتي جباران، نابودي دشمنان خدا و دشمنان پيامبر خدا در سراسر كره زمين به صراحت بيان شده است. بنابراين با انقلاب حضرت مهدي(عج) تمام طاغوت‌ها، جباران، دشمنان خدا و پيامبر او از بين خواهند رفت.

 

 

 

 

 

خداي متعال در شب معراج، ضمن بيان برخي فضائل اهل بيت و ائمه معصومين(ع) به پيامبر فرمود:

 

 

به وسيله قائم از شما، زمينم را آباد مي‌نمايم و از دشمنانم پاك مي‌كنم و به اوليائم ارث مي‌دهم و سخن كفار را پايين و سخنم را بلند قرار مي‌دهم و شهرهايم را زنده مي‌گردانم. 6

 

 

 

 

 

در اين حديث قدسي، وعده الهي مبني بر عمران سراسر كره زمين و نابودي همه دشمنان خدا و وراثت اولياي خدا بر زمين بيان شده است. بنابراين، در انقلاب جهاني مهدوي و حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) تحولات بنيادين در تمام زمين و جهان بشري روي مي‌دهد.

 

 

 

 

 

پيامبر(ص) فرمود:

 

 

دنيا به پايان نمي‌رسدتا اين‌ كه مردي از نسل حسين به سرپرستي امتم بر مي‌خيزد و دنيا را از عدل لبريز مي‌نمايد، همان طور كه پر از ستم شده باشد.7

 

 

 

 

 

در اين حديث شريف نبوي، وعدة عدالت جهان داده شده است. سخن از اجراي عدالت در يك كشور و منطقه نيست، بلكه در انقلاب جهاني حضرت مهدي(ع) بر سراسر جهان، عدالت برقرار خواهد شد و دنيا از عدل اسلامي لبريز مي‌گردد.

 

 

 

 

 

«ابوهريره» نقل كرده كه رسول‌الله(ص) فرمودند:

 

 

اگر از دنيا جز يك شب باقي نباشد، در دنيا مردي از اهل بيت من مالك خواهد شد.

 

 

 

 

 

اگر در اين حديث ضمير «فيها» به «دنيا» برگردد، به روشني، حاكميت جهاني حضرت مهدي(عج) را گزارش مي‌كند و اگر به «شب» باز گردد، به دليل اهميت اين انقلاب الهي، باز هم به قدرت و تسلط آن حضرت بر جهان مرتبط است.

 

 

«محمدبن يوسف بن محمّد شافعي» در كتاب كفايةالطالب في مناقب عليّ بن أبي طالب در «باب احاديث مهدويت» اين حديث را آورده كه پيامبر اسلام(ص) فرمود:

 

 

اگر از دنيا جز روزي باقي نماند، خداوند مردي از اهل بيتم را برانگيزد كه دنيا را از عدل لبريز كند، همان‌طور كه پر از بيداد شده است.8

 

 

 

 

 

امام علي(ع) نابودي تمام پادشاهان ستمگر و پاك نمودن كره زمين را از آنان در انقلاب جهاني قائم آل محمّد(ص) و امام منتظر(ع) پيش‌بيني نموده و فرموده‌اند:

 

 

قطعاً اميران ستمگر را از بين شما كنار مي‌گذارد و عزل مي‌كند و سراسر سرزمين را از هر آدم حيله‌گر پاك نموده و به عدل عمل مي‌نمايد.

 

 

 

 

 

با توجه به اينكه در اين حديث علوي، واژه «زمين» آمده و تمامي افعال نيز با نون تأكيد ثقليه همراه است، به طور قطع و يقين در انقلاب بزرگ حضرت مهدي(ع) تطهير و پاك‌سازي زمين از ستمگران، تحقق خواهد يافت و بركناري اميران جائر و تطهير جامعه از منحرفان به يك كشور و منطقه جغرافيايي اختصاص ندارد، بلكه سراسر و جهاني است.

