بسمعه تعالي ، خوش آمديد . .

خداوند پيامبران و فرستادگانش را به سوى بندگانش بر نينگيخته، مگر آن كه از طرف خدا تعقّل كنند. پس نيكوترينشان از نظر پذيرش، بهترينشان از نظر معرفت به خداست، و داناترينشان به كار خدا، بهترينشان از نظر عقل است، و عاقلترين آنها، بلند پايه ترينشان در دنيا و آخرت است



اصول نوين معاشرت و آداب برخورد با طرف مقابل


چند قانون آداب معاشرت

 

رعايت برخي آداب پسنديده به شما كمك خواهد كرد تا شأن و منزلت اجتماعي تان ارتقا يابد. در اين متن نـكاتـي ذکر شده كه مي تواند در اين امر به شما کمک کند. 

 

 هنگامي كه با صداي بلند صحبت مي كنيد ، بـاعث بالا رفتن سطح استرس ميان اطرافيان خود مي گرديد. بـلند صحبت كردن بيانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقي با ديگران نـيـستيد و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان مي دهد و اين كه مي خـواهـيـد حرف خودتان را با توسل به زور و خشونت به كرسي بنشانيد.

با رعايت اين نكات ساده ، دوستان بيشتري خواهيد داشت و فردي خوش محضر محسوب خواهيد شد.

 

1 - هميشه مؤدب باشيد

همواره نسبت به همه مؤدب و با نزاكت بـاشيد.

 

2 - هيچگاه دشنام ندهيد

دشنام و ناسزاگويي مطلقاً ممنوع است، چون نشان مي دهد كه شما قادر نيستيد براي بـيـان عقايد خودتان از واژه ها و لغات مناسب تري بهره بگيريـد.

3 - با صداي بلند صحبت نكنيد

هنگامي كه با صداي بلند صحبت مي كنيد ، بـاعث بالا رفتن سطح استرس ميان اطرافيان خود مي گرديد. بـلند صحبت كردن بيانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقي با ديگران نـيـستيد و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان مي دهد و اين كه مي خـواهـيـد حرف خودتان را با توسل به زور و خشونت به كرسي بنشانيد. هـمـچـنـيـن بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافيان مي گردد، البته توجه منفي.

4 - كنترل خود را از دست ندهيد

زماني كه شما كنترل اعصاب خود را از دست مي دهيد و از كوره در مي رويد، به همه نشان مي دهيد قادر به كنترل احساسات و هيجانات خود نمي باشيد. وقـتـي هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز هستيد، چـگونـه قـادر بـه كـنـترل چيز ديگري خواهيد بود؟ همواره خونسردي خود را حفظ كنيد ( كار آساني نخواهد بود اما به زحمتش مي ارزد).

5 - به ديگران خيره نشويد

زل زدن به ديگران و چـشـم چـرانـي نوعي تعرض به ديگران محسوب مي گردد. شما كه نمي خواهيد بي جهت ديگران را مرعوب خود سازيد؟

6 -صحبت كسي را قطع نكنيد

پيش از آنكه اظهار عقيده اي بكنيد، اجـازه دهـيـد صـحـبت ديگـران بـه پايان برسد. ميان صحبت كسي پريدن، نشانه بي نزاكتي و عدم برخورداري از مـهـارت هاي اجـتـمـاعـي فرد است. اگر نمي خواهيد خودبين و از خود راضي به نظر آييد، هيچگاه صحبت كسي را قطع نكنيد و هرگاه ناچار بـه انـجـام ايـن كـار شـديـد، گـفـتـن جـمله «معذرت مي خواهم» را از ياد نبريد. مـؤدب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت كـه بـراي موقعيت، عقايد و احساسات ديگران احترام قائل شويم.

 

7 - هميشه وقت شناس باشيد

مهم است كه به وقت ديگران احترام بگذاريد. سـر مـوقـع در جـلسات ، قـرار مـلاقـات هـا، موقعيت هاي شغلي و اجتماعي حضور يابيد. علاوه بر آن ، يك فرد متشخص مي داند چه زماني بايد ميهماني را ترك كند.

8 - اسرار زندگي خصوصي خود را فاش نسازيد

آبرو، شرافت، صداقت و بصيرت بـزرگـتـريـن و مـهـمـتـرين عـامـل براي حفظ اعتبار يك فرد متشخص است. جزئيات زندگي شما بايد محرمانه باقي بمانند، پس صحبتي در رابطه با زندگيتان به ميان نياوريد.

9 - حرمت بزرگترها را نگاه داريد

شما بايد همانطور كه دوست داريد مورد احترام ديگران باشيد، خودتان نيز به ديگران احترام بگذاريد. متأسفانه امروزه جوانان خيال مي كنند همه چيز را مي دانند و از همه چيز سر در مي آورند و در واقـع خـود را عـقـل كل مي دانند اما اين طور نيست. كافي است به 5 سال پيش خود بينديشيد... يقيناً شما امروز بسيار باهوش تر و با تجربه تر شده ايد. اينطور نيست؟ بـا آنـكـه 5 سـال پـيـش نـيـز فكر مي كرديد همه چيز را مي دانيد.

10 - به اشتباهات ديگران نخنديد

اين يكي از پست ترين كارهايي است كه كسي ممكن است انجام دهد. هـنـگـامـي كـه شما اشتباهي مرتكب مي شويد يا خرابكاري مي كنيد، تنها انتظاري كه از ديـگران داريد اينست كه اشتباهات و خطاهاي شما را به رويتان نياورند و از آنها چشم پوشي كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.

11 - كلاه خود را از سر برداريد

شايد امروزه اين رسم ديگر هوادار نداشته باشد اما شما بـايد كـلاه خود را به هنگام داخل شدن به منزل از سر برداريد. از آن گـذشـتـه هيچگاه با كلاه بر سر ميز غذا ننشينيد.

12 - پيش از صرف غذا منتظر بمانيد همه ميهمانان سر جايشان بنشينند

زماني كه براي صرف غذا سر سفره يا ميز مي نشينيد ، بايد منتظر بمانيد تا تمام ميهمانان كاملاً سـر جايشان بنشينند و آماده صرف غذا گردند. هـمـه افـراد بـايد در يك زمـان شـروع بــه صـرف غذا كنند.

13 - فخر فروشي نكنيد

هيچ كس از آدم لاف زن خوشش نمي آيد. در هنـگام گـفـتـگو دربـاره مـسائـل مـالي به دارايي هاي خود اشاره نكنيد و ثروت خود را به رخ نكشيد.

14 - مرتب به ساعتتان نگاه نكنيد

هنگامي كه در محفلي هستيد، مدام به ساعت خود نگاه نكنيد مگر آنكه بـلافـاصله قصد ترك آن محل را داشته باشيد. وقتي به ساعتتان نگاه مي كـنـيـد ديـگران اينطور برداشت مي كنند كه شما خسته و بي حوصله شده ايد.

 

 

 

 


آداب معاشرت درقران

۲- آداب خصوصى

آداب ديگرى در قرآن كريم بيان شده كه مؤمنان نسبت‏به پيغمبر اكرم(ص) بايد رعايت كنند و مورد آنها خصوص پيغمبر اكرم(ص) است ولى بعضى از آنها تا حدودى براى ديگران هم قابل تعميم است. سوره حجرات با اين آيه شروع مى‏شود «يا ايها الذين آمنوا لاتقدموا بين يدى الله و رسوله واتقوا الله ان الله سميع عليم‏» در معناى «لاتقدموا بين يدى الله‏» بين مفسران اختلاف است و وجوه مختلفى ذكر كرده‏اند چون «لاتقدموا» (به ضم تاء) در اصل لغت، متعدى است‏يعنى پيش فرستادن و چيزى را جلوتر قرار دادن. اگر فرموده بود: «لاتقدموا بين يدى الله‏» (به فتح تاء) يعنى از خدا و پيغمبر جلوتر نيفتيد اما معناى «لاتقدموا بين يدى الله‏» (به ضم تاء) اين است كه چيزى را يا كسى را مقدم نداريد. بعضى از مفسران گفته‏اند كه با اين كه فعل متعدى هست ولى از فعلهايى است كه مفعولش «منسى‏» واقع مى‏شود مثل تعبيرات «يعلمون‏» و «تعلمون‏» كه در قرآن زياد داريم و مفعولش معمولا ذكر نمى‏شود. «لاتقدموا» هم از فعلهايى است كه مفعولش منسى است است و حكم «لاتقدموا» (به فتح تاء) را دارد و مى‏توان گفت كه معنايش «لاتقدموا انفسكم‏» است; يعنى خودتان را جلو نياندازيد و عملا همان معناى «لاتقدموا» (به فتح تاء) را دارد خودتان را جلو نيندازيد يعنى جلو نيفتيد، وجوه ديگرى هم ذكر كرده‏اند كه در تفسير الميزان و تفاسير ديگر بيان شده است.

همان طور كه در تفسير الميزان اشاره فرموده‏اند اين آيه شبيه وصفى است كه براى ملائكه و عباد مكرمين ذكر شده كه «لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون‏»۱ سبقت‏بر خدا و پيغمبر نگيريد. اين سبقت گرفتن مصاديقى دارد كه بعضى از آنها حرام است و بعضى از مصاديقش يك نوع حزازتى دارد و ادب اقتضاء مى‏كند كه انجام نگيرد; مثلا بعضى از مفسران فرموده‏اند و شايد در روايات هم باشد كه حتى در موقع راه رفتن، جلو افتادن از پيغمبر اكرم(ص) مذموم است، زيرا آن هم يك نوع «تقدم بين يدى الله و رسوله‏» است، يا حتى در موقع نشستن نبايد طورى بنشينند كه مقدم بر پيغمبر اكرم(ص) شمرده شوند و حتى استفاده كرده‏اند كه در موقع نماز هم نبايد طورى بايستند كه جلوتر از جاى آن حضرت باشد و گفته‏اند كه اگر در كنار قبر پيغمبر(ص) هم نماز مى‏گزارد بايد جلوتر از قبر آن حضرت نايستد. به هر حال اين ادبى است كه بخصوص راجع به پيغمبر(ص) بايد رعايت‏شود.

و اما كلمه «الله‏» بعضى گفته‏اند: براى تشريف اضافه شده و در واقع منظور اصلى خود پيغمبر است اما ذكر الله براى اين است كه احترام به پيغمبر احترام به خداست و جلو افتادن از پيغمبر جلو افتادن از خدا محسوب مى‏شود. ولى بعضى نكته‏هاى ديگرى هم ذكر كرده‏اند از جمله اين كه چون احكام شرعى اصلش از طرف خداست اين است كه اگر كسى در يك حكمى راجع به موضوعى اظهار نظرى بكند قبل از اين كه از طرف خدا حكمى نازل شده باشد اين تقدمى است‏بر خداى متعال. اين است كه درباره احكام نبايد اظهار نظر كرد تا اين كه خدا و پيغمبر بفرمايند و قبل از اين كه حكمى از طرف خدا و پيغمبر بيايد مومن نبايد اظهار نظر بكند.

در آيه بعد مى‏فرمايد: «يا ايها الذنين آمنوا لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى و لاتجهروا اله بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون‏»۲ در اين آيه شريفه دو مطلب بيان شده است: يكى اين كه در حضور پيغمبر صدايتان بلندتر از صداى ايشان نباشد آهنگ حرف زدنتان بلندتر از آهنگ پيغمبر نباشد كه اين يك نوع بى‏ادبى است و طبعا در جايى است كه پيغمبر اكرم(ص) تكلم مى‏فرمايد. ديگر آن كه وقتى مى‏خواهيد پيغمبر را صدا بزنيد جهر قول نداشته باشيد داد نزنيد و پيغمبر را با صداى بلند صدا نزنيد كسانى بودند كه مى‏آمدند پشت‏خانه پيغمبر(ص) و ايشان را بلند صدا مى‏زدند: «يا محمد» قرآن كريم تاكيد مى‏فرمايد كه اين كار درستى نيست و نسبت‏به پيامبر اكرم(ص) نبايد اين گونه رفتار كنيد. اگر اين كار را بكنيد و رعايت ادب نكنيد اعمال شما حبط مى‏شود. و اين تهديد بسيار بزرگى است: «ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون‏»۳ يعنى «خافه ان تحبط اعمالكم‏» يا «لئلا تحبط اعمالكم‏» براى اين كه اعمالتان حبط نشود بايد اين آداب را رعايت كنيد.

در اين زمينه بحثهايى بين مفسران واقع شده كه منظور از حبط عمل در اين جا چيست؟ بعضى گفته‏اند: منظور كم شدن ثواب است در مقابل اين كه رعايت ادب كنيد ثواب خواهد داشت و شما به فضيلتى نايل مى‏شويد. و بعضى گفته‏اند منظور اين است كه رفع صوتى كه ايذاء پيغمبراكرم(ص) باشد يا استخفاف و توهين به آن حضرت باشد موجب حبط عمل مى‏شود چون توهين به پيغمبراكرم(ص) موجب ارتداد است و اگر كسى بعد از وفات پيغمبر اكرم(ص) هم توهين بكند مرتد مى‏شود البته در آن زمانها هنوز اين مسائل جا نيفتاده بود و مردم پيغمبر را مثل ساير مردم تلقى مى‏كردند و با همين آيات و بيان همين مطالب بود كه فهميدند مقام پيغمبر اكرم(ص) چقدر عظمت دارد و اگر توهين به پيامبر اكرم(ص) بشود اصلا دينشان از بين مى‏رود بنابر اين وجه، منظور اين است كه اگر رفتار شما توهين آميز باشد موجب ارتداد مى‏شود و ارتداد موجب حبط عمل مى‏گردد. و بالاخره بعضى گفته‏اند كه اين يك معصيت كبيره است و در بين معاصى كبيره هم اعمالى هست كه اعمال خير را حبط مى‏كند.

بحثى هست در اين كه چه چيزهايى موجب حبط اعمال مى‏شود؟ احتمالا شكى نيست كه بعضى از اعمال تمام اعمال گذشته را از بين مى‏برد مثل ارتداد و شرك بعد از ايمان كه كليه اعمال گذشته را از بين مى‏برد اما بعضى از اعمال هست كه تا حدودى ثواب بعضى از اعمال ديگر را از بين مى‏برد چنان كه بعضى از اعمال ديگر هم هست كه عقاب اعمال ديگر را جبران مى‏كند (تكفير سيئات) : «ان تحتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم‏»۴ اجتناب از كباير خودش موجب تكفير صفاير مى‏شود: «ان الحسنات يذهبن السيئات‏»۵ اعمال خيرى هست كه سيئات را از بين مى‏برد طبق عقايد شيعه گاهى حبط، مطلق است و تمام اعمال گذشته از بين مى‏رود و گاهى بعضى از گناهان ثواب بعضى از اعمال را از بين مى‏برد و مواردش را بايد از نصوص كتاب و سنت‏به دست آورد. ولى معتزله معتقدند كه هر گناهى ثواب گذشته را از بين مى‏برد و باز كار خير، عقاب گذشته را جبران مى‏كند. طبق نظر اين دسته از مفسران توهين و استخفاف به مقام پيغمبر اكرم(ص) موجب حبط اعمال مى‏شود يعنى گناهى است كه ثواب اعمال گذشته را از بين مى‏برد.

دنبال آيه مى‏فرمايد: «ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول الله اولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوى لهم مغفره و اجر عظيم‏»۶ كسانى كه در حضور پيغمبر اكرم(ص) صدايشان را پايين مى‏آورند و آهسته حرف مى‏زنند كسانى هستند كه خدا دلهايشان را براى تقوا آزموده است و يكى از علايم تقوا اين است كه شخص در حضور پيغمبر اكرم(ص) آهسته حرف بزند.

و بعد مى‏فرمايد: «ان الذين ينادونك من وراء الحجرات اكثرهم لايعقلون‏»۷ اين سوره به نام «حجرات‏» ناميده شده به مناسبت همين لفظ «حجرات‏» است كه در اين آيه آمده است. مى‏دانيد خانه پيغمبر اكرم(ص) و نزديكانشان حجره‏هايى بود كه در اطراف مسجد مدينه ساخته شده بود اشخاص مى‏آمدند پشت‏حجره‏ها و داد مى‏زدند: «يا محمد اخرج‏» قرآن كريم به آنها دستور داد كه شما پيغمبر را به اسم صدا نزنيد و تاكيد كرد كه اين كسانى كه مى‏آيند پشت‏خانه‏ها و داد مى‏زنند اهل عقل نيستند: «اكثرهم لايعقلون‏».

«و لو انهم صبروا حتى تخرج اليهم لكان خيرا لهم‏» اينها داد مى‏زنند و مزاحم تو مى‏شوند، هم داد زدنشان خلاف ادب است و هم اين كه مزاحم تو مى‏شوند و تو را از خانه بيرون مى‏كشند و اگر صبر مى‏كردند تا تو از خانه بيرون بيايى براى آنها بهتر بود «والله غفور رحيم‏».

تعليم آداب خصوصى

گفتيم كه اين آداب تا حدودى قابل تعميم است و تعميم آنها از دو جهت است: يكى اين كه به عقيده و شيعه آدابى كه نسبت‏به پيغمبر اكرم(ص) لازم الرعايه است نسبت‏به ساير معصومان هم همين طور است و همان گونه كه نسبت‏به پيغمبر اكرم(ص) نبايد داد زد و بلند سخن گفت نسبت‏به امام معصوم هم بايد اين آداب را رعايت كرد. البته اين مطلب از آيه استفاده نمى‏شود ولى دلايل ديگرى داريم كه آنچه براى پيغمبر اكرم(ص) ثابت است (جز خصايص خاص آن حضرت) نسبت‏به ائمه و ساير معصومان هم ثابت است. جهت ديگر آن كه آدابى كه رعايت آنها نسبت‏به پيغمبر اكرم(ص) وجوب دارد و بايد حتما رعايت‏بشود و تركش گناه است و حتى موجب حبط عمل مى‏شود نسبت‏به ديگران هم حسن و مطلوبت دارد مخصوصا نسبت‏به كسانى كه كما بيش امتيازات دينى داشته باشند و اگر ترك آنها توهين تلقى شود ممكن است گناه هم داشته باشد. اصولا آهسته سخن گفتن و صدا را بيش از حد لازم بلند نكردن مطلوب است و يكى از نصايح حضرت لقمان كه در قرآن كريم نقل شده اين است كه : «واقصد فى مشيك واغضض من صوتك‏»۸ مخصوصا اگر آهسته سخن گفتن به قصد احترام به مومن باشد. و بويژه نسبت‏به كسى كه اقرب به پيغمبر يا داراى مقامى از مقامات آن حضرت باشد مثل مقام امامت‏براى ائمه معصومين يا نيابتهايى كه براى علما هست كه احترام ايشان احترام به خدا و پيغمبر و دين تلقى مى‏شود.

مطلب ديگرى كه در قرآن كريم درباره پيغمبر اكرم(ص) مطرح شده اين است كه كسانى براى مهمانى به خانه پيغمبر اكرم(ص) مى‏آمدند; مثلا فرض كنيد كه براى نهار دعوت مى‏شدند اما ايشان دو ساعت پيش از ظهر مى‏آمدند آن جا مى‏نشستند تا موقعى كه ناهار بياورند يا بعد از اين كه ناهار مى‏خورند مى‏نشستند و مشغول صحبت كردن مى‏شدند و پيغمبر اكرم(ص) خجالت مى‏كشيدند از اين كه بگويند من كار دارم، قرآن كريم به چنين كسانى مى‏فرمايد كه اگر به خانه پيغمبر دعوت شديد همان موقع غذا بياييد و جلوتر نياييد كه مزاحم بشويد همچنين بعد از خوردن غذا ننشينيد. اينها چيزهايى است كه موجب ناراحتى پيغمبر مى‏شود ولى خجالت مى‏كشد كه به شما بگويد اما خدا خجالت نمى‏كشد. در آيه ۵۳ سوره احزاب مى‏فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لاتدخلوا بيوت النبى الا ان يؤذن لكم الى طعام غير ناظرين اناه‏» در تفسير الميزان فرموده‏اند كه «غير ناظرين اناه‏» يعنى منتظر اين نباشيد كه طرف غذا را بياورند، اشاره به كسانى است كه جلوتر مى‏رفتند مى‏نشستند و منتظر بودند كه چه وقت غذا مى‏آورند و كى سفره مى‏اندازند; يعنى موقع غذا برويد نه اين كه دو ساعت جلوتر برويد و منتظر باشيد كه غذا بياورند «غير ناظرين اناه‏» يعنى غير منتظرين حضور الطعام.

«ولكن اذا دعيتم فادخلوا» اما وقتى كه دعوتتان مى‏كنند همان وقت‏برويد «فاذا طعمتم فانتشروا» و بعد از اين كه غذايتان را خورديد برويد «ولامستانسين لحديث‏» نه اين كه بنشينيد با يكديگر صحبت كنيد «ان ذلكم كان يؤذى النبى‏» اين كارها موجب اذيت و ناراحتى پيغمبر اكرم(ص) مى‏شد «فيستحيى منكم‏» ولى خجالت مى‏كشيد به شما بگويد «والله لايستحيى من الحق‏»۹ اما خدا خجالت نمى‏كشد كه به شما بگويد كه اين كارها را نكنيد.

اين مطلب هم قابل تعميم است. البته رعايت آن نسبت‏به پيغمبر(ص) واجب است اما درباره ساير مومنين هم مطلوب است مخصوصا اگر موجب ايذاء و مزاحمت‏باشد.

در اين زمينه داستانى يادم آمد كه خيلى آموزنده است: يكى از اساتيد - حفظهم الله - از استاد خودشان، مرحوم حاج شيخ محمد كاظم شيرازى، خاطره‏اى شنيده بودند كه اين گونه نقل مى‏كردند: يك روز نزديك مغرب از منزل بيرون آمدم ديدم مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى - اعلى الله مقامه - جلو منزل ما قدم مى‏زنند تعجب كردم از اين كه ايشان در اين موقع اين جا قدم مى‏زنند، رفتم جلو و سلام كردم، معلوم شد كه آمده بودند مبلغى پول به من بدهند. عرض كردم خوب بود مى‏فرموديد من بيايم خدمتتان، چرا شما زحمت كشيديد؟ فرمود: من كارى با شما داشتم و مى‏بايست‏خودم بيايم. گفتم: چرا در نزديد؟ گفتند: مى‏دانستم شما اين موقع‏ها از منزل بيرون مى‏آييد ديگر نخواستم مزاحم بشوم اين بود كه قدم زدم تا شما بيرون بياييد! اين يكى از لطيف‏ترين آداب اسلامى است كه در مردان خدا تجسم پيدا مى‏كند و شخصيتى مانند چنين بزرگوارى كه از مراجع تقليد بودند مثلا برادى دادن شهريه به منزل شاگردش مى‏آيد و جلو منزل او قدم مى‏زند تا بيرون بيايد و راضى نمى‏شود كه با زدن در خانه، مزاحم او بشود!

خداى متعال بر درجات اين مرد بزرگ و ساير الگوهاى تقوا و فضيلت ‏بيفزايد و به ما توفيق بدهد كه به ايشان اقتدا و تاسى كنيم و شباهتى به اولياى خدا پيدا كنيم.

آية الله محمد تقى مصباح يزدى


 

آداب معاشرت نوين و روشهاي نفوذ در دلها

 

 

كافيست نگاهي به دور و اطراف خود بيانـدازيـد تـا مـتوجه شويد در جامعه ما تنها شمار اندكي از افراد متشـخـص و با نزاكت بجاي مانده است. در روزگـاران پيـشـيـن به آداب معاشرت و نزاكت اجتماعي بهاي بيشتري داده مي شد.

اما افسوس كه جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگوني گشته است.

مقصود من آن نيست كـه مـردم بـايد هـمـانـنـد ربـات آداب معاشرت را يك به يك و مـو بـه مـو، بـرده وار رعايت و اجـرا كنند بلكه رعايت برخي آداب پسنديده بشما كمك خواهد كرد تا شان و منزلت اجتماعيتان ارتقا يابد. مـن نـكاتـي راگرداوري كرده ام كه مي تواند شما را از يك فرد عامي به يك انسان متشخص و جنتلمن تبديل كند. با رعايت اين نكات ساده به شما اطمينان ميدهم كه ديگران شما را در زمره افراد با اصل و نسب و فرهيخته قرار خواهند داد.شخصي كه ديگران آرزوي معاشرت و شراكت با وي را دارند. و لازم به ذكر نيست كـه هـمـواره خـانـم ها از ملاقات با يك مرد متشخص خوشنود خواهند شد.

1- هميشه مودب باشيد                                                                               

 

اگـر هـم از كـسي خوشتان نمي آيد نيازي نيست كه شان و منزلت خودتان را تا سطح اجـتمـاعي آن فرد تنزل دهيد. مودب و با نزاكت بـاشيد تـا بـرتـري خـود را نـسـبـت بـه آن شخص ثابت كنيد.

 

 

2- هيچگاه دشنام ندهيد                                                                             

دشنام و ناسزاگويي مطلقا ممنوع مي باشد. چون نشان دهنده آن است كه شما قادر نيستيد براي بـيـان عقايد خودتان از واژه ها ولغات مناسبتري بهره بگيريـد. از آن گذشته لااباليگري هميشه دور از نزاكت و ادب مي باشد.

 

 

3- با صداي بلند صحبت نكنيد                                                                        

 

هنگامي كه با صداي بلند صحبت ميكنيد، بـاعث بالا بردن سطح استرس ميان اطرافيان خود ميگرديد. بـلند صحبت كردن بيانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقي با ديگران نـيـستيد و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان مي دهد و آنكه مي خـواهـيـد حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به كرسي بنشانيد . هـمـچـنـيـن بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافيان ميگردد البته توجه منفي.

 

 

4- كنترل خود را از دست ندهيد                                                                    

زماني كه شما كنترل اعصاب خود را از دست ميدهيد و از كوره در ميرويد به همه نشان مي دهيد قادر به كنترل احساسات و هيجانات خود نمي باشيد. وقـتـي هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز مي بـاشيـد، چـگونـه قـادر بـه كـنـترل چيز ديگري خواهيد بود؟ همواره خونسردي خود را حفظ كنيد (كار آساني نخواهد بود اما به زحمتش مي ارزد).

 

 

5- به ديگران خيره نشويد                                                                            

زل زدن به ديگران و چـشـم چـرانـي نوعي تعرض به ديگران محسوب مي گردد. شما كه نمي خواهيد بي جهت ديگران را مرعوب خود سازيد؟

 

 

6-صحبت كسي را قطع نكنيد                                                                       

 

 پيش از آنكه اظهار عقيده اي بكنيد، اجـازه دهـيـد صـحـبت ديگـران بـه پايان برسد. ميان صحبت كسي پريدن نشانه بي نزاكتي و عدم برخورداري از مـهـارتـهاي اجـتـمـاعـي فرد مي باشد. اگر نمي خواهيد خودبين و از خود راضي بنظر آييد، هيچگاه صحبت كسي را قطع نكنيد و هرگاه كه ناچار بـه انـجـام ايـن كـار شـديـد حتـما بـا گـفـتـن جـمله "معذرت مي خواهم"، اقـدام بـه انـجام آن كار كنيد. مـودب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت كـه بـراي موقعيت، عقايد و احساسات ديگران احترام قائل شويم.

 

 

7- هميشه وقت شناس باشيد                                                                     

 

مهم است كه به وقت ديگران احترام بگذاريد.سـر مـوقـع در جـلسات، قـرار مـلاقـات هـا، موقعيت هاي شغلي و اجتماعي حضور يابيد. هـمچـنـين يك فرد متشخص مي داند چه زماني بايد ميهماني را ترك كند.

 

 

 


 

آداب معاشرت با ديگران

يا ايهاالذين آمنوا ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم و الذين لم يبلغواالحلم منكم ثلاث مرات من قبل صلاة الفجر و حين تضعون ثيابكم من الظهيرة و من بعد صلاة العشاء ثلاث‏عورات لكم ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهن طوافون عليكم بعضكم على بعض كذلك يبين الله لكم الآيات و الله عليم‏حكيم (58)و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا كما استاذن الذين من قبلهم كذلك يبين الله لكم آياته و الله‏عليم حكيم (59)و القواعد من النساء اللاتي لا يرجون نكاحا فليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن غير متبرجات بزينة وان يستعففن خير لهن و الله سميع عليم (60)ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج و لا على انفسكم‏ان تاكلوا من بيوتكم او بيوت آبائكم او بيوت امهاتكم او بيوت اخوانكم او بيوت اخواتكم او بيوت اعمامكم او بيوت‏عماتكم او بيوت اخوالكم او بيوت خالاتكم او ما ملكتم مفاتحه او صديقكم ليس عليكم جناح ان تاكلوا جميعا او اشتاتا فاذادخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم تحية من عند الله مباركة طيبة كذلك‏يبين الله لكم الآيات لعلكم تعقلون (61)انما المؤمنون‏الذين آمنوا بالله و رسوله و اذا كانوا معه على امر جامع لم يذهبوا حتى يستاذنوه ان الذين يستاذنونك اولئك الذين‏يؤمنون بالله و رسوله فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت‏منهم و استغفر لهم الله ان الله غفور رحيم (62)لا تجعلوادعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا قد يعلم الله الذين يتسللون منكم لواذا فليحذر الذين يخالفون عن‏امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم (63)الا ان لله ما في السماوات و الارض قد يعلم ما انتم عليه و يوم‏يرجعون اليه فينبئهم بما عملوا و الله بكل شي‏ء عليم (64)

 

ترجمه آيات

شما اى كسانى كه ايمان داريد بايد به كسانى كه شما مالك‏آنان شده‏ايد و كسانى كه هنوز به‏عقل نرسيده‏اند دستور دهيد در شبانه روز سه وقت از شما اجازه ورود بگيرنديكى پيش از نماز صبح و دوم‏هنگام نيم روز كه جامه‏هاى خويش از تن در مى‏آوريد و سوم بعد از نماز شبانگاه كه‏اين سه هنگام، هنگام خلوت شما است و پس از آن مى‏توانند بدون اجازه وارد شوند و گناهى بر شما و ايشان نيست‏كه‏هنگام تحرك و برخورد با يكديگر است، خدا اين چنين آيه‏ها را براى شما بيان مى‏كند كه خدا دانا و فرزانه‏است(58).

و چون كودكانتان به عقل رسند بايد اجازه دخول بگيرند، چنان كه‏نام بردگان، قبل از ايشان(و ياآنان كه زودتر از ايشان به حد رشد رسيدند)اجازه مى‏گرفتند، خدااين چنين آيه‏هاى خويش را براى شمابيان مى‏كند كه خدا دانا و فرزانه است(59).

و زنان وامانده كه ديگر اميد شوهر كردن ندارند به شرطى‏كه زينت‏خود نشان ندهند گناهى ندارنداگر جامه خويش بگذارند،و در عين حال خوددارى كردن برايشان بهتر است و خدا شنوا و دانا است(60).

نه براى كور مانعى هست نه براى لنگ، نه براى بيمار و نه براى‏شما كه از خانه‏هاى خود ياپدرانتان يا مادرانتان يا برادران يا خواهران يا عموها يا عمه‏ها يا خانه داييها ياخاله‏ها يا خانه‏اى كه كليدش‏را به شما سپرده‏اند يا خانه دوستانتان چيزى بخوريد، نه، تنها خوردنتان گناه است و نه با هم‏خوردنتان، وچون به خانه‏اى در آمديد خويشتن را سلام كنيد كه درودى از جانب خدا و مبارك و پاكيزه‏است چنين‏خدا، اين آيه‏ها را براى شما بيان مى‏كند شايد تعقل كنيد(61).

مؤمنان فقط آن كسانند كه به خدا و پيغمبرش گرويده‏اند و چون‏با وى به كار عمومى باشند نروندتا از او اجازه گيرند، كسانى كه از تو اجازه مى‏گيرند همانهايى هستندكه به خدا و پيغمبرش گرويده‏انداگر براى بعض كارهايشان از تو اجازه خواستند به هر كدامشان‏خواستى اجازه بده و براى آنان آمرزش بخواه‏كه خدا آمرزنده و رحيم است(62).

خطاب كردن پيغمبر را ميان خودتان مانند خطاب كردن‏يكديگر نكنيد خدا از شما كسانى را كه‏نهانى در مى‏روند مى‏شناسد كسانى‏كه خلاف فرمان او مى‏كنند بترسند كه بليه يا عذابى الم انگيز به

ايشان برسد(63).

هر چه در آسمانها و زمين هست از خدا است او مى‏داندكه شما در چه حاليد و روزى كه سوى اوبازگشت‏يابند از اعمالشان خبرشان دهد و خدا به همه چيز دانا است(64).

بيان آيات‏ بيان‏ آياتى كه متضمن پاره‏اى از احكام و آداب معاشرت است

اين آيات بقيه احكامى كه گفتيم در اين سوره آمده بيان‏مى‏كند، و سوره با همين‏آيات ختم مى‏شود، و در آن اشاره است به اينكه خداى سبحان آنچه تشريع مى‏كند به‏علم‏خود مى‏كند، و به زودى حقيقت(و مصالح واقعى احكامش)براى مردم در روزى كه به‏سويش باز مى‏گردند روشن مى‏شود.

يا ايها الذين آمنوا ليستاذنكم‏الذين ملكت ايمانكم...وضع ثيابدر جملهتضعون‏ثيابكمبه معناى كندن لباس، و كنايه است ازاينكه اهل خانه در حالى باشند كه چه بسا ميل نداشته‏باشند بيگانگان در آن حال ايشان راببينند.و كلمهظهيره به معناى وقت ظهر است.و كلمه عورت به معناى‏عيب است، و اگرآن را عورت ناميده‏اند، چون هر كس عار دارد از اينكه آن را هويدا كند،و شايد مراد از آن درآيه شريفه هر چيزى باشد كه سزاوار است پوشانده شود.

پس جملهياايها الذين آمنوادنباله جمله سابق است كه مى‏فرمود: ياايها الذين‏آمنوا لا تدخلوا...، كه حكم مى‏كرد به اينكه داخل شدن به خانه هر كس موقوف‏به اجازه‏گرفتن است، در نتيجه آيه مورد بحث به منزله استثناء از آن حكم عمومى است، چون درخصوص غلامان و كنيزكان‏اجازه گرفتن در سه هنگام را كافى مى‏داند، و بيش از آن راواجب نمى‏داند.

و معناى‏اينكه فرمود: ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكماين‏است كه به ايشان‏دستور دهيد كه از شما اجازه دخول بخواهند، و از ظاهر جملهملكت ايمانكمبر مى‏آيدكه‏مراد از آن تنها غلامان است(چون كلمهالذينبراى مردان است، كنيزان)، هر چند كه‏لفظ عموميت دارد، و اگرآن خاص را به لفظ عام تعبير كرده، از باب تغليب است، و ازروايت هم اين اختصاص برمى‏آيد، كه به زودى رواياتش خواهد آمد.

و معناىالذين‏لم يبلغوا الحلماطفالى است كه به حد تميز رسيده‏اند،ولى بالغ‏نشده‏اند، و دليل بر رسيدن به حد تميز جملهثلاث عورات لكماست.

و منظور از جملهثلاث مراتسه نوبت در هر روز است، به دليل‏اينكه دنبالش آن‏را تفصيل داده، و فرموده: اول قبل از نمازفجر، و دوم هنگام ظهر كه به خانه مى‏آييد و جامه‏مى‏كنيد،سوم بعد از نماز عشاء، و در جملهثلاث عورات لكمبه وجه حكم اشاره نموده ومى‏فرمايد: اين‏سه موقع سه عورت است براى شما، كه طبعا شايسته نيست غير از شما كسى بروضع شما مطلع شود.

و معناى‏اينكه فرمود: ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهناين‏است كه مانعى‏نيست كه بعد از اين سه موقع مامورشان نكنيد به اجازه دخول خواستن و مانعى هم براى‏ايشان‏نيست كه از شما استيذان نكنند.و در جملهطوافون عليكم بعضكم على بعضبه وجه اين‏حكم(يعنى رفع مانع‏مذكور)اشاره نموده و مى‏فرمايد: چون در غير اين سه موقع غلامان وكنيزان دائما در آمدو شد، و خدمتند.پس تنها در اجازه خواستن به اين سه هنگام اكتفاء كنند.

كذلك يبين الله لكم الآيات - يعنى خدا اين چنين احكام‏دين خود را بيان مى‏كند، چون اين آيات دلالت بر آن احكام داردو الله عليم حكيماحوال‏شما را مى‏داند، و آنچه راكه حكمت اقتضاء مى‏كند نيز مراعات مى‏كند.

واذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا...اين جمله بيانگراين حقيقت است كه حكم مذكور، يعنى استيذان در سه نوبت براى‏اطفال تا مدتى معين معتبر است، وآن رسيدن به حد بلوغ است، و بعد از آن بايد مانند كسانى‏كه قبلا ذكر شد يعنى بالغان از مردان و زنان آزاد اجازه بگيرند، خدااين چنين آيات خود رابرايتان بيان مى‏كند و خدا عليم و حكيم است .

و القواعدمن النساء اللاتى لا يرجون نكاحا...كلمهقواعد،جمع قاعده است، كه به معناى زنى است كه از نكاح بازنشسته‏باشد، يعنى ديگر كسى به خاطر پيرى‏اش ميل‏به او نمى‏كند، بنابر اين جملهاللاتى لايرجون نكاحاوصفى توضيحى براى كلمه قواعد است، و بعضى گفته‏اند:كلمه مذكور به‏معناى زنى است كه از حيض يائسه شده باشد، و وصف بعد از آن صرفا براى رفع اشتباه‏است.

و در مجمع البيان گفته: كلمهتبرجبه معناى اين است كه زن‏محاسن وزيبايى‏هاى خود را كه بايد بپوشاند اظهار كند، و اين كلمه در اصل به معناى ظهور بوده، برج‏را هم‏به همين جهت برج ناميده‏اند، كه بنايى است ظاهر و پيدا (1) .

 

اين آيه در معناى استثنايى است از عموم حكم‏حجاب، و معنايش اين است كه بر هرزنى حجاب واجب است الا زنان مسن، كه‏مى‏توانند بى حجاب باشند، البته در صورتى كه‏كرشمه و تبرج نداشته باشند.

وجملهو ان يستعففن خير لهنكنايه است از خودپوشى، يعنى‏همين زنان‏سالخورده نيز اگر خود را بپوشانند بهتر از برهنه‏بودن است، و جملهو الله سميع عليمتعليل‏حكمى‏است كه تشريع كرده، و معنايش اين است كه خدا شنوا است آنچه را كه زنان‏به‏فطرت خود در خواستش را دارند، و دانا است به احكامى كه به آن محتاجند.

ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج ولاعلى انفسكم ان تاكلوا من بيوتكم...او صديقكم ظاهر آيه اين است كه در آن براى مؤمنين حقى قائل‏شده، و آن اين است كه‏مى‏توانند در خانه خويشاوندان، و يا كسانى كه ايشان را امين مى‏دانند، و يا خانه‏دوستان خودچيزى بخورند، البته به مقدارى كه بدان احتياج دارند، نه به حد اسراف و افساد.

ليس على‏الاعمى حرج...و لا على انفسكم - در عطفعلى انفسكمكه‏عطف‏به ما قبل خود شده، دلالت است بر اينكه شمردن نامبردگان از اين باب نبوده كه خصوصيتى‏داشته‏باشند، بلكه از باب اين بوده كه به خاطر عيب و نقصى كه در اعضاء دارند احيانانمى‏توانند رزق خود راكسب كنند، لذا جايز است كه از خانه‏هاى نامبردگان رفع حاجت‏كنند، و الا فرقى ميان كور و چلاق و مريض و غير ايشان نيست.

من‏بيوتكم او بيوت آبائكم... - در اينكه خانه‏هايتان را با خانه‏هاى‏خويشاوندانتان‏و بقيه نامبردگان آورده، اشاره است به اينكه در دين اسلام خانه‏هاى نامبردگان با خانه خودشمافرقى ندارد، چون در اين دين مؤمنين، اولياى يكديگرند، و در حفظ خانه و زندگى يكديگرفرقى‏با خانه و زندگى خودشان نمى‏گذارند، آن طور كه صاحب اختيار و رپرست‏خانه‏خويشند، خانه‏هاى اقرباء و كسانى‏كه شما قيم و سرپرستى آنان را داريد و دوستان خويش‏را نيز سرپرستى مى‏كنيد.

علاوه بر اين كلمهبيوتكمشامل خانه فرزند و همسر انسان‏نيز مى‏شود همچنان كه‏روايت هم به اين معنا دلالت دارد.

اوما ملكتم مفاتحه - كلمهمفاتحجمع مفتح و به معناى‏مخزن است، و معناى‏جمله اين است كه حرجى بر شما نيست از اينكه بخوريد از خانه‏هاى خودتان، (كه‏گفتيم‏منظور خانه فرزندان و همسران است)، و هر جا كه كليدش به شما سپرده شده، مانندخانه‏هايى كه انسان‏قيم و يا وكيل در آن شده باشد، و يا كليدش را به آدمى سپرده باشند.

او صديقكم- اين جمله عطف است بر ماقبل، به تقدير كلمهبيتچون‏سياق‏آن را مى‏رساند، و تقديرو يا خانه صديقتان بوده است.

معناى اينكه فرمود:فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكمليس عليكم‏جناح ان تاكلوا جميعا او اشتاتاكلمهاشتات جمعشتاست، و شت مصدر است كه به معناى‏تفرق است، واگر در معناى متفرق استعمال شده به منظور مبالغه بوده، و باز به همين منظور به صيغه جمع‏آمده، ممكن‏هم هست مصدر نباشد، بلكه صفت باشد، به معناى متفرق، همچنان كه كلمه‏حق، وصفى است به معناى حق‏دار.

و معناى آيه اين است كه گناهى بر شما نيست كه همگى دست‏جمعى و با يكديگربخوريد، و يا جدا جدا.و اين آيه هر چند كه به حكم روايات درباره موردى خاص نازل شده، ولى مفادش عام است.

مفسرين در اين فصل از آيه و در فصل قبلى آن اختلاف شديدى‏دارند، كه ما صلاح‏در آن ديديم كه از ايراد آن و غور و بحث از آن صرف نظر كنيم، چون معنايى كه‏ما براى اين‏دو فصل آورديم معنايى است كه از سياق استفاده مى‏شود.

فاذا دخلتم بيوتافسلموا على انفسكم تحية من عند الله مباركة طيبة...بعداز آنكه گفتگو از خانه‏ها را به ميان آورد، ادب دخول در آن را متفرع بر آن‏نموده، فرمود: و چون داخل خانه‏ها شويد بر خود سلام كنيد.

و مقصود ازسلام كردن بر خود، سلام كردن بر هر كسى است‏كه در خانه باشد، در اينجا نيز اگر نفرمود: بر اهل آن سلام كنيد، خواست‏يگانگى مسلمانان با يكديگررابرساند، چون همه انسانند، و خدا همه را از يك مرد و زن خلق كرده، علاوه بر اين همه‏مؤمنند، و ايمان ايشان را جمع‏كرده، چون ايمان قوى‏تر از رحم، و هر عامل ديگرى براى‏يگانگى است.

و بعيد هم نيست كه مراد از جملهفسلموا على انفسكماين‏باشد كه وقتى كسى‏داخل بر اهل خانه‏اى شد، بر آنان سلام كند، و ايشان جواب سلامش را بدهند.

جملهتحية من عند الله مباركة طيبةحال است، يعنى‏در حالى كه سلام تحيتى‏است از ناحيه خدا، چون او تشريعش كرده و حكمش را نازل ساخته تا مسلمانان‏با آن يكديگررا تحيت گويند، و آن تحيتى است مبارك و داراى خير بسيار، و باقى و طيب، چون ملايم بانفس‏است.آرى، حقيقت اين تحيت گسترش امنيت و سلامتى بر كسى است كه بر او سلام‏مى‏كنند، و امنيت و سلامتى پاكيزه‏ترين‏چيزى است كه در ميان دو نفر كه به هم برمى‏خورندبرقرار باشد.

خداى سبحان سپس آيه را با جملهكذلك‏يبين الله لكم الآياتختم كرد، كه‏تفسيرش گذشت.

لعلكم‏تعقلون - يعنى تا شايد شما به معالم دين خود آگهى يابيدو به آن عمل كنيد، - برخى اين طور معنا كرده‏اند.

نهى از بى اعتنايى كردن به دعوت و فراخوانى رسول الله(صلى الله‏عليه و آله و سلم)و شانه خالى كردن از احضار و تكليف او(لا تجعلوا دعاء الرسول...)انما المؤمنون الذين‏آمنوا بالله و رسوله و اذا كانوا معه على امر جامع لم يذهبواحتى يستاذنوه...ذكرجملهالذين آمنوا بالله و رسولهبراى بيان‏مؤمنين با اينكه معناى كلمه مؤمنين‏روشن بود براى اين بود كه دلالت كند بر اتصافشان به حقيقت معناى ايمان،و معنايش اين‏است كه مؤمنين عبارتند از آنهايى كه به خدا و رسولش ايمان حقيقى‏دارند، و به وحدانيت‏خدا و رسالت رسولش باور و اعتقاد قلبى دارند.

و به‏همين جهت دنبالش فرمود: و چون با او بر سر امرى اجتماع و اتفاق‏مى‏كنند، نمى‏روند تا اجازه بگيرندو مقصود از امر جامع امرى است كه خود به خود مردم‏را دور هم‏جمع مى‏كند، تا درباره آن بينديشند و مشورت كنند، و سپس تصميم بگيرند، مانند جنگ وامثال آن.

و معناى آيه اين است كه چون با رسول او بر سر امرى از امورعمومى اجتماع‏مى‏كنند، پى كار خود نرفته و از آن جناب روى نمى‏گردانند، مگر بعد از آنكه كسب اجازه‏كرده باشند.

و چون چنين بود، دنبالش فرمود: كسانى كه از تو اجازه مى‏گيرندكسانى هستندكه به خدا و رسولش ايمان دارندو اين در حقيقت به منزله عكس صدر آيه‏است، تا دلالت‏كند بر ملازمه و اينكه ايمان از كسب اجازه جدا نمى‏شود.

فاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم - دراين جمله خداى تعالى‏رسول گرامى خود را اختيار مى‏دهد كه به هر كس خواست اجازه رفتن بدهد، و به هر كس‏خواست ندهد.

واستغفر لهم الله ان الله غفور رحيم - در اين جمله رسول‏گرامى خود را دستورمى‏دهد تا به منظور دلخوش كردن آنان، و تا رحمتى باشد براى آنان، از خدا برايشان طلب‏مغفرت كند.

لا تجعلوادعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا...دعاء رسولبه‏معناى اين است كه آن جناب مردم را براى كارى از كارها دعوت‏كند، مانند دعوتشان به سوى‏ايمان و عمل صالح و به سوى مشورت در امرى اجتماعى و به‏سوى نماز جماعت، و امر فرمودنش‏به چيزى از امور دنيا و آخرتشان، همه اينها دعا و دعوت اواست.

شاهد اين‏معنا جمله ذيل آيه است كه مى‏فرمايد: قد يعلم الله الذين‏يتسللون منكم‏لو اذاو نيز تهديدى كه دنبال آيه درباره مخالفت امر آن جناب آمده، و شهادت اين‏دو فقره برمدعاى ما روشن است، و اين معنا با آيه قبلى هم مناسب‏تر است، زيرا در آن آيه مدح مى‏كردكسانى‏را كه دعوت آن حضرت را اجابت مى‏كردند، و نزدش حضور مى‏يافتند، و از او بدون

اجازه‏اش مفارقت نمى‏كردند، و اين آيه مذمت مى‏كندكسانى را كه وقتى آن جناب دعوتشان‏مى‏كند سر خود را مى‏خارانند، و اعتنايى به دعوت آن جناب نمى‏كنند.

ازاينجا معلوم مى‏شود اينكه بعضى(1) گفته‏اند: مراداز دعاى رسول، خطاب كردن اوو صدا زدن او است، كه مردم آن جناب را مثل ساير مردم صدا نزنند، بلكه با مردم‏فرق گذاشته‏او را محترمانه صدا بزنند، مثلا، نگويند يا محمد، و يا ابن عبد الله، بلكه بگويند يا رسول اللهمعناى درستى نيست.

و همچنين‏تفسير ديگرى كه بعضى(2) كرده‏اند كه: مراد از دعاء،نفرين كردن آن‏جناب است، كه نفرين او را مثل نفرين سايرين ندانند، كه در حقيقت آيه شريفه مردم رانهى‏مى‏كند از اينكه خود را در معرض نفرين آن جناب قرار دهند، يعنى او را به خشم در نياورند، چون خدا نفرين او را بى اثرنمى‏گذارد.و وجه ضعف و نادرستى اين دو معنا اين است كه‏ذيل آيه با آنها سازگارى ندارد.

كلمهتسللدر آيه مورد بحث به معناى اين است كه كسى خود رااز زير بار وتكليفى به طور آرام بيرون بكشد، كه ديگران نفهمند،و اين كلمه ازسل سيفيعنى بيرون‏كردن شمشير ازغلاف گرفته شده.و كلمهلواذا، به معناى ملاوذه است، و ملاوذهآن‏است كه انسانى به غير خود پناهنده‏شده و خود را پشت‏سر او پنهان كند.و معناى آيه اين‏است كه خداى عز و جل از ميان شما آن كسانى را كه از ما بين‏مردم با حيله و تزوير بيرون‏مى‏شوند، در حالى كه به غير خود پناهنده مى‏شوند و به اين وسيله‏خود را پنهان مى‏كنند و هيچ‏اعتنايى به دعوت رسول ندارند، مى‏شناسد.

فليحذرالذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب‏اليم - ظاهر سياق‏آيه با در نظر داشتن معنايى كه گذشت، اين است كه ضميرعن امرهبه رسول‏خدا برمى‏گردد، و امرش همان دعاى او است، در نتيجه آيه شريفه كسانى را كه از امر و دعوت آن‏جناب‏سر مى‏تابند، تحذير مى‏كند از اينكه بلا و يا عذابى دردناك به آنان برسد.

بعضى(3) از مفسرين گفته‏اند: ضمير درعن امرهبه خداى‏سبحان بر مى‏گردد، ودر آيه شريفه هر چند كه امرى از ناحيه خدا وجود ندارد تا ضمير بدان برگردد، و ليكن همان‏نهى‏كه كرد و فرمود: دعاى رسول را چون دعاى يك نفر عادى قرار ندهيددر حقيقت درمعناى امر و به صورت نهى است،چون معنايش اين است كه دعوت او را بپذيريد، و كلمهبپذيريد امر است، و از ميان اين دو وجه وجه اولى بهتر است.

 

الاان لله ما فى السموات و الارض...اين جمله بيان عموميت‏ملك است، و اينكه هر چيزى بدون استثناء مملوك خداى‏سبحان و قائم به او است پس به همين‏دليل با جميع خصوصيات وجودش معلوم براى او است‏پس او آنچه را كه وى بدان محتاج باشد مى‏داند، و مردم هم يكى‏از موجوداتند، كه خدا به‏حقيقت‏حالشان و آنچه بدان نيازمندند آگاه است. پس مى‏فهميم كه آنچه از شرايع دين هم‏كه براى‏آنان تشريع كرده امورى است كه در حياتشان بدان نيازمندند، همچنان كه ارزاقى‏كه برايشان‏آفريده مورد حاجتشان بوده، و بدون آن بقاء و دوام نخواهند داشت.

پس اينكه فرمود: قد يعلم ما انتم عليه - او مى‏داند آنچه‏را كه شما بر آن هستيد، و حقيقت‏حال شما را آگاه است، و مى‏داند كه چه احتياجاتى داريدبه منزله‏نتيجه‏اى است كه برحجت مذكور مترتب مى‏شود، و معنايش اين است كه مالكيت‏خدا بر شما و هر چيز ديگر مستلزم‏علم‏او به حال و احتياجات شما است، آرى، او به علت اينكه مالك شما است، مى‏داند كه‏چه قسم شريعت و احكامى مورداحتياج شما است، همان را برايتان تشريع نموده، و بر شماواجب مى‏كند.

و جملهو يوم يرجعون‏اليه فينبئهم بما عملوا و الله بكل شى‏ء عليمعطف‏است برجملهما انتم عليهو معنايش اين است كه او هم در دنيا عالم به احوال شما است، و هم‏درروزى كه به سويش باز مى‏گرديد، يعنى روز قيامت كه در آن روز هر كسى را به حقيقت‏عملى كه كرده خبر مى‏دهد، و خدا به هر چيزى دانا است.

خداى تعالى در اين جمله ذيل، مردم را تحريك بر اطاعت و انقيادنسبت به احكام‏شرع خود، و عمل به آن فرموده، به اين بيان كه به زودى ايشان را به حقيقت اعمالشان‏خبرمى‏دهد، همچنان كه در صدر آيه تحريك مى‏كرد به اينكه شرع را بپذيرند، چون خدا آن راتشريع كرده،كه عالم به حوايج مردم است، و اين شريعت‏حوايج آنان را بر مى‏آورد.

بحث روايتى(رواياتى‏در باره مفاد و شان نزول پاره‏اى از آيات گذشته)

در الدر المنثور است كه سعيد بن منصور و ابن ابى شيبه و ابو داوودو ابن مردويه، وبيهقى، درسننخود از ابن عباس روايت كرده‏اندكه در ذيل آيهيا ايها الذين آمنواليستاذنكمگفته‏است: آيه اذن از جمله آياتى است كه بيشتر مردم به آن عمل نكردند، ولى‏من همواره به اين دخترم - كنيزى‏كوتاه قد بالاى سرش ايستاده بود - يادآورى مى‏كنم كه ازمن اجازه بگيرد، و سپس بر من وارد شود (1) .

 

و در تفسير قمى درباره همين آيه از قول امام(ع)گفته: خداى تعالى‏مردم‏را نهى كرد از اينكه در اين سه هنگام - كه ذكر فرموده - داخل خانه كسى بشوند، چه اينكه‏پدرباشد يا خواهر و يا مادر و يا خادم، مگر به اذن ايشان، و آن سه وقت عبارت است از، بعداز طلوع فجر و ظهر و بعد از عشاء،و غير اين سه هنگام را مطلق گذاشته و فرمودهليس عليكم‏جناح بعدهنيعنى بعد از اين‏سه هنگامطوافون عليكم بعضكم على بعض (1) .

و در كافى به سندخود از زراره از امام صادق(ع)روايت كرده كه در تفسيرجملهملكت‏ايمانكمفرموده: اين حكم تنها مخصوص مردان است، نه زنان.زراره‏مى‏گويد پرسيدم:پس زنان در اين سه هنگام بايد اجازه بگيرند؟فرمود: نه، و ليكن مى‏توانندداخل و خارج شوند، و درباره كلمهمنكمدرجملهو الذين لم يبلغوا الحلم منكمفرمود: يعنى از خودتان، آنگاه اضافه فرمود كه: برشما است(بر ايشان است - نسخه بدل)كه مانندكسانى كه بالغ شده‏اند در اين سه ساعت استيذان كنند (2) .

مؤلف: در اين مساله كه حكم مخصوص مردان‏است روايات ديگرى نيز از امام باقر وامام صادق(ع)رسيده.

و در مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث گفته: معنايش‏اين است كه: به غلامان وكنيزان خود دستور دهيد وقتى مى‏خواهند به شما و در محل خلوت شما واردشوند، از شمااجازه بگيرند(نقل از ابن عباس)بعضى ديگر گفته‏اند: تنها عبيد مورد نظرند، (نقل از ابن‏عمر)، البته به اين مضمون‏از امام ابى جعفر و ابى عبد الله(ع)نيز روايت‏شده (3) .

مؤلف:با اين روايات و با ظهور خود آيه روايتى كه حاكم از على(ع)نقل‏كرده‏ضعيف مى‏شود، و آن اين است كه مراد زنانند، و اما مردان بايد استيذان كنند.

و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، و ابن مردويه،از ابن عمر روايت كرده كه‏گفت: رسول خدا(ص)فرمود: اعراب بر شما مسلمانان غلبه نكنند در ناميدن‏نماز عشاء به‏نماز عتمه، چون اين نماز در كتاب خدا عشاء ناميده شده، كلمه عتمه مربوط به‏دوشيدن شتران در آن هنگام است.

مؤلف: نظير اين روايت از عبد الرحمان بن عوف به اين‏عبارت نقل شده، كه رسول‏خدا(ص)فرمود: اعراب در مراسم نماز شما بر شما غلبه نكنند، كه خداى تعالى فرموده: و من بعد صلوة‏العشاءو عتمه مربوط به شتران است (1) .

و در كافى‏به سند خود از حريز از امام صادق(ع)روايت كرده كه آيهان‏يضعن‏ثيابهنرا قراءت نموده و فرمودند: مراد از آن جلباب و خمار است، در صورتى كه زن‏سالخورده باشد (2) .

مؤلف: و در اين معنا اخبار ديگرى نيز هست.

و در الدر المنثور است كه ابن جرير، و ابن ابى حاتم ازضحاك روايت كرده كه‏گفت: اهل مدينه قبل از آنكه رسول خدا(ص)مبعوث شود رسمشان چنين‏بودكه افراد كور و مريض و چلاق را در غذا با خود شركت نمى‏دادند، و فكر مى‏كردند كه افرادكور تشخيص نمى‏دهند كدام لقمه‏لذيذتر و بهتر است، مريض هم كه نمى‏تواند مانند سالم‏غذا بخورد، و چلاق هم حريف اشخاص سالم‏نيست، ولى بعد از بعثت اجازه داده شد كه باآنان غذا بخورند (3) .

و نيز در همان كتاب است كه ثعلبى از ابن عباس روايت‏كرده كه گفت: حارث بارسول خدا(ص)به عزم جهاد بيرون شد، و خالد بن زيد را جانشين خود در امورخانواده‏اش‏كرد، و خانواده حارث از اينكه با خالد كه بيمار بود غذا بخورند ناراحت بودند، پس‏اين آيه نازل شد (4) .

و نيز در همان كتاب است كه عبد بن حميد و ابن جرير و ابن ابى‏حاتم، از قتاده‏روايت كرده‏اند كه گفت: اين قبيله كه از بنى كنانة بن خزيمه است، در جاهليت تنهاغذاخوردن را ننگ مى‏دانستند، حتى پيش مى‏آمد كه يكى از آنان بر شدت گرسنگى غذا را باخود مى‏گردانيد تا شايد كسى‏را پيدا كند كه با او غذا بخورد و آب بياشامد، ولى در اسلام‏اجازه هر دو قسم غذا خوردن داده شد، و آيه شريفهليس‏عليكم جناح ان تاكلوا جميعا اواشتاتانازل گرديد (5) .

مؤلف: و در معناى اين روايت روايات ديگرى نيز هست.

و دركافى به سند خود از زراره، از امام صادق(ع)روايت آورده كه درمعناى‏آيهاو ما ملكتم مفاتحه او صديقكم، فرمود: اينها كه خداى عز و جل در اين آيه نامشان را برده، بدون اجازه از خرما و خورش و طعام يكديگرمى‏خوردند، و همچنين زن بدون‏اجازه از خانه شوهرش مى‏تواند بخورد، و غير اينها نمى‏توانند (1) .

و در همان كتاب به سند خود از ابى حمزه ثمالى از امام‏باقر(ع)روايت‏كرده كه فرمود: رسول خدا(ص)به مردى فرمود: تو و آنچه مال دارى ملك‏پدرت هستى، آنگاه‏امام فرمود: در عين حال من دوست نمى‏دارم كه پدرى از مال پسربردارد، مگرآن مقدارى كه ناچار از آن است، چون خدا فساد را دوست نمى‏دارد (2) .

و در همان كتاب به سند خود از محمد بن مسلم، از امام‏صادق(ع)روايت‏كرده كه از آن جناب در مورد مردى پرسيدم كه پسرش توانگر است، و پدر محتاج؟فرمود: پدرمى‏توانداز مال او بخورد، و اما مادر نخورد، مگر به عنوان قرض (3) .

و باز در همان كتاب به سند خود از جميل بن دراج از امام صادق(ع)روايت‏كرده كه فرمود: زن مى‏تواند بخورد، و صدقه دهد، و دوست هم مى‏تواند از منزل‏برادرش بخورد، و صدقه دهد (4) .

و در همان كتاب به سند خود از ابن ابى عمير، از شخصى كه نامش‏را برد، از امام‏صادق(ع)روايت كرده كه در ذيل جمله او ما ملكتم مفاتحهفرمود: مثل كسى‏كه وكيلى‏در اموال خود دارد، و او بدون اجازه وى از مال وى مى‏خورد (5) .

و در مجمع‏البيان در ذيل جمله: ان تاكلوا من بيوتكمگفته: بعضى‏گفته‏اندمعنايشمن بيوت اولادكماست، به دليل اينكه امام به فرزند كسى فرمود: تو و مالت‏مال‏پدرت هستى، و نيز همان جناب فرموده: پاكيزه‏ترين رزقى كه انسان مى‏خوردآن است كه ازكسبش باشد، و فرزند او نيز از جمله كسب او است (6) .

مؤلف: و در اين معانى روايات بسيارى ديگر است.

و در كتاب معانى، به سند خود از ابى الصباح روايت كرده كه گفت: ازامام باقر(ع)از معناى آيهفاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم...پرسيدم، فرمود: اين همان

 

سلام كردن شخص به اهل خانه است، وقتى كه به خانه واردمى‏شود، و جواب سلام اهل‏خانه به او است، زيرا همين سلام و عليك، سلام بر خودتان است (1) .

مؤلف: در تفسير همين آيه اشاره به اين معنا گذشت.

و در تفسير قمى در ذيل‏جملهانما المؤمنون الذين...حتى يستاذنوهفرموده‏اند:اين‏آيه درباره عده‏اى نازل شد كه هر وقت رسول خدا(ص)ايشان را براى امرى ازامورجمع مى‏كرد تا پى كارى يا جنگى كه پيش آمده بود بفرستد، بدون اجازه او متفرق‏مى‏شدند،خداى تعالى ايشان را از اين رفتار نهى فرمود (2) .

ودر همان كتاب در ذيل آيهفاذا استاذنوك لبعض شانهم فاذن لمن‏شئت منهمفرمود: اين آيه درباره حنظلة بن ابى عياش نازل شد، و جريانش چنين بودكه او در شبى كه‏فردايش جنگ احد شروع مى‏شد، عروسى كرده بود، پس از رسول خدا(ص)اجازه گرفت تا نزد اهلش بماند، پس‏خداى عز و جل اين آيه را فرو فرستاد، حنظله نزد اهلش‏ماند، صبح در حال جنابت به ميدان جنگ آمد و شهيد شد، رسول‏خدا(ص)فرمود: من خود ديدم كه ملائكه حنظله را با آب ابرها، و روى تخته‏هايى از نقره در ميان‏آسمان و زمين غسل‏مى‏دادند، و به همين جهت او را غسل الملائكه ناميدند (3) .

باز در همان‏كتاب در ذيل آيهلا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم‏بعضااز قول امام(ع)گفته: يعنى رسول خدا(ص) را مثل يك فرد عادى‏صدا نزنيد و در روايت ابى الجاروداز ابى جعفر(ع)آمده كه در معناى آيه مذكورمى‏فرمود: نگوييد: يا محمد، و يا اباالقاسم، بلكه بگوييد: يا نبى الله، و يا رسول الله (4) .

مؤلف: نظير اين حديث از ابن عباس روايت‏شده، و ليكن در سابق‏ گفتيم كه ذيل‏آيه شريفه با اين معنا آنطور كه بايد سازگار نيست.

 

 

علامه سيد محمد حسين طباطبايى قدس سره ترجمه تفسير الميزان جلد 15 صفحه

 


 

 

 

رموز آداب معاشرت (1)

ده فرمان آداب معاشرت


 

نشست های اجتماعی بخش مهمی از كار را تشكیل می دهند. در این گردهمایی هاست كه می توان به همراه دوستان تفریح كرد،‌ با مشتری های جدید آشنا شد و قراردادهای مختلف بست.

اما از سویی دیگر این نشست ها می توانند دام هایی خطرناك باشند. كافی است بیش از حد احساس راحتی كنید و خودمانی شوید، قوانین پنهان اجتماعی را زیر پا بگذارید و در نتیجه به راحتی خود را نابود كنید، در حالی كه هیچ وقت نمی فهمید چرا؟

در متن زیر ده دستور آداب معاشرت آورده شده، که توصیه می کنیم به دقت آنها را بخوانید و سعی كنید به اندازه بیماری وبا از آنها دوری كنید. اگر همكاران بی احتیاطتان می خواهند به این محدوده ممنوعه پا بگذارند، به خودشان مربوط است ولی بهتر است شما حواستان را جمع کنید كه درگیر چنین دردسرهایی نشوید.

 

عدم توجه: روی برگرداندن از شخصی كه در حال صحبت با شماست، نشانه بی ادبی است. بذل توجه یكی از اصلی ترین نشانه های آداب معاشرت، و بهترین تمجید از طرف مقابل است. برای كسب نتیجه بهتر، می توانید با حالت های مختلف صورت و بدن حركات بدن نشان دهید كه به بحث علاقه مند هستید.

 

شـُل دست دادن: این حركت نشان دهنده عدم اطمینان شما به خود است. به نرمی دست بدهید. این كار بیانگر اعتماد به نفس، خونگرمی،‌ گشاده رویی و صداقت است. ولی مراقب باشید زیاده روی نكنید و دست طرف مقابل را خیلی محكم نفشارید، چون آن وقت فكر می كند كه شما آدمی سلطه جو و طالب برتری هستید.

 

پشت كردن به دیگری: زبان بدن (ایما و اشاره ها) شما می تواند شخصیتتان را نشان دهد. اگر به خوبی با همكار خود برخورد نكنید، اعلام كرده اید كه هیچ علاقه ای به صحبت ندارید. این كار به نوعی توهین است و می تواند منجر به ایجاد احساسات و تفكرات منفی و حتی خصمانه دیگران نسبت به شما شود.

سیگار كشیدن: امروزه، در بیشتر قرارملاقات های عمومی از سیگار كشیدن به شدت اجتناب می شود. امتحانش مجانی است؛ در جمع سیگار آتش بزنید تا چه غیر سیگاری ها و چه سیگاری های مطیع قانون از شما بیزار شوند!

 

برداشتن ظرف نوشیدنی با دست راست: همