بسمعه تعالي ، خوش آمديد . .
* توصيه براي زندگي بهتر: 1- بيائيد گناه نكنيم زيرا هرچه كم گناهتر = زندگي بالذت تر و بدون درد سر تر = پس پيش به سوي موفقيت و خدا با گناه نكردن 2- در باطن بهتر از ظاهرت باش 3- خوش خلق باش 4- آنچه فايده ندارد ترك كن و انجام نده 5- و بدان از دنيا آن براي تو ميماند كه به كار آخرتت آيد پس فريب مال دنيا را نخور و دنبال پول كثيف و مال حرام نرو و به همه خوبي كن 6- تا ميتواني كار كن تا محتاج هيچ كس نشوي
طلاي علي با افتخار تقديم شما دوست عزيز مينمايد:
ALIgold.com Live all of the time ... ... ALI gold.com present
همه چيز درباره روشهای پیشرفته جلوگیری از بوجود آمدن مشکلات در خانواده و روابط دختر و پسر و پدر و مادر با همدیگر
شامل چندين مقاله و قسمت مختلف در اينباره
تذكر و توصيه : مطالب تست شده نميباشند و طلاي علي فقط بخاطر اطلاع رساني مطالب را در اختيار شما ميگذارد و مسئوليت مطالب به عهده خود سايتهاي ارائه كننده ميباشد + بعلت پايين بودن سرعت خطوط دايل آپ تلفن و اينترنت در ايران و بالا بودن حجم صفحات سايت طلاي علي لطفا بيشتر صبر نماييد + ميتوانيد پس از ديدن كامل صفحات درخواستي اتان از طلاي علي ارتباط با اينترنت را قطع كرده و با صبر و انديشه و حوصله صفحات را مطالعه فرماييد ، براي راحتر پيدا كردن مطلب درخواستي خود در صفحات بلند از قسمت EDIT جستجوگر اينترنت خودتان گزينه Find را انتخاب نماييد و كلمه كليدي درخواستي خود را پيدا كنيد ، انشا الله همه با هم بهشتي شويم . ( طلای علی با تهيه کنندگان اين صفحه همکاری نمی کند و مسووليتی نيز درباره مندرجات آن به عهده نمی گيرد. )براي ديدن اين صفحه كه شامل چندين صفحه ميباشد بايد چندين دقيقه صبر نماييد - اگر از موتور جستجو وارد این قسمت شده اید و موضوع این صفحه مورد علاقه شما نمی باشد وارد صفحه اصلی طلای علی شده و موضوع را بیابید www.ALIgold.com
برای پیدا کردن مطلب مورد علاقه خود از جستجو استفاده فرمائید *
متاسفانه قربانیان روابط خیابانی اغلب بانوان و به ویژه دوشیزگان هستند كه پس از برقراری روابط پنهانی به دور از چشم خانواده در جادههای خارج از شهر یا اماكن متروك مورد تعرض قرار میگیرند.

دلایل برقراری ارتباط از طرف دختران با پسران
اما چند روز پیش یکی از دوستان داستان آشنائی خودش
را مطرح میکرد و از بعضی مسائل در این آشنائی گله داشت هر چند این آشنائی خیابانی و
اینترنتی نبود اما بهر حال مطالب زیر بعضی واقعیتها را برای ایشان و بقیه دوستان
روشن خواهد کرد .
این سخن را قبلاً نیز گفته ام که اگر بدون آزمایش دیگران به آنها اعتماد کردید و پشیمان شدید کسی غیر خودتان را مقصر ندانید .
● هدف دخترها از رابطه داشتن با پسرها چیست ؟
همه ما اطلاع داریم که کارهای خودمان را بواسطه انگیزه درونی انجام میدهیم و صحت در رفتار ما هنگام انجام کارها تحت شعاع انگیزه های ما واقع میشود .
البته ما میدانیم گاهی مجموعه ای از اهداف میتواند باعث انگیزش شود اما در چارچوبهای خاص دسته بندیهای اهداف را بصورت زیر بیان میکنیم .
بر اساس نظر روانشناسان یک دختر برای ارتباط با یک پسر میتواند اهداف زیر را دنبال کند :
۱) کمبود محبت از جهت بی توجهی خانواده او
۲) حس کنجکاوی در مورد پسرها و اقدام به کسب تجربه
۳) وقت گذرانی و پر کردن وقتهای خالی
۴) انتقام گرفتن از جنس مخالف و نارو زدن به او
۵) رابطه برای شناخت بیشتر و ازدواج
رابطه ممکن است از چت ، یک برخورد خیابانی و یا یک دوستی در دانشگاه و . . . شروع شود.
در طی این روند احساسات دختر و تاثیر پذیری پسر نقش بازی کرده و دو طرف متوجه هم میشوند .
اما هدفهای برقراری ارتباط بسیار متفاوت هستند در دسته اول از دخترها کمبود محبت و بی توجهی خانواده های آنها ، آنها را به سمت جلب محبت از طرف دیگران سوق میدهد .
در دسته دوم کسب تجربه باعث میشود تا یک دختر شخصاً اقدام کند این افراد بدلیل شنیده هایی که از دوستان و آشنایان داشته اند قصد دارند تا شخصاً امتحان کنند اما احتمالاً به این نتیجه میرسند که تجربه بدترین معلم است چون ابتدا امتحان میگیرد و سپس درس میدهد .
دسته سوم هدف ندارند و صرف اینکه طرف مقابلشان از جنس مذکر باشد کفایت میکند .این گروه و حتی گروههای قبلی ممکن است همزمان با چند نفر ارتباط داشته باشند و شماره تلفن رد و بدل کنند چون چیزی که برایشان مهم است فقط مذکر بودن فرد مقابلشان میباشد و شخصیت او اهمیت زیادی برایشان ندارد .گاهی پیش میآید که یک فرد برای زمانی با فردی و لحظه ای بعد بدنبال فرد دیگری باشد این رفتار مشخص میکند که دوست داشتن یک پوسته تهی و پوچ در زندگی آنها محسوب میشود که ممکن است بر سر زبان آنها هم جاری شود که البته هیچگاه واقعی نیست.
بدیهیست اغنای حس وقت گذرانی آنها با افراد بیشتر و تماسهای تلفنی بیشتر بهتر انجام میشود .
اما گروه چهارم بخاطر وجود تجربیات تلخ در گذشته آشنائی با پسرها را وسیله وارد کردن ضربه به آنها میکنند البته این افراد فقط میتوانند افراد ناراحت باشند که تعدادشان نسبت به بقیه گروهها کمتر است .
در تمام این گروههایی که مطرح شد بواسطه تکرار و تعدد دوستیها بدبینی نسبت به اطرافیان زیاد میشود چون این ارتباطها هیچکدام منطقی و صحیح نبوده بعد از مدتی برای جنس مخالف بصورت طبیعی در آمده و این واقعیت برای دخترها قابل پذیرش نیست و البته آن زمان است که ضربه نهایی به دختر وارد میشود و ضرر و آسیب نهایی متوجه احساسات دختر است .
اما گروه آخر دو دسته هستند یکی آن گروه که عشق را دلیل اصلی ازدواج میدانند و گروه دیگر که میخواهند با شناخت اقدام به ازدواج کنند .
البته طولانی شدن این ارتباط برای این گروه هم خطر ناک است چون دلبستگیها باعث خواهد شد تا دلایل اصلی ازدواج را نادیده بگیرند و البته چون خانواده ها مستقیماً در جریان امور نیستند ممکن است نظرات دیگری داشته باشند که میتواند باعث بروز مشکلات شود .
وارد شدن ضربات روحی هم خود باعث خواهد شد ریتم سعودی و نزولی ارتباط با جنس مخالف برای آنها به یک عادت تبدیل شود و بعد از هر رابطه ای رابطه دیگری را جستجو کنند که شبیه یک اعتیاد به ارتباط با جنس مخالف است .و طبیعی شدن این ارتباطها با بالاتر رفتن سن بیشتر شده و عواقب بدتری خواهد داشت .
متاسفانه این رفتار بیمار گونه به اندازه ای تاثیرات بد خود را در افراد میگذارد تا حتی در مشاهدات دیده میشود بعضیها حتی بعد از ازدواج هم بدنبال جلب دوستیهای اینچنینی هستند .
شاید بجا باشد به آیه قرآن که ملاکهای ازدواج را معرفی میکند اشاره کنم .
وَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن یَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُم مِّن فَتَیَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفَاحِشَهٍٔ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَی الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَیْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. (سوره نساء آیه ۲۵)
هرکس را که توانگری نباشد تا آزاد زنان مومنه را به نکاح خود در آورد از کنیزان مومنه ای که مالک آنها هستید به زنی گیرد. و خدا به ایمان شما آگاه تر است. همه از جنس همدیگرید. پس آنها را به اذن اهلشان نکاح کنید و مهرشان را به نحو شایسته ای بدهید. و باید که پاکدامن باشند نه زناکار و نه از آنها که به پنهان دوست میگیرند . . . . .
نوجوان بزهکار
یکی از مسائل مهم و پیچیده که در زمان حاضر توجه
صاحب نظران اجتماعی را به خود جلب کرده مساله جرم در سنین پایین و بزهکاری در بین
نوجوانان است که معمولا برای جرایم نوجوانان زیر ۱۸ سال به کار برده می شود که در
صفحه حوادث روزنامه ها با آن مواجه می شویم مثل چاقوکشی و ضرب و جرح، دزدی، تجاوز
و...
آیا تاکنون فکر کرده ایم که چه افرادی را می توان جزو افراد بزهکار قرار داد و
ویژگی این افراد چیست؟ به طور کلی می توان این خصوصیات را در افراد نوجوان بزهکار
تقسیم بندی کرد:
- تعداد زیادی از بزهکاران تمایل به فعالیت ها و کارهای مخاطره برانگیز دارند.
- از وقت خود به درستی استفاده نمی کنند و معمولا شب ها را تا دیروقت بیدارند.
- از شب ها برای انجام دزدی استفاده می کنند و در تاریکی ها مرتکب خطا می شوند.
- گاهی شب ها را در کنار خیابان به ولگردی و... به صبح می رسانند.
- تمایل خیلی زودرس به کشیدن سیگار دارند و گاهی هم فراری از خانه و خانواده
اند.
- از نظر شخصیتی دارای انرژی زیاد، پرخاشگر و حادثه جو و لجبازند.
- به جای استفاده از فکر و منطق برای حل مشکلا ت خود از رفتار و عمل استفاده می
کنند.
- نسبت به دیگران سو»ظن دارند وخود مدار و بدگمان هستند.
- در برابر قانون و صاحبان قدرت کمتر تمایل به اطاعت و تسلیم شدن دارند.
● عوامل بزهکاری
از تعاریف متعدد درباره علل و عوامل بزهکاری چنین استنباط می شود که عوامل
خانوادگی نقش موثرتری در ایجاد بزهکاری دارد که به طور خلا صه عبارتند از:
۱) تبعیض: تبعیض سبب ایجاد عقده حقارت و احساس نفرت و بدبینی در کودک می شود.
۲) خشونت: ریشه اصلی جنایت ها و خشونت ها در جامعه اعمال خشونت و تنبیه های
بدنی است که والدین در مورد فرزندان خود اعمال می کنند و باعث ایجاد عقده های روانی
در آنان است.
۳) سن والدین: والدین خیلی مسن نمی توانند وظیفه های تربیتی فرزندان خود را به
خوبی به عمل آورند و آنان را برای زندگی سالم و پایبند به مقررات و ارزش ها و
هنجارهای اجتماعی بار آورند.
۴) عقب ماندگی خانواده: این قبیل خانواده ها فرزندان خود را بدبین و غیراجتماعی
و عصیانگر بار می آورند.
۵- بی سوادی: که منظور سواد خواندن و نوشتن نیست بلکه پایین بودن سطح فرهنگ
خانواده نسبت به مسائل جامعه است.
۶) انحراف والدین: اعتیاد به الکل یا مواد مخدر زمینه بزه را در خانواده ایجاد
می کند.
۷) طلا ق و کشمکش اعضای خانواده: جدایی کودک از والدین به خصوص مادر موجب
ناتوانی در برقراری رابطه عاطفی سالم و درست به هنگام بلوغ می شود زیرا منبعی برای
راهنمایی های درست و جلوگیری از خطا وجود ندارد.
۸) رسانه ها - مطبوعات و ماهواره و شبکه های کامپیوتری
۹) وضعیت اقتصادی کشور و توزیع درآمدها و تضاد طبقاتی و فقر
۱۰) دوستان و هم سالا ن و کسانی که با فرد رابطه نزدیک دارند.
● پیشگیری از بزهکاری
به طور کلی در مورد پیشگیری از ارتکاب جرایم نوجوانان می توان به موارد زیر
اشاره کرد:
۱) پرورش حس اعتماد به نفس در فرزندان
۲) تامین نیازهای معنوی و افزایش میزان ایمان افراد
۳) آموزش و پرورش مناسب در مدرسه و معلم خوب
۴) عدم ایجاد ناسازگاری در محیط خانوادگی
۵) جو عاطفی مناسب و تفاهم بین والدین
۶) عدم پرخاشگری در خانواده و بین والدین
۷) محیط مناسب زندگی و سالم بودن و مناسب بودن مسکن
۸) دوست و رفیق بودن با کودک
۹) کودک و نوجوان والدین خود را بهترین همراز زندگی بداند
۱۰) به جای تکیه بر دیگران به خانواده خود تکیه داشته باشد
۱۱) زود به دیگران غریبه اعتماد نکند
۱۲) در همه حال و همه جا خدا را ناظر بر اعمال خود بداند
۱۳) بداند که همه اعمال او چه نیک و چه بد روزی مورد سوال و جواب خواهد بود.
● درمان بزهکاری
۱) اجتناب از تشدید وضع بزهکاران
۲) مشاهده
۳) درمان سرپایی
۴) درمان در موسسات شبانه روزی
۵) نظام درمان روزانه یا نیمه آزاد
۶) پیگیری و مراقبت های بعد از درمان
۷) تربیت متخصصان و کارکنان فنی
۸) ایجاد نگرش ها و ارزش های جدید در نوجوان به درک عقاید دیگران و تفاوت های
فرهنگی و احترام به آنها
آسیب شناسی روابط دختر و پسر
تعریف رابطه دختر و پسر
۱) مراد از روابط دختر و پسر، رابطه ای است که خود رابطه، هدف است و مقدمه چیز
دیگری نیست. رابطهای که خود رابطه هدف نیست، همانند رابطه و معاشرت دختر و پسری که
نسبت خویشاوندی دارند و یا رابطه علمی، شغلی و اقتصادی بین دختر و پسر، اشکالی
ندارد.
