بسمعه تعالي ، سلام دوست عزیز ، خوش آمديد . .
* توصيه براي زندگي بهتر: 1- بيائيد گناه نكنيم زيرا هرچه كم گناهتر = زندگي بالذت تر و بدون درد سر تر = پس پيش به سوي موفقيت و خدا با گناه نكردن 2- در باطن بهتر از ظاهرت باش 3- خوش خلق باش 4- آنچه فايده ندارد ترك كن و انجام نده 5- و بدان از دنيا آن براي تو ميماند كه به كار آخرتت آيد پس فريب مال دنيا را نخور و دنبال پول كثيف و مال حرام نرو و به همه خوبي كن 6- تا ميتواني كار كن تا محتاج هيچ كس نشوي
طلاي علي با افتخار تقديم شما دوست عزيز مينمايد:
ALIgold.com Live all of the time ... ... ALI gold.com present
همه چيز درباره تاريخ و نحوه زندگي خواهر امام رضا ع
شامل چندين مقاله و قسمت مختلف در اينباره
تذكر و توصيه : مطالب تست شده نميباشند و طلاي علي فقط بخاطر اطلاع رساني مطالب را در اختيار شما ميگذارد و مسئوليت مطالب به عهده خود سايتهاي ارائه كننده ميباشد + بعلت پايين بودن سرعت خطوط دايل آپ تلفن و اينترنت در ايران و بالا بودن حجم صفحات سايت طلاي علي لطفا بيشتر صبر نماييد + ميتوانيد پس از ديدن كامل صفحات درخواستي اتان از طلاي علي ارتباط با اينترنت را قطع كرده و با صبر و انديشه و حوصله صفحات را مطالعه فرماييد ، براي راحتر پيدا كردن مطلب درخواستي خود در صفحات بلند از قسمت EDIT جستجوگر اينترنت خودتان گزينه Find را انتخاب نماييد و كلمه كليدي درخواستي خود را پيدا كنيد + برای تغییر اندازه متن به اندازه دلخواه خود کلید کنترل CTRL صفحه کلید را نگه داشته و همزمان دگمه + یا - را فشار دهید ، انشا الله همه با هم بهشتي شويم . ( طلای علی با تهيه کنندگان اين صفحه همکاری نمی کند و مسووليتی نيز درباره مندرجات آن به عهده نمی گيرد. )براي ديدن اين صفحه كه شامل چندين صفحه ميباشد بايد چندين دقيقه صبر نماييد - اگر از موتور جستجو وارد این قسمت شده اید و موضوع این صفحه مورد علاقه شما نمی باشد وارد صفحه اصلی طلای علی شده و موضوع را بیابید www.ALIgold.com
برای پیدا کردن مطلب مورد علاقه خود از جستجو استفاده فرمائید *
سلام دوست عزیز این صفحه شامل بیش از 50 قسمت مختلف است برای پیدا کردن قسمت دلخواه به قسمتهای پائین تر همین صفحه سر بزنید.
حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها




|
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و
هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و
انَّ قم الكوفة الصغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم
تقبض فيها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل
بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .
|
|
حدیثها و مطالب و فرمایشات دیگر امامان و معصومین درباره حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

معجزات و فضیلتهای حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

از آنجا كه فاطمه معصومه علیهاالسلام از خاندانی است كه در زیارت جامعه خطاب به ایشان آمده است: "عادتكم الاحسان و سجیتكم الكرم"(1) كرامات و عنایات آستان مقدسش بسیار فراوان و شامل حال خاص و عام بوده است: از بزرگانی همچون ملاصدرا و آیت الله بروجردی گرفته تا آن مسلمان عاشقی كه از دور افتادهترین كشور اسلامی به عشق زیارت و به امید عنایت به حریم قدس او راه یافته، همگی را مورد لطف و عنایت كریمانه خود قرار داده است؛ ولی با كمال تاسف این كرامات تاكنون ثبت و ضبط نشده است، ما هم نمونههایی برگزیده از كرامات آن حضرت را در اینجا میآوریم؛ به امید آن كه مجموع كرامات آن حضرت در كتاب مستقل گردآوری شود.
ایشان درباره خودشان فرمودند: دستم باد میكرد و پوست آن ترك برمیداشت به طوری كه نمیتوانستم وضو بگیرم و ناچار بودم برای نماز تیمم كنم و معالجات هم بی اثر بود تا این كه به حضرت معصومه علیهاالسلام متوسل شدم و به من الهام شد كه دستكش به دست كنم، همین كار را كردم، دستم خوب شد.
ایشان فرمودند: آقا حسن احتشام (فرزند مرحوم سید جعفر احتشام كه هر دو از منبریهای قم بودند) از شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی (كه مرد با اخلاصی بود) نقل میكرد كه من شبی در خواب دیدم به حرم، مشرف شدم خواستم وارد شوم گفتند حرم قرق است برای این كه حضرت فاطمه زهرا و حضرت معصومه علیهماالسلام در سر ضریح خلوت كردهاند و كسی را راه نمیدهند. من گفتم: مادرم سیده است و من محرم هستم، به من اجازه دادند، رفتم دیدم كه بله این دو بزرگوار نشستهاند و در بالای ضریح با هم صحبت میكنند از جمله صحبتها این بود كه حضرت معصومه به حضرت زهرا سلام الله علیهما عرض كرد: حاج سید جعفر احتشام برای من مدحی گفته است و ظاهرا آن مدح را برای حضرت میخواند.
آیة الله مرعشی در آن زمان فرمودند: شصت سال است كه هر روز من اول زائـــر حضرتم.
شیخ ابراهیم این خواب را در جلسه دورهای اهل منبر كه حاج سید جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل میكند؛ حاج احتشام میگوید: از آن شعرها چیزی یادت هست؟
گفت: بله در آخر آن شعر داشت (دخت موسی بن جعفر) تا این را گفت، حاج احتشام شروع كرد به گریه كردن و گفت: بله توی اشعار من این كلمه است.
«حاج سید جعفر احتشام منبری با حالی بود و موقع روضه خواندن خودش هم گریه میكرد و اهل بكاء بود و بسیار گریه میكرد.»

آقا حسن احتشام فرزند ایشان میگوید به ایشان گفتیم شما در آخر شعرتان یك تخلصی داشته باشید مانند سایر شعرا، قبول نكرد تا با اصرار این شعر را گفت:
ای فاطمه بجان عزیز برادرت بر احتشام نما قصر اخضری
ایشان گفت: قصر اخضر را لطف كردند. گفتم چطور؟ گفت: همـــانجــا كــه آقای مرعشی(ره) سجاده میانداختند، آنجا را گچ كاری كردند و سنگ مرمر سبز رنگ، و قبر حاج احتشام در همان قسمت از مسجد بالاسر است (این بود قصر اخضری كه به ایشان عطا شد).
آقای حاج شیخ حسن علی تهرانی(ره) (جد مادری آقای مروارید) كه از علماء بزرگ و شاگردان فاضل میرزای شیرازی محسوب میشوند و حدود 50 سال در نجف به تحصیل علوم اشتغال داشتند، ایشان برادری داشت به نام حاج حسین علی شال فروش كه از تجار بازار بوده در تمام مدتی كه حاج شیخ مشغول تحصیل بودند ایشان ماهی 50 تومان به او شهریه میداد تا این كه برادر تاجر فوت میكند و جنازه او را به قم حمل میكنند و در آنجا دفن مینمایند.
