فظ سلامتی کودکان در برابر خطر ها
به عنوان والدین، ما می توانیم احساساتی را درک کنیم که از آستانه
توان ما به عنوان پدر یا مادر خارج است.
برخی از اوقات ما تاب تحمل خود را از دست می دهیم. در مواردی دیگر
مسائل شخصی ما باعث می شود که نتوانیم از فرزندان خویش مراقبت به عمل
آوریم. این امر ممکن است باعث بدرفتاری با (تجاوز به) با کودکان و غفلت
از آنها می شود. سخن گفتن در باره این مشکلات اغلب مشکل است، ولی
متاسفانه بدرفتاری (تجاوز) به کودکان و غفلت از آنها چندان هم نادر
نیست.این مشکل در خانواده هائی با تبار های مختلف وجود دارد و بروز این
رویداد نیز به دلایل چندی است.
تجارب بد رفتاری با کودکان و غفلت از آنها ممکن است عواقب وخیمی
برای کودکان و جوانان داشته باشد که از جمله آنها مسائل شدید احساسی،
اجتماعی و روانی است.
بد رفتاری با کودک باعث کم شدن عزت نفس، مشکلات یادگیری، و مسائل
رفتاری در کودکان می شود. این حق کودکان است که سالم و محفوظ باشند.
به عنوان والدین، مسؤلیت ما این است که قبل از اینکه صدمه ای به
فرزند برسد از او محافظت کرده باشیم. اگر احساس می کنید ممکن است او را
آزار بدهید یا از فرزند خود آزار ببینید، درخواست کمک فوری بسیار اهمیت
دارد.
از کاری که می کنید دست بردارید.
فکر کنید که این حادثه که دارد رخ می دهد بر شما و فرزندتان چه
اثری خواهد داشت.
اقدامی کنید تا در موقعیت تغییری حاصل شود.
در خواست پشتیبانی کنید تا این تغییر عملی گردد.
ت حمایت و کمک شهامت می خواهد. برداشتن این قدم برای شما و فرزندتان
از اهمیت حیاتی برخوردار است.
درخواست پشتیبانی و کمک نمایانگر
- محبت شما به فرزندتان
- توانمندی شما به درک مسئله
- میل شما به تغییر وضع در خانواده تان و
- تعهد شما به کوشش در راه تغییر در راستای بهبودی است.
علت بد رفتاری کودکان چیست؟
اغلب برای والدین مشکل است درک کنند چرا فرزندان آنها درست آن کاری
را می کنند که خوشایند آنها نیست. رفتار کودکان در واقع گفتن احساس
خودشان به شما با زبان بی زبانی است.
درک دلایل رفتار ناپسند فرزندان به شما یاری خواهد داد تا راهی را برای
دگرگونى رفتارشان پیدا کنید.
برای رفتار ناپسند چند دلیل ممکن است وجود داشته باشد:
- برای جلب توجه
- نداشتن مهارت برای تدبیر شرایط به نحوی دیگر
- فریادی برای درخواست کمک و یا احساس سرخوردگی
- سوء تفاهم
- انتظارات یا مقررات غیر منطقی
- فراموش کردن مقررات و محدودیت ها
تعیین حدود رفتاری
کودکان حدودی لازم دارند. آنها به مقررات (ضوابطی) که مستلزم سلامتی
آنها باشد نیاز دارند تا در محدوده این ضوابط حق انتخاب و احساس مسؤلیت
داشته، موفقیت را تجربه نمایند.
این حدود بایستی روشن، پا برجا و بدون دگرگونی باشد. دگرگونگی این
حدود باعث می شود که کودکان مطمئن نباشند که چه کاری را می
توانند و چه کاری را نمی توانند انجام دهند.
مقرراتی را که تعیین می کنید ساده و برای همه باشد و دلیل وجودی این
مقررات را هم بیان کنید. بدانید که چرا یک حد خاصی را قائل
می شوید و منطقی بودن آنها را رعایت نمائید.
دائما به فرزندان خود این مقررات و حدود را یادآوری کنید.
نتیجه عدم رعایت این مقررات باید:
- اسرع وقت باشد
- کوتاه و سریع باشد وگرنه اثر خود را از دست می دهد.
- با مسئله اصلی ربط داشته باشد.
- همیشه بارعایت احترام و سلامتی کودک باشد.
جدی ولی منصف باشید.
شما از راه های زیر می توانید به کودکان یاری نمائید:
- سخن آنان را گوش داده و راه گفتگو را همواره باز نگهدارید.
- احساسات انان را درک کنید.
- همیشه بر مقررات و حدود خود پابرجا باشید.
- توجه داشته باشید که انتظارات شما واقع بینانه باشد.
- وقت و توجه خود را برای آنان صرف کنید.
- آنان را تشویق کنید تا مسائل خودشان را خود حل کنند.
- از رفتار پسندیده آنان تمجید کنید.
یادتان باشد
- کودکان همه با هم فرق دارند و پدر یا مادر بایستی باهرکدام
شیوه خاصی را بکار برند.
- همیشه ممکن است یک روش خاص نتیجه بخش نباشد! خلاقیت به خرج
دهید.
شیوه پدری و مادری کردن با بالا رفتن سن فرزند، توانائیها و نیاز
های او بایستی فرق کند.
ادب کردن فرزند
قتی که فرزندان متولد می شوند نمی دانند چه رفتاری پسندیده و چه
رفتاری ناپسند است. آنها اینگونه رفتار ها را با نگاه کردن به رفتار
شما و سایر اطرافیان و طرز برخورد آنها با دیگران فرا می گیرند.
والدین آرزو دارند که فرزندان آنها با محبت، خوشفکر و خوشرفتار باشند.
اینکه چگونه به این اهداف بایستی دست یافت نظرات مختلفی وجود دارد و با
زمان هم تغییر می یابد.
اگرمىخواهيد نحوه بارآوردن فرزند را تغییر دهید باید وقت و انرژی و
ایمان داشته باشید. به خودتان هم اجازه اشتباه کردن بدهید.
ادب کردن در قیاس با تنبیه
بسیاری از والدین فکر می کنند که امروزه حق ادب کردن فرزندان خود را
ندارند. هر کودک نیاز به این دارد که تادیب شود تا بتواند با احساس
امنیت و سلامتی، درباره خود و جهان پیرامون خویش اطلاعات کسب نماید.
تادیب و تنبیه دو چیز جداگانه هستند.
تادیب به معنی آموزش دادن رفتار صحیح به فرزند است.
تنبیه یک واکنش رفتاری است و تاکید آن بیشتر به مجازات رفتار نا
پسند است. کودکان به ندرت از راه تنبیه رفتار صحیح یا پسندیده را یاد
می گیرند.
هدف از تادیب کمک به فرزندان از راه آموزش داشتن واکنش پسندیده نسبت
به موقعیت های مختلف و قبول مسؤلیت رفتارشان می باشد. هنگام رشد،
کودکان بیش از پیش خودشان ادب آموز و منضبط می شوند. آنها درک می کنند
که چگونه رفتار نموده و خودشان می توانند رفتار خویشتن را مهار نمایند.
تادیب خویشتن (تادیب نفس) وقتی پیش می آید که بزرگتر ها با محبت و
پرورش، در کودکان اعتماد به نفس ایجاد نمایند.
وقتی ادب کردن موفقیت آمیز است که تکیه آن بر روابط خوب بین شما و
فرزندتان بوده و بنا بر میل فرزند در شاد نمودن شما باشد.
ادب کردن موفقیت آمیز شامل درک قوانین است و اینکه چنانچه قوانین
زیر پا نهاده شود چه خواهد شد.
در باره تنبیه بدنی چه؟
ادب کردن موفقیت آمیز را می توان بدون دست یازیدن به تنبیه بدنی
بدست آورد.
تنبیه بدنی به منزله ایجاد درد برای منع رفتار بخصوصی است.
مثال آن زدن یک کودک با دست یا یک چیز دیگر می باشد.
استفاده از تنبیه بدنی نمایانگر رفتار محبت آمیز یا محترمانه با
فرزند نیست.
تنبیه بدنی ویرانگر احساس محبت و امنیت فرزند است. این قبیل فرزندان
اغلب دجار اضطراب وترس شده یا طغیانگر می شوند.
تبیه بدنی به فرزندان می آموزد که خشونت راه حل پسندیده ای برای
مسائل است.