۲) در این رابطه، جنسیت طرفین، موضوعیت دارد؛ یعنی نگاه آن دو به هم، جنسیتی
است.
۳) دراین رابطه، احساسات و عواطف طرفین، حرف اصلی را میزند.
۴) در این رابطه، یک در هم تنیدگی بین غریزه جنسی و قوای عاطفی طرفین وجود دارد
و تفکیک آن دو در بسیاری از مواقع، امکانپذیر نیست.
پس منظور ما از رابطه و دوستی دختر و پسر، «رابطهای است صمیمانه و گرم و اغلب
پنهانی که احساسات و عواطف طرفین در این ارتباط، دخالت جدی دارد و نگاه آن دو به
هم، نگاه جنسیتی باشد؛ نه نگاه پاک انسانی و اغلب از طریق دیدارهای مخفیانه، رد و
بدل کردن نامه، تلفن و ... ایجاد میگردد».
سه دیدگاه در باره رابطه دختر و پسر وجود دارد:
▪ دیدگاه افراطی؛ در این نگرش، هر گونه ارتباطی با جنس مخالف، آزاد و بدون مانع
است(رویکرد لیبرالیستی).
فروید و پیروان وی مدعی هستند که اخلاق جنسی کهن، بر اساس محدودیت و ممنوعیت
است و تمام مشکلات بشر به دلیل ممنوعیتها، محرومیتها، ترسها و وحشتهای ناشی از
این ممنوعیتهاست که در ضمیر باطن بشر جایگزین شده است.
برتراند راسل نیز همین مطلب را اساس قرار میدهد و در کتاب «جهانی که من
میشناسم»، میگوید: «اگر از انجام عملی [رفتار جنسی] زیانی متوجه دیگران نشود،
دلیلی نداریم که ارتکاب آن را محکوم کنیم».۱
▪ دیدگاه تفریطی؛ بر پایه این رویکرد، هر گونه ارتباط و پیوند با جنس مخالف،
مردود و مورد نکوهش میباشد. این دیدگاه، نقطه مقابل دیدگاه افراطی است.
راسل در جای دیگر میگوید: «پدران کلیسا از ازدواج به زشتترین صورت یاد
کردهاند. هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد. بنابراین، میگفتند: ازدواج
که عمل پستی شمرده میشد، بایستی منعدم شود».۲
▪ دیدگاه اعتدالی؛ بر اساس این دیدگاه، نه آزادی مطلق و رها پذیرفته شده است و
نه محدودیت و منع هر گونه رابطه؛ بلکه ارتباط بین دو جنس مخالف، در یک چهارچوب
[Context] مشخص، تعریف شده است.
ارتباط مجاز، ارتباطی است حداقلی و به دور از هر گونه انگیزه شهوی و عاطفی و
رابطهای است که در آن، نفس رابطه مقصود نباشد و نگاه دو جنس به هم، نگاه انسانی
باشد و نه جنسیتی. دیدگاه اسلام، ناظر به نگرش سوم، یعنی دیدگاه اعتدالی است.
● روابط دختر و پسر از نگاه قرآن کریم
قبل از بحث «آسیب شناسی روابط دختر و پسر»، اشارهای گذرا به دیدگاه قرآن کریم
در مورد این بحث خواهیم داشت.
داستان موسی علیه السلام و دختران حضرت شعیب علیه السلام۳
این داستان، مربوط به زمانی است که حضرت موسی علیه السلام با نگرانی و ترس از
دشمن از مصر به جانب مدین بیرون رفت و چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدین رسید،
آن جا جماعتی را دید که گوسفندانشان را سیراب میکردند و دو زن را یافت که دور از
مردان، در کناری به جمعآوری گوسفندانشان مشغول بودند. موسی علیه السلام به جانب
آن دو رفت و گفت شما این جا چه کار میکنید؟ گفتند: ما منتظریم تا مردان،
گوسفندانشان را سیراب کنند و باز گردند؛ آن گاه ما گوسفندانمان را سیراب کنیم و پدر
ما هم، مردی سالخورده است.
موسی گوسفندان آنان را سیراب کرد و سپس رو به سایه آورد و دست به دعا برداشت.
حضرت موسی علیه السلام هنوز از دعا لب فرو نبسته بود که دید یکی از آن دو دختر با
کمال وقار و حیا باز آمده و گفت: پدرم از تو دعوت کرده که به منزل ما بیایی تا در
برابر کمک تو به ما، به تو پاداش دهد. وقتی موسی علیه السلام نزد پدر دختران (شعیب)
رسید و سرگذشت خود را با بیان کرد، شعیب گفت: اینک ترسی به خود راه نده که از شر
قوم ستمکار، نجات یافتی. در این هنگام، یکی از آن دو دختر (صفورا) گفت: ای پدر!
این مرد را برای کار خود اجیر کن که وی بهترین کسی است که میتوان برای انجام کار
برگزید؛ زیرا او هم امین است و هم توانا. شعیب خطاب به حضرت موسی علیه السلام گفت:
من اراده کردهام که یکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم.
● پیامها
▪ در یک رابطه ضروری و حداقلی میان دختر و پسر، بایستی رفتار، نگاه، پوشش و
گفتار آن دو، بر اساس اصل «حیا» باشد.
خداوند در توصیف راه رفتن دختر شعیب در آیه ۲۶ سوره قصص، میفرماید: «تمشی علی
استحیاء»؛ زیرا شیوه حرکت، سبک سخن گفتن و نحوه لباس پوشیدن، حامل پیام است و در هر
فرهنگی، با مخاطبش سخن میگوید.
فرق حیا و شرم این است که حیا، «کنترل ارادی رفتار، به منظور حفظ حریم بین خود
و دیگران است و شرم، یک نوع ناتوانی در اظهار وجود و ابراز خود است.
▪ پدران و مادران، باید بر رفتار فرزندان خودشان با مهربانی و احترام به شخصیت
آنان و به دور از هر گونه توهین، نظارت کنند و در مقابل، نوجوانان و جوانان هم باید
برای کسب آگاهی بیشتر و استفاده از تجربه پدر و مادر، با آنان مشورت کنند.
وقتی که بر خلاف عادت هر روزه، آن دو دختر، زودتر به خانه برگشتند، پدر با تعجب
پرسید: چه شد که امروز زود بازگشتید؟ دختران گفتند: مرد صالحی بر سر چاه بود که با
مشاهده وضع ما، بر ما ترحم کرد و گوسفندان ما را آب داد و ما زودتر به خانه آمدیم.
۳. باید از نگاه ناروا و «چشم چرانی»، خودداری ورزید که از آن به «غض بصر»۵
تعبیر شده است. فرمان قرآن این است که باید از نگاه خیره، هوسآلود و کنترل نشده،
پرهیز کرد.
● چه باید کرد؟
▪ بایستی میان والدین و فرزندان، روابط صمیمی حاکم باشد؛ تا فرزندان بتوانند در
یک محیط سالم و قابل اعتماد، به راحتی مشکلات خود را با والدین در میان بگذارند.
