بسمعه تعالي ، سلام دوست عزیز ، خوش آمديد . .

www.ALIgold.com

www.IRANgold.coo.ir

* توصيه براي زندگي بهتر: 1- بيائيد گناه نكنيم زيرا هرچه كم گناهتر = زندگي بالذت تر و بدون درد سر تر = پس پيش به سوي موفقيت و خدا با گناه نكردن    2-  در باطن بهتر از ظاهرت باش    3- خوش خلق باش     4-  آنچه فايده ندارد ترك كن و انجام نده     5- و بدان از دنيا آن براي تو ميماند كه به كار آخرتت آيد پس فريب مال دنيا را نخور و دنبال پول كثيف و مال حرام نرو و به همه خوبي كن    6- تا ميتواني كار كن تا محتاج هيچ كس نشوي


طلاي علي با افتخار تقديم شما دوست عزيز مينمايد:

http://www.ALIgold.com

ALIgold.com Live all of the time ...     ... ALI gold.com  present


همه چیز درباره تربیت فرزند و پرورش کودک عالی

شامل چندين مقاله و قسمت مختلف در اينباره


تذكر و توصيه : مطالب تست شده نميباشند و طلاي علي فقط بخاطر اطلاع رساني مطالب را در اختيار شما ميگذارد و مسئوليت مطالب به عهده خود سايتهاي ارائه كننده ميباشد + بعلت پايين بودن سرعت خطوط دايل آپ تلفن و اينترنت در ايران و بالا بودن حجم صفحات سايت طلاي علي لطفا بيشتر صبر نماييد + ميتوانيد پس از ديدن كامل صفحات درخواستي اتان از طلاي علي ارتباط با اينترنت را قطع كرده و با صبر و انديشه و حوصله صفحات را مطالعه فرماييد ، براي راحتر پيدا كردن مطلب درخواستي خود در صفحات بلند از قسمت EDIT جستجوگر اينترنت خودتان گزينه Find را انتخاب نماييد و كلمه كليدي درخواستي خود را پيدا كنيد ، انشا الله همه با هم بهشتي شويم . ( طلای علی با تهيه کنندگان اين صفحه همکاری نمی کند و مسووليتی نيز درباره مندرجات آن به عهده نمی گيرد. )براي ديدن اين صفحه كه شامل چندين صفحه ميباشد بايد چندين دقيقه صبر نماييد - اگر از موتور جستجو وارد این قسمت شده اید و موضوع این صفحه مورد علاقه شما نمی باشد وارد صفحه اصلی طلای علی شده و موضوع را بیابید www.ALIgold.com

برای پیدا کردن مطلب مورد علاقه خود از جستجو استفاده فرمائید *


  جستجو در علي گولد ALIgold.com
جستجو در گوگل  

 


 

 

سلام دوست عزیز این صفحه شامل بیش از 50 قسمت مختلف است برای پیدا کردن قسمت دلخواه به قسمتهای پائین تر همین صفحه سر بزنید.

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونه كودك خود را به خواندن كتاب علاقه مند كنيم

كودكان امروزي برخلاف كودكان چند ده سال پيش امكانات بسياري زيادي از كامپيوتر گرفته تا كانالهاي متعدد تلويزيوني و ... براي گذارندن وقت خود دارند؛ آنچه در اين ميان موجب نگراني اغلب والدين مي شود، كم توجهي بسياري از كودكان به مطالعه است. توصيه هاي زير مي تواند كود شما را به خواند كتاب بيشتر علاقمند نمايد.

 
1- حداقل نيم ساعت در روز همراه كودكتان كتاب بخوانيد
- اگر كودك شما در سنين پيش از دبستان است، حتمآ با صداي بلند برايش كتاب بخوانيد.
- به او كمك كنيد تا همراه شما كتاب بخواند و در رابطه با داستان كتاب با او صحبت كنيد.
- لغات يا كلماتي از هر صفحه را انتخاب كنيد و از او بخواهيد آنها را برايتان پيدا كند.

2- با كودكتان زياد صحبت كنيد
- قبل از اينكه كودك شما خواندن را ياد بگيرد، در طول روز با جملات ساده و كوتاه با او صحبت كنيد.
- صحبت كردن با كودكان، حتي در زماني كه خود كودك هنوز قادر به حرف زدن نيست، باعث مي شود نه تنها در آينده بهتر صحبت كنند، بلكه خواندن و نوشتن را نيز بهتر بياموزند.

3- به كودكتان كمك كنيد تا بتواند به تنهايي كتاب بخواند
- كتاب خواندن بچه ها در خانه نقش مهمي در موفقيت آنها در مدرسه دارد.
- براي كودك خود زياد كتاب بخريد، سعي كنيد هفته اي يك بار به كتابخانه يا كتابفروشي سر بزنيد.
- كودكتان را تشويق كنيد كه عضو كتابخانه شود و به او اجازه دهيد كتاب هايي را كه خودش دوست دارد انتخاب كند و به امانت بگيرد.

4- اگر كودك شما در يادگيري كند است، كتاب خواندن برايش كار سختي خواهد بود
- نوارهاي قصه در منزل داشته باشيد.
- ضبط صوتي كه طرز كارش آسان باشد را خريداري كرده يا به امانت بگيريد.
- كتاب هاي داستان را با صداي بلند بخوانيد و روي نوار ضبط كنيد.
- اگر نتوانستيد نوار كتاب هاي مورد علاقه كودكتان را در بازار پيدا كنيد، خود شما يا يكي از اعضاي خانواده، كتاب ها را با صداي بلند بخواند و روي نوار ضبط كند. به اين ترتيب كودك شما مي تواند در هنگام نگاه كردن به صفحات كتاب به اين نوارها گوش دهد.

5- اهميت مطالعه را به كودكتان بياموزيد
- كودك را تشويق كنيد كه وقت آزادش را به مطالعه بپردازد.
- در طول روز مقداري از وقت كودكتان را براي كتاب خواندن آزاد بگذاريد.
- با خواندن روزنامه، مجله و كتاب در منزل مي توانيد الگوي مناسبي براي تشويق كودكتان به مطالعه باشيد.

6- در منزلتان جاي خاصي را براي كتاب خواندن در نظر بگيريد
- كتاب هاي مورد علاقه كودك خود را در دسترس او قرار دهيد.
- با پيشرفت كودكتان در كتاب خواندن، كتاب هاي مشكل تري را به كتابخانه منزلتان اضافه كنيد.

7- نوشت افزار متناسب سن كودك را در اختيار او قرار دهيد
- به طور كلي ، كودكان به نوشتن و آموختن آن علاقه مند هستند. وسايلي از قبيل كاغذ، خودكار و مداد را در دسترس كودك بگذاريد تا به نوشتن تشويق شود.
- اگر كودكتان براي نوشتن چيزي از شما كمك خواست، حتما اين كار را انجام دهيد.
- اگر خودكار و مداد معمولي مناسب سن كودك شما نيست، با پزشك اطفال يا مربي مهد كودك او مشورت كنيد و نوشت افزار متناسب را برايش فراهم كنيد.

8- خواندن و نوشتن به زبان مادري را با كودك تمرين كنيد
- هر چه بيشتر، كودك، زبان مادري را تمرين كند، آموختن زبان انگليسي به عنوان زبان دوم بريش آسان تر خواهد بود.

9- بيرون از منزل، در حال انجام كارهاي روزانه نيز با كودك صحبت كنيد.
- وقتي از منزل بيرون مي رويد، اگر كودكتان همراه شماست، در طول مسير با او در مورد جايي كه مي رويد يا كاري كه مي خواهيد انجام دهيد، صحبت كنيد. اين كار باعث مي شود خارج از محيط خانه نيز با كودكتان در ارتباط باشيد.

10 - از كودكتان بخواهيد اتفاقات روزانه اش را براي شما تعريف كند
- صحبت كردن در مورد تجربه هاي روزانه كودك، باعث مي شود او به آنها فكر كند. تعريف كردن كامل يك اتفاق به همراه جزئيات مربوطه اش، به كودك مي آموزد كه چگونه يك داستان نوشته مي شود. به علاوه در فهم معناي داستان هايي كه مي خواند نيز به او كمك خواهد كرد.

11- مدت زمان و نوع برنامه هاي تلويزيوني را براي كودك محدود كنيد
- كودك را به ديدن برنامه هاي آموزشي تشويق كنيد. اين كار باعث مي شود كودك شما لغات علمي و اصططلاحاتي كه در طبيعت به كار مي رود را ياد بگيرد. سعي كنيد در كنار او اين برنامه ها را ببينيد.

12- از چگونگي پيشرفت تحصيلي كودك در مدرسه با خبر باشيد
- كلاس مدرسه كودكتان را بازديد كنيد و در جريان پيشرفت او در مدرسه باشيد.
- چگونه مي توانيد به او كمك كنيد كه دانش آموز بهتري شود؟ كودك شما مشكل خاصي در مورد خواندن دارد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهمیت و ضرورت تربیت فرزند در اسلام


 

 تربیت فرزند  به معناى فراهم آوردن مقدمات لازم براى به فعلیت رسیدن قواى او در راه تقرّب به خداوند است. این عمل نیازمند آگاهى و تمرین عملى است. اگر پدر و مادر در جهت انتقال عقاید صحیح و ایجاد رفتار درست در فرزند خود كوشا باشند، خیر او را فراهم كرده‏اند و خداوند بر آنان رحمت خواهد نمود. درباره عقیده صحیح و انتقال آن به فرزندان، تكلیف بزرگى بر عهده والدین گذاشته شده است، زیرا تأثیر عقایدى كه در خانواده رواج دارد و به فرزند القاء مى‏ شود در آینده او غیر قابل انكار است.

عمل تربیتى در خانواده به منزله پاسدارى از فطرت توحیدى فرزند است. این پاسدارى یك وظیفه بزرگ تربیتى و اخلاقى است كه عمل به آن مهمترین كاركرد خانواده را فعلیت مى ‏بخشد. امام سجاد (ع) در رسالة الحقوق فرمودند: حق فرزند تو اینست كه بدانى او از توست و هرگونه كه باشد چه نیك و چه بد، در دنیاى گذرا به تو منسوب است و تو در آن چه به او سرپرستى دارى مسئول هستى، در ادب نیكو و راهنمایى به سوى پروردگار و یارى او بر طاعت خداوند در باره تو و خودش. پس بر این كار پاداش مى ‏گیرى اگر درست عمل كنى، و كیفر مى‏ بینى اگر نادرست عمل نمایى؛ پس او را چنان تربیت كن كه با اثرى كه بر او مى‏ گذرى در دنیا زیبایى بیافرینى و با قیام شایسته به وظیفه ‏اى كه نسبت به او دادى در نزد خداوند معذور باشى كه هیچ قوتى نیست مگر از خداوند.

در این سخن، امام سجاد (ع) تربیت نیكو و آموزش عقیده توحیدى و كمك براى ایجاد رفتار صحیح در فرزند را بیان كرده‏اند و سپس انجام این وظایف را موجب سعادت دنیا و آخرت والدین دانسته ‏اند. در روایتى امیرالمؤمنین (ع) همین وظایف را ذكر فرموده‏اند: حق فرزند بر پدر آن است كه او را نام نكو نهد و نیكش پرورد و قرآنش تعلیم دهد. آموزش قرآن به معناى آموزش همه عقایدى است كه دلالت فرزند به سوى خدا را محقق مى ‏كند و پرورش نیكو به معناى ادب آموزى و ایجاد رفتار صحیح سعادت بخش است. محیط خانواده اولین محیط اجتماعى است كه فرزند تجربه مى‏كند. او از اعضاى خانواده به ویژه پدر و مادر بیشترین تأثیر را مى‏ پذیرد، زیرا حمایت پدر و مادر خود را تجربه كرده است و همواره دیده است كه ضعف ‏هاى جسمى او را پدر و مادر جبران مى ‏كنند و تغذیه و پرورش او را از روى مهر و شفقت انجام مى‏ دهند. این تجربه‏ ها موجب اطمینان او نسبت به آنها مى ‏شود و این اطمینان باعث پذیرندگى فرزند از پدر و مادر مى‏ گردد. اگر پدر و مادر در این زمان عقاید صحیح را به او بیاموزند، قلب نیالوده او آن را مى‏ پذیرد و عادات لازم و متناسب با عقاید صحیح را مى‏ یابد.

 

 

امیرالمؤمنین (ع) خطاب به فرزند خویش فرمودند: پس به ادب آموختنت پرداختم پیش از آن كه دلت سخت شود و خردت در تصرف هوایى دیگر در آید. در ادامه همین نامه فرمودند: و چون به كار تو همچون پدرى مهربان عنایت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم چنان دیدم كه این عنایت در هنگام جوانى‏ ات به كار رود و در بهار زندگانى كه نیتى پاك و نهادى نیالوده دارى، و این كه نخست تو را كتاب خدا بیاموزم و تأویل آن را به تو تعلیم دهم، و شریعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر تو آشكار سازم. در این بخش از نامه امام على به فرزندشان بر انتقال عقیده صحیح و ادب آموزى و نیز بر پاكى ضمیر انسان در دوره كودكى و جوانى تأكید شده است؛ یعنى همان دورانى كه بیشترین تأثیر را از خانواده مى ‏پذیرد. انتقال عقیده حق و ایجاد رفتار سعادت آفرین، عنوان كلى وظایف تربیتى پدر و مادر است. ولى تفصیل عقیده حق را باید در قرآن و سنت جستجو كرد و رفتار صحیح را نیز از قرآن و سنت آموخت. پدر و مادر مسئول تحقق این امور در فرزند هستند. بنابراین باید در جستجوى بهترین روش براى تحقق آنها باشند و مسئولیت آنها تنها با گفتن و اطلاع رساندن خاتمه نمى‏یابد، بلكه باید روش‏هاى مناسب براى مؤمن و متقى شدن فرزندشان را بیابند. امام صادق(ع) از پیامبر اكرم(ص) روایت كرده‏اند: خداوند كسى را كه به خیر فرزندش یارى مى‏دهد بیامرزد. پرسیدند چگونه به خیر فرزند یارى رساند؟ فرمودند: آن چه در توان اوست پذیرا شود و از آن چه فوق توان اوست در گذرد و او را به نافرمانى نخواند و سرگشته و حیرانش نسازد. در این روایت یك اصل مهم تربیتى بیان شده است: توانایى‏ها و استعدادهاى متربى باید در جریان تربیت مورد توجه باشد، والدین در مسیر تربیت فكرى و عملى فرزند خود نباید از این اصل غفلت كنند. غفلت از این اصل خیر فرزند را محقق نمى ‏كند و او را به نافرمانى و سرگشتگى مبتلا مى ‏سازد. از این روایت اهمیت مراحل رشد را نیز مى ‏توان دریافت؛ زیرا بدون توجه به قابلیت‏هاى فرزند در دوره‏هاى مختلف زندگى، تربیت صحیح ممكن نمى‏ شود.

 

خوشبختانه در روایات اهمیت توجه به مراحل رشد ذكر شده است. از امام صادق (ع) نقل شده است: فرزندت را بگو تا هفت سالگى بازى كند و هفت سال او را ادب ‏آموز و در هفت سال سوم او را ملازم و همراه خود دار. گویى هفت سال نخست سال‏هایى است كه كودك به طور غیر مستقیم و فقط از طریق مشاهده رفتار پدر و مادر مى ‏آموزد و در هفت سال دوم به آموزش مستقیم عقیدتى مى‏ پردازد و هفت سال سوم سال‏هاى ورود به میدان یادگیرى حلال و حرام شریعت در مقام عمل است. از امام صادق(ع) روایت شده است: فرزند پسر هفت سال بازى مى ‏كند و هفت سال قرآن مى‏آموزد و هفت سال حلال و حرام را یاد مى ‏گیرد.

یكى از اهداف تعلیم و تربیت فرزند در خانه و مدرسه، آماده سازى او براى زندگى در اجتماع و تعقیب اهداف جامعه الهى است. به همین دلیل برخى از آموزش‏ها براى او ضرورى است و باید از خانه آن آموزش‏ها را شروع كرد. نمونه مشهور و بارز این گونه آموزش‏ها در روایتى از امیرالمؤمنین (ع) آمده است:


 

فرزندان خود را شنا و تیراندازى بیاموزید.

اگر بپذیریم كه این دو ماده آموزشى به سبب آن است كه فرزند را براى انجام وظایف اجتماعى آماده كند، طبعاً نمى‏ توان در همین دو ماده آموزشى متوقف شد؛ بلكه باید به تناسب زمان و نیازمندى‏ هاى جامعه اسلامى، مواد آموزشى متنوع دیگرى را نیز در نظر داشت.

در تربیت فرزند نیز همچون سایر قلمروهاى زندگى، باید اصول ثابت را از امور متغیر جدا ساخت و به این حقیقت توجه كرد كه برخى از آداب و ظواهر زندگى تغییر مى ‏كند و روابط اخلاقى و نیازمندى ‏هاى زندگى اجتماعى دگرگون مى‏ شود. تربیت فرزند را باید با آگاهى از تفاوت‏ هاى خود و فرزندان از حیث فضاى فرهنگى و مناسبات اجتماعى صورت داد. باید فرزند را آماده ساخت تا اصول ثابت و نامتغیر اخلاق را متناسب با ظرف زمانى و مكانى زندگى خود رعایت كند. این آمادگى او را براى مقابله با تلقینات مسموم توانا مى ‏سازد و امنیت اخلاقى او را در دوران جوانى و بعد از آن تضمین مى‏نماید. به امیرالمؤمنین (ع) نسبت داده شده است كه فرمودند: فرزندان خود را به اخلاقى متناسب با روزگارشان مؤدب سازید: فرزندان خود را به اخلاق خودتان تربیت نكنید زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‏اند.

در پایان تأكید مى‏ كنیم كه فرزند موهبتى است كه به امانت در اختیار والدین قرار گرفته است. باید این موهبت را گرامى داشت و از اكرام و احترام او فروگذار نكرد، چرا كه سلامت روح او در احترام كردن اوست و تربیت اخلاقى او در سایه اكرام و احترامش موفق‏ تر خواهد بود.

پیامبر اكرم (ص) فرمودند: فرزندانتان را بزرگ دارید و با آنان رفتارى نیكو كنید.

 

منبع: اینترنت

 

 

 

 

 

سالهای اولیه

چرا سالهای اولیه عمر فرزندتان اینقدر مهم است؟.

بین تولد و سه سالگی، فرزند شما بیش از هر دوران دیگر در زندگی خویش، رشد و نمو می کند. نحوه رشد مغز در این دوران اولیه عمر فرزند از اهمیت بسزائی برخوردار است. در سه سال اولیه عمر کودک، مغز رشد بسیاری می کند و تعیین کننده مسیر های رشد بعدی است.

تمام کردار، گفتار، فکر و احساس ما بر مبنای تجربه است که از مغز ما نشأت می گیرد. این مغز ما است که به امکان می دهد دوست بداریم و بخندیم، گریه کنیم و آرام بگیریم، گیج بشویم و بعد درک کنیم.

مغز در حال رشد

با آنکه در بدو تولد فرزند شما دارای 100 میلیارد یاخته عصبی است، مغز او هنوز هم رشد کامل خود را نیافته است. در سالهای اولیه زندگی، این یاخته ها تکامل یافته و ارتباطات حیاتی را در مغز برقرار می سازد . به این ترتیب برروی ساختار احساسی، اجتماعی و هوشی او تاثیر می نمایند.

مغز او متاثر از اثرات محیطی در سالهای اولیه زندگی است.

مغز از اندام های حسی (مانند چشم، گوش، زبان، و پوست) استفاده می نماید تا به ما نشان دهد که در جهان پیرامون ما چه می گذرد. همه تجارب ما از صافی های حواس پنجگانه ما رد می شود. این حس ها علائمی را به مغز ما منتقل می نماید و چگونگی درک و واکنش مغز به تجارب و اطلاعات را تغییر می دهد.

نقش والدین در سالهای اولیه عمر فرزند

پژوهشگران دریافته اند که رابطه بین والدین و فرزند در سالهای اولیه از راه های مختلفی بر رشد مغز او اثر می گذارد. وقتی که تجربه فرزند در سالهای اولیه عمر از والدین با محبت و علاقه باشد، ارتباطات مغز برای داشتن احساس خوب و فراگیری تقویت می شود.

نوزادان و کودکان به پرورش، تماس بدنی (در آغوش گرفتن)، و انگیزش نیاز دارند تا آنها را در فراگرفتن و رشد به بهترین وجه توانا سازد.

در رشد فرزند، روابط مثبت والدین با کودک در اوائل دوران زندگی، باعث تقویت حس کنجکاوی، عزت نفس و خودباوری او خواهد شد. این روابط به کودک کمک خواهد کرد تا در کشاکش زندگی بهتر تاب بیاورد.

در سالهای اولیه زندگی کودک وقت صرف کنید و:

 

کمک به فرزندان برای اینکه از عهده رویدادهای ناگوار برآیند

”برخی از اوقات کودکان نمی توانند با بزرگتر ها برابری کنند.

بزرگتر ها بایستی از سرعت خود کم نمایند تا بتوانند با هم راه بروند.“

این روزها خانواده ها با تنش های فراوانی دست بگریبان هستند.

برای مثال، کار کردن درساعات دراز، طلاق، بیماری، بیکاری، و اسباب کشی بر والدین و فرزندان هر دو اثر می گذارند..

در حالیکه تولد نوزاد برای خانواده هیجان انگیز است، در عین حال زمانی است که زندگی همه اعضای خانواده و مخصوصا فرزندان را دستخوش تغییر عمده قرار می دهد. این تجارب بر روی پدری یا مادری کردن شما هم اثر دارد. احساس شما در این هنگام ممکن است آنقدر شدید باشد که نیاز فرزندان خود را توجه یا احساس نکنید.