زدن کودک به او طرز رفتار پسندیده را یاد نمی دهد. در عوض ممکن است
تکرار همان رفتار نا پسند را باعث شود.
اغلب کودکان کتک خورده چنان ناراحت و خشمگین می شوند که انگاری
فراموش می کنند که اصلا چرا مجازات شده اند.
با نگاه به شما، فرزندان طرز رفتار را یاد می گیرند. با فرزندان
چنان سخن بگوئید که انتظار دارید کسی با شما همانگونه سخن گوید. طوری
رفتار کنید که آن رفتار را از آنها توقع دارید.
پذیرفتن تفاوت ها
ه دو نفر عین هم نیستند
آنها ممکن است از لحاظ قیاف، صدا و لباس فرق داشته باشند. ممکن است
از لحاظ رسم، فرهنگ،اعتقادات و مراسم مذهبی با هم متفاوت باشند. ممکن
است از لحاظ استعداد با هم فرق داشته باشند. و بالاخره ممکن است در
خانه یا خانواده مختلفی زندگی نمایند.
فرزندان بایستی یاد بگیرند که تفاوت داشتن امری عادی است.
کودکان اغلب در مورد تفاوتی که با دیگران دارند ممکن است ازشما پرسش
نمایند.
”چرا این شخص روی صندلی چرخدار است؟“
”چرا رنگ پوست این کودک با رنگ پوست من فرق دارد؟“
”چزا این شخص این لباس های خنده دار را پوشیده است؟“
کودکان کم سن و سال معمولا تفاوت بین افراد را بدون اینکه برایشان
سؤال برانگیز باشد می پذیرند. آنها با کودکانی با تبار و نژاد،
استعداد و خانواده های مختلف به راحتی دوست می شوند.
هرچه بجه ها بزرگتر می شوند، همان برخوردی را که پدر و مادرشان در
مورد تفاوت ها دارند پیدا می کنند. نگرش شما نسبت به تفاوت های فرهنگی
و غیره اثر عمده ای بر رفتار فرزندان شما با کسانی خواهد داشت که با
آنها تفاوت دارند.
به نحوه ای که خود شما تفاوت ها را می نگرید اندکی تامل نمائید. تا
چه حد تاب نقطه نظرهای دیگران را دارید؟ در پذیرش رسوم،
اعتقادات و مراسم فرهنگی شما تا چه حد خودتان انعطاف پذیری و تحمل
دارید؟ تا چه حد به یگانگی کسان دیگر احترام قائلید؟ با کسانی که با
شما متفاوت هستند چگون سخن می گوئید و آنها را چگونه معرفی می کنید.
پذیرفتن اختلاف به معنی چگونگی احترام و درک شباهت ها، اختلاف ها و
رفتار با یکدیگر، صرفنظر از این تفاوت ها است.
شویق پذیرش تفاوت ها
به فرزند خود کمک کنید تا تاریخچه و تبار خانوادگی شما را درک
نماید.
تفاوت بین افراد فامیل خودتان را برای فرزندانتان شرح دهید - هریک
ممکن است علائق و مهارت های کاری متفاوتی داشته، از چیزهای متفاوتی
خوششان بیاید یا آن را خوش نداشته باشند.
فرزندان خود را ترغیب نمائید تا در باره مشاهدات، پرسش ها و
نگرانیهائی که دارند با شما گفت و شنود داشته باشند.
به فرزند خود کمک نمائید تا احساس و عقاید دیگران را مورد توجه قرار
دهد - خود را به جای دیگری بگذارد.
به فرزندان خود کمک نمائید تا تفاوت ها را قدر نهد و تجلیل نماید.
شما این کار را می توانید با بر قراری تماس آنان با فرهنگهای دیگر و
تماشای افراد در برنامه های تلویزیونی و یا مطالعه کتاب در مورد مردمان
و نقاط دیگر دنیا وشرکت در مراسم فرهنگی مردم محل و یا فستیوال ها
انجام دهید.
برادران و خواهران
هر برادران گاهی بهترین دوست هستند و گاهی چنان رفتار می کنند که
انگار بدترین دشمن یکدیگرند. احساس آنها در باره یکدیگر دستخوش دگرگونی
است و ممکن است با زمان و مراحل مختلف سنی و رشد تغییر یابد.
برادران و خواهران ممکن است با هم سر به سر بگذارند، کلنجار بروند و به
هم بد وبیراه بگویند. این امری طبیعی است و یکی از راه هائی است که یاد
می گیرند با یکدیگر چگونه تا کنند.
رفتاری ممکن است به چند دلیل صورت گیرد:
- برخی از اوقات امکان ندارد که همیشه با فرزندان به یک نحو
بتوان برخورد کرد. والدین بایستی با توجه به سن، شخصیت و شرایط خاص
فرزند در مورد آنها واکنش نشان دهند.
- این برای خواهران و برادران طبیعی است که متفاوت با یکدیگر فکر
و رفتار نمایند. و این طبیعی است که گاهی از مواقع خواهر و برادر
با هم مخالفت کنند.
- گاهی از اوقات برادران و خواهران برای جلب توجه یکی از والدین
خود با هم می جنگند.
- فرزندان گاهی بر سر چیزی که فکر کنند منصفانه نیست ممکن است با
هم مشاجره کنند.
واکنش نسبت به برادران و خواهران
به یگانگی شخصیت، نیاز ها و حقوق فرزندان ارج نهاده و احترام قائل
شوید. از مقایسه منفی آنان با دیگری پرهیز نمائید.
برای اینکه روابط محترمانه بین فرزندان را ترغیب کنید، مقررات
خانواده شما بایستی برای همه یکسان به اجرا درآید.
وقتی که رفتار فرزندان با هم نیکو است، موضوع را ابراز و تمجید
نمائید.
به هر فرزند امکان دهید تا علائق خاص خودش را دنبال نماید.
در مورد مدت بازی فرزندان با یکدیگر واقع بینانه، انتظارات واقع
بینانه داشته باشید.
با هرکدام از فرزندان خود به طور جداگانه و همه با هم هر دو وقت صرف
کنید.
در عین اینکه مشاجرات فرزندان را در حد سالمی حفظ می کنید به آنها
میدان دهید تا خود موضوع را رفع و رجوع کنند. از آنها بپرسید که آیا
مایلند شما بین آنها صلح و صفا بدهید. وقتی مداخله کنید که رفع اختلاف
دیگر از ندبیر فرزندان خارج باشد. هرگز دنبال پیدا کردن یکی از آنها
برای ملامت کردن او نباشید. دنبال راه حل باشید.
فرزندان خود را تشویق نمائید تا سعی کنند در مورد نحوه احساس
فرزندان دیگر فکر نمایند.
به فرزندان کمک کنید تا بدانندهمه چیز را نمی توان و نبایستی با هم
شریک بود.
مشارکت فرزند
به عنوان پدر یا مادر چه بسا که شما صرف وقت می کنید که پدر یا
مادر خوبی برای فرزند خود باشید و در عین اینکه توازنی بین نیاز ها و
انتظارات یک زندگی پرمشغله را بر قرار می کنید هرچه از دستتان بر می
آید برای فرزندتان انجام دهید.
ممکن است هرچه بیشتر احساس کنید که نقش یک مدیر را دارید - مدیریت
خانواده، مدیرت وقت، مدیریت شغل، و مدیریت رفتار فرزندان.
امروزه اغلب در باره هزینه بارآوردن فرزندان چیزهائی را می شنویم.
این هزینه ها بیشتر از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و یا شغلی بیان می شود.
ما سخنانی در مورد از خود گذشتگی در زندگانی بزرگسالان می شنویم که
دلیل آن را داشتن فرزند می دانند.
اهی به سادگی می توان چیزهای مهم را نادیده انگاشت. در میان جریان
پر مشغله زندگی، اندکی تامل نموده به راه هائی بیاندیشید که فرزند در
غنای زندگی شما سهم دارد نه اینکه چه کار دیگری می توانید برای او
انجام دهید.
دان از راه های مختلفی در غنای زندگی ما سهم دارند
فرزندان چیزهای ذیل را به والدین خود می بخشند:
- شما را به خاطر خودتان بدون قید و شرط دوست دارند و تمجید می
نمایند
- اطمینان دارند که شما قوی ترین، فرزانه ترین و شجاعترین شخص در
جهان هستید
- بخت این را دارید که قهرمان افسانه ای آنها هم بشوید
- بخت اینکه با انباز شدن در جهان نو، شگفت انگیز و معجزه آسای
آنان دوباره به دوران کودکی بازگردید
- بخت اینکه احساس محبت بسیار شدیدی را تجربه نموده، و مهارت ها
و توانمندیهای متعددی را که در شما خفته بود کشف نمائید
- بخت اینکه به ارزشها، نگرش ها، و مفروضاتی که در باره جهان
دارید تامل نمائید
- بخت اینکه لذت و نشاطی را که در بازیهای کودکانه است دوباره
تجربه نمائید
- بخت اینکه در خنده و نشاط و سرزندگی فرزندان خود سهیم شوید
- بخت اینکه دوران کودکی خویش را بیاد بیاورید
- بخت اینکه اندکی از دنیای بزرگسالی خود را کنار بکشی
یکی از بزرگترین هدایای زندگی برای والدین وقتی است که با فرزند
خویش سر می کنند. هر روز زمانی را برای خنده، فریاد، بازی، رویا، شگفتی
و کاوش با فرزندتان کنار بگذارید.
پدر یا مادر بودن
پدر یا مادر بودن مهمترین کاری است که شما انجام می دهید. اثر آن
هم برای تمام عمر جاودانه است. برخی را عقیده بر این است که این کار
مانند مسافرتی همراه با نتایج شگفت انگیز و گاهی از اوقات هم همراه با
چالش هائی می باشد که ظاهرا بدون راه حل است
افسانه های فرزند داری
من بایستی جواب همه چیز را بدانم
شما لازم نیست که همه چیز را بدانید. هیچ پدر یا مادری همه پاسخ ها
را نمی داند. چیزی به اسم ”یک نوع نسخه پرورش فرزند برای همه“ وجود
ندارد. والدین بایستی شخصیت ها، نقاط قوت و آسیب پذیریهای خاص هر فرزند
را درک کرده و بتوانند نسبت بدان واکنش نشان دهند. انتظار شما از
خودتان منطقی باشد. به آنچه که می دانید اعتماد کنید. گفتن جمله ”من
نمیدانم“ عار نیست. در باره چیزهائی که از آنها مطمئن نیستید تحقیق و
بررسی نمائید.
پدر یا مادری کردن کاری فطری است
پدر یا مادر بودن مستلزم درک، پافشاری، خلاقیت ذهنی (قدرت تخیل)،
انرژی، دانش و صبوری است. همهء پدر و مادر ها به پشتیبانی نیاز
دارند.از آنچه که خیر است و انجام داده اید خشنود باشید. بپذیرید که
بعضی چیزها را می توانستید به نحو دیگری به انجام برسانید. به خودتان
زیاد سخت نگیرید. هر پدر یا مادری هم اشتباه دارند، و ازاشتباه خود درس
میگیرند. اشتباه وقتی غلط است که هِی تکرار بشود. بدانید که پدر یا
مادر بودن بالا و پائین دارد و بپذیرید که این یک امر طبیعی است.
کار من بزرگ کردن فرزندان است
از لحاظ تاریخی وظیفه مراقبت از فرزندان کاری بوده است که خانواده
گسترده و همسایگان با هم به عهده داشته اند. امروزه بیش از هر وقت پیش،
پدر و مادر به عنوان مسؤل پرورش فرزندان تلقی می شوند. پدر و مادر ها
اغلب فکر می کنند که مورد داوری مردم بوده و تنها هم می باشند. ولی
برای شما هم معلوم خواهد شد که سایر پدر مادر ها هم درست همین احساس
شما را دارند! درخواست پشتیبانی برای خودتان و فرزندتان کار مثبتی است.
برای دریافت پشتیبانی به خانواده، دوستان، جامعه و اداره خدمات
پشتیبانی از خانواده مراجعه کنید. پدر و مادری کردن یک کار اجتماعی است
- بسیاری از مردم در زندگی کودکان نقشی مهم به عهده دارند. پدر و مادر
بزرگ ها، عمو ها و دائی ها، خاله ها و عمه ها، دوستان و معلمین و
همسایگان همه در زندگی خانواده و پشتیبانی آن سهم دارند. مواظب خود و
فرزندانتان باشید.