▪ والدین باید شرایط نسل جدید و واقعیتها را درک کنند و سعه صدر داشته
باشند؛ تا با هوشیاری و گفتوگوی منطقی با آنان، برای حل مشکل آنان اقدام کنند.
دختران و پسران مسلمان و پاک، باید بیاموزند که در اولین برخورد تأثیرگذار با
جنس مخالف، آن را با پدر و یا مادر و یا با یک مشاور آگاه و مسلمان، مطرح کنند؛ تا
بتوانند از تجربههای علمی و عملی آنان بهره برده، قبل از این که دچار آسیبهای جدی
شوند، تصمیم عاقلانهای بگیرند. اگر دختر و پسر، مسائل و معاشرتهای مهم روزانه خود
را با افراد مجرب مطرح کنند و والدین و مشاوران نیز بتوانند در حل مسائل آنها نقش
مفید و سازندهای را ایفا کنند، میتوان امیدوار بود که جلوی بسیاری از روابط
پنهانی و ناسالمی که احتمال دارد بعد از برخورد نخستین شکل بگیرد، گرفته شود.
● داستان حضرت یوسف علیه السلام و زلیخا۶
در آیه ۲۳ و ۲۴ سوره یوسف چنین آمده است: «وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی
بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ:
مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ
الظَّالِمُونَ؛ و زنی که یوسف در خانه او بود، از یوسف از طریق مراوده و ملایمت،
تقاضای کامگیری کرد و درها را [برای انجام مقصودش] محکم بست و گفت: برای تو
آمادهام. یوسف گفت: پناه به خدا که او پروردگار من است و مقام مرا گرامی داشته
است. قطعاً ستمگران رستگار نمیشوند».
«وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَی بُرْهَانَ رَبِّهِ
کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا
الْمُخْلَصِینَ؛ و همانا (همسر عزیز مصر) قصد او (یوسف) را کرد و او نیز اگر برهان
پروردگارش را نمیدید، [بر اساس غریزه] قصد او را میکرد. این گونه [ما او را با
برهان کمک کردیم] تا بدی و فحشا را از او دور کنیم، زیرا او از بندگان برگزیده
ماست».
● پیامها۷
۱) معمولاً عشق بر اثر مراوده و به تدریج، پیدا میشود. وجود دائمی یوسف در
خانه زلیخا کم کم سبب عشق مادی شد.
۲) حضور مرد و زن نامحرم در یک محیط بسته، زمینه را برای گناه فراهم میکند.
۳) تقوا و ارده انسان، میتواند بر زمینههای انحراف و خطا غالب شود.
۴) خطر غریزه جنسی به قدری است که برای نجات از آن، باید به خدای رحمان پناه
برد.
۵) تلقین یاد خدا به نفس خود، نقش مهمی در ترک گناه دارد.
۶) یاد کردن الطاف الهی و عاقبت گناه، مانع از ارتکاب آن است؛ « مَعَاذَ اللّهِ
إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ».
۷) یک لحظه گناه میتواند انسان را از رستگاری ابدی دور کند؛ «إِنَّهُ لاَ
یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ».
۸) انسانی که مقام و منزلت خود را میداند خود را به بهای کم و اندک نمیفروشد.
۹) انبیا نیز در غرایز، مانند سایر انسانها هستند؛ ولی به دلیل ایمان به حضور
خداوند، گناه نمیکنند؛ «وهم بها لولا ان رآی برهان ربّه».
۱۰) بهانه بسته بودن درها کافی نیست؛ باید به سوی درهای بسته حرکت کرد؛ شاید
باز شوند.
۱۱) امام صادق علیه السلام فرمود: برهان رب، همان نور علم و یقین و حکمت بود که
خدا در آیات قبل فرمود؛ «و اتیناه علما و حکما».
● آسیب شناسی روابط دختر و پسر
روابط دختر و پسر، دارای آفتها و آسیبهای روانی و اجتماعی جبرانناپذیری است
که چند نمونه آن به شرح زیر است:
▪ سرکوب شدن استعدادها
یکی از مهمترین عواملی که با وجود رشد نیروهای جسمی، فکری و روحی نوجوان، مانع
از به جریان افتادن صحیح و اصولی آنها و تأمین سعادت آینده او میشود، تسلّط میل
جنسی بر وجودش میباشد. عدم کنترل این میل، سبب میشود که تمام حواسّ و توجّهات
انسان و تمام قوای جسمی و مغزی او معطوف هوسبازیها شود و اگر عملاً هم موفق به
هوسبازی نگردد، تمام فکر و ذهن او به وسیله این خیالات و افکار، اشغال شده و او
مجالی برای انجام کار دیگری و شکوفایی اندیشه و استعدادش پیدا نمیکند. این شعلهای
که در سراسر وجودش زبانه میکشد، تمام تر و خشک را با هم میسوزاند و شکوفههای
تازه دمیده در گلزار شخصیت معنویاش را طعمه آتش سوزان میکند.۸
آیه الله سبحانی میگوید: روزی در محضر حضرت آیه الله العظمی بروجردی (ره)
نشسته بودیم که یکی از پزشکان ترکیه، به دیدار آیه الله بروجردی آمد و سؤال کرد که
چرا اسلام نوشیدن شراب را حرام کرده است؟ آن مرجع بزرگ فرمود: حقیقت انسان را عقل،
قدرت اندیشه و تفکر تشکیل میدهد و اگر عقل انسان نبود، وی با دیگر موجودات زنده
تفاوتی نداشت و یکی از اموری که در تضاد شدید با قوه عقل انسان است، نوشیدن شراب
است؛ همان طور که پزشکان نیز این مطلب را تأیید کردهاند. بنابراین، چون شراب عقل
را از بین میبرد و حقیقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع کرده است.
آن پزشک به دنبال این پاسخ، گفت: درست است که نوشیدن زیاد شراب، باعث از بین
رفتن قوه تعقل انسان میشود و حقیقت انسان زیر سؤال میرود، ولی اگر کسی به مقدار
کمی از این نوع مایعات بنوشد، نمیتوان گفت چنین تأثیری دارد؛ پس چرا اسلام آن
مقدار اندک را نیز ممنوع کرده و نوشیدن آن را غیرمجاز میداند. آیه الله بروجردی
فرمود: چون انسان، کمالطلب است و هرگز به مقدار کم قناعت نمیکند و اگر مجاز شمرده
شود، بر اساس کمالخواهیاش، به تدریج بر خواسته خود میافزاید. به همین جهت است که
اسلام از همان ابتدا، حتی مقدار اندک آن را ممنوع کرده است و به عنوان یک قانون
قطعی و دقیق، آن را برای تمام افراد چه با اراده و چه کم اراده، به اجرا گذاشته است
و چون این ویژگی یعنی کمالطلبی، در دیگر ابعاد و زمینهها جاری است، دیگر قوانین و
مقررات و دستورالعملهای صادره از طرف قانونگذار هستی، بر اساس همین نکته شکل
گرفته و آن جا که ممکن است زیادهطلبی باعث حریمشکنی شود و به تدریج انسان در وادی
هولناک و در معرض خطرات جانی و روحی قرار گیرد، اسلام با جدیت و قاطعیت آن را نهی
میکند.
اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همین موارد است که با یک سلام و احوالپرسی
ساده آغاز میشود و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع میشود؛ ولی به تدریج،
نوع رابطه و گفتوگو تغییر پیدا کرده، بر میزان و کمیت آن نیز افزوده میشود و تا
آن جا پیش میرود که انسان تمام انرژی عاطفی خود را میخواهد در همین گفتوگوها و
ارتباطها هزینه کند و هرگز به همان حداقلی که در روزهای اول داشته، اکتفا نمیکند
و بر همین اساس است که از همان آغاز، باید از ایجاد ارتباط عاطفی و مبتنی بر
احساسات، اجتناب کرد.
بنابراین، ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء
تفاهمی را به دنبال نداشته باشد)، دلیل موجه و قابل قبولی را نمیشناسیم و در واقع،
اگر هم باعث سوء تفاهم نشود، باعث سوء رفتار میشود و به تدریج، دو طرف در
گردونهای وارد میشوند که چه بسا هیچ کدام خواستار آن نبودند؛ گردونهای که گاهی
رهایی از آن، مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرار گرفتن در
بنبست شدید است. لازم به ذکر است که این سخن، یک ادعای صرف و بدون پشتوانه و دلیل
نیست؛ بلکه مرکز مشاوره ما که در سطح دانشگاهها فعالیت میکند، روزی نیست که
نامهای از جوانی که در چنین دامی قرار گرفته دریافت نکند.
جالب این است که تقاضای کمک و فریادرسی از افرادی است که معمولاً در ابتدای
کار، به خود مطمئن بودهاند و تصمیم جدیشان آن بوده که وارد ارتباط احساسی و
غیرمعقول و از نظر اخلاقی غیرصحیح، نشوند و تنها میخواستند در حد ارتباط عادی و یا
به قول شما یک سلام و احوالپرسی و یا اظهار محبت باطنی با طرف مقابل داشته باشند.
اکنون نمونهایی از این روابط را از زبان این افراد میشنویم:
۱) «دختری ۱۹ سالهام... تا قبل از ورود به دانشگاه، با هیچ پسری ارتباط
نداشتهام... خودم در اقوام و فامیل از ماجراهای دوستهای خیابانی کاملا خبر داشتم
و همیشه مواظب بودم... کم کم با بچهها خو گرفتم و سلام و احوالپرسی با آنها برایم
عادی شد. آنها هم به ما سلام میکردند... مدتی بعد، سلام کردن به پسرها هم شروع
شد... تا این که روزی یکی از آنها گفت: ببخشید مدتی است شما را زیر نظر دارم و از
اخلاق شما خیلی خوشم آمده، اگر لطف کنید مدتی با هم دوست باشیم... حالم خیلی خراب
شد... حدود ۳ ساعت فقط گریه میکردم و افسوس میخورم که...».
۲) «یک روز که برای درس خواندن به پارک رفته بودم، قدمزدنهای دختر و پسرهای
جوان، دو به دو با هم، توجهام را جلب کرد و حواسم حسابی پرت شد. ناگهان تصمیم
گرفتم... تصمیم تازهای گرفته بودم؛ تصمیمی که از آن هراس داشتم و بیشتر از همه
میترسیدم که به خطا و گناه افتاده باشم... چند هفتهای بود که حتی یک کلمه هم درس
نخوانده بودم؛ بیانگیزه و بیحوصله شده بودم ... تا این که تصمیم خود را عملی کردم
و اکنون چند ماهی است که با دختری رابطه تلفنی دارم... شرایط بد گذشتهام جای خود
را به شرایط بدتر امروز داده، زندگیام آرامش قبلی را ندارد و نمیدانم این وضع تا
کجا میخواهد ادامه یابد... این دختر، اکنون ظاهراً جای خالی همه چیز و همه کس را
برایم پر کرده، اما چه فایده که در زندگی بیرون و واقعی من، هیچ جایی برای او نیست.
میترسم که به آلودگی و ناپاکی بیشتر کشیده شوم و کم کم به سوی لجنزار گناه کشیده
و در آن غرق شوم».۹
▪ افت تحصیلی یا رکود علمی
این گونه روابط، باعث میشوند که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف
دیدارها و ملاقاتهای حضوری و تلفنی خود کنند و این بزرگترین مانع برای رشد و ترقی
علمی است؛ زیرا تحصیل دانش، نیازمند تمرکز نیروهای فکری و روحی است.
دلمشغولی و اضطرابی که بر اثر این گونه پیوندها پدید میآید، بزرگترین سد راه
تعالی علمی و تحصیلی است؛ از این رو، مشاوران مدارس و دانشگاهها توصیه میکنند که
هنگام تحصیل و امتحانات، مراسم خواستگاری و عقد را به تأخیر اندازند؛ تا افراد
بتوانند با تمرکز و آسودگی خیال، در انجام تکالیف درسی و امتحانات موفق شوند؛ چه
رسد به روابط فرصتسوز مستمری که بسیار انرژیسوز است.
مطالعه و درس، در زندگی هر انسانی، به ویژه در دوران دانش آموزی، از مهمترین
عوامل سازنده شخصیت وی میباشد که فدا کردن آن به خاطر تن دادن به دوستیهای احساسی
و غیرآگاهانه و پاسخگویی به خواستهای تمام نشدنی هوس و میدان دادن به میل جنسی،
خطایی نابخشودنی و شکستی بزرگ و رسوا کننده است. تجربه نشان داده که این نوجوانان و
جوانان، به علت پریشانی افکار و حواسپرتی، ذوق درس خواندن و اشتیاق هر گونه
مطالعهای را - اعم از کتابهای درسی و غیر درسی - به کلی از دست میدهند.
اگر زندگی بزرگان، شخصیتهای علمی، محققین، نوابغ و دانشمندان و متفکرین را
مورد مطالعه قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که همه آنان افرادی بودهاند که از
خوشگذرانیها و هوسبازی خود را کنار کشیدهاند و احتیاجات جسمی و غریزی خود را از
طریق مشروع و معقول و در حد اعتدال، برآوردهاند.۱۰
دروغ بزرگی است اگر کسی بگوید: میل جنسی، سراسر وجودش را گرفته و ذهن و زبان او
را دوستیهای نامطلوب با جنس مخالف پر ساخته، اما از نظر درس، مطالعه و تحقیقات
علمی، لطمه اساسی بر او وارد نشده است و به ویژه در دوران نوجوانی و جوانی، تحقق
چنین امری، از محالات است.
«با شکلگیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی
آنها به یکدیگر و تشدید آن فراهم میشود و از آن جا که نیاز به محبت ورزیدن و مورد
محبت واقع شدن، در دوران جوانی، به اوج خود میرسد و فضای نسبتا مناسبی برای ارضای
این نیاز (هر چند به طور غیرصحیح آن) در محیط آموزشی و دانشگاهی وجود دارد، به شکل
خودکار، دختر و پسر در این کانال قرار میگیرند، در اکثر موارد، به طور ناگهانی و
بدون توجه به نتیجه کار، گرفتار چنین گردابی میشوند و آن را با عنوانهای عرف
پسند و موجه، پوشش میدهند و باطن غیرموجه آن را با ظاهری نیکو و پسندیده، جلوهگر
مینمایند.