فرزند شما چه می کَشد؟

هنگام بروز یک پیشامد تنش زا یا ایجاد تغییر، فرزند شما ممکن است دچار ترس، آسیب پذیری و عدم امنیت بشود.

فکر نکیند که فرزند شما می فهمد که چه دارد می گذرد. این زمان ممکن است موجب بیقراری و بُهت بسیار او باشد. کودکان ممکن است خود را مسؤل اتفاقات ”بدی“ بدانند که برای عزیزانشان پیش می آید.

هنگام بروز تنش یا تغییر فرزندان ممکن است واکنش های متفاوتی داشته باشند:

چه باید کرد ...

کاری کنید که برای پشتیبانی از شما و فرزندان کسانی دور و بر شما باشند.


 

 

فظ سلامتی کودکان در برابر خطر ها

به عنوان والدین، ما می توانیم احساساتی را درک کنیم که از آستانه توان ما به عنوان پدر یا مادر خارج است.

برخی از اوقات ما تاب تحمل خود را از دست می دهیم. در مواردی دیگر مسائل شخصی ما باعث می شود که نتوانیم از فرزندان خویش مراقبت به عمل آوریم. این امر ممکن است باعث بدرفتاری با (تجاوز به) با کودکان و غفلت از آنها می شود. سخن گفتن در باره این مشکلات اغلب مشکل است، ولی متاسفانه بدرفتاری (تجاوز) به کودکان و غفلت از آنها چندان هم نادر نیست.این مشکل در خانواده هائی با تبار های مختلف وجود دارد و بروز این رویداد نیز به دلایل چندی است.

تجارب بد رفتاری با کودکان و غفلت از آنها ممکن است عواقب وخیمی برای کودکان و جوانان داشته باشد که از جمله آنها مسائل شدید احساسی، اجتماعی و روانی است.

بد رفتاری با کودک باعث کم شدن عزت نفس، مشکلات یادگیری، و مسائل رفتاری در کودکان می شود. این حق کودکان است که سالم و محفوظ باشند.

به عنوان والدین، مسؤلیت ما این است که قبل از اینکه صدمه ای به فرزند برسد از او محافظت کرده باشیم. اگر احساس می کنید ممکن است او را آزار بدهید یا از فرزند خود آزار ببینید، درخواست کمک فوری بسیار اهمیت دارد.

از کاری که می کنید دست بردارید.

فکر کنید که این حادثه که دارد رخ می دهد بر شما و فرزندتان چه

اثری خواهد داشت.

اقدامی کنید تا در موقعیت تغییری حاصل شود.

در خواست پشتیبانی کنید تا این تغییر عملی گردد.

ت حمایت و کمک شهامت می خواهد. برداشتن این قدم برای شما و فرزندتان از اهمیت حیاتی برخوردار است.

درخواست پشتیبانی و کمک نمایانگر

  • محبت شما به فرزندتان
  • توانمندی شما به درک مسئله
  • میل شما به تغییر وضع در خانواده تان و
  • تعهد شما به کوشش در راه تغییر در راستای بهبودی است.

 

 

 

علت بد رفتاری کودکان چیست؟

اغلب برای والدین مشکل است درک کنند چرا فرزندان آنها درست آن کاری را می کنند که خوشایند آنها نیست. رفتار کودکان در واقع گفتن احساس خودشان به شما با زبان بی زبانی است.

درک دلایل رفتار ناپسند فرزندان به شما یاری خواهد داد تا راهی را برای دگرگونى رفتارشان پیدا کنید.

برای رفتار ناپسند چند دلیل ممکن است وجود داشته باشد:

  • برای جلب توجه
  • نداشتن مهارت برای تدبیر شرایط به نحوی دیگر
  • فریادی برای درخواست کمک و یا احساس سرخوردگی
  • سوء تفاهم
  • انتظارات یا مقررات غیر منطقی
  • فراموش کردن مقررات و محدودیت ها

تعیین حدود رفتاری

کودکان حدودی لازم دارند. آنها به مقررات (ضوابطی) که مستلزم سلامتی آنها باشد نیاز دارند تا در محدوده این ضوابط حق انتخاب و احساس مسؤلیت داشته، موفقیت را تجربه نمایند.

این حدود بایستی روشن، پا برجا و بدون دگرگونی باشد. دگرگونگی این حدود باعث می شود که کودکان مطمئن نباشند که چه کاری را می

توانند و چه کاری را نمی توانند انجام دهند.

مقرراتی را که تعیین می کنید ساده و برای همه باشد و دلیل وجودی این مقررات را هم بیان کنید. بدانید که چرا یک حد خاصی را قائل

می شوید و منطقی بودن آنها را رعایت نمائید.

دائما به فرزندان خود این مقررات و حدود را یادآوری کنید.

نتیجه عدم رعایت این مقررات باید:

  • اسرع وقت باشد
  • کوتاه و سریع باشد وگرنه اثر خود را از دست می دهد.
  • با مسئله اصلی ربط داشته باشد.
  • همیشه بارعایت احترام و سلامتی کودک باشد.

جدی ولی منصف باشید.

شما از راه های زیر می توانید به کودکان یاری نمائید:

  • سخن آنان را گوش داده و راه گفتگو را همواره باز نگهدارید.
  • احساسات انان را درک کنید.
  • همیشه بر مقررات و حدود خود پابرجا باشید.
  • توجه داشته باشید که انتظارات شما واقع بینانه باشد.
  • وقت و توجه خود را برای آنان صرف کنید.
  • آنان را تشویق کنید تا مسائل خودشان را خود حل کنند.
  • از رفتار پسندیده آنان تمجید کنید.

یادتان باشد

  • کودکان همه با هم فرق دارند و پدر یا مادر بایستی باهرکدام شیوه خاصی را بکار برند.
  • همیشه ممکن است یک روش خاص نتیجه بخش نباشد! خلاقیت به خرج دهید.
    شیوه پدری و مادری کردن با بالا رفتن سن فرزند، توانائیها و نیاز های او بایستی فرق کند.

 

 

 

ادب کردن فرزند

قتی که فرزندان متولد می شوند نمی دانند چه رفتاری پسندیده و چه رفتاری ناپسند است. آنها اینگونه رفتار ها را با نگاه کردن به رفتار شما و سایر اطرافیان و طرز برخورد آنها با دیگران فرا می گیرند.

والدین آرزو دارند که فرزندان آنها با محبت، خوشفکر و خوشرفتار باشند. اینکه چگونه به این اهداف بایستی دست یافت نظرات مختلفی وجود دارد و با زمان هم تغییر می یابد.

اگرمىخواهيد نحوه بارآوردن فرزند را تغییر دهید باید وقت و انرژی و ایمان داشته باشید. به خودتان هم اجازه اشتباه کردن بدهید.

ادب کردن در قیاس با تنبیه

بسیاری از والدین فکر می کنند که امروزه حق ادب کردن فرزندان خود را ندارند. هر کودک نیاز به این دارد که تادیب شود تا بتواند با احساس امنیت و سلامتی، درباره خود و جهان پیرامون خویش اطلاعات کسب نماید.

تادیب و تنبیه دو چیز جداگانه هستند.

تادیب به معنی آموزش دادن رفتار صحیح به فرزند است.

تنبیه یک واکنش رفتاری است و تاکید آن بیشتر به مجازات رفتار نا پسند است. کودکان به ندرت از راه تنبیه رفتار صحیح یا پسندیده را یاد می گیرند.

هدف از تادیب کمک به فرزندان از راه آموزش داشتن واکنش پسندیده نسبت به موقعیت های مختلف و قبول مسؤلیت رفتارشان می باشد. هنگام رشد، کودکان بیش از پیش خودشان ادب آموز و منضبط می شوند. آنها درک می کنند که چگونه رفتار نموده و خودشان می توانند رفتار خویشتن را مهار نمایند. تادیب خویشتن (تادیب نفس) وقتی پیش می آید که بزرگتر ها با محبت و پرورش، در کودکان اعتماد به نفس ایجاد نمایند.

وقتی ادب کردن موفقیت آمیز است که تکیه آن بر روابط خوب بین شما و فرزندتان بوده و بنا بر میل فرزند در شاد نمودن شما باشد.

ادب کردن موفقیت آمیز شامل درک قوانین است و اینکه چنانچه قوانین زیر پا نهاده شود چه خواهد شد.

در باره تنبیه بدنی چه؟

ادب کردن موفقیت آمیز را می توان بدون دست یازیدن به تنبیه بدنی بدست آورد.

تنبیه بدنی به منزله ایجاد درد برای منع رفتار بخصوصی است.

مثال آن زدن یک کودک با دست یا یک چیز دیگر می باشد.

استفاده از تنبیه بدنی نمایانگر رفتار محبت آمیز یا محترمانه با فرزند نیست.

تنبیه بدنی ویرانگر احساس محبت و امنیت فرزند است. این قبیل فرزندان اغلب دجار اضطراب وترس شده یا طغیانگر می شوند.

تبیه بدنی به فرزندان می آموزد که خشونت راه حل پسندیده ای برای مسائل است.

زدن کودک به او طرز رفتار پسندیده را یاد نمی دهد. در عوض ممکن است تکرار همان رفتار نا پسند را باعث شود.

اغلب کودکان کتک خورده چنان ناراحت و خشمگین می شوند که انگاری فراموش می کنند که اصلا چرا مجازات شده اند.

با نگاه به شما، فرزندان طرز رفتار را یاد می گیرند. با فرزندان چنان سخن بگوئید که انتظار دارید کسی با شما همانگونه سخن گوید. طوری رفتار کنید که آن رفتار را از آنها توقع دارید.

 

 

 

 

 

پذیرفتن تفاوت ها

ه دو نفر عین هم نیستند

آنها ممکن است از لحاظ قیاف، صدا و لباس فرق داشته باشند. ممکن است از لحاظ رسم، فرهنگ،اعتقادات و مراسم مذهبی با هم متفاوت باشند. ممکن است از لحاظ استعداد با هم فرق داشته باشند. و بالاخره ممکن است در خانه یا خانواده مختلفی زندگی نمایند.

فرزندان بایستی یاد بگیرند که تفاوت داشتن امری عادی است.

کودکان اغلب در مورد تفاوتی که با دیگران دارند ممکن است ازشما پرسش نمایند.

”چرا این شخص روی صندلی چرخدار است؟“

”چرا رنگ پوست این کودک با رنگ پوست من فرق دارد؟“

”چزا این شخص این لباس های خنده دار را پوشیده است؟“

کودکان کم سن و سال معمولا تفاوت بین افراد را بدون اینکه برایشان سؤال برانگیز باشد می پذیرند. آنها با کودکانی با تبار و نژاد،

استعداد و خانواده های مختلف به راحتی دوست می شوند.