فرزندان و والدین با هم چیز یاد می گیرند
چیزی هم به عنوان یک فرزند کامل وجود ندارد.
راه های بیشماری برای پدر یا مادر بودن وجود دارد.
فرزندان و والدین از یکدیگر درس زندگی می آموزند.
فرزندان در تمام عمر خود دارند به والدین خود نگاه می کنند، گوش می
دهند و یاد می گیرند. آنها نظاره گرند که شما چگونه عمل می کنید،
احساس خود را چگونه بیان می کنید و بادیگران چگونه رفتار می نمائید.
به عنوان پدر یا مادر، شما هم دائم در حال یادگرفتن هر چه بیشتر در
باره فرزندان در حال رشد و تغییر خود هستید.
با تغییر نیاز فرزندانتان، وظیفه پدری و مادری شما هم تفاوت خواهد کرد.
بازی کودکانه کار والدین است
یکی از مهمترین نیاز کودکان بازی است. در کنه هر بازی نشاطی نهفته
است. یادگیری کودکان تا اندازه بسیار زیادی از راه بازی کردن می باشد.
بازی، توانمند کننده تمام جنبه های رشد سالم کودک است
- دویدن، توپ را با پا زدن و یا پرتاب کردن آن به کودکان کمک می
کند تا توازن و همآهنگی را یاد بگیرند.
- آواز خواندن و قافیه بازی به کودکان در رشد گویشی کمک می کند.
- حل معما و مسئله به رشد هوشی کودکان یاری می نماید.
- رعایت نوبت و بازی دسته جمعی مهارت های برقراری ارتباط اجتماعی
و مهار نفس را به کودکان یاد می دهد.
بازی یکی از راه های مهمی است که با آن کودکان می توانند خود را
نشان داده و بر احساس خویش غلبه یابند. با تماشا و هم بازی شدن با
کودکان، شما می توانید به احساسات و اندیشه های فرزند خویش پی ببرید.
والدین در بازی کودکان خویش نقشی حیاتی دارند
همبازی شدن با کودک باعث می شود در یک محیط نشاط انگیز، رابطه ای
مثبت بین شما با فرزندان شما برقرار نماید. بازی با فرزندان به شما
فرصتهائی را ارزانی می دارد تا هنگاهی که دارند مهارتهای نوینی را
تجربه می کنند، از آنها پشتیبانی نمائید. مهمترین اثر توانمند ساز برای
فرزندان وقتی پیش می آید که تایید و ستایش یکی از والدین را همراه
داشته باشد.
مهمترین بازی برای کودکان بازی با والدین است - یادتان باشد هر روز
وقتی را برای بازی با فرزندان خود صرف نمائید.
بازی با فرزندان
وقتی که با فرزند خود بازی می کنید بایستی سطح بازی مناسب فرزند شما
باشد. اگر خیلی برای فرزند آسان باشد زود حوصله او سر می رود. اگر خیلی
مشکل باشد او را ممکن است سر خورده نماید.
بگذارید رهبری بازی با فرزند شما باشد. شما این نقش را تصاحب نکنید.
سعی کنید که بازی خطرناک نباشد.
از فرزندان خود بپرسید که می خواهند شما چه نقشی را در بازی ایفا
نمائید.
برای بازی وقت کافی در نظر بگیرید.
سعی نکنید از کودکان خُردسال برنده شوید. این امر ممکن است آنها را
از بازی بیزار نماید.
اگر فرزند شما خواست بازی خاصی را هی تکرار و تکرار نماید صبوری به
خرج دهید. مهارت های نو به تجربه زیاد نیاز دارد! خود را مشتاق جلوه
دهید.
صرفنظر از نتیجه ای که فرزندان می گیرند، کوشش های فرزندان را ارج
نهید و تشویق نمائید.
به دنبال فرصت باشید تا هرگاه ممکن باشد، در بازی فرزندان خود شرکت
نمائید. مثلا در بازی قافیه سازی فرزند یا آواز هائی در باره فعالیت
های عادی روزانه مانند مرتب کردن تختخواب، شما هم شرکت کنید.
بیش از همه چیز با فرزندان خود بگوئید، بخندید و با نشاط باشید.
هرکودکی مهم است
این نشریه مباحث مهمی را در باره کودکان و پدر یا مادربودن مورد
بررسی قرار می دهد. و از همه مهمتر اینکه به شما فرصتی می دهد تا
پیرامون فرزندان و بارآوردن فرزند بیاندیشید و اینکه چگونه می توانید
در پرورش فرزندان تجربیاتی را که شما مایلید به آنها بیاموزید.
ین نشریه به شما کمک می کند تا برای برخی از پرسشهای زیر پاسخی پیدا
نمائید:
- کودک بودن یعنی چه؟
- از کودکان چه انتظاری داریم؟ آیا این انتظارات واقع بینانه
است؟
- تجربیاتی که ما برای کودکی می خواهیم راجع به چیست؟
- می خواهیم کودکان چگونه در زندگی خود در ارتباط با بزرگسالان
تجربه اندوزی نمایند؟
- چه تجربه ای را می خواهم کودکان از من بیاموزند؟
- ما می خواهیم در باره قدر (اولویت) آنها در زندگی فردی و
اجتماعی خودمان چه پیامی بدهیم؟
یادتان باشد، با طرز نگرش و ارزشهائی که ما ترویج و تحمل می کنیم،
به عنوان بزرگسالان ما به جامعه خویش شکل می دهیم. تجربیات کودکان بر
روابط، دیدگاه ها، اعتقادات و ارزشهای آنان اثر می گزارد. تجربیاتی را
که ما در اختیار فرزندانمان قرار می دهیم بر آنها اثری جاودانی دارد.
بیان و رفتار ممکن است دیگری را برنجاند ...
”چگونه می شود که بزرگسالان فراموش می کنند که کودک بودن چیست؟ آخر
خودشان روزی کودک بوده اند.“
طوری که ما با فرزندانمان گفتگو و رفتار می کنیم بر احساسات آنها در
باره خودشان موثر است.
معمولا رفتار ما موثر تر از گفتار ما است. به فرزندتان دارید چه می
گوئید؟
طوری که ما با فرزندانمان گفتگو و رفتار می کنیم بر احساسات آنها در
باره خودشان موثر است.
معمولا رفتار ما موثر تر از گفتار ما است. به فرزندتان دارید چه می
گوئید؟ آنچه ما به فرزندمان می گوئیم مانند آینه عمل می کند و در عقاید
فرزند در باره اینکه چه هستند و چه خواهند شد منعکس می شود. اثر سخنان
رنج دهنده ممکن است تمام عمر دوام یابد. به عنوان پدر یا مادر، شما
ممکن است سخنی بگوئید یا رفتاری را با فرزند خود داشته باشید که موجب
پشیمانی شما باشد. معمولا فرزندان آنقدر قوی هستند که اگر گهگاهی هم
اظهار نظر منفی یا سخن رنجش آوری را کردید اثر دائمی نداشته باشد. ولی،
اگر با بیان و یا رفتار اظهار نظر های منفی راجع به فرزندان بیشترتکرار
شود، آنها هم بیشتر به آنها اعتقاد پیدا می کنند.
شنیدن سخنان فرزندان
اگر سخن کودکان را بشنویم آنها احساس می کنند که مهم هستند.
با کودکان وقت صرف کنید و به نقطه نظرهای آنان گوش فرا دهید.
برخی از اوقات فرزندان سخن نمی گویند چون به آنها فرصت سخن گفتن
داده نشده است. کاری کنید که در خانواده شما هرکس فرصتی برای گفتن
داشته باشد در حالیکه دیگران هم سخنان او را بشنوند.
شنیدن تنها به معنی گوش دادن کلمات نیست بلکه درک احساساتی است که
با این کلمات بیان می شود.
نا گفتنی ها را هم بشنوید. برای بسیاری از اشخاص، رفتار واضح تر از
بیان کلمات است. فرزندتان کوشش می کند به شما چه بگوید؟
شنونده ای صبور باشید. به فرزند خود فرصت دهید تا داستان خویش را
بیان کند. قبل از اینکه داستانش را تمام نکرده میان سخن او نپرید. جمله
فرزندتان را خود شما به پایان نبرید.
خودتان را شنونده مشتاقی نشان دهید. در هیجان فرزندتان شریک باشید.
به فرزندانتان کمک کنید تا بتوانند افکار و احساسات خود را اظهار
نمایند و برای انتقال آنها به شما سعی کنید به آنها در یافتن کلمات
مناسب یاری دهید.
فرزندان دارند گوش می دهند
آنچه را که باید پرهیز کرد:
بی اعتنائی به کودکان
القاب منفی دادن برای نشان دادن فرزند یا او را با نام خاصی بنامند.
مثلا ”احمق“ یا ”تو بچه بدی هستی“.
سرزنش بیجای کودک. برای مثال: ”این کار تو است- خواهرت هرگز چنین
کاری را نمی کند“ یا ”تو باعث دعوای دائمی پدر و مادرت هستی“.
دریغ کردن محبت ورزی به فرزند. برای مثال: ”ای کاش هرگز متولد نشده
بودی“.
عبوس کردن و یا آه حسرت کشیدن هنگامی که فرزندان می خواهند با شما
گفتگو نمایند.
قیاس یک فرزند با فرزندی دیگر.
اظهار نظر منفی راجع به کودک (یا تحقیر او) در حضور دیگران - آنها
هم می توانند بشنوند.
آیا این اواخر بتو گفته ام که ترا دوست دارم؟
چیزهائی که والدین هنگام کودکیمان به ما می گویند برای ابد به
یادمان می ماند.
فرزندان نیاز دارند تا به عنوان آنچه که هستند و نه اینکه هنگامی که
کار خوبی را انجام داده باشند،
احساس نمایند مورد محبت و پذیرش قرار می گیرند.
هر کودک یگانه است
تفاوت های فردی بین کودکان بایستی مورد تشویق و قدر دانی قرار گیرد.
هر کودک بایستی نقش خاص خود را در خانواده، برای دوستان و در اجتماع
ایفا نماید.
کودکان بایستی از خود احساس رضایت داشته باشند
عزت نفس احساسی است که انسان ارزش خود را بداند و خودش را قبول
داشته باشد.
عزت نفس به کودکان اعتماد به نفس و امیدواری به آینده را ارزانی می
دارد. کودکان باید خودشان را دوست داشته باشند، احساس کنند که دارای
اهمیت، استعداد هستند و می توانند در زندگی خویش به جائی برسند.
کودکانی که از لحاظ عزت نفس از سلامت برخوردار باشند، در یاد گیری و
آزمایش چیزهای نو از احساس اعتماد بیشتری بر خوردار خواهند بود.
راه هائی که می توان به کودکان گفت که مهم هستند
اغلب به آنها یاد آور شوید که ان ها را به خاطر خودشان و آنچه هستند
دوست دارید.
محبت خود را به آنها با صرف وقت ، گوش دادن به سخنان ، و در آغوش
کشیدن و لبخند زدن به آنان نشان دهید
دستاوردهای آنان را ولو اندک باشد مورد تمجید قرار دهید.
صرفنظر از نتیجه کار، کوشش آنان را تعریف نمائید.
وقتی که به مراحل حساسی از پیشرفت دست می یابند و همچنین موفقیت های
آنان را به آنان یادآوری نمائید.
اجازه دهید در کارهائی که می کنید به شما کمک نمایند.
به آنان حالی کنید که اشتباه کردن عیب نیست و بخشی از یادگیری است.
به آنها یاری دهید تا با توجه به استعدادها و توانائیهای خود به پیش
بروند.
در موضوعات خانوادگی از آنها نظر خواهی نمائید. این نشان می دهد که
شما به اندیشه آنان احترام قائلید.
به آنها کمک کنید تا مسائل خود را حل کنند. به آنها نشان دهید که به
توانائیهای آنان اعتقاد دارید.
سعی کنید که محدودیت ها و انتظارات شما روشن و پابرجا باشد.
رفتارهای ناشایست یا کارشکنانه را تذکر دهید ولی شخص آنها را مورد
انتقاد قرار ندهید.
وقتی نظر خود را ابراز می کنید هدف بایستی آموزش فرزند باشد نه رنجش
او.
”من میدانم که مادرم مرا دوست دارد!
چون فکر می کند هر کار که من می کنم معرکه است.“