حاج شیخ علی (كه در اواخر عمر در مشهد ساكن بودند) تلگرافی از فوت برادر مطلع میشود، به حرم مشرف شده و به حضرت رضا عرض میكنند: من خدمت برادرم را یكبار هم نتوانستم جبران نمایم جز همین كه بیایم اینجا و از شما خواهش كنم كه به خواهرتان حضرت معصومه سلام الله علیها سفارش ایشان را بفرمایید: تا به برادرم كمك كاری باشد.
همان شب یكی از تجار كه از قضیه اطلاع نداشت خواب میبیند كه به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شده و آنجا میگویند: كه حضرت رضا علیه السلام هم به قم تشریف آوردند: یكی جهت زیارت خواهرشان، و یكی جهت سفارش برادر حاج شیخ حسنعلی به حضرت معصومه علیهاالسلام.
او معنای خواب را نمیفهمد و آن را با حاج شیخ حسنعلی در میان میگذارد و ایشان میفرمایند: همان شب كه شما خواب دیدی من (در رابطه با برادرم) به حضرت رضا متوسل شدم و این خواب شما درست است.
مرحوم آقا سید محمدتقی خوانساری پس از شنیدن این خواب فرمود: از این خواب استفاده میشود كه قم در حریم حضرت معصومه علیهاالسلام است؛ باید حضرت امام رضا علیه السلام به قم تشریف فرما شوند و سفارش برادر حاج شیخ حسنعلی را به حضرت بفرمایند و الّا خود حضرت امام رضا علیه السلام مستقیما در كار مداخله نمیكند چون این در محدوده حضرت معصومه است و مداخله در این محیط نمیشود.
آقای شیخ عبدالله موسیانی (ایشان از شاگردان آیة الله مرعشی(ره) بودند)نقل فرمودند به این كه حضرت آیة الله مرعشی نجفی به طلاب میفرمود: علت آمدن من به قم این بود كه پدرم سیدمحمود مرعشی نجفی (كه از زهاد و عباد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت امیر علیه السلام بیتوته نمود كه آن حضرت را ببنید، شبی در (حال مكاشفه) حضرت را دیده بود كه به ایشان میفرماید: سید محمود چه میخواهی؟ عرض میكند: میخواهم بدانم قبر فاطمه زهراء علیهاالسلام كجاست؟ تا آن را زیارت كنم.
حضرت فرموده بود: من كه نمیتوانم «بر خلاف وصیت آن حضرت»، قبر او را آشکار كنم. عرض كرد: پس من هنگام زیارت چه كنم؟ حضرت فرمود: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه علیهاالسلام را به فاطمه علیهاالسلام عنایت فرموده است، هر كس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام را درك كند به زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام برود.
آیة الله مرعشی میفرمودند: پدرم مرا سفارش میكرد كه من قادر به زیارت ایشان نیستم اما تو به زیارت آن حضرت برو، لذا من به خاطر همین سفارش، برای زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام و ثامن الائمه علیهالسلام آمدم و به اصرار موسس حوزه علمیه قم، حضرت آیة الله حائری در قم ماندگار شدم.
آیة الله مرعشی در آن زمان فرمودند: شصت سال است كه هر روز من اول زائـــر حضرتم.
آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل كردند از حضرت آیة الله مرعشی نجفی: كه شب زمستانی بود كه من دچار بی خوابی شدم؛ خواستم حرم بروم، دیدم بی موقع است، آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم كه اگر خوابم برد خواب نمانم، در عالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد «كه قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمیكنم» به من فرمود: سید شهاب! بلند شو و به حرم برو؛ عدهای از زوار من پشت در حرم از سرما هلاك میشوند، آنها را نجات بده.
ایشان میفرماید: من به طرف حرم راه افتادم، دیدم پشت در شمالی حرم (طرف میدان آستانه)عدهای زوار اهل پاكستان یا هندوستان(با آن لباسهای مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود میلرزند، در را زدم، حاج آقا حبیب (كه جزء خدام حضرت بود) با اصرار من در را باز كرد، من از مقابل و آنها هم پشت سر من وارد حرم شدند و آنها در كنار ضریح آن حضرت مشغول زیارت و عرض ادب بودند؛ من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجد وضو ساختم.

آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل میكند: كه ما عازم مشهد مقدس بودیم در حالی كه در آنجا به جهت جمعیت زیاد زوار، منزل به سختی پیدا میشد. من با اطلاع از این جهت به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شدم و خیلی خودمانی گفتم: بیبی جان ما عازم زیارت برادر شماییم، خودتان عنایتی بفرمایید. ما عازم مشهد شدیم، دیدیم منزل بسیار كمیاب است نزدیك حرم از تاكسی پیاده شدیم، ناگهان دیدم جوانی از داخل كوچه به طرف من آمد و به من گفت: منزل میخواهید؟ گفتم: بله، گفت دنبال من بیا با او رفتم مرا داخل خانهاش برد، اطاف بزرگ و خوبی را به ما داد، ما وقتی در آنجا مشغول جابجایی وسایل بودیم، خانم ایشان ما را برای ناهار دعوت كرد، بعد از تشرف به حرم و زیارت و نماز، ناهار را با آنها خوردیم.
صبح روز بعد، خانم از ما سوال كرد: شما چند روز در اینجا هستید؟ گفتم ده روز. گفت ما به تهران میرویم، این كلید خانه، هر وقت كه خواستید بروید، كلید را بدهید به همسایه ما آقای رضوی (یا رضوانی).
گفتم كرایه منزل چه میشود؟ گفت ما صحبت آن را كردهایم.
ما خیال كردیم مقصود ایشان صحبت درباره كرایه است با آقایی كه بنا شد كلید را به او بدهیم. چند روزی گذشت كسی آمد در خانه و گفت: من رضوی (یا رضوانی) هستم، شما هر وقت كه خواستید به قم بروید، كلید را پشت آینه داخل اطاق بگذارید و در منزل را ببندید و بروید.
گفتیم: كرایه چه میشود؟ گفت درباره كرایه با من صحبتی نكردند. ده روز ما تمام شد، خواستیم برگردیم، دیدیم بلیط ماشین را باید چند روز پیش تهیه میكردیم و الان تهیه بلیط امكان ندارد، خیلی ناراحت بودیم كه من از صاحب ماشینی(كه در نزدیك منزل ما، ماشین خودش را پارك میكرد و در مسیر "تهران- مشهد" مسافر جا به جا میكرد) خواستم ما را هم با خودش تا تهران ببرد. او گفت: من فردا حركت نمیكنم ولی فردا شما را به قم میفرستم؛ فردا ما را تا گاراژ ماشین برد و رفت به مسوول دفتر گفت: اینها از ما هستند و می خواهند به قم بروند، او هم موافقت كرد و در بهترین جای ماشین به ما تعداد صندلی مورد نیازمان را داد و ناباورانه "حضرت معصومه" وسیله برگشتمان را هم مانند "منزل در مشهد" فراهم كرد. (2)
حضرت آیت الله مكارم شیرازی (دام ظله) میفرماید: بعد از فروپاشی شوروی سابق و آزاد شدن جمهوریهای مسلماننشین (و از آن جمله جمهوری نخجوان) مردم شیعه نخجوان تقاضا كردند، كه عدهای از جوانان خود را به حوزه علیمه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند. مقدمات كار فراهم شد و استقبال عجیبی از این امر به عمل آمد. از بین (سیصد نفر داوطلب) پنجاه نفری كه معدل بالایی داشتند و جامعترین آنها بودند برای اعزام به حوزه علمیه قم انتخاب شدند. در این میان جوانی - كه با داشتن معدل بالا، به سبب اشكالی كه در یكی از چشمانش وجود داشت انتخاب نشده بود - با اصرار فراوان پدر ایشان، مسوول مربوطه ناچار از قبول ایشان شد، ولی هنگام فیلمبرداری از مراسم بدرقه از این كاروان علمی، مسوول فیلمبرداری دوربین را روی چشم معیوب این جوان متمركز كرده و تصویر برجستهای از آن را به نمایش گذاشت. جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شكسته میشود.