 

 

هنگامي كه «مفضل» از امام صادق(ع) سخناني در ستايش چهارده معصوم(ع) شنيد، پرسيد: «چهارده معصوم چه كسي است؟» امام فرمود:

 

 

محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين و امامان از فرزندان حسين(ع) آخري آنان قائم است كه پس از غيبتش قيام مي‌نمايد و دجال را مي‌كشد و زمين را از هر ستم پاك مي‌گرداند.9

 

 

 

 

 

در اين حديث شريف، پاك‌سازي زمين از هر گونه بيداد و ستم، دستاورد مهم انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) شمرده شده است. در قيام حضرت مهدي(عج) تنها ظلم در يك شهر يا كشور و منطقه پايان نمي‌يابد، بلكه كرة زمين از هر گونه ظلمي پاك مي‌شود و عدل جهاني جاي‌گزين ظلم در زمين مي‌گردد.

 

 

 

 

 

امام صادق(ع) از اشراق نور الهي به سراسر زمين در عصر ظهور و حضرت مهدي(عج) ياد نموده و مي‌فرمايد:

 

 

هنگامي كه قائم ما قيام كند، زمين به نور پروردگارش روشن مي‌شود و به بندگان خدا از نور آفتاب بي‌نياز شوند.10

 

 

 

 

 

در حديث ديگري كه «ابوبصير» از قول امام صادق(ع) نقل مي‌كند، در زمين قدرت جهاني حضرت مهدي(عج) و گسترش حكومت جهاني ايشان چنين آمده است:

 

 

هنگامي كه كارها به صاحب‌الامر برسد، خداوند هر نقطه فرو رفته‌اي از زمين را براي او مرتفع و هر نقطه مرتفعي را پايان مي‌برد، آن چنان كه تمام دنيا نزد او به منزلة كف دستش خواهد بود! كدام‌يك از شما اگر در كف دستش مويي باشد، آن را نمي‌بيند؟! 11

 

 

 

 

 

امام باقر(ع) به «عبدالملك بن أعين» پيرامون ويژگي‌هاي ياران حضرت مهدي(عج) و حاكميت آنان بر كرة زمين فرمود:

 

 

در عصر ظهور به هر يك از مردان شما نيروي چهل مرد داده مي‌شود و دل‌هايتان، مثل پاره‌هاي آهن نيرومند و ثابت مي‌گردد، به گونه‌اي كه اگر با كوه‌ها برخورد كند، آنها را از جاي مي‌كند و شما به پا دارندگان امور مردم، كارگزاران، حكم‌رانان مردم در زمين و خزانه‌داران آنان خواهيد بود.

 

 

 

 

 

در اين حديث شريف، جهاني بودن حاكميت و اقتدار ياران حضرت مهدي(عج) و تسلط آنان بر سراسر كره زمين و تشكيل خزانه‌داري كل براي ثروت جهانيان و در دست گرفتن اقتصاد جهان براي توزيع عادلانه ثروت و برقراري عدل جهاني، يادآوري گرديده و تحقق آن گزارش شده است.

 

 

 

 

 

«ابوجارود» از امام باقر(ع) نقل كرده كه ايشان از قول پدر و جدّ خويش از قول امام علي(ع) چنين آورده‌اند:

 

 

مردي از نسل من در آخرالزمان قيام مي‌كند... هنگامي كه پرچم او به اهتزاز درآيد، مابين مشرق و مغرب برايش روشن گردد و دستش را بر سرهاي بندگان گزارد، پس مؤمني باقي نمي‌ماند، مگر اينكه دلش شديدتر و محكم‌تر از پاره‌هاي آهن گردد و خداوند به او نيروي چهل مرد عطا نمايد.

 

 

 

 

 

در اين حديث شريف علوي(ع) به اهتزاز درآمدن پرچم حضرت مهدي(عج) در شرق و غرب عالم و جهاني شدن انقلاب بزرگ مهدوي بيان شده است.

 

 

 

 

 

از امام باقر(ع) روايت شده كه شايسته است، سلام بر حضرت مهدي(ع) اين گونه باشد.

 

 

السّلام عليك يا بقيّة‌الله في أرضه.

 

 

 

 

 

«يونس بن عبدالرحمن» از امام موسي بن جعفر(ع) پرسيد: اي فرزند رسول خدا! آيا شما قائم به حق هستيد؟ امام(عج) فرمود:

 

 

من قائم به حق هستم ولكن قائمي كه زمين را از دشمنان خاك پاك مي‌نمايد و لبريز از عدل مي‌گرداند همان طوري كه از ستم پر شده است. امام پنجم از فرزندان من است.12

 

 

 

 

 

مطابق اين حديث، پاك‌سازي كرة زمين از دشمنان خدا و برقراري عدالت بر سراسر جهان از دستاوردهاي انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) خواهد بود.