هرچه بجه ها بزرگتر می شوند، همان برخوردی را که پدر و مادرشان در مورد تفاوت ها دارند پیدا می کنند. نگرش شما نسبت به تفاوت های فرهنگی و غیره اثر عمده ای بر رفتار فرزندان شما با کسانی خواهد داشت که با آنها تفاوت دارند.

به نحوه ای که خود شما تفاوت ها را می نگرید اندکی تامل نمائید. تا چه حد تاب نقطه نظرهای دیگران را دارید؟ در پذیرش رسوم،

اعتقادات و مراسم فرهنگی شما تا چه حد خودتان انعطاف پذیری و تحمل دارید؟ تا چه حد به یگانگی کسان دیگر احترام قائلید؟ با کسانی که با شما متفاوت هستند چگون سخن می گوئید و آنها را چگونه معرفی می کنید.

پذیرفتن اختلاف به معنی چگونگی احترام و درک شباهت ها، اختلاف ها و رفتار با یکدیگر، صرفنظر از این تفاوت ها است.

شویق پذیرش تفاوت ها

به فرزند خود کمک کنید تا تاریخچه و تبار خانوادگی شما را درک نماید.

تفاوت بین افراد فامیل خودتان را برای فرزندانتان شرح دهید - هریک ممکن است علائق و مهارت های کاری متفاوتی داشته، از چیزهای متفاوتی خوششان بیاید یا آن را خوش نداشته باشند.

فرزندان خود را ترغیب نمائید تا در باره مشاهدات، پرسش ها و نگرانیهائی که دارند با شما گفت و شنود داشته باشند.

به فرزند خود کمک نمائید تا احساس و عقاید دیگران را مورد توجه قرار دهد - خود را به جای دیگری بگذارد.

به فرزندان خود کمک نمائید تا تفاوت ها را قدر نهد و تجلیل نماید. شما این کار را می توانید با بر قراری تماس آنان با فرهنگهای دیگر و تماشای افراد در برنامه های تلویزیونی و یا مطالعه کتاب در مورد مردمان و نقاط دیگر دنیا وشرکت در مراسم فرهنگی مردم محل و یا فستیوال ها انجام دهید.

 

 

 

 

 

 

برادران و خواهران

هر برادران گاهی بهترین دوست هستند و گاهی چنان رفتار می کنند که انگار بدترین دشمن یکدیگرند. احساس آنها در باره یکدیگر دستخوش دگرگونی است و ممکن است با زمان و مراحل مختلف سنی و رشد تغییر یابد.

برادران و خواهران ممکن است با هم سر به سر بگذارند، کلنجار بروند و به هم بد وبیراه بگویند. این امری طبیعی است و یکی از راه هائی است که یاد می گیرند با یکدیگر چگونه تا کنند.

رفتاری ممکن است به چند دلیل صورت گیرد:

  • برخی از اوقات امکان ندارد که همیشه با فرزندان به یک نحو بتوان برخورد کرد. والدین بایستی با توجه به سن، شخصیت و شرایط خاص فرزند در مورد آنها واکنش نشان دهند.
  • این برای خواهران و برادران طبیعی است که متفاوت با یکدیگر فکر و رفتار نمایند. و این طبیعی است که گاهی از مواقع خواهر و برادر با هم مخالفت کنند.
  • گاهی از اوقات برادران و خواهران برای جلب توجه یکی از والدین خود با هم می جنگند.
  • فرزندان گاهی بر سر چیزی که فکر کنند منصفانه نیست ممکن است با هم مشاجره کنند.

واکنش نسبت به برادران و خواهران

به یگانگی شخصیت، نیاز ها و حقوق فرزندان ارج نهاده و احترام قائل شوید. از مقایسه منفی آنان با دیگری پرهیز نمائید.

برای اینکه روابط محترمانه بین فرزندان را ترغیب کنید، مقررات خانواده شما بایستی برای همه یکسان به اجرا درآید.

وقتی که رفتار فرزندان با هم نیکو است، موضوع را ابراز و تمجید نمائید.

به هر فرزند امکان دهید تا علائق خاص خودش را دنبال نماید.

در مورد مدت بازی فرزندان با یکدیگر واقع بینانه، انتظارات واقع بینانه داشته باشید.

با هرکدام از فرزندان خود به طور جداگانه و همه با هم هر دو وقت صرف کنید.

در عین اینکه مشاجرات فرزندان را در حد سالمی حفظ می کنید به آنها میدان دهید تا خود موضوع را رفع و رجوع کنند. از آنها بپرسید که آیا مایلند شما بین آنها صلح و صفا بدهید. وقتی مداخله کنید که رفع اختلاف دیگر از ندبیر فرزندان خارج باشد. هرگز دنبال پیدا کردن یکی از آنها برای ملامت کردن او نباشید. دنبال راه حل باشید.

فرزندان خود را تشویق نمائید تا سعی کنند در مورد نحوه احساس فرزندان دیگر فکر نمایند.

به فرزندان کمک کنید تا بدانندهمه چیز را نمی توان و نبایستی با هم شریک بود.

 

 

 

 

مشارکت فرزند

به عنوان پدر یا مادر چه بسا که شما صرف وقت می کنید که پدر یا مادر خوبی برای فرزند خود باشید و در عین اینکه توازنی بین نیاز ها و انتظارات یک زندگی پرمشغله را بر قرار می کنید هرچه از دستتان بر می آید برای فرزندتان انجام دهید.

ممکن است هرچه بیشتر احساس کنید که نقش یک مدیر را دارید - مدیریت خانواده، مدیرت وقت، مدیریت شغل، و مدیریت رفتار فرزندان.

امروزه اغلب در باره هزینه بارآوردن فرزندان چیزهائی را می شنویم. این هزینه ها بیشتر از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و یا شغلی بیان می شود. ما سخنانی در مورد از خود گذشتگی در زندگانی بزرگسالان می شنویم که دلیل آن را داشتن فرزند می دانند.

اهی به سادگی می توان چیزهای مهم را نادیده انگاشت. در میان جریان پر مشغله زندگی، اندکی تامل نموده به راه هائی بیاندیشید که فرزند در غنای زندگی شما سهم دارد نه اینکه چه کار دیگری می توانید برای او انجام دهید.

دان از راه های مختلفی در غنای زندگی ما سهم دارند

فرزندان چیزهای ذیل را به والدین خود می بخشند:

  • شما را به خاطر خودتان بدون قید و شرط دوست دارند و تمجید می نمایند
  • اطمینان دارند که شما قوی ترین، فرزانه ترین و شجاعترین شخص در جهان هستید
  • بخت این را دارید که قهرمان افسانه ای آنها هم بشوید
  • بخت اینکه با انباز شدن در جهان نو، شگفت انگیز و معجزه آسای آنان دوباره به دوران کودکی بازگردید
  • بخت اینکه احساس محبت بسیار شدیدی را تجربه نموده، و مهارت ها و توانمندیهای متعددی را که در شما خفته بود کشف نمائید
  • بخت اینکه به ارزشها، نگرش ها، و مفروضاتی که در باره جهان دارید تامل نمائید
  • بخت اینکه لذت و نشاطی را که در بازیهای کودکانه است دوباره تجربه نمائید
  • بخت اینکه در خنده و نشاط و سرزندگی فرزندان خود سهیم شوید
  • بخت اینکه دوران کودکی خویش را بیاد بیاورید
  • بخت اینکه اندکی از دنیای بزرگسالی خود را کنار بکشی

یکی از بزرگترین هدایای زندگی برای والدین وقتی است که با فرزند خویش سر می کنند. هر روز زمانی را برای خنده، فریاد، بازی، رویا، شگفتی و کاوش با فرزندتان کنار بگذارید.

 

 

 

 

 

 

 

 

پدر یا مادر بودن

پدر یا مادر بودن مهمترین کاری است که شما انجام می دهید. اثر آن هم برای تمام عمر جاودانه است. برخی را عقیده بر این است که این کار مانند مسافرتی همراه با نتایج شگفت انگیز و گاهی از اوقات هم همراه با چالش هائی می باشد که ظاهرا بدون راه حل است

افسانه های فرزند داری

من بایستی جواب همه چیز را بدانم

شما لازم نیست که همه چیز را بدانید. هیچ پدر یا مادری همه پاسخ ها را نمی داند. چیزی به اسم ”یک نوع نسخه پرورش فرزند برای همه“ وجود ندارد. والدین بایستی شخصیت ها، نقاط قوت و آسیب پذیریهای خاص هر فرزند را درک کرده و بتوانند نسبت بدان واکنش نشان دهند. انتظار شما از خودتان منطقی باشد. به آنچه که می دانید اعتماد کنید. گفتن جمله ”من نمیدانم“ عار نیست. در باره چیزهائی که از آنها مطمئن نیستید تحقیق و بررسی نمائید.

پدر یا مادری کردن کاری فطری است

پدر یا مادر بودن مستلزم درک، پافشاری، خلاقیت ذهنی (قدرت تخیل)، انرژی، دانش و صبوری است. همهء پدر و مادر ها به پشتیبانی نیاز دارند.از آنچه که خیر است و انجام داده اید خشنود باشید. بپذیرید که بعضی چیزها را می توانستید به نحو دیگری به انجام برسانید. به خودتان زیاد سخت نگیرید. هر پدر یا مادری هم اشتباه دارند، و ازاشتباه خود درس میگیرند. اشتباه وقتی غلط است که هِی تکرار بشود. بدانید که پدر یا مادر بودن بالا و پائین دارد و بپذیرید که این یک امر طبیعی است.

کار من بزرگ کردن فرزندان است

از لحاظ تاریخی وظیفه مراقبت از فرزندان کاری بوده است که خانواده گسترده و همسایگان با هم به عهده داشته اند. امروزه بیش از هر وقت پیش، پدر و مادر به عنوان مسؤل پرورش فرزندان تلقی می شوند. پدر و مادر ها اغلب فکر می کنند که مورد داوری مردم بوده و تنها هم می باشند. ولی برای شما هم معلوم خواهد شد که سایر پدر مادر ها هم درست همین احساس شما را دارند! درخواست پشتیبانی برای خودتان و فرزندتان کار مثبتی است. برای دریافت پشتیبانی به خانواده، دوستان، جامعه و اداره خدمات پشتیبانی از خانواده مراجعه کنید. پدر و مادری کردن یک کار اجتماعی است - بسیاری از مردم در زندگی کودکان نقشی مهم به عهده دارند. پدر و مادر بزرگ ها، عمو ها و دائی ها، خاله ها و عمه ها، دوستان و معلمین و همسایگان همه در زندگی خانواده و پشتیبانی آن سهم دارند. مواظب خود و فرزندانتان باشید.

فرزندان و والدین با هم چیز یاد می گیرند

چیزی هم به عنوان یک فرزند کامل وجود ندارد.
راه های بیشماری برای پدر یا مادر بودن وجود دارد.
فرزندان و والدین از یکدیگر درس زندگی می آموزند.
فرزندان در تمام عمر خود دارند به والدین خود نگاه می کنند، گوش می دهند و یاد می گیرند. آنها نظاره گرند که شما چگونه عمل می کنید،
احساس خود را چگونه بیان می کنید و بادیگران چگونه رفتار می نمائید.
به عنوان پدر یا مادر، شما هم دائم در حال یادگرفتن هر چه بیشتر در باره فرزندان در حال رشد و تغییر خود هستید.
با تغییر نیاز فرزندانتان، وظیفه پدری و مادری شما هم تفاوت خواهد کرد.

 

 

 

 

 

بازی کودکانه کار والدین است

یکی از مهمترین نیاز کودکان بازی است. در کنه هر بازی نشاطی نهفته است. یادگیری کودکان تا اندازه بسیار زیادی از راه بازی کردن می باشد.

بازی، توانمند کننده تمام جنبه های رشد سالم کودک است

  • دویدن، توپ را با پا زدن و یا پرتاب کردن آن به کودکان کمک می کند تا توازن و همآهنگی را یاد بگیرند.
  • آواز خواندن و قافیه بازی به کودکان در رشد گویشی کمک می کند.
  • حل معما و مسئله به رشد هوشی کودکان یاری می نماید.
  • رعایت نوبت و بازی دسته جمعی مهارت های برقراری ارتباط اجتماعی و مهار نفس را به کودکان یاد می دهد.

بازی یکی از راه های مهمی است که با آن کودکان می توانند خود را نشان داده و بر احساس خویش غلبه یابند. با تماشا و هم بازی شدن با کودکان، شما می توانید به احساسات و اندیشه های فرزند خویش پی ببرید.

والدین در بازی کودکان خویش نقشی حیاتی دارند

همبازی شدن با کودک باعث می شود در یک محیط نشاط انگیز، رابطه ای مثبت بین شما با فرزندان شما برقرار نماید. بازی با فرزندان به شما فرصتهائی را ارزانی می دارد تا هنگاهی که دارند مهارتهای نوینی را تجربه می کنند، از آنها پشتیبانی نمائید. مهمترین اثر توانمند ساز برای فرزندان وقتی پیش می آید که تایید و ستایش یکی از والدین را همراه داشته باشد.

مهمترین بازی برای کودکان بازی با والدین است - یادتان باشد هر روز وقتی را برای بازی با فرزندان خود صرف نمائید.

بازی با فرزندان

وقتی که با فرزند خود بازی می کنید بایستی سطح بازی مناسب فرزند شما باشد. اگر خیلی برای فرزند آسان باشد زود حوصله او سر می رود. اگر خیلی مشکل باشد او را ممکن است سر خورده نماید.

بگذارید رهبری بازی با فرزند شما باشد. شما این نقش را تصاحب نکنید.

سعی کنید که بازی خطرناک نباشد.

از فرزندان خود بپرسید که می خواهند شما چه نقشی را در بازی ایفا نمائید.

برای بازی وقت کافی در نظر بگیرید.

سعی نکنید از کودکان خُردسال برنده شوید. این امر ممکن است آنها را از بازی بیزار نماید.

اگر فرزند شما خواست بازی خاصی را هی تکرار و تکرار نماید صبوری به خرج دهید. مهارت های نو به تجربه زیاد نیاز دارد! خود را مشتاق جلوه دهید.

صرفنظر از نتیجه ای که فرزندان می گیرند، کوشش های فرزندان را ارج نهید و تشویق نمائید.

به دنبال فرصت باشید تا هرگاه ممکن باشد، در بازی فرزندان خود شرکت نمائید. مثلا در بازی قافیه سازی فرزند یا آواز هائی در باره فعالیت های عادی روزانه مانند مرتب کردن تختخواب، شما هم شرکت کنید.

بیش از همه چیز با فرزندان خود بگوئید، بخندید و با نشاط باشید.

 

 

 

 

 

هرکودکی مهم است

این نشریه مباحث مهمی را در باره کودکان و پدر یا مادربودن مورد بررسی قرار می دهد. و از همه مهمتر اینکه به شما فرصتی می دهد تا پیرامون فرزندان و بارآوردن فرزند بیاندیشید و اینکه چگونه می توانید در پرورش فرزندان تجربیاتی را که شما مایلید به آنها بیاموزید.

ین نشریه به شما کمک می کند تا برای برخی از پرسشهای زیر پاسخی پیدا نمائید:

  • کودک بودن یعنی چه؟
  • از کودکان چه انتظاری داریم؟ آیا این انتظارات واقع بینانه است؟
  • تجربیاتی که ما برای کودکی می خواهیم راجع به چیست؟
  • می خواهیم کودکان چگونه در زندگی خود در ارتباط با بزرگسالان تجربه اندوزی نمایند؟
  • چه تجربه ای را می خواهم کودکان از من بیاموزند؟
  • ما می خواهیم در باره قدر (اولویت) آنها در زندگی فردی و اجتماعی خودمان چه پیامی بدهیم؟

یادتان باشد، با طرز نگرش و ارزشهائی که ما ترویج و تحمل می کنیم، به عنوان بزرگسالان ما به جامعه خویش شکل می دهیم. تجربیات کودکان بر روابط، دیدگاه ها، اعتقادات و ارزشهای آنان اثر می گزارد. تجربیاتی را که ما در اختیار فرزندانمان قرار می دهیم بر آنها اثری جاودانی دارد.

 

 

 

 

بیان و رفتار ممکن است دیگری را برنجاند ...

”چگونه می شود که بزرگسالان فراموش می کنند که کودک بودن چیست؟ آخر خودشان روزی کودک بوده اند.“

طوری که ما با فرزندانمان گفتگو و رفتار می کنیم بر احساسات آنها در باره خودشان موثر است.
معمولا رفتار ما موثر تر از گفتار ما است. به فرزندتان دارید چه می گوئید؟

طوری که ما با فرزندانمان گفتگو و رفتار می کنیم بر احساسات آنها در باره خودشان موثر است.

معمولا رفتار ما موثر تر از گفتار ما است. به فرزندتان دارید چه می گوئید؟ آنچه ما به فرزندمان می گوئیم مانند آینه عمل می کند و در عقاید فرزند در باره اینکه چه هستند و چه خواهند شد منعکس می شود. اثر سخنان رنج دهنده ممکن است تمام عمر دوام یابد. به عنوان پدر یا مادر، شما ممکن است سخنی بگوئید یا رفتاری را با فرزند خود داشته باشید که موجب پشیمانی شما باشد. معمولا فرزندان آنقدر قوی هستند که اگر گهگاهی هم اظهار نظر منفی یا سخن رنجش آوری را کردید اثر دائمی نداشته باشد. ولی، اگر با بیان و یا رفتار اظهار نظر های منفی راجع به فرزندان بیشترتکرار شود، آنها هم بیشتر به آنها اعتقاد پیدا می کنند.

شنیدن سخنان فرزندان

اگر سخن کودکان را بشنویم آنها احساس می کنند که مهم هستند.

با کودکان وقت صرف کنید و به نقطه نظرهای آنان گوش فرا دهید.

برخی از اوقات فرزندان سخن نمی گویند چون به آنها فرصت سخن گفتن داده نشده است. کاری کنید که در خانواده شما هرکس فرصتی برای گفتن داشته باشد در حالیکه دیگران هم سخنان او را بشنوند.

شنیدن تنها به معنی گوش دادن کلمات نیست بلکه درک احساساتی است که با این کلمات بیان می شود.

نا گفتنی ها را هم بشنوید. برای بسیاری از اشخاص، رفتار واضح تر از بیان کلمات است. فرزندتان کوشش می کند به شما چه بگوید؟

شنونده ای صبور باشید. به فرزند خود فرصت دهید تا داستان خویش را بیان کند. قبل از اینکه داستانش را تمام نکرده میان سخن او نپرید. جمله فرزندتان را خود شما به پایان نبرید.

خودتان را شنونده مشتاقی نشان دهید. در هیجان فرزندتان شریک باشید.

به فرزندانتان کمک کنید تا بتوانند افکار و احساسات خود را اظهار نمایند و برای انتقال آنها به شما سعی کنید به آنها در یافتن کلمات مناسب یاری دهید.

فرزندان دارند گوش می دهند

آنچه را که باید پرهیز کرد:

بی اعتنائی به کودکان

القاب منفی دادن برای نشان دادن فرزند یا او را با نام خاصی بنامند. مثلا ”احمق“ یا ”تو بچه بدی هستی“.

سرزنش بیجای کودک. برای مثال: ”این کار تو است- خواهرت هرگز چنین کاری را نمی کند“ یا ”تو باعث دعوای دائمی پدر و مادرت هستی“.

دریغ کردن محبت ورزی به فرزند. برای مثال: ”ای کاش هرگز متولد نشده بودی“.

عبوس کردن و یا آه حسرت کشیدن هنگامی که فرزندان می خواهند با شما گفتگو نمایند.

قیاس یک فرزند با فرزندی دیگر.

اظهار نظر منفی راجع به کودک (یا تحقیر او) در حضور دیگران - آنها هم می توانند بشنوند.

 

 

 

 

 

آیا این اواخر بتو گفته ام که ترا دوست دارم؟

چیزهائی که والدین هنگام کودکیمان به ما می گویند برای ابد به یادمان می ماند.

فرزندان نیاز دارند تا به عنوان آنچه که هستند و نه اینکه هنگامی که کار خوبی را انجام داده باشند،

احساس نمایند مورد محبت و پذیرش قرار می گیرند.

هر کودک یگانه است

تفاوت های فردی بین کودکان بایستی مورد تشویق و قدر دانی قرار گیرد.

هر کودک بایستی نقش خاص خود را در خانواده، برای دوستان و در اجتماع ایفا نماید.

کودکان بایستی از خود احساس رضایت داشته باشند

عزت نفس احساسی است که انسان ارزش خود را بداند و خودش را قبول داشته باشد.

عزت نفس به کودکان اعتماد به نفس و امیدواری به آینده را ارزانی می دارد. کودکان باید خودشان را دوست داشته باشند، احساس کنند که دارای اهمیت، استعداد هستند و می توانند در زندگی خویش به جائی برسند. کودکانی که از لحاظ عزت نفس از سلامت برخوردار باشند، در یاد گیری و آزمایش چیزهای نو از احساس اعتماد بیشتری بر خوردار خواهند بود.

راه هائی که می توان به کودکان گفت که مهم هستند

اغلب به آنها یاد آور شوید که ان ها را به خاطر خودشان و آنچه هستند دوست دارید.

محبت خود را به آنها با صرف وقت ، گوش دادن به سخنان ، و در آغوش کشیدن و لبخند زدن به آنان نشان دهید

دستاوردهای آنان را ولو اندک باشد مورد تمجید قرار دهید.

صرفنظر از نتیجه کار، کوشش آنان را تعریف نمائید.

وقتی که به مراحل حساسی از پیشرفت دست می یابند و همچنین موفقیت های آنان را به آنان یادآوری نمائید.

اجازه دهید در کارهائی که می کنید به شما کمک نمایند.