وقتی كاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساكن شدند این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت میشود، و در همان حال خوابش میبرد. در خـــــواب عوالمی را مشاهده كرده و بعد از بیداری میبیند چشمش سالم و بی عیب است.
او بعد از شفا یافتن به مدرسه برمیگردد، دوستان او با مشاهده این كرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعی به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شده و ساعتها مشغول دعا و توسل میشوند. وقتی این خبر به نخجوان میرسد آنها مصرانه خواهان این میشوند كه این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آنجا برگردد كه باعث بیداری و هدایت دیگران و استحكام عقیده مسلمین گردد.(3)
پینوشتها :
1- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 102، ص 132.
2- كرامات نقل شده از شفای طلبه جوان نخجوانی آقای شیخ عبدالله موسیانی توسط واحد سمعی، بصری حرم ضبط صوتی، تصویری شده است.
3- ضبط صوتی، تصویری این كرامت، به نقل حضرت آیت الله مكارم (دام ظله) در واحد فرهنگی آستانه موجود است.
گذری مختصر و اجمالی از زندگی کریم اهل بیت س حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان «معصومه»، «ستى»، و «فاطمه كبرى» است. پدرش حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا علیه السلام است.
از ولادت تا هجرت
آن حضرت اول ذى القعده سال 173هـ.ق در مدینه منوره به دنیا آمدند. و در سن 28 سالگى در روز دهم(1) یا دوازدهم(2) ربیع الثانى سال 201هـ.ق در شهر قم از دنیا رفتند.
در سال 200هـ.ق و یك سال پس از سفر تبعیدگونه حضرت رضا علیه السلام به شهر «مرو» حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام همراه عدهاى از برادران خود براى دیدار برادر و تجدید عهد با امام زمان خویش راهى دیار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسیدند، ولى از آنجا كه در آن زمان مردم ساوه از مخالفین اهلبیت علیهم السلام بودند با ماموران حكومتى همراهى نموده و با همراهان حضرت وارد نبرد و جنگ شدند كه عدهاى از همراهان حضرت در این حادثه غمانگیز به شهادت رسیدند.(3) حضرت در حالى كه از غم و حزن بسیار بیمار بود با احساس ناامنى در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببرید,، زیرا از پدرم شنیدم كه فرمود: شهر قم مركز شیعیان ما مىباشد(4)؛ سپس حضرت به طرف قم حركت نمود.
بزرگان قم وقتى از این خبر مسرتبخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالى كه «موسى بن الخزرج» بزرگ خاندان «اشعرى»، زمام شتر آن مكرمه را به دوش مىكشید؛ ایشان در میان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر مقدس شد و در منزل شخصى «موسى بن الخزرج» اجلال نزول فرمود.(5) آن بزرگوار هفده روز در شهر ولایت و امامت به سر برد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود و واپسین روزهاى عمر پربركت خویش را با خضوع و خشوع در برابر ذات پاك الهى به پایان رساند.
غروب مهتاب در شهر ستارگان
سرانجام آن همه شوق و شور و شعف «از اجلال نزول كوكب ولایت و توفیق زیارت بانویى از تبار فاطمه اطهر»، با افول نجمه آسمان عصمت و طهارت، مبدل به دنیایى از حزن و اندوه شد، و این غروب غم انگیز عاشقان امامت و ولایت را در سوگ و عزا نشاند.
در رابطه با علت بیماری نابهنگام حضرت و مرگ زودرس آن بزرگوار گفته شده است(6) كه زنى در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود كه این مطلب با توجه به درگیرى دشمنان اهلبیت با همراهان حضرت و شهادت عدهاى از آنها «در ساوه» و جو نامساعد آن شهر و حركت نابهنگام آن بزرگوار در حال بیماری به سوى شهر قم، مطلبى قابل قبول مىتواند باشد.
آرى آن حضرت كه مىرفت زینبوار با سفر پر بركتش سند گویایى بر حقانیت امامت رهبران راستین و افشاگر چهره نفاق و تزویر مامونى باشد، و همانند قهرمان كربلا پیامآور خون سرخ برادرى باشد كه این بار مزورانه به قتلگاه (بنىعباس) برده مىشد، ناگاه تقدیر الهى بر این شد كه مرقد آن بزرگ حامى خط ولایت و امامت براى همیشه تاریخ، فریادگر مبارزه با ظلم و بىعدالتى ستم پیشگان دوران و الهام بخش پیروان راستین تشیع علوى در طول قرون و اعصار باشد.

بعد از وفات شفیعه روز جزا، آن حضرت را غسل داده و كفن نمودند سپس به سوى قبرستان «بابلان» تشیع كردند ولى به هنگام دفن آن بزرگوار «به خاطر نبودن محرم»، «آل سع» دچار مشكل شدند و سرانجام تصمیم گرفتند كه پیرمردى به نام « قادر» این كار را انجام دهد.
ولى قادر و حتى بزرگان و صلحاء شیعه قم هم، لایق نبودند عهدهدار این امر مهم شوند؛ چرا كه معصومه اهلبیت را باید امام معصوم به خاك سپارد.
مردم منتظر آمدن «آن پیرمرد صالح» بودند، كه ناگهان دو سواره را دیدند كه از سمت ریگزار به سوى آنان مىآیند وقتى نزدیك جنازه رسیدند، پیاده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاك ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله را در داخل سردابى «كه از قبل آماده شده بود» دفن كردند و بدون این كه با كسى تكلمى نمایند، سوار شده و رفتند، و كسى هم آنها را نشناخت.(7) به قول یكى از بزرگان هیچ بعید نیست كه این دو بزرگوار، امامان معصومى باشند كه براى این امر مهم به قم آمدند.
پس از به پایان رسیدن مراسم دفن، موسى بن الخزرج سایبانى از حصیر و بوریا بر قبر شریف آن بزرگوار برافراشت و این سایبان برقرار بود تا زمانى كه حضرت زینب سلام الله علیها، دختر امام جواد علیه السلام وارد قم شدند و قبهاى آجرى بر آن مرقد مطهر بنا كردند.(8)
و بدین سان تربت پاك آن بانوى بزرگ اسلام قبلهگاه قلوب ارداتمندان به اهلبیت علیهمالسلام و دارالشفاى دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد.
* امام جعفر صادق علیه السلام میفرماید:
سلام بر مردم قم، خداوند شهرهای آنان را با باران سیراب میكند، و بركتها را بر آنان نازل میكند، و بدیهای آنان را به خوبی تبدیل میكند، آنها اهل ركوع و سجود و قیام و قعود هستند، آنان فقیه و دانشمند هستند، آنان اهل درك حقایق و روایات و عبادت نیكو هستند.(9)
* امام جعفر صادق علیه السلام میفرماید:
بهشت دارای هشت در است و یكی از آنها برای مردم قم است، و آنان در میان مردم سایر شهرها بهترین شیعیان ما هستند، خداوند ولایت ما را در طینت آنان قرار داد.(10)
امام جعفر صادق علیه السلام میفرماید:
برای قم فرشتهای است كه بالهایش را بر آن گسترده است، هیچ ستمگری قصد بد به قم نمیكند مگر این كه خداوند او را ذوب میكند همانند ذوب شدن نمك در آب.(11)
* عفان بصری میگوید: امام جعفر صادق علیه السلام به من فرمودند:
میدانی چرا قم نامیده شد؟ گفتم: خدا و پیامبرش و شما آگاهترید. فرمود: قم نامیده شد چون اهل آن با قائم آل محمد صلی الله علیه و آله همراه میشوند و با او قیام میكنند و او را یاری میكنند و استوار خواهند بود.(12)
رواق دختر موسى بن جعفر است اینجا حریم فاطمه بنت پیمبر است اینجا
در بهشت برین گر طلب كنى به خدا ببوس با ادب آن را كه آن در است اینجا
زمین قم به مثل چون صدف بود آرى وجود حضرت معصومه گوهر است اینجا
پینوشتها:
1- وسیله المعصومیه، ص 65، به نقل از نزهة الابرار.
2- مستدرك سفینة البحار، ج 8، ص 258.
3- زندگى حضرت معصومه، نوشته آقاى منصورى، ص 14. به نقل از ریاض الانساب، تالیف ملك الكتاب شیرازى.
4- دریاى سخن، تالیف سقازاده تبریزى، ص 12 به نقل از ودیعه آل محمد، نوشته آقاى انصارى.
5- تاریخ قدیم قم، ص 213.
6- وسیلة المعصومیه، نوشته میرزا ابوطالب بیوك، ص 68، الحیاة السیاسیه للامام الرضا علیه السلام، نوشته جعفر مرتضى العاملى، ص 428.
7- تاریخ قدیم قم، ص 214.
8- سفینة البحار، ج 2، ص 376.
9- بحار الانوار، ج 60، ص 217.
10- بحار الانوار، ج 60، ص 216.
11- بحار الانوار، ج 60، ص 217.
12- بحار الانوار، ج 60، ص 216.
حدیثهایی دیگر از حضرت معصومه سلام الله علیها
حدثنى فَاطِمَةُ وَ زَيْنَبُ وَ أمَّ
كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول
ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِيتُمْ
قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ سَلَّم يَوْمَ غَد ِ ير ِخُمٍّ،
مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ
سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»
فاطمه معصومه (س) اين روايت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى كند كه سلسله سندش در
نهايت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.
فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اكرم (ص) فرمود: « آيا فرمايش رسول خدا(ص) را در
روز غدير خم فراموش كرده ايد كه فرمود: هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست، و
(آيافراموش كرده ايد) ديگر فرمايش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند هارون
براى موسى هستى؟!»(1)
عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ مذوسَى بْن ر جَعْفَر (ع)... عَنْ
فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ،
قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَيْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا
مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِيداً.
فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روايتى نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت
فاطمه زهرا(س)مى رسد كه آن حضرت مى فرمايد: حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: «آگاه باشيد!
هركس با محبّت آل محمّد بميرد شهيد از دنيا رفته است.»
مرحوم علامه مجلسى از شيخ صدوق روايتى بس ارزشمند درباره ارزش زيارت فاطمه معصومه
(س) نقل مى كند:
قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ
بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ.
راوى گويد از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسيدم. آن حضرت فرمود:« هركس
قبرش را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى شود .
روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال: ان للّه حرماً
و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه
السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب
ثلاثه منها الى قم تقبض فيها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و
تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .
خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و
حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب
آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر
موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند .
عن سعد عن الرضا(ع) قال: يا سعد من زارها فله الجنة ثواب الأعمال و عيون اخبار
الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر
(ع) فقال: من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند
پاداش او بهشت است .
كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال: من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است
.
امام صادق (ع): من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج 48 صفحه 307) (اين تعبير
بخشى از روايت مذكور در همين ورق شماره 7 است )
امام صادق (ع) كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و
متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.
امام صادق (ع): «الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج 60 صفحه 216
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم
است
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روايتى فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» «هركس
معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده،
گوياى جايگاه والاى ايشان است.
امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد: هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را
در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد.
لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر
اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده
است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :
مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه
سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره
(س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از
به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت
باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ايشان فرمودند: «عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.» يعنى به دامان
كريمه اهل بيت چنگ بزن .
1-ناسخ التواريخ، ج 3، ص 68، به نقل از كريمه اهل بيت، ص 32 2-زبدة التصانيف، ج 6،
ص 159، به نقل از كريمه اهل بيت، ص 3 .
ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد:
«قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا
بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.»
سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند;
از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است.
اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند
همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى
هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه
(س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به
قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد. (2)
1-عوالم العلوم، ج 21، ص 353 به نقل از اسنى المطالب ص 49 تا ص 51. اين روايت مدارك ديگرى هم دارد كه در شرح مفصّل به آن پرداخته ايم . 2-كريمه اهل بيت، ص43، با تلخيص و تصرّف
سوگنامه و نوحه سرایی درباره حضرت معصومه س

این خبر از مجلسى(1) نقل است در اخبار قم
ثبت گشته در كتب از او همه اسرار قم
گفت در سال دوصد از هجرت خیرالانام
كرد مامون دعوت از موسى الرضا هشتم امام
پس روان شد از مدینه سوى خاك پاك طوس
آن ولى حق، امام هشتمین، شمس الشموس
از فراقش شد چنان معصومه زار و دل فكار
كز كف خود داد آرام و توان، صبر و قرار
آن مهین بانو پس از یك سال دورى و محن
بهر دیدار برادر، چشم پوشید از وطن
از مدینه شد روان با شوق بیرون از بیان
تا به شهر ساوه بیمارى گرفت از او عنان
گشت چون از این سفر موسى بن خزرج با خبر
شد به استقبال آن بانوى دین با كرّ و فرّ
گوى سبقت را ربود از جمع در نیك اخترى
موسى آن فرخنده بخت آل سعد اشعرى
پس مهار ناقه آن مفخر كون و مكان
خود گرفت و شد به پاى شوق سوى قم روان
ریختند از شوق دل بر گرد آن بانوى دین
دوستان و شیعیانش از یسار و از یمین
چون كه در قم كرد منزل كاروان اشتیاق
شد بلند از بستر بیماریش بانگ فراق
كرد بانو جان خود تسلیم بر جان آفرین
آفرین بر همت بانوى عالم، آفرین
بود موسى را به قم باغى و ملكى دلگشا
چون بساط سبزه و مانند گلشن جانفزا
گفت سردابى در آنجا بهر بانو بر كنند
تا به دنیا و به عقبى از نهالش بر كنند
بهر دفن حضرتش دیدند بى گرد و غبار
دو سوار با نقاب از دور گشتند آشكار
آن دو بعد از خدمت و تعظیم و اكرام و نماز
دفن كردند آن بدن را با دو صد سوز و گداز
خود نمىدانم ملك بودند یا از اولیاء
یا تقى بودش به همراه على موسى الرضا
از محن موسى بن خزرج سایبانى ساختى
بر سر قبرش به فریاد و فغان پرداختى
بعد از آن بر پاى كرد این بارگه بنت الجواد
تا كه گردد قبلگاه مردم نیكو نهاد
دختر یك اختر مولا جواد آن میر دین
گشت مدفون در كنار عمه خود دل غمین(2)
پینوشتها:
1ـ علامه محمدباقر مجلسى (متوفاى 1111 ه" .ق) مجلسى از علما، فقها، محدثان و نویسندگان بزرگ و بسیار پر كار بود. تنها یكى از كتابهاى او به نام "بحارالانوار" بیش از صد مجلد را در برمىگیرد.
2 ـ حاج سید على میرهاى. به نقل از كریمه اهلبیت(ع)، صص 368 و 370.
کتابخانه حضرت فاطمه معصومه س
آستانه مباركه بي بي هيبت عليها السلام خواهر حضرت معصومه عليها السلام در جمهوري آذربايجان
پس از پيدايش كمونيسم و قطع ارتباط اين سامان باديگر ممالك اسلامي، رفت و آمدها قطع شد و حرم مطهّر آن حضرت به دستور «استالين» در سپتامبر 1936م. با ديناميت منفجر شد و روي قبرمطهّر اسفالت گرديد.
تعدادي از دختران والاگهر حضرت موسي بن جعفر عليه السلام «فاطمه» نام داشتند.
محدّثان، مورخان، سيره نويسان، تذكره نويسان و نسب شناسان، به هنگام شمارش دختران حضرت موسي بن جعفر عليه السلام از چند دختر به نام فاطمه نام برده اند.(1)
سبط ابن جوزي، يكي از بزرگان علماي اهل سنّت ـ در قرن هفتم ـ به هنگام شمارش فرزندان امام كاظم عليه السلام ، از چهار دختر به شرح زير ياد كرده است:
1- فاطمه كبري
2- فاطمه صغري
3- فاطمه وُسطي
4- فاطمه اُخري(2)
«فاطمه كبري» مشهور به «حضرت معصومه عليها السلام » در «قم» مدفون است و حرم باشكوهي دارد كه همه روزه هزاران نفر از شيفتگان خاندان عصمت و طهارت، از داخل و خارج كشور، براي عتبه بوسي آستان بلند جايگاهش به اين شهر مقدس روي مي آورند.
«فاطمه صغري عليها السلام » مشهور به «بي بي هيبت» در مدخل شهر «باكو» پايتخت آذربايجان شوروي مدفون است.
«فاطمه وسطي» مشهور به «ستّي فاطمه» در «اصفهان» مدفون است و حرم قديمي با شكوهي دارد.
«فاطمه اخري» مشهور به «خواهر امام» در «رشت» مدفون است و حرم باصفائي دارد.
آستانه مباركه «بي بي هيبت» در طول قرون و اعصار مورد توجه خاص شيعيان شيفته و دلسوخته بود، كه از اقطار و اكناف جهان براي آستان بوسي حرم مطهّرش رخت سفر مي بستند و رنج سفر برخود هموار مي كردند و به سوي مرقد شريفش مي شتافتند و پيشاني ادب برآستان ملك پاسبانش مي سائيدند.
پس از پيدايش كمونيسم و قطع ارتباط اين سامان باديگر ممالك اسلامي، رفت و آمدها قطع شد و حرم مطهّر آن حضرت به دستور «استالين» در سپتامبر 1936م.(3) با ديناميت منفجر شد و روي قبرمطهّر اسفالت گرديد.
مردم مسلمان و علاقمند به خاندان عصمت و طهارت، در مقابل دژخيمان خون آشام كمونيسم، قدرت ابراز هيچ عكس العملي نداشتند، جز اينكه هرگز از روي قبر مطهر جگر گوشه حضرت موسي بن جعفر عليه السلام عبور نكردند و همواره از حاشيه خيابان عبور كردند.
نظام مستبدّ و خون آشام كمونيستي براي مجبور ساختن مردم به عبور از روي قبور مطهّره، از دو طرف محل حرم بي بي، ستونهايي نصب كردند و بر فراز قبر مطهر طاق نصرت زدند، تا ديگر گزيري از عبور بر فراز قبور نباشد ولي مردم آگاه در صفهاي بسيار طولاني با حوصله و تحمل بي نظيري توقّف مي كردند، تا از گذرگاه باريكي كه در دو طرف طاق نصرت براي عبور پياده ها منظور شده بود عبور كنند.
شاهدان عيني مي گويند: در مواقعي كه ترافيك سنگين بود، اتوموبيلها در صفهاي چند كيلومتري مي ايستادند و هرگز از روي قبر مطهر عبور نمي كردند.
پس از فروپاشي نظام كمونيستي، شيعيان شيفته و پاكباخته، با تلاش فراوان به تجديد بناي حرم مطهر آن حضرت اقدام نمودند و فاز اول آن، روز هفدهم ربيع الاول 1419 ه .(4) سالروز ولادت با سعادت حضرت ختمي مرتبت و ميلاد مسعود پيشواي ششم شيعيان، طي مراسم باشكوهي رسماً افتتاح گرديد.
و اينك مصمّم هستند كه تعداد 114 منزل مسكوني موجود در اطراف حرم مطهر را خريداري كرده، مسجد باشكوهي در كنار حرم مطهر آن حضرت به سبك مسجد اعظم قم تأسيس نمايند.
در حرم مطهر بي بي هيبت صورت چهار قبر هست كه روي هريك از آنها تخته سنگ بزرگي است كه به 88 سال پيش مربوط مي شود.
روي سنگ قبر مطهر بي بي هيبت مطالبي نوشته شده كه در اثر فرسودگي به طور كامل خوانده نمي شود، به خصوص كه به هنگام منفجر كردن از وسط دو نيم شده و بيش از نيم قرن در زير خاك مانده است.
پس از تلاش فراوان به كمك فيلمهاي مختلفي كه از زوايه هاي مختلف گرفته شده، برخي از كلمات آن را خوانديم و برخي ديگر را نتوانستيم بخوانيم و لذا كلمات خوانا را در اينجا مي آوريم و به جاي كلمات ناخوانا سه نقطه قرار مي دهيم:
«... هذا المرقد المنوّر و المضجع المطهّر لسيّدتنا و مولاتنا، بضعة الرّسول و سلالة البتول، عصمة ... الدّين ... الصّديقة المسمّاة بحكيمة بنت الامام موسي بن جعفر صلوات اللّه عليها و عليهما و القبور الثلاثة الّتي... قبور اولادهاالكرام عليهم الرّحمة و الرّضوان، انّ اللّه علي كلّ شي ء قدير. شيّد هذه القبور الشّريفه عمدة الأخيار الحاج علي اصغر بادكويه، احسن اللّه له الجزاء و اكمل اللّه اجره، في سنة 1332 الهجرة النبوية».
به طوري كه در خطوط سنگ قبر شريف منعكس است، حضرت «بي بي هيبت» در ميان اهالي آن سامان، ملقّب به «حكيمه» و مشهور به «بي بي هيبت» مي باشد ولي به طوري كه در منابع فراوان تصريح شده، نام گرامي آن حضرت «فاطمه صغري» مي باشد، كه در آن منطقه به «حكيمه» ملقّب شده و به «بي بي هيبت» شهرت يافته است.
در اينجا به تعدادي از منابعي كه در آنها تصريح شده كه نام نامي بي بي هيبت «فاطمه صغري» مي باشد، اشاره مي كنيم:
1- تحفة العالم، از علامه سيد جعفر آل بحرالعلوم.(5)
2- مرآت البلدان، از محمد حسن خان اعتماد السّلطنه.(6)
3- از آستارا تا استراباد، از دكتر منوچهر ستوده.(7)
4- لغتنامه دهخدا، از شادروان علي اكبر دهخدا.(8)
5- حياة الامام موسي بن جعفر عليه السلام از علاّمه باقر شريف قرشي.(9)
باتوجه به منابع فوق و ديگر منابعي كه در آنها تصريح شده كه حرم شريف موجود در «باكو» مربوط به «فاطمه صغري» دختر موسي بن جعفر عليه السلام مي باشد، ترديدي نمي ماند در اينكه نام شريف بي بي هيبت «فاطمه صغري» مي باشد ولي در آنجا به «حكيمه» ملقّب شده و به «بي بي هيبت» اشتهار يافته است، چنانكه خواهرش «فاطمه كبري» به «حضرت معصومه» عليها السلام مشهور شده، ديگر خواهرانش: «فاطمه وسطي» به «ستّي فاطمه» و «فاطمه اخري» به «خواهر امام» شهرت يافته اند.