 

 

 

 

 

امام سجاد(ع) ياران امام زمان(عج) را حكم‌رانان، فرمان‌روايان و بزرگان روي كرة زمين دانسته و فرموده‌اند:

 

 

هنگامي كه قائم ما قيام كند، خداي عزوجلّ از شيعه ما آفت را برطرف سازد و دل‌هايشان را همچون پاره‌آهن كند و نيروي هر يك از مردان آنان را به اندازه چهل مرد قرار دهد و آنان حكم‌رانان، فرمان‌روايان و بزرگان بر سراسر گيتي خواهند بود.13

 

 

 

 

 

مطابق اين حديث شريف، ياران ولي عصر(عج) حاكم، فرمان‌رواي يك كشور، يك قاره و يك منطقه از روي زمين نمي‌باشند بلكه بزرگ و حاكم بر سراسر جهان، خواهند شد.

 

 

«دعبل بن علي خزاعي» مي‌گويد: در حضور مولايم علي‌بن موسي‌الرضا(ع) قصيده خود را كه آغازش اين بيت است:

 

 

مدارس آيات حلّت من تلاوتها

 

 

و منزل وحي مقفر العرصات

 

 

 

 

 

خواندم تا رسيدم، به اين ابيات از قصيده‌ام:

 

 

خروج إمام لا محالة خارج

 

 

يقوم علي اسم الله و البركات

 

 

 

 

 

يميز فينا كلّ حقّ و باطل

 

 

و يجزي علي السّماء و النقمات

 

 

 

 

[قيام امام(ع) امري حتمي و غيرقابل انكار است، كه با تكيه بر اسم خدا و به بركت او انجام خواهد پذيرفت. آن حضرت(ع) در ميان ما متمايز كنندة بين حق و باطل؛ و جزا دهندة بر آسمان است.]

 

 

 

 

 

امام رضا(ع) به شدت گريست و سر خويش را بلند نموده، به من فرمود:

 

 

اي خزاعي! در اين دو بيت روح‌القدس بر زبانت سخن گفت: آيا مي‌داني اين امام كيست. در چه زماني قيام مي‌كند؟

 

 

گفتم: نه اي مولاي من! مگر اينكه خبر خروج و قيام امامي از شما را شنيده‌ام كه زمين را از فساد پاك مي‌گرداند و پر از عدل مي‌كند، همان طوري كه از بيداد لبريز شده باشد، امام(ع) فرمود:

 

 

 

 

 

حجت قائم كه در غيبتش انتظار او برده شود و در ظهورش مطاع مي‌باشد، اگر از دنيا جز يك روز باقي نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولاني گرداند، تا او قيام نمايد و زمين را از عدل پر كند، همان طور كه از بيداد لبريز شده است.

 

 

 

 

 

مطابق اين حديث رضوي(ع) «فسادزدايي جهاني» و «عدالت گستري جهاني» در انقلاب مهدوي، نزد شيعيان و اصحاب ائمه(ع) معروف و قطعي بوده است، به گونه‌اي كه دعبل خزاعي در پاسخ به پرسش امام رضا(ع) از آن ياد كرده و آن حضرت نيز بر آن تصريح و تأكيد نموده‌اند.

 

 

 

 

 

«عبدالعظيم حسني»، نيز مي‌گويد: به محضر سرورم امام جواد(ع) رسيدم و عرض كردم: من اميدوارم كه شما قائم از اهل بيت محمّد باشيد كه زمين را از قسط و عدل لبريز مي‌نمايد، همان طور كه از بيداد و ستم پر شده باشد. امام جواد(ع) فرمود:

 

 

اي ابا القاسم! هيچ يك از ما امامان نيست، مگر قائم به امر خدا و راهنماي به سوي دين خداست ولي من آن قائمي كه خداوند به وسيلة او زمين را از اهل كفر و دروغ‌گويي و انكار حق پاك مي‌گرداند، و از عدل و قسط لبريز مي‌نمايد، نيستم... او كسي است كه زمين برايش رام و هر سختي برايش هموار مي‌گردد، و از يارانش به تعداد اهل بدر 313 تن از اقصي نقاط زمين نزد او جمع مي‌شوند. هنگامي پيمان برايش كامل گردد كه ده هزار تن هستند، به اذن خدا قيام مي‌كند و پيوسته دشمنان خدا را مي‌كشد تا اينكه خداي تبارك و تعالي را راضي و خشنود گرداند.

 

 

 

 

 

 

 

 

عيسي(ع) در انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج)

 

 

نزول عيسي بن مريم(ع) در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) و همكاري با ايشان در انقلاب جهاني مهدوي، در متن احاديث نبوي(ع) به صراحت و به طور روشن و واضح، به صورت شفاف و مستقيم، براي همگان بيان شده است.

 

 

در قرآن مجيد نيز اين حقيقت بيان شده است البته در پرتو تفسير قرآن با حديث است كه آشكار مي‌شود و پيام قرآن در ارتباط با اين موضوع، با كمك رهنمودهاي امامان معصوم(ع) قابل درك مي‌گردد.

 

 

 

 

 

قرآن كريم، دربارة سرنوشت حضرت عيسي‌ بن مريم چنين مي‌گويد:

 

 

و گفتارشان (اين چنين بود): ما عيسي بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم! در حالي كه نه او را كشتند و نه به دار آويختند، لكن امر بر آنها مشتبه شد و كساني كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و آنان علمي ندارند مگر اينكه از گمان پيروي مي‌كنند، و قطعاً او را نكشتند! بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد. و خداوند، توانا و حكيم است و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر اينكه پيش از مرگش به او (مسيح) ايمان مي‌آورد و روز قيامت بر آنها گواه خواهد بود.14

 

 

 

 

 

در اين سه آيه، چند نكته مهم دربارة سرنوشت حضرت عيسي(ع) بيان شده است:

 

 

الف) عيسي(ع) كشته نشده و نمرده و به دار آويخته نشده است؛

 

 

ب) به آسمان، در نزد خدا، بالا رفته و زنده است؛

 

 

ج) اهل كتاب پيش از مرگ مسيح(ع) به او ايمان مي‌آورند.

 

 

 

 

 

مطابق آيات مذكور از يك سو، حضرت عيسي(ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده مي‌باشد. آيات مذكور از يك سو، حضرت عيسي(ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده مي‌باشد و از سوي ديگر، پيش از مرگ او تمام اهل كتاب به او ايمان مي‌آورند و منظور از اهل كتاب بيشتر، يهوديان و بني‌اسرائيل است كه در آيات قبل، جنايات و مفاسد آنان شمارش شده و در همين آيات نيز به ادعاي آنان مبني بر قتل حضرت عيسي(ع) تصريح گرديده و روشن است كه چنين چيزي هنوز اتفاق نيفتاده است؛ پس قطعاً در آينده، اين وعدة قرآني تحقق خواهد يافت.

 

 

 

 

 

در هر حال منظور آية اخير اين است كه تمام اهل كتاب به حضرت مسيح(ع) پيش از مرگ او ايمان مي‌آورند، يهوديان او را به نبوت مي‌پذيرند و مسيحيان نيز دست از الوهيت او مي‌كشند و اين در زماني است كه حضرت مسيح(ع) طبق روايات اسلامي، در موقع انقلاب حضرت مهدي(ع) از آسمان فرود مي‌آيد و پيش از رحلت ايشان همة اهل كتاب به او ايمان آورده‌اند و حضرت عيسي(ع) در انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) نيز ايمان مي‌آورند. روشن است، يهوديان، به حكم اينكه آيين آنها پيش از آيين مسيحيت بوده، بايد به حضرت مسيح(ع) ايمان آورند و مجموعه يهوديان و مسيحيان نيز به حكم اينكه آئين‌نشان مربوط به گذشته بوده كه با آمدن اسلام، تاريخ آنها سپري شده، وظيفه دارند، در زمان انقلاب جهاني مهدوي به آئين حق و نهايي مكتب اسلام ايمان بياورند، همان‌طور كه حضرت عيسي(ع) نيز به حكم اينكه آيينش مربوط به گذشته بوده، وظيفه دارد، به آيين اسلام كه رهبر و مجري آن حضرت مهدي(عج) است، ايمان آورد. از عوامل و دلايل سرعت گسترش اسلام در انقل