به آنان حالی کنید که اشتباه کردن عیب نیست و بخشی از یادگیری است.

به آنها یاری دهید تا با توجه به استعدادها و توانائیهای خود به پیش بروند.

 

در موضوعات خانوادگی از آنها نظر خواهی نمائید. این نشان می دهد که شما به اندیشه آنان احترام قائلید.

به آنها کمک کنید تا مسائل خود را حل کنند. به آنها نشان دهید که به توانائیهای آنان اعتقاد دارید.

سعی کنید که محدودیت ها و انتظارات شما روشن و پابرجا باشد.

رفتارهای ناشایست یا کارشکنانه را تذکر دهید ولی شخص آنها را مورد انتقاد قرار ندهید.

وقتی نظر خود را ابراز می کنید هدف بایستی آموزش فرزند باشد نه رنجش او.

”من میدانم که مادرم مرا دوست دارد!
چون فکر می کند هر کار که من می کنم معرکه است.“

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Kidscount

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مادر شدن چه آسان

 

 

درمان ناباروری با اهدای تخمك

 

اولین نوزاد كه جنین آن با كمك اهدای تخمك، ایجاد شده بود، حدودد 21 سال پیش متولد شد و دیدگاه نوینی را در درمان نازایی خانم‌هایی كه به علت مشكلات كاركرد تخمدان‌ها (نارسایی زودرس تخمدان‌ها، سرطان تخمدان، یائسگی زودرس و كم بودن تعداد تخمك‌ها) از مادر شدن محروم بودند، ایجاد كرد.

بچه دار شدن

در این روش با كمك تكنیك‌های خاصی، تخمك اهدا شده لقاح می ‌یابد (با استفاده از گامت پدر واقعی جنین) و سپس این نطفه ی تازه تشكیل شده به درون رحم مادر منتقل می ‌شود.

برای هزاران زوج در سراسر دنیا، اهدای تخمك و بارور شدن از این  طریق می ‌تواند جایگزین مناسبی برای فرزند خواندگی یا تحمل یك زندگی بدون فرزند و عاری از نشاط باشد. مادران این نوع فرزندان در واقع می‌ توانند فرزندانی را پرورش دهند كه می ‌دانند حداقل 50 درصد خصوصیات ژنتیكی این نوزاد متعلق به همسر خودشان است.

امروزه با افزایش آگاهی‌ زوج‌های جوان، انتخاب این روش برای فرزند دار شدن بیشتر از گذشته صورت می‌ گیرد و تعداد نوزادان حاصل از اهدای تخمك در سراسر دنیا، از جمله در كشور ما هم افزایش یافته است.

 

چه خانم‌هایی نیازمند دریافت تخمك اهدا شده هستند؟

 

1) خانم‌هایی كه سیكل‌های قاعدگی ندارند و قادر به آزاد كردن تخمك نیستند (به این حالت اصطلاحا آمنوره گفته می‌ شود).

2) خانم‌هایی كه به دلیل بیماری‌های خاصی مثل بیماری‌های اتوایمیون (نظیر لوپوس، MS و...)، رادیوتراپی، شیمی درمانی، به طور ارثی یا حتی به دلایل نامعلوم دارای عملكرد كافی تخمدان‌ها نیستند.

3) خانم‌هایی كه چند دوره "آی.وی.اف"(IVF*)  شده‌اند، ولی باز هم بارداری موفقیت‌ آمیزی نداشته‌اند. البته یكی از علت‌های مهم این عدم موفقیت می‌ تواند، كیفیت نامناسب تخمك‌های مادر باشد.

4) خانم‌هایی كه یائسه شده‌اند (به خصوص یائسگی زودرس و زیر 40 سال)  كه بالطبع مبتلا به نازایی هستند.

 

چگونه یك اهدا‌كننده تخمك پیدا كنیم؟

 

در صورتی كه خواهر یا یك فامیل نزدیك و یا حتی یك دوست صمیمی دارید كه تمایل به اهدای تخمك دارد، شانس بزرگی در انتظار شماست. در برخی از ممالك از طریق آگهی در روزنامه از افراد مناسب كمك خواسته می‌ شود.

همچنین در كشورهای مختلف دنیا (از جمله ایران) ارگان‌ها، سازمان‌ها و همچنین فیزیولوژیست‌هایی وجود دارند كه می ‌توانند در پیدا كردن یك فرد مناسب برای اهدای تخمك به یك خانم نابارور كمك كنند. هزینه ی اهدای تخمك بستگی به نحوه ی پیدا كردن فرد اهدا كننده دارد (مثلا اقوام و خواهر شما ممكن است كه هیچ هزینه‌ای را دریافت نكنند)، ولی طبق توصیه انجمن نازایی آمریكا، بهتر است كه به اهدا كنندگان تخمك هزینه‌ای به علت صرف وقت و تحمل اقدامات پزشكی لازم پرداخت بشود. 

 

خصوصیات فرد اهدا کننده

 

به طور كلی، یك خانم اهدا‌كننده تخمك باید زیر 35 سال سن داشته باشد. خصوصیات و ویژگی‌های این فرد اهدا‌ كننده باید با فرد دریافت ‌كننده هماهنگی داشته باشد. فردی كه تخمك خود را برای تشكیل یك نطفه اهدا می كند، باید از نظر پزشكی تحت بررسی كامل قرار گیرد تا پزشك مطمئن شود كه این فرد، مبتلا به هیچ نوع بیماری ژنتیكی یا نقص مادرزادی نیست. همچنین تعدادی تست‌های آزمایشگاهی و فیزیولوژیكی هم انجام می‌ شود تا از سلامتی این فرد و مبتلا نبودن وی به بیماری‌های منتقله از راه‌های جنسی اطمینان حاصل شود.

مادر نوزاد مختار است كه در آینده، با فرد اهدا كننده تخمك در ارتباط باشد یا اینكه هیچگونه ارتباطی با او نداشته باشد و حتی هرگز او را از نزدیك مشاهده نكند.

در واقع خانم‌های سالمی كه تخمك خود را اهدا می‌ كنند، خانم‌هایی با ویژگی‌های خاص اخلاقی هستند و در قلب آنها عشق و علاقه زیادی وجود دارد كه می ‌توانند مادر شدن و لذت فرزند دار بودن را به یك زوج كه از نازایی رنج می ‌برند، هدیه كنند.

ادامه دارد...
دكتر آتوسا كریمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



آيا خداوند قبل از دادن فرزند به پدر، مادر، فقط به پدر و مادري که شايسته بودند فرزند داده؟ اگر بله پس چرا خدا به پدر من که توانايي تربيت را ندارد بچه را داد (آن هم به تعداد زياد)؟



شايستگي و لياقت دو مرحله دارد. در يک مرحله اراده انسان نقش قابل توجهي ندارد و مجموعه اي از عوامل طبيعي، وراثتي و محيطي براساس اراده و مشيت الهي کنار هم قرار مي گيرند و توانمندي ها و استعدادهايي را در انسان قرار مي دهند از جمله اين استعدادها و توانمندي ها، توان توليد مثل است يعني دو انساني که از نظر جسماني سالم هستند و با يکديگر ازدواج مي کنند لياقت بچه دار شدن را دارند زيرا هيچ مانعي براي توليد مثل در ساختار وجودي آنها وجود ندارد.
مرحله دوم؛ آن شايستگي ها و لياقت هايي است که به صورت ارادي و با رفتارهاي اختياري خود انسان بايد کسب کند و خداوند اين بخش از رشد و تکامل را به عهده خود انسان قرار داده و صرفا مسير هدايت را به انسان ها نشان مي دهد اما انتخاب مسير و حرکت کردن در آن به عهده خود انسانهاست.
با توجه به اين مقدمه اي که بيان شد در مورد سؤال شما بايد گفت والدين شما در بخش اول هيچ مشکلي ندارند يعني شايستگي فرزند دار شدن دارند اما در بخش دوم يعني لياقت ها و توانمندي هايي که افراد بايد کسب کنند تا بتوانيد از استعدادهاي ذاتي و خدادادي بهتر بهره بگيرند مثل والدين شدن.
والدين شدن يک شايستگي است اما اين لياقت بايد به تدريج و با زحمت کسب شود. به عبارت ديگر مادر بودن يا پدر بودن يک امر اکتسابي است که انسان بايد ياد بگيرد در اينجاست که گاهي اوقات شرايط براي يادگيري اين گونه امور براي بعضي فراهم تر است مثلا داشتن پدر و مادري مجرب و فهميده و لايق. افرادي که در چنين خانواده هايي رشد مي کنند طبيعي است که بسياري از رفتارهاي والديني را از پدر و مادر خود ياد مي گيرند.
عامل ديگري در يادگيري اين گونه مهارت ها نقش دارد. تحصيلات و مسائل فرهنگي است. برخي از افراد علاوه بر داشتن پدر و مادر مجرب زمينه تحصيلات نيز براي آنها بهتر فراهم است در نتيجه هنگامي که مي خواهند ازدواج کنند از يک آمادگي بيشتري براي والدين شدن برخوردارند، لذا در تربيت فرزندان خويش موفق تر هستند اما بعضي از والدين چنين شرايطي را نداشته اند. مثلا از همان ابتداء کودکي ممکن است والدين خود را از دست داده اند يا مشکلات دشوار اقتصادي اجازه تحصيل را به آنها نداده است يا حوادثي در زندگي آنها اتفاق افتاده که مانع از رشد علمي و فرهنگي آنها شده يا دوستان بدي باعث شده اند که اينها دنبال مسائل علمي، اخلاقي و معنوي نروند و خلاصه اين که به هر دليلي آمادگي هاي لازم والديني را نتوانسته اند به دست آورند ولي به خاطر نيازهاي رواني - جنسي نياز به ازدواج داشته اند و ازدواج کرده اند.
طبيعي است چنين والديني در تربيت فرزندان خود با مشکل مواجه هستند در حالي که لياقت و شايستگي اوليه را براي فرزند داشتن را دارند در اينجا مقصر خداوند نيست زيرا او همه امکانات لازم در نهاد و وجود اين دو نفر (زن - مرد) براي فرزندار شدن قرار داده اما در مرحله دوم که جنبه ارادي و اختياري دارد اينها موفق نبوده اند و نتوانسته اند آمادگي هاي لازم والديني را در خود به وجود آورند. بنابراين شما قبل از اين که به والدين خود انتقاد کنيد بايد فرايند زندگي آنها را مطالعه کنيد.
شايد شرايط زندگي آنها مساعد نبوده در نتيجه نتوانسته اند بعضي از مهارت ها و دانش ها را ياد بگيرند و الان در تربيت فرزندان خود دچار مشکل هستند. به نظر مي آيد در اينجا به جاي انتقاد بايد به فکر راه و چاره اي برآمد زيرا گفته اند «ضرر را از هر کجا جلويش را بگيري نفع است» الان که شما به همت همان والدين زمينه تحصيلتان فراهم شده و زمينه براي ياديگري بسياري از مسائل از جمله تربيت صحيح فرزند و راه هاي کاهش تنش در خانواده را داريد سعي کنيد با مطالعه بيشتر اين نقصي که در خانواده وجود دارد بدون سرزنش والدين خود جبران کنيد و شما کمک کنيد به آنها اين کار نه تنها کمکي است به والدين تان بلکه تجربه اي بسيار ارزشمند است براي آينده خودتان که مي خواهيد والدين شويد و اين تجربه مي تواند نقش بسيار مثبتي در زندگي آينده شما باشد و جلوي بسياري از مشکلات را بگيرد. بنابراين توصيه مي شود کتاب هايي را در اين زمينه مطالعه کنيد:
1- آيين همسرداري، ابراهيم اميني.
2- تربيت کودک. ابراهيم اميني.
3- تربيت فرزند، حسين مظاهري.
در پايان توصيه مي شود نسبت به والدين خود بسيار با احترام و با کمال ادب برخورد کنيد زيرا هم خداوند و هم بزرگان دين به همه ما سفارش کرده اند که به والدين خود احترام بگذاريد ولو اين که کافر باشند و ما حق نداريم اشتباه والدين را با اشتباه پاسخ دهيم بلکه همواره بايد با برخوردهاي مناسب رضايت آنها را کسب کنيم تا دعاي خير آنها همواره بدرقه راه پرفراز و نشيب ما در زندگي باشد. علاوه بر اين سعي کنيم زندگي والدين را با همه کاستي ها و يا جنبه هاي مثبتي که دارد تجربه قرار دهيم براي زندگي آينده خود نکات مثبت آن را يادداشت کنيم و بعدا در زندگي خودمان به کار گيريم و جنبه هاي منفي را نيز يادداشت کنيم و سعي کنيم از تکرار آنها در زندگي آينده خود پيشگيري کنيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
ني ني سايت
اطلاعات جامع براي مادران و پدران در مورد حاملگي، شيرخواران، نوزادان و كودكان
 