به این ترتیب، علاقه ابتدایی شدت یافته، با وجود تصمیم اولیه دو طرف یا یکی از
آنها، کم کم به وابستگی به یکدیگر تبدیل میشود. این وابستگی، در بسیاری موارد –
شاید در تمام موارد - آفت بزرگی برای تمرکز حواس، تحصیل و تفکر عمیق در امور درسی
آنها میشود؛ به گونهای که گاهی مطالعه و حضور در کلاس درس را غیرممکن میسازد و
هر کدام از آنها در تمام اوقات شبانهروز و حتی در کلاس درس، در فکر طرف مقابل است.
این سخن، ادعای بدون پشتوانهای نیست و اگر به نوشتههای چنین افرادی مراجعه کنیم،
مثنوی هفتاد من کاغذ میشود.۱۱
سید رضا موسوی کانی
پی نوشت:
۱. برتراند راسل، جهانی که من میشناسم، ص ۶۸.
۲. کتاب زناشویی و اخلاق، همان، ص ۳۰.
۳. قصص، آیه ۲۳.
۴. محسن قرائتی، تفسیر نور.
۵. نور، آیه۳۰ - ۳۱ .
۶. یوسف، آیه ۲۳.
۷. محسن قرائتی، تفسیر نور.
۸. احمد صبور اردوآبادی، بلوغ، انتشارات هدی، چاپ ششم، تهران، ۱۳۶۸، ص ۸۷ - ۸۸.
۹. سایت پرسمان.
۱۰. بلوغ، ص ۸۸ – ۸۹ .
۱۱. سایت پرسمان.
۱۲. روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۶۵۷۱، ۲۹.۱۱.۱۳۸۰، ص ۵ .
۱۳. سایت پرسمان.
۱۴. روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۹.۱۱.۱۳۸۰، ص ۹۲ – ۹۳.
۱۵. «اکرم نفسک عن کل دنیه و ان ساقتک الی الرغائب فانک لن تعتاضبما تبذل من نفسک
عوضا و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرّاً».
۱۶. «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه».
۱۷. «ان الله عزوجل فوض الی المومن اموره کلها و لم یفوض الیهان یذل نفسه».
۱۸. سایت پرسمان.
فرار زنان همسردار از منزل: بررسی عوامل موثر اجتماعی - روانی
طرح مساله:
برنامه ریزی برای پیشگیری و کنترل پدیده فرار زنان همسردار از منزل نیازمند
اطلاع از عوامل موثر از شبکه علیتی پیچیده زیستی، اجتماعی و روانی آن در سطح
خانواده اصلی، خانه همسر و جامعه است. هدف مقاله حاضر بررسی عوامل اجتماعی - روانی
موثر بر این پدیده است.
● روش:
در این تحقیق از دو استراتژی مطالعه پیمایشی و مطالعه موردی بر اساس ثبت شرح
زندگی نمونه ها استفاده شد و طی ۸ ماه نمونه گیری مستمر در ۹ مرکز سازمان بهزیستی و
زندانها، مصاحبه با ۳۱ نمونه ممکن شد.
● یافته ها:
اکثر زنان فراری که در معرض خشونت زیاد قرار داشته اند به دلیل ضعف شبکه حمایت
اجتماعی احساس انزوا، بی قدرتی، بیگانگی، افسردگی و اضطراب می کنند و کمتر به منابع
ارزشمند در خانواده دستیابی دارند و دارای منبع کنترل بیرونی و تیپ شخصیتی برونگرا
و نوروتیک هستند.
● نتایج:
فرار زنان از منزل معلول شبکه پیچیده ای از عوامل روانی - اجتماعی است که
نیازمند مطالعات تحلیلی بیشتر و تقویت نهادهای حمایتی و ارتقای آگاهی زنان درباره
توانایی ها و حقوقشان است.
ارتباط جنسی برای بقا: پیامد فرار دختران از منازل
پدیده فرار دختران از منزل که علیرغم نبود اطلاعات مبتنی بر تحقیقات، به نظر می رسد در جامعه ما روند رو به افزایش داشته است، پیامد ناگوار ارتباط جنسی برای بقا را در پی دارد. فرار یک دختر از منزل معادل برقراری ارتباط جنسی برای بقا نیست. لیکن احتمال وقوع بسیار زیاد آن در دختران فراری، توجیه کننده ضرورت توجه ویژه محققان و تصمیم سازان اجتماعی و سلامت مرتبط با پدیده روسپیگری، به این زیر گروه جمعیت می باشد. در این مقاله که بخشی از تحقیق بررسی پدیده فرار دختران از منزل می باشد، به برخی جنبه های این پیامد از قبیل الگوی ارتباط جنسی، پیامدهای هم زمان بهره مندی از خدمات بهداشتی - درمانی، اختلالات روانی و میزان دانش، نگرش و عملکرد نمونه های مورد مطالعه درباره ایدز پرداخته شده است. روش بررسی شامل دو بخش پیمایش روی ۱۱۰ نمونه و بحث گروهی متمرکز در چهار گروه دختران فراری بوده است. حدود نیمی از نمونه ها سابقه ارتباط جنسی برای بقا داشتند که اولین تجربه در اکثر موارد، طی روزهای اول فرار روی داده استم نتایج در مجموع، نشان دهنده بهره مندی نامناسب از خدمات بهداشتی - درمانی و سطح پایین آگاهی، نگرش و عملکرد نمونه ها درباره پیشگیری از ایدز بودند. در پایان، این مقاله به بحث پیرامون جنبه های مختلف این پدیده و ارایه اصول راهکارهای مداخله ای می پردازد و برخی عناوین پژوهشی مورد نیاز را پیشنهاد می نماید.
فرار از منزل
دید کلی
امروزه فرار از منزل به عنوان یک آسیب اجتماعی، باعث ایجاد نگرانی در اکثر
جوامع به خصوص جوامع در حال پیشرفت شده است. عوامل مختلفی از جمله عوامل اقتصادی،
اجتماعی و روانشناختی در بروز این پدیده نقش دارند. دشوارترین دوران حیات انسان از
نظر تربیتی دوره نوجوانی است. در این دوره که حدود سنی ۱۸-۱۲ سال را در بر میگیرد
منطبق با دوره آموزشی راهنمایی و دبیرستان بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره رخ می
دهد و غالبا در همین دوره است که فرزندان یا راه نادرست را بیش میگیرند و یا در
مسیر سعادت گام می نهند. این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران جوانی است.
از یک سو، نوجوان در حال هجرت از وابستگی های دوران کودکی است، و از سوی دیگر
توانایی لازم برای حل بسیاری از مسائل زندگی را ندارد. همین نوسان فکری وروانی در
اودرماندگی، تزلزل و گاه پریشانی و ابهام ایجاد می کند و آرامش روحیرا از می گیرد.
همزمانیاین دوره با پدیده بلوغ، سبب میشود که این دوره از زندگی انسان، از اهمیت و
حساسیت ویژه ای برخوردار باشد. از یک سو، انگیزه های غریزی و عاطفی هر لحظه او را
به سویی کشانده و تعادل روانی او را بههم میزند، و از سوی دیگر انواع تردیدها و
دودلی ها او را بلاتکلیفی درد آوری روبهرو می سازد.
● تعاریف فرار
برای «فرار» تعاریف متعددی وجود دارد. بعضی معتقدند، فرار جزو علایم اختلالات
رفتاری شدید محوب میشود و نه به دلیل ماهیت آن، بلکه به دلیل فراهم آوردن مسایل و
مشکلاتی که برای فرد و اجتماع به دنبال دارد. فرار را میتوان این اینگونه تعریف
کرد: میل به رهایی از قید خانواده که نوجوان در طلب آن می باشد که ممکن است به فرار
از سرپرستی و نظارت پدر و مادر منجر گردد. در تعریف دیگری فرار مکانیسمی است در جهت
یافتن مجالی برای اثبات وجود فرد که در خانه چنین فرصتی را نیافته است.
گاهی اوقات فرار، به عنوان تنها انتخاب برای یک شکل بزرگ به نظر میرسد. به
معنی ترک ارادی خانه یا محیط نظارت شده میباشد. معمولا فرار به منظور دوری یا
اجتناب از بعضی چیزها، یا برای یافتن و به دست آوردن بعضی چیزیهای دیگر صورت
میگیرد. یک فرد فراری لزوما یک مفقود شده به حساب نمیآید، زیرا فرد مفقود شده
فردی است که ممکن است گم، ربوده یا مجروح شده، یا آن که برخلاف میلش در جایی نگه
داشته شده باشد. یک نوجوان فراری همانند نوجوان که شب هنگام پنهانی از خانه خارج
میشود تا با دوستانش اوقات خود را بگذراند، نیست.
● بررسی علل و عوامل فرار از منزل
احساس خشم و جریحه دار شدن شخصیت از سوی والدین می تواند از جمله عواملی باشد،
که فرد را برای فرار از خانه تحریک میکند. در واقع اکثر نوجوانان از مشکلاتشان با
خانواده، فرار میکنند. بعضی از آنها به دنبال مجادلههای وحشتناک با خانواده، فرار
میکنند. با این تفاسیر شاید بتوان علت اصلی این پدیده را در رفتار اهل هر خانه
جستجو کرد که معمولا، پدر، مادر یا نامادری، ناپدری و برادران وخواهران بزرگتر و
اعضای آن هستند. گاه رفتارهای نادرست و غیر منطقی آنها در محیط خانواده به گونهای
است که کودک و نوجوان را ناگزیر از چاره اندیشیش میکند. چه خواهد کرد؟ فرار از
خانه ...
اکثر این نوجوانان برای جستجوی شهرت، خوش شانسی و ماجراجویی فرار نمیکنند،
بلکه از آنچه احساس میکنند غیر قابل تحمل است و از وضعیت غیر قابل تحمل،
میگریزند. آنها فرار میکنند، زیرا نمیدانند چه کار دیگری میتوانند انجام دهند.
اما میدانند که مجبور به انجام بعضی کارها هستند. ابتدا فرار از خانه، شکل سده آن
اتفاق میافتد و هدف کودک و نوجوان از اقدام به آن، معطوف نمودن توجه والدین به
رفتار غلطشان وجلب محبت آنهاست؛ اما اگر نوجوان سپس بازگشت به خانه در رفتار آنها
تغییری مشاهده نکند، بنابراین، فرار بعدی جدی تر بوده و میتواند نتایج مطلوبی به
بار آورد. طی تحقیقی در کشور کره در سال ۲۰۰۳، دریافتند رایجترین دلیل خوار، تاثیر
دوستان است.
● عمده علل فرار از منزل
اجتناب از عواقب و نتایج ناخوشایند رفتار یا اعمالی که فرد انتظار مواجه شدن با
آن را در آینده دارد، مثل، تهدید به تنبیه، یا تنبیه والدین در مقابل شکست تحصیلی
فرزند.
فرار از ادامه مواجهه با تجربه مستمر و پیشرونده نامطلوب؛ دردناک یا سخت زندگی،
مانند آزار جسمی و جنسی در خانه.
پیشگیری از ترک فعالیتها، ارتباطات یا دوستی هایی که برای فرد مهم و با ارزش به
نظر میرسند مثل، جلوگیری والدین از معاشرت نوجوان با دوستانش، با تحکم و بدونت
جایگزینی مناسب برای آن.
برای سر کردن با اشخاصی که به عقیده آنها حمایتگر، مشوق و فعال هستند مانند
زندگی با همسالان.
بودن در مکانها یا با افرادی که آنها را از مشکلات دیگر زندگیشان دور میسازند.
▪ تغییر یا جلوگیری از آن چه که در حال انجام است یا قرار است انجام گیرد، مثل
ازدواج نامناسب توام با تهدید والدین
▪ مرگ یکی از اعضای خانواده
▪ تعارض بین والدین، رفتار همراه با تبیض والدین بین خواهر و برادران
▪ جدایی والدین، طلاق، وجود ناپایداری یا نامادری.
▪ حضور یک کودک جدید در خانواده
▪ مشکلات در مدرسه، شکست یا افت تحصیلی
▪ مشکلات مالی و اقتصادی خانواده
▪ استفاده از الکل یا مواد مخدر
▪ فشارز همسالان
● رابطه فرار و انحراف
بر اساس تحقیقی جون هو، سانگ و چونگ سان، فرار به عنوان یک پیش زمینه مهم برای
دیگر رفتارهای خلافکارانه در نظر گرفته شده است. آنها معتقدند که فرار به عنوان یک
انحراف، منجر به انحرافات رفتاری دیگر مثل دزدی میشود. تخلفاتی که معمولا در طول
دوره فرار انجام میشود عبارتند از سیگار کشیدن، مشروب خوردن و تماشای فیلم های
مبتذل، و به دنبال اینها جرمهای خشونت آمیز، سو مصرف مواد و تخلفات مرتبط با مسایل
جنسی. افراد فراری در طول دوره فرار، رفتارهای منحرفانه بیشتری نسبت به زمانهای
دیگر انجام میدهند و علاوه بر این، خلافهای آنها در زمانهایی که از خانه فرار
میکنند جدیتر از اوقات دیگر است. بطور کلی میتوان گفت که فرار به شکل نزدیکی با
انحراف و اعمال منحرفانهای مرتبط ات که در آن دوره (در زمان فرار) انجام میشود و
در واقع یک عامل عمده در رفتار متحرفانه نوجوان است.
● اقدامات انجام شده در زمینه فرار و کمک به فراریان
در دورههای گذشته، افراد فراری به خاطر وضعیتشان از سوی جامعه مورد سرزنش قرار
میگرفتند و به آنها دشمن و قانون شکنان آسیب رسانی که نیاز به اصلاح دارند نگریسته
میشد و در قرن نوزدهم، آنها را به کانون اصلاح و تربیت که مشابه زندانها بود،
میفرستادند. حتی در پایان قرن ۱۹، پس از تصویب سیستم عدالت نوجوانان، آنها به
عنوان مجرم مصوب شده و به وضعیت خانوادگی آنها کمترین رسیدگی نمیشد. در اوایل و
اواسط قرن بیستم، دیدگاه تاکید بر جرم و بزه در آسیب شناسی فراریها، دیدگاهی متداول
و غالب شد. نسخههای اولیه راهنمای آماری و تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا " واکنش
فرار" را به عنوان یا اختلال روانی منظور کرده است.