اما در مورد اشتهار آن حضرت به «بي بي هيبت» مشهور در ميان اهالي آن سامان اين است كه به هنگام عزيمت آن بزرگوار به منطقه باكو، مرد صالح و سعادتمندي كه افتخار هدايت قايق حامل آن حضرت را از رشت تا باكو، خداوند منان به او ارزاني فرمود «هيبت» نام داشت.
اين مرد سعادتمند همواره به اين توفيق ربّاني كه شامل حالش شده بود، مباهات مي كرد و هنگامي كه مي خواست از آن حضرت ياد كند مي گفت: «بي بيِ من».
براين اساس از همان اوان نام آن بانوي بزرگ «بي بي هيبت» شهرت يافت و با گذشت زمان به صورت مخفّف «بي بي هيبت» (باحذف كسره) تعبير گرديد. و اينك همگان آن امامزاده واجب التعظيم را به عنوان «بي بي هيبت» مي شناسند و در همه اسناد و منابع به همين عنوان ياد شده است.
از بررسي اسناد و منابع استفاده مي شود كه اين بانوي بزرگ در يك فرسخي شهر باكو در روستاي معروف به «شيخ كَندي» رحل اقامت افكنده و همه عمر مبارك خود را با عبادت حق تعالي سپري كرده است.
خانه اي كه اين بانوي بزرگ در آن سكونت داشت، تاكنون محافظت شده و محل محراب عبادتش تا به امروز به عنوان مكاني مقدس زيارتگاه خاصّ و عام مي باشد. چنانكه محراب عبادت خواهرش حضرت معصومه عليها السلام نيز در قم محافظت شده و به عنوان «بيت النّور» در تاريخ ثبت شده و خانه مسكوني حضرتش تبديل به مدرسه شده و «ستّيه» شهرت يافته است.
اهالي با ايمان و شيعيان با اخلاص روستاي شيخ، پس از ارتحال جگرگوشه حضرت موسي بن جعفر عليه السلام با اندوه فراوان پيكر پاكش را در محل حرم فعلي اش به خاك سپردند و بر فراز قبر شريفش سايبان ساختند. و سه تن از منسوبين خاندان عصمت و طهارت را در كنار مرقد مطهّرش دفن كردند و اين وديعه گرانبهاي اهلبيت پيامبر صلي الله عليه و آله را ارج نهادند و در همه ايّام زيارتي به عتبه بوسي آستان بلند جايگاهش تشرّف يافتند و در هر مشكلي به محضر مقدسش پناه بردند و حاجت روا باز گشتند.
با گذشت قرون و اعصار، معجزات و كرامتهاي فراواني از قبر شريف دخت باب الحوائج مشاهده گرديد و آوازه اش در همه جا طنين انداخت. و دلهاي شيفتگان اهلبيت عليهم السلام از اقطار و اكناف به آن سوي جذب شد.
با مشاهده روز افزون اين كرامات، نذورات فراوان بر قبر شريفش نثار گرديد و با اين نذورات و تبرّعات گنبد و بارگاه مجلّل تر و باشكوهتري برفراز قبرشريفش ساخته شدو به صورت يكي از شاهكارهاي معماري شرق درآمد.
در اين حرم با صفا زيباترين معماري شيروان ـ آبشرون به كار رفت، مناره هاي زيبا، گنبد با عظمت، سالن هاي بزرگ، دو مسجد و تعدادي بنا، مقبره و سردابه در اطراف آن ساخته شد.
اين حرم باصفا به صورت ميراث گرانبهائي در آمد كه در آن هنراسلامي از لحاظ سنگ تراشي، خطاطي و نقاشي، به صورت گنجينه ارزشمندي از كتابخانه، تابلو، سنگ نوشته و دست نويس در معرض تماشاي زائران و جهانگردان به نمايش گذاشته شد.
ولي افسوس كه همه اين گنجينه ها در حمله ددمنشانه كمونيستها از بين رفت و اين آثار گرانبها كه نشانه تعالي و ترقي و پيشرفت فرهنگ و مدنيّت بود، در آتش بيداد سوخت و اين حرم باصفا كه گذشته از آثار معنوي، در حيات سياسي و اقتصادي منطقه سهم به سزائي داشت، با خاك يكسان گرديد.
مقبره هاي فراواني در اطراف حرم بي بي هيبت بود كه متعلّق به روحانيان، مدرسان، متولّيان و خدمتگزاران حرم بود، كه همه آنها نيز با ديناميت منفجر و با خاك يكسان شد.
احادیث حضرت معصومه
حدثنى فَاطِمَةُ وَ زَيْنَبُ وَ أمَّ
كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول
ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِيتُمْ
قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ سَلَّم يَوْمَ غَد ِ ير ِخُمٍّ،
مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْه ِوَ
سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»
فاطمه معصومه (س) اين روايت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى كند كه سلسله سندش در
نهايت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.
فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اكرم (ص) فرمود: « آيا فرمايش رسول خدا(ص) را در
روز غدير خم فراموش كرده ايد كه فرمود: هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست، و
(آيافراموش كرده ايد) ديگر فرمايش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند هارون
براى موسى هستى؟!»(1)
عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ مذوسَى بْن ر جَعْفَر (ع)... عَنْ
فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ،
قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَيْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا
مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِيداً.
فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روايتى نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت
فاطمه زهرا(س)مى رسد كه آن حضرت مى فرمايد: حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: «آگاه باشيد!
هركس با محبّت آل محمّد بميرد شهيد از دنيا رفته است.»
مرحوم علامه مجلسى از شيخ صدوق روايتى بس ارزشمند درباره ارزش زيارت فاطمه معصومه
(س) نقل مى كند:
قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ
بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ.
راوى گويد از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسيدم. آن حضرت فرمود:« هركس
قبرش را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى شود .
روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال: ان للّه حرماً
و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه
السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب
ثلاثه منها الى قم تقبض فيها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و
تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم .
خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و
حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب
آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر
موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند .
عن سعد عن الرضا(ع) قال: يا سعد من زارها فله الجنة ثواب الأعمال و عيون اخبار
الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر
(ع) فقال: من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند
پاداش او بهشت است .
كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال: من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است
.
امام صادق (ع): من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج 48 صفحه 307) (اين تعبير
بخشى از روايت مذكور در همين ورق شماره 7 است )
امام صادق (ع) كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و
متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.
امام صادق (ع): «الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج 60 صفحه 216
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم
است
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روايتى فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» «هركس
معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده،
گوياى جايگاه والاى ايشان است.
امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد: هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را
در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد.
لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر
اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده
است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :
مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه
سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره
(س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از
به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت
باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ايشان فرمودند: «عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.» يعنى به دامان
كريمه اهل بيت چنگ بزن .
1-ناسخ التواريخ، ج 3، ص 68، به نقل از كريمه اهل بيت، ص 32 2-زبدة التصانيف، ج 6،
ص 159، به نقل از كريمه اهل بيت، ص 3 .
ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد:
«قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا
بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.»
سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند;
از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است.
اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند
همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى
هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه
(س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به
قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد. (2)
1-عوالم العلوم، ج 21، ص 353 به نقل از اسنى المطالب ص 49 تا ص 51. اين روايت مدارك ديگرى هم دارد كه در شرح مفصّل به آن پرداخته ايم . 2-كريمه اهل بيت، ص43، با تلخيص و تصرّف
محل اقامت حضرت معصومه س
سراي «موسي بن خزرج» كه حضرت معصومه عليها السلام چند صباحي در آنجا به سر برد، به مدرسه معروف «ستّيه»است. اين سرا در محله «ميدان مير» وسط شهر قم در يكي از محله هاي قديمي بود و عبادتگاه آن حضرت به نام «بيت النّور» در وسط آن، قرار داشت.(1)
موسي بن خزرج پس از رحلت آن بانوي گرانقدر، محراب ايشان را به همان حال باقي گذارد، و ديگر نقاط خانه خويش را نيز به احترام ايشان، مسجد كرد.(2)
اصل محراب فاطمه معصومه عليها السلام كه در نزد عوام به «تنور» مشهور است تاكنون پابرجاست و مردم از قديم الايام تاكنون براي تيمّن و تبرّك و خواندن زيارت و دعا بدان جا مي روند.
محراب مزبور كه غرفه كوچكي بيش نبوده، تجديد بنا شده و به صورتي زيبا در آمده است.(3) و در كنار آن، مدرسه اي براي طلاب علوم ديني ساخته شده كه به «مدرسه ستّيه» معروف است.(4) نيز در ضلع غربي و و جنوبي آن، مسجدي بنا گرديده است.
سراي موسي بن خزرج در آن روزگار به هنگام ورود حضرت معصومه عليها السلام در منتهي اليه جنوب غربي شهر قم قرار داشت. زيرا بر اساس آثاري كه موجود است، شهر قم در آن عصر در شمال شرقي شهر فعلي قرار داشت و به تدريج به سمت غرب و جنوب كشيده شد.(5) البته در حال حاضر محل نامبرده در اواسط قسمت قديمي شهر به سمت جنوب است.
ناحيه اي كه آستانه مقدّسه با مدارس و مساجد تابع آن در آنجا قرار دارد، پيش از رحلت حضرت معصومه عليها السلام ، احتمالاً باغ آباد و مصفّايي از املاك موسي بن خزرج بود. چون در آن دوران، متداول و معمول بود كه رؤسا و بزرگان عرب علاوه بر خانه هاي مجللي كه داخل شهر داشتند، هريك به تناسب موقعيت و مقام خويش در باغهاي اختصاصي خود در سواحل رودخانه، كاخ و قصري مشرف بر آب براي تفريح در ايام بهار و تابستان بنا مي نمودند. با توجه به وضعيت محل مذكور و موقعيت متناسب «بابلان» ـ همان محلي كه امروزه پيكر مقدس حضرت معصومه عليها السلام قرار دارد. ـ و شخصيت موسي بن خزرج، حدس زده مي شود كه كاخ ييلاقي موسي در همان ناحيه قرار داشت. و به طوري كه از قراين بر مي آيد، باغ و كاخ مزبور را موسي فوق العاده دوست مي داشت. و به همين جهت آن را نثار مقدم حضرت معصومه نمود و محل دفنش را در آنجا نهاد.(6) ظاهراً موسي بن خزرج با مشاهده وضع مزاجي نامناسب و وخامت حال حضرت معصومه عليها السلام ايشان را با باغ ييلاقي خويش دعوت نمود تا از آن رهگذر از ازدحام مردم در امان بماند.(7)
بر اساس سخن مشهور: پس از اينكه فاطمه معصومه عليها السلام به شهر ساوه رسيد،(8) بيمار شد. و چون در خود توان رفتن به خراسان را نديد، و يقين پيدا كرد كه ديگر هرگز برادرش امام رضا عليه السلام را نخواهد ديد، تصميم گرفت به قم ـ كه از پيش مي دانست در آنجا به لقاي حق خواهد شتافت. ـ برود.
يكي از نويسندگان درباره علت رفتن حضرت معصومه عليها السلام به شهرقم گويد:
«اين مجلّله در اوائل سال 201 هجري به مقصد «مرو» از مدينه طيّبه بيرون آمده، بين راه در ساوه ـ كه شهري معظّم و مردمش «شافعي مذهب» و بسيار هم متعصّب بودند. ـ به شدت مريضه و ناتوان گشته، بواسطه فقدان اصحاب وفاق و وجدان ارباب نفاق و به علت نبودن طبيب معالج و نداشتن پرستار دلسوز و مكان مناسبي براي آسايش خود، مجبور مي شود كه از راه مقصد، اندكي منحرف گشته، خود را به شهر قم كه از بلاد مستحدثه شيعيان و مراكز موالي و دوست داران آن خاندان، مي دانست ـ با آنكه در مسير او نبود.ـ برساند. و از قرائن، مستفاد مي شود كه فاطمه عليها السلام قبل از حركت خود از ساوه به طرف قم، رؤساي قم را از مقدم خويش به ساوه، خبردار كرده بود... معلوم مي شود موقعي كه بي بي بيمار مي شود، به جهاتي كه نگارش يافت، خود را از حركت به طرف قم ناچار مي ديده، از طرفي هم نمي خواسته است كه بدون سابقه دعوت بدان شهر كه از مسير او دور است، وارد شود. بنابراين، از ورود خود به ساوه «آل سعد» را آگهي مي دهد تا آنان به طلب وي از قم بيرون آيند.»(9)
برخي درباره سبب روي آوردن حضرت معصومه عليها السلام به قم، گويند: بي ترديد مي توان گفت كه آن بانوي بزرگ، روحي مُلهِم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي كه بعدها براي اين سرزمين پيش مي آيد - محوريتي كه آرامگاه ايشان مركز آن خواهد بود.ـ بدين ديار، روي آورد... اين جريان به خوبي روشن مي كند كه آن بانوي الهي به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجّه داشته است و خود را با شتاب بدين سرزمين رسانده و محوريت و مركزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي كرده است.(10)
سوگمندانه حضرت معصومه عليها السلام هفده روز بيشتر پس از ورود به قم، زنده نماند و سپس دعوت حقّ را لبيّك گفت و به سوي بهشت برين پرواز كرد. اين حادثه به سال 201 هجري رخ داد.
سلام بر اين «بانو» از سپيده خلقت تا قيام قيامت.
1- فيض: گنجينه آثار قم، ج 1، ص 383.
2- فيض: جدي فروزان، ص 95.
3- باقي ماندن اين محراب مقدس از سال 201 هجري تاكنون كه سال 1416 هجري است، نشان دهنده كمال معرفت و اخلاص حضرت فاطمه معصومه(س) به حضرت حق در آن دوران كوتاه (16 يا 17 روز) است. (بنگريد به انوار المشعشعين، ص 209) شگفتي بيشتر از اين است كه آن مخدّره و بانوي بهشتي در آن 16 يا 17 روز به شدت ناخوش بود و با آنكه واپسين لحظات عمر شريفش را مي گذراند، اما دست از مناجات و راز و نياز با خداوند، برنداشت.
4- انوار المشّعشعين، ص 209 و 208.
5- فقيهي: تاريخ مذهبي قم، ص 86.
6- جدي فروزان، ص 90 و 89.
7- گنجينه آثار قم، ج 1، ص 384.
8- حسن بن محمد قمي: تاريخ قم، ص 213.
9- جدي فروزان، ص 91 و 91.
10- حكيمي: حضرت معصومه و شهرقم، ص 41 و 41.
بر حضرت معصومه در قم چه گذشت؟
تنها هفده روز در قم دوام يافت و پس از اين مدت كوتاه به لقاء اللّه شتافت. مؤلف تاريخ قم از وفات و تشييع پيكر نوراني دختر موسي بن جعفر عليهالسلام چنين ياد كرده است:
«... ستي فاطمه ... هفده روز در حيات بود چون او را وفات رسيد بعد از تغسيل و تكفين و نماز موسي بن خزرج در زميني كه او را بابلان بود آنجا امروز روضه مقدسه اوست، دفن كرد و بر سر تربت از بوريا سايه ساخته بودند تا آنگاه كه زينب دختر محمّد بن علي الرضا عليهمالسلام اين قبه بر سر تربت او بنا نهاد».1
با توجه به نقل برخي از مورخان و قرائني كه در طول مسير از ساوه تا قم مشهود است، همانگونه كه مردان كاروان را به شهادت رساندهاند، حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام و بانوان همراهش توسط عوامل بنيعباس مسموم شدند. در طي مسافت هر يك از بانوان با تأثير سم، به شهادت رسيده و در شهرها و روستاهاي مسير حركت به خاك سپرده شدند.
اشعريان در زمان ورود كاروان مدينه، از بزرگان قم و برجستهترين شخصيتهاي سياسي فرهنگي شهر به شمار ميآمدند. لذا به همين جهت موسي بن خزرج به استقبال كاروان حضرت شتافت و آنها را در منزل خود جاي داد و پس از شهادت حضرت معصومه عليهاالسلام محل خاك سپاري حضرت را عهدهدار شد. او نخستين كسي بود كه توليت مزار شريف كريمه اهل بيت را بر عهده گرفت. پس از گذشت چند سال حضرت زينب دختر امام جواد عليهالسلام قبهاي از آجر بر فراز آرامگاهش بنا كرد. در طول عصر امامت، وكلاي امامان شيعه به اين مهم ميپرداختند. «حسين بن اشكيب سمرقندي» متوفاي بعد از 260 هجري قمري، از دانشمندان نامور ايران و از اصحاب امام هادي عليهالسلام (2) و امام حسن عسكري عليهالسلام (3) از جمله افرادي است كه در اواسط قرن سوم هجري توليت آستانه مقدسه قم را بر عهده داشت. نجاشي در كتاب خود از سمرقندي اينگونه ياد كرده است:
«حسين بن اشكيب، از علماي اماميه و از مردم خراسان، دانشمندي موثق و مقدم بوده است. كشّي او را در شمار اصحاب امام حسن عسكري عليهالسلام آورده و عياشي از وي بسيار روايت نموده و به حديثش اعتماد كرده است. او در نقل حديث مورد وثوق كامل و شخصي منضبط بوده است.»
كشّي نيز از او ياد كرده است: «او قمي و خادم قبر بود ... استاد ما (شيخ مفيد) از ابوالقاسم جعفر بن محمد ـ قولويه ـ از ـ محمد بن وارث ـ سمرقندي نقل ميكرد كه كتاب «رد بر كسي كه گمان كرده پيغمبر پيش از بعثت بر دين قوم خود بوده است» و كتاب «ردّ بر زيديه» و «كتاب نوادر» از تأليفات حسين به اشكيب است ...»(4)
احتمال دارد وكيل وقت امام حسن عسكري عليهالسلام ، «احمد بن اسحاق اشعري» در زمان حيات امام يازدهم توليت آستانه مقدسه قم را عهدهدار بوده باشد.(5)
نويسنده تاريخ قم تنها به سال وفات (201 ه··. ق) حضرت معصومه عليهاالسلام اشاره كرده است.(6) برخي ديگر از متأخرين، دهم ربيعالثاني را روز ارتحال آن حضرت ذكر كردهاند.(7)
امام رضا عليهالسلام طبق دستور مأمون از راه بصره، اهواز و فارس به خراسان برده شد تا بتواند با تأييد ولايتعهدي امام، حكومت خود را مستحكم كند. اما مأمون از اينكه امام رضا عليهالسلام از شهرهاي شيعه نشين عبور داده شود، ميهراسيد. زيرا احتمال ميداد مردم به امام پيوسته بر عليه او دست به شورش بزنند. به همين دليل اين سخن امام رضا عليهالسلام در سفر اول خود به خراسان، از مسير كوفه نيامده،(8) صحيح به نظر ميرسد نميتواند سخن قاطعي در مورد نيامدن امام به قم و عبور ايشان از راه كوفه باشد؛ زيرا، در منابع روايي ما آمده است كه امام رضا عليهالسلام در قادسيه، منزلي از منازل راه كوفه به خراسان با بزنطي ملاقات داشته است.(9) بيهقي در تاريخ خود يادآور ميشود كه طاهر ذواليمينين، با امام رضا عليهالسلام در بغداد بيعت كرد(10) و تذكره نويسان با كمال صراحت ورود امام رضا عليهالسلام به قم را نقل كردهاند. به اين ترتيب احتمال ميرود سفر ديگري نيز داشته باشند و اين نظر بر اساس منابع تاريخي گفتاري درست به نظر ميرسد. چنانكه يعقوبي گويد:
«مأمون در سال 202 از مرو رهسپار عراق شد و وليعهدش رضا عليهالسلام و وزيرش فضل بن سهل ذوالرياستين همراه وي بودند.»(11)
طبري انگيزه مسافرت مأمون به بغداد در سال 202 ه·· را اينگونه گزارش كرده است: «از جمله حوادث سال 202 ه··. ق آن بود كه مردم بغداد با «ابراهيم بن مهدي» بيعت كردند و او را مبارك نام نهادند.»
گويند: در نخستين روز محرم با وي بيعت خلافت كردند و مأمون را خلع كردند و چون روز جمعه شد، ابراهيم به منبر رفت و نخستين كسي كه با وي بيعت كرد، عبيداللّه بن عباس هاشمي بود، سپس منصور بنمهدي، پس از آن بنيهاشميان ديگر، پس از آن سرداران ... اينان سران و پيشروان بودند كه از مأمون خشمگين بودند كه ميخواست خلافت را از پسران عباس به پسران علي برد و پوشش پدران خويش را كه سياه بود، رها كرده بود و سبز پوشيده بود.»(12)
در اثر اختلافاتي كه در بغداد، پايتخت پيشين عباسيان، روي داد مأمون دستور صادر كرد به سوي بغداد حركت كنند.(13) و خود به همراه امام رضا عليهالسلام راه بغداد را در پيش گرفت و پس از سركوب آشوب به مرو بازگشت. از اين روي ممكن است عبور امام رضا عليهالسلام از قم در جريان رفت و آمدي كه بين بغداد و مرو روي داد، صورت گرفته باشد. يكي از مورخان در اين باره مينويسد:
«حضرت رضا عليهالسلام وارد قم شد و مردم كه از ورود آن حضرت باخبر شده بودند، به ملاقات آن حضرت ميشتافتند و براي ضيافت ايشان بر يكديگر پيشي ميگرفتند، حضرت براي قطع خصومت فرمود: «اِنَّ النّاقَةَ مَأمُورَةٌ» ـ اين شتر مأمور است و به هر كجا برود، همانجا منزل خواهيم كرد ـ شتر به حركت درآمد تا كنار خانهاي زانو زد. صاحب آن خانه شب قبل از ورود آن حضرت در خواب ديده بود كه حضرت رضا عليهالسلام فردا ميهمان او خواهند بود و چون رؤياي او به حقيقت پيوست در شگفت شد. آن خانه مورد توجه قرار گرفت و مردم به آن محل ميآمدند و استفاده ميبردند. امروز همان محل مدرسه شده است و اينك به «مدرسه رضويه» مشهور است.»(14) و محل به محله شاه خراس