 
پرسش و پاسخ   تبادل نظر   بارداري هفته به هفته   سال اول هفته به هفته   ابزارها   گالري   خاطرات
 
 

تبادل نظر

آرامش دوران بارداري با ادعيه

جستجو
 
مشاهده: 556 براي اظهار نظر بايد وارد سيستم شويد.
  1386/6/14   11:16 ق.ظ    
  مامانِ متين
 

سلام دوستان
من از امروز ميخوام در اين قسمت تا حدودي كه بتونم در مورد دعاها و ذكرهاي دوران بارداري بنويسم . ان شا الله كه به دردتون بخوره . مطمئن باشيد كه اين دعاها و توصيه هاي شرعي در روحيه خودتون و نوگلاتون حتماً تاثير خوبي مي ذاره . توي يك مقاله خوندم كه يك دانشمند ژاپني پس از سالها تحقيق و تفحص كشف كرده كه آب ( اين تنها ماده بدون بو و رنگ و طعم و ...) بر اثر دعا مولكولهايش تغيير شكل مي دهند . يعني اگر در كنار آب دعا خوانده شود يا روي ظرفي كه آب در آن است كلمات زيبا و اسماء الهي نوشته شود مولكولهاي آب به زيباترين شكل و بصورت بلوري شكل خواهد شد . ولي برعكس آبهاي كثيف و نفرين شده داراي مولكولهاي زشت و بدون شكل و بد شكل خواهد شد .
پس ببينيد كه اگر جنيني كه در وجود مادر است برايش دعا خوانده شود و هميشه ذكر خدا را بشنود چه خواهد شد .
التماس دعا
 
       
  1386/6/14   11:26 ق.ظ    
  مامانِ متين
 

براي شروع :
يكي از بهترين كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده كتاب ريحانه بهشتي است . اين كتاب هم حاوي ادعيه و ذكرهاي دوران بارداري و هم داراي موارد بهداشتي و تغذيه اي قبل ، حين و بعد از بارداري است . حتماً كتاب را تهيه كنيد و از آن استفاده كنيد .
موفق باشيد
التماس دعا
 
 
       
  1386/6/14   11:43 ق.ظ    
  ميترا
 

مامان متين. سلام. ممنون از راهنماييتون.
ني ني ما هنوز خدا بهش پاسپورت نداده كه بياد اين دنيا.(يعني هنوز وجود نداره ها) اما من و بابايش از حالا داريم براش دعاهاي مثبت مي مي فرستيم تا هم فرشته كوچولوي ما صالح باشه هم يه كم هم سفارش ما رو پيش خداي مهربون بكنه.
من هميشه سوره ولعصر رو مي خونم. تا ني ني مون صبور بشه. شبا هم سوره واقعه رو مي خونم.
اين كتابي هم كه معرفي كردي فكر كنم. اگه از من بپرسي حفظمش.
اگه مي توني بازم از اين مطالب بنويس.
حالا شما فرشته كوچولوتون زمينيه يا آسمونيه هنوز؟؟؟؟؟؟؟
 
       
  1386/6/14   7:18 ب.ظ    
  yas
 

سلام عليكم

لطفا نام و مشخصات كتاب را كامل ذكر كنيد يافتن 1 كتاب فقط با داشتن نام كافي نيست. بسيار ممنون.
 
       
  1386/6/15   8:31 ق.ظ    
  مامانِ متين
 

سلام
مربا جان : از اظهار لطفت ممنون . پسر من 5 سالشه ، پارسال يك بچه 4 ماهه سقط كردم و از اون به بعد منتظر يك بچه ديگه هستم كه فعلاً خدا نداده . براي شما هم دعا ميكنم .
ياس عزيز:
نام كتاب ( ريحانه بهشتي يا فرزند صالح ) است . جلد سفيد رنگ داره و روي آن عكس يك بچه است . نويسنده اش هم كه كار جمعي است . اين كتاب چون خيلي مشتري داره به هر كتابفروشي معتبري كه مراجعه كني مي توني بخري . چون من خودم هم با اسم رفتم و تهيه اش كردم . موفق باشي
التماس دعا
 
 
       
  1386/6/15   8:35 ق.ظ    
  مامانِ متين
 

دعا براي فرزندار شدن
اين سنت يعني دعا براي فرزند دار شدن حتي در قرآن هم وجود دارد. از جمله در اين آيه:
والذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين واجعلنا للمتقين اماما (1)

همچنين در روايات مختلف ادعيه اي براي فرزند دار شدن ذكر شده است از جمله: در روايتي از امام صادق عليه السلام است كه فرمودند: ...بعد از نماز جمعه دو ركعت نماز بخوانيد و ركوع و سجده را طولاني كنيد و بگوييد:
اللهم اني اسئلك بما سئلك به زكريا رب لاتذرني فردا و انت خير الوارثين... (2)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1- سوره فرقان آيه 74.
2- محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، حليه المتقين، قم، مؤسسه انتشارات عصر ظهور، 1378، ص 117.
 
 
       
  1386/6/15   8:36 ق.ظ    
  مامانِ متين
 

زمان بارداري: توصيه هايي كه به زنان باردار شده، در دو جهت است:
توصيه هاي معنوي: در دوران حمل سزاوار است كه مادران به تقوا و عبادت مبادرت بيشتري بپردازند، زيرا حالات مادر در جنين اثر گذار است. صراحتاً به اين امر در روايتي از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم اشاره شده است كه فرمودند:
الشَّقي من شقي في بطن امه و السعيد من سعد في بطن امه
بدبخت كسي است كه در رحم مادرش گرفتار شقاوت شود و خوشبخت كسي است كه در شكم مادر سعادتمند شود.

توصيه هاي مادي: دين مبين اسلام حتي بر نوع تغذيه مادر دوران بارداري هم توجه دارد. همچنان كه در احاديثي از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم سفارش شده كه به زنان آبستن كندر بخورانيد تا فرزنداني تيزهوش داشته باشند.

نكته قابل توجه اين جاست كه در روايات اشاره به فايده خوراكي ها و حتي در برخي موارد به بهترين زمان استفاده از آنها نيز اشاره كرده است. پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند: به زن آبستن در آخرين ماه هاي بارداراي خرما بخورانيد تا فرزندش بردبار و پاكيزه شود.

 
 
       
  1386/6/15   10:42 ق.ظ    
  مامانِ متين
 

يكي از كارهايي كه براي بچه دار شدن زياد امتحان شده و به نتيجه رسيده توسل به امام نهم حضرت جواد الائمه عليه السلام است اين توسل همه جور ميشه خودتون و نيت شما مثل قرائت قرآن و هديه به حضرت جواد(ع) –فرستادن صلوات و هديه به ايشان _ مجلس روضه براي ا يشان ويا حتي اونايي كه طبع شعر دارند سرودن شعري زيبا در مدح اين تنها فرزند امام هشتم(ع).
خلاصه خودتون و همّتــتون و امام نهم. مطمئن باشيد.

 
 
       
     
 
  ني ني سايت من    
 
ورود
نام كاربري:
كلمه عبور
  بخاطر بسپار

ثبت نام | پسوردم را فراموش كرده ام
 
       


 

مطالب اين سايت تنها جنبه اطلاع رساني و آموزشي داشته و توصيه پزشكي تخصصي تلقي نمي شوند و نبايد آنها را جايگزين مراجعه به پزشك جهت تشخيص و درمان دانست. لطفاً پيش از استفاده از سايت صفحه "شرايط استفاده از سايت" را مطالعه فرماييد. استفاده از اين سايت بدان معناست كه شما قبلاً صفحه "شرايط استفاده از سايت" را مطالعه كرده و به مفاد آن واقفيد.
درباره ني ني سايت | شرايط استفاده از سايت | رعايت حريم شخصي كاربران
info[at]ninisite[dot]com
آخرين به روز رساني: 14/8/1386
نقل مطالب اين سايت با ذکر منبع و نشاني اينترنتي سايت بلامانع است.
0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پژوهشى در پايگاه طبقاتى کودکان تيزهوش و کندهوش

محمدرضا عاشورى

من پيشاپيش از برگزارکنندگان ارجمند اين سمينار، از ميهمانان عزيزى که تشريف آورده‌اند، و از اتحاديه نويسندگان سوئد، تشکر مى‌کنم. گزارشى که مى‌خواهم تقديم کنم، خلاصه‌اى از يک پژوهش مفصل است. اصل گزارش در صدها صفحه تنظيم شده است. طبيعتا دوستان مستحضر هستند که نمى‌شود چنين گزارشى را در فرصت کمى ارائه داد. اما من سعى خواهم کرد تا آن جا که امکان دارد و تا آن جا که دوستان خسته نشوند، شمه‌اى از آن را تقديم کنم. توجه به شناخت آموزش و تربيت کودکان استثنايى، يعنى افرادى که به دلايل خاص جسمانى، ذهنى، عاطفى و روانى، نمى‌توانند از برنامه هاى عادى آموزشى به نحوى مطلوب بهره مند شوند، از نشانه هاى پيشرفت و اصالت و قوت و غناى فرهنگ و نظام آموزش و پرورش هر جامعه‌اى است. در واقع براى انجام اين تحقيق، ما اين سئوالات را مقابل خود قرار داده بوديم که آيا اصولا در جامعه ايران، کودکانى که در نظام آموزشى رسمى به عنوان کودک تيزهوش معرفى مى‌شوند يا شناخته مى‌شوند، به لحاظ جسمى هم تيزهوش هستند؟ داراى IQ بالايى هستند يا نه؟ اگر آرى، در چه ساختار خانوادگى و در چه پايگاه اجتماعى و طبقاتى اين‌ها رشد کرده‌اند و باليده‌اند؟ اين مسايل باعث شد که ما يک کار تحقيقاتى را سامان بدهيم. اين کار ما، بنا به کار پژوهشى، در واقع کار ميدانى و پيمايشى بود و اطلاعات هم از طريق پرسش نامه دريافت شد. اين کار در سطح تهران انجام يافت و به مراکز تيزهوشان هم دختر و هم پسر و هم چنين مراکز کندهوشان هم دختر و هم پسر مراجعه شد، پرسش نامه در اختيار آن‌ها قرار داده شد و آن‌ها پرسش نامه را پر کردند. در مورد کندهوشان، از طريق والدين يا مربى‌ها و مددکاران اجتماعى که در آن مدارس بودند، پرسش نامه ها پر شدند و در واقع ماحصل آن تحقيق به اين جمع بندى ختم شده که من الان خدمت شما عرض مى‌کنم. منتهى فکر مى‌کنم براى شروع، شايد احتياجى به اشاره به يک سرى مقدمات براى ورود به بحث ضرورى باشد. زيرا که اين بحث اساسا يک بحث چالش برانگيز است. فرض من بر اين است که در اين کار پژوهشى، مبانى علمى رعايت شده و بر اساس مبانى علمى آن پيش فرض‌ها، که در فرهنگ بخشى از جامعه ايرانى وجود دارد، تائيد شده است. مثلا شما در پاسخ ها خواهيد ديد که بخش عمده‌اى از اين کسانى که ما به آن‌ها تيزهوش مى‌گوييم، کسانى هستند که والدين‌شان داراى درآمدهاى بالايى هستند؛ کسانى هستند که وضعيت مالى پدر و مادرشان بالاست؛ کسانى هستند که امکانات رفاهى بالايى دارند؛ يعنى در مناطق مرفه نشين تهران زندگى مى‌کنند. و خانواده هايشان حداکثر دارى يک يا دو فرزند است. من البته نتايج اين تحقيقات را به مرور در طول اين بحث ارائه خواهم داد. به نظر مى‌رسد که لزوم بررسى و شناخت از وضعيت کودکان استثنايى بشدت احساس مى‌شود. بنابراين، ما بايد ابتدا کودکان استثنايى را بشناسيم. خواست‌هاى آنان را بررسى کنيم. مشکلات‌شان را دريابيم و در رفع آن‌ها بکوشيم. و کمک کنيم تا آن‌ها وارد جامعه شده و نيروهاى آنان در جهت استقلال فردى و پيش رفت جامعه به کار برده شود. در جوامع مختلف، چگونگى برخورد و نگرش انسان‌ها نسبت به مساله کودکان استثنايى، به ويژه کودکانى که دچار اشکالات مشخص ذهنى و جسمى هستند، بستگى به آگاهى از شرايط اجتماعى، اقتصادى، سياسى فرهنگى، مذهبى و اخلاقى دارد. بدون ترديد افراد با يک ديگر تفاوت‌هاى مشهودى دارند. افراد نه تنها از لحاظ جسم و ساختمان بدن، مثل بلندى و کوتاهى قد و شکل چهره، بلکه در رفتار هم با يک ديگر تفاوت‌هايى دارند. شايد بتوان اذعان نمود که از لحاظ رفتارى، حتا دو نفر را نمى‌شود پيدا کرد که داراى رفتار يک سانى باشند. در استعدادها نيز چنين است. بنابراين، آن پيش فرضى که من در ابتداى صحبتم مطرح کردم را مى‌توان به اين گونه توضيح داد که ما در اين تحقيق به اين نتيجه نرسيديم که کودکان تيزهوش به لحاظ IQ وجود ندارند، بلکه چنين کودکانى وجود دارند و يافته ها هم نشان داده که پديده تيزهوشى يا کندهوشى (يعنى فردى که داراى آى کيوى بالا و پايين باشد) وجود دارد. با اين حال به گمان من آن چيزى که تعيين کننده است، يا به اصطلاح جامعه شناسانه بار اصلى آن پديده اجتماعى را شکل مى‌دهد، وضعيت طبقاتى آن است.

هيچ کس منکر اين واقعيت نيست که برخى از اختلافات موجود بين افراد در نتيجه علل ساختمانى مربوط به توارث، و بخشى هم مربوط به تاثيرات محيط، مى‌باشد. نتيجتا کسى انکار نمى‌کند که اين اختلافات، البته تا حدى، تحت تاثير محيط قابل تغيير نيز مى‌باشد. ولى اختلاف نظرهاى قابل ملاحظه‌اى در رابطه با درجه اهميت اين عامل، يعنى اين مساله که عامل اصلى مکانيزم تاثير گذار اين‌ها چيست، وجود دارد. جامعه شناسان بيش‌تر بر اين عقيده‌اند که عوامل اجتماعى، عوامل اصلى‌اند و سعى مى‌کنند که اين عوامل را عمده کنند. بر خلاف اين‌ها، روان شناسان با توجه به اين که از منظر خاصى به اين مساله نگاه مى‌کنند، بيش‌تر بر ويژگى‌ها و اختلافات فردى تکيه مى‌کنند. منظرى که من از آن به اين قضيه نگاه مى‌کنم، منظرى است که سعى مى‌کند مسايل اجتماعى را عمده ببيند. البته بدون اين که بخواهم بگويم، مسايل فردى هم وجود ندارند و يا بخواهم آن‌ها را کم رنگ و يا کم اهميت جلوه بدهم.

شايد بهتر است اساسا وارد اين بحث بشوم که سرنوشت کندهوشان و تيزهوشان در سطح دنيا چطور است و يک تصوير کلى از شرايط جهانى بدهم و بعد وارد مسايل ايران شوم. راجع به مسايل کندهوشان مى‌توان از يونان قديم صحبت کرد. در اين جا، در زمانى، افرادى مثل سقراط و افلاطون سرگرم پى ريزى اصول فلسفه خود بودند. اين سنت در يونان وجود داشت که افراد کندهوش را به حال خود مى‌گذاشتند تا بميرند. بنا به اعتقادى که به مدينه فاضله داشتند، خواستار جامعه‌اى بدون افراد معلول بودند و به همين اعتبار، افراد معلول را از ميان برمى‌داشتند. افلاطون در کتاب «جمهوريت» به پرورش کودکان پرداخته است و براى قرن‌ها بشريت به تبع افلاطون معتقد بوده که کندهوشان در واقع عارى از هر نوع عواطف و احساسات انسانى‌اند. بنابراين، تبعيد آن‌ها را روا مى‌دانستند؛ شکنجه آن‌ها را روا مى‌دانستند؛ اين اعتقاد به نوعى تا قرون وسطا در اروپا و دنيايى که بر اساس فرهنگ يونانى شکل گرفته بود، وجود داشت. البته در ايران و در آئين زرتشتى هم به نوعى اين گونه نگاه نسبت به کودکان کندهوش وجود داشت. اما ويژگى‌هايى در جامعه ايرانى نسبت به پديده کودکان عقب مانده وجود داشت که با نگاه يونانى‌ها نسبت به اين کودکان خيلى فرق مى‌کرد. در آئين زرتشتى، در اوستا، در فقره ٩٣ از آبان گشت اوستا، مى‌خوانيم که: آنانى که کور کر و کوتاه بالا و بى خورند يا دندان‌هاى درهم و برهم دارند يا گوژپشت پيش گوژند، يا به بيمارى غش دچارند يا به گواهى همگان نشانه هاى بى خوديشان آشکار است، نبايد از زور و يا آن آبى که جاودانگى و پاکى ما را تضمين مى‌کند، بنوشند. چون آن را آلوده مى‌کنند.

در قرون وسطا، با شکل گيرى تحولات اجتماعى، طرز نگرش و برخورد با افراد معلول تغيير کرد و بعضى از آنان مورد حمايت اشراف قرار گرفتند. با شروع رنسانس، در اروپا تغييراتى در وضع افراد معلول به وجود آمد. انقلاب فرانسه، نقطه عطفى بود در موقعيت عقب ماندگان ذهنى. از اين تاريخ بود که يک مرکز عقب ماندگى ذهنى در پاريس تشکيل شد و شخصى به نام سين جن در سال ١٨٨١، و هم چنين شخصى به نام فيليپ پنل در رساله طبى خود موسوم به «فلسفه عقب ماندگى ذهنى»، گروه بندى کودکان کندهوش را شروع کردند و از اين جا بود که نگاه علمى، نگاه واقع بينانه به مساله کودکان کندهوش و اين که اين مسايل را چگونه بايد حل کنيم و چگونه بايد به آن بپردازيم، شکل گرفت. اين راه هم چنان ادامه داشت، تا اين که در سال‌هاى بعد (در اوايل دهه ٨٠ ميلادى) اثبات اين مساله که بين سوء تغذيه و رشد رابطه وجود دارد، باعث وحشت کشورهاى ستم گر شد. سپس شاهد اين بوديم که پديده عقب ماندگى ذهنى و عوامل طبيعى آن برسميت شناخته شدند. اين گونه کشورها از آن مى‌ترسيدند که کشورهاى تحت سلطه به فکر چاره بيفتند و حق خود را بگيرند، بنابراين، براى اين که از اين نوع اعتراض‌ها در جوامع تحت استعمار جلو بگيرند، در ١٣٦٤ يا ١٩٨٥ ميلادى، سمينارى جهانى به نام «پيشرفت دانش در زمينه عقب ماندگى ذهنى» برگزار شد.توجه به مسايل و مشکلات معلولان ذهنى در سرزمين ما پيشينه عميقى ندارد. باور همگان و اعتقاد بزرگان اين مرز و بوم در مورد پديده معلوليت آن بود که جن يا ارواح خبيثه در کالبد آنان حلول کرده و براى خارج کردن اين ارواح هم مراسم خاصى وجود داشت. اين مراسم احتمالا در اکثر مناطق ايران وجود داشته، چنان چه هنوز ريشه هاى اين سنن باستانى را در خطه جنوب مى‌توان ديد. جنوب و سواحل درياى آن محل مناسبى است براى جنون و پريشانى و آشفتگى‌هاى روانى. از جمله عقايد و رسومى که در جنوب وجود دارد، اعتقاد به وجود بادهاى سرخ موذى و غير موذى است که وارد بدن آدمى مى‌شوند و به اذيت و آزار انس