در سال ۱۹۶۰، با رشد خرده فرهنگ "هیبی"، تعداد فراریان نوجوان بطور چشمگیری
افزایش یافت. در سال ۱۹۷۴ نگرانی های عمومی، منجر به تصویب قانون "جوان فراری" شد،
و از این طریق بودجهای برای تاسیس مرکزی خاص نوجوانان فراری، تخصیص یافت. کم کم
خطر دوسویه پیگیری افراد فراری در خیابان، آشکار شد. بدین طریق تصور عموم درباره
افراد فراری تغییر رده و مسئولین دریافتند که افراد جوان فراری، متعلبق به
خانوادههای بحران زده بود و از شرایط تحمل ناپذیر خانواده فرار میکنند. محققین به
چندین ویژگی مشترک در محیط خانوادگی جوانانی که از آن فرار میکنند، دست یافتهاند.
این ویژگیها عبارتند از: مشکلات مالی، سوء استفاده جنسی، سو مصرف مواد و الکل، سوء
استفاده کلامی و فیزیکی، نقش دایمی بین اعضای خانواده، احساس طرد از سوی اعضاء
خانواده و ...
● نتیجه گیری
در پژوهشی در ایران بر روی این گروه از افراد انجام گرفته مشاهده شده است که
۶/۵۸ در صد از دختران فراری به انحرافات اجتماعی گرایش دارند، که البته ممکن است بر
چسب اختلال نیز دریافت نمایند. در این بین گروهی که تحصیلات آنها در حد راهنمایی
بوده، و در سنین ۱۸-۱۵ سال قرار دارند اکثریت را تشکیل میدهند. همانطور که ملاحظه
میشود این سنین با سنین بلوغ همپوشی داشته و از حساسیت خاصی برخوردار است. میانگین
بهره هوشی این افراد معادل ۴/۸۸ است، یعنی طبقه هوشی زیر متوسط. شاید بتوان موضوع
را چنینی توجیه نمود که، افراد با بهره هوشی پایین قدرت ایجاد ارتباط و سازش با
دیگران را نداشته و به علت عدم انطباق با زندگی اجتماعی، اصول اخلاقی مقررات
اجتماعی را رعایت نمیکنند.
به هر حال، همانگونه که ملاحظه میشود فرار از منزل مسالهای است که عوامل
مختلفی بر روی آن تاثیر داشته و هیچگاه یک عامل به تنهایی در آن نقش ندارد.
بنابراین با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل میتوان از یک سو برنامهای مناسب جهت
حل مشکلات و جلوگیری از تکرار فرار از منزل، و از سوی دیگر برنامه ریزیهایی جهت
پیشگیری در نظر داشت
با تشکر از سایت محترم مردمان
اگر به فکر پیشرفت و تکامل بیش از پیش هستید و تشنه یادگرفتن و آموختن از تجربیات دیگران سایت طلای علی را بخوانید
از شما دعوت ميكنيم از ديگر قسمتهاي سايت طلاي علي بازديد فرماييد
بقیه مطالب در پایین همین صفحه موجود است
-
مطالب بيشتر از جستجو گرها در اين رابطه
2
|
این كلوب قصد دارد به مسایل پیش
از
ازدواج جوانان و پیش نیازهای
ازدواج
موفق در فرد و جامعه بپردازد. |
|
نام کلوب :شناخت
قبل از ازدواج نام انگلیسی : shenakht تاسیس : 10 دی
1383 3506 عضو ، 659 بحث ، 9 آلبوم ، 14 مقاله ، 4 لینک ،
1 نظرسنجی.
شناخت
قبل از ازدواج ... |
|
مشکلات زوج هایی که
قبل از
ازدواج رابطه ی جنسی داشته اند · چـرا مـردها به عشـق
اهمیـت کمتـری میدهنـد؟ هشدار جدید برای مصرف کنندگان
ویاگرا ... |
|
تا کنون بارها دیده شده که رفتارهای آقایون
قبل از
ازدواج با بعد
از
ازدواج ... صرف زدن حرفهای بیهوده و تکراری
کنید سعی کنید
از
هم به یک
شناخت
بالا برسید بهجای ... |
|
وعده
ازدواج
و بهانه
شناخت
خصوصیات رفتاری
از
مهمترین عواملی است كه ارتباط بین دخترها و پسرها را در
جامعه ما توجیه می كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده
... |
|
از مهم ترین و
مؤثرترین راه های
شناخت
یكدیگر
قبل ازدواج صحبت و گفت و گوی رو در روی دختر و پسر
است. لازم و ضروری است كه دختر و پسر، " مذاكره ی مستقیم "
داشته ... |
|
رابطه
قبل از
ازدواج باید سالم و با
شناخت
نسبي دو طرف صورت پذیرد ، چون میزان آشنایی هر اندازه
بیشتر باشد در آینده امکان فروپاشی زندگی مشترك کمتر خواهد
بود. ... |
|
درد شکفتن حدیث یافتن و رفتن است، یافتن
استعدادهای انسان ، و رفتن به سوی جایگاه واقعی او، درد
شکفتن روایت ساختن خویش است و آمادگی برای دریافت یک مقام
مقامی ... |
|
با نگا هي به آمار مي توان ديد كه آمار
طلاق بين كساني كه
قبل از
ازدواج ...
شناخت
پيدا كردن لزوماً به اين معنا نيست كه روابط دوستانة
خياباني برقرار كنند كه در ... |
|
قبل از دیر
شدن؟؟که
قبل
ازبحر ان باید
از
آن بهره برد. ... <SPAN id=more-770></SPAN></p>
<P>زمان کافی داشتن برای مطالعه و
شناخت
در حالتها و شرایط مختلف دو طرف ... |
|
فربد فدايى، روانپزشك با بيان اين كه
ارتباطات و آشنايى هاى
قبل از
ازدواج بايد ... بنابراين دقت در نوع مراودات
افراد مى تواند يكى
از
راه هاى
شناخت
باشد. ... |
|
شناخت روحيات
همسر
قبل از ازدواج؟ [ June 21, 2008 06:17 PM ] ...
و آيا مي شود با رعايت موازين شرعي و عرفي، شخصي را
قبل از
ازدواج شناخت؟ ... |
|
آیا برای شما مهم می باشد که بدانید همسر
شما
قبل از ازدواج رابطه جنسی با فردی غیر ازشما را تجربه
کرده است ؟ یا شیاد
از
آن دسته
از
افرادی هستید که اعتقاد ... |
|
۱ –
شناخت
جنسيتي : اينكه س.کث با جنس مخالف
قبل از
ازدواج موجب
شناخت
بيشتر بين دو جنس نسبت به همديگر ميشود و حاصل اين امر
ميتواند با افزودن بر بار تجربي ... |
|
الف)
قبل از
خواستگارى، طرفين با بررسى دقيق نسبت به همديگر
شناخت
لازم را كسب كنند. ب) طرفين
قبل از
ازدواج، با آموزش كامل،
از
حقوق، وظايف، آداب و اخلاق ... |
|
و آيا مي شود با رعايت موازين شرعي و عرفي،
شخصي را
قبل از
ازدواج شناخت؟ خواستگاري در درجه اول احترام و اکرام
به جنس مؤنث است. ... |
|
وجود ارتباط و لزوم
شناخت
دختر و پسر
قبل از
ازدواج بسیار ضروری است؛ آنقدر که ....
شناخت
قبل از ازدواج هم با ۱یا ۲ دفعه صحبت اون هم بصورت
رسمی که بدست نمیاد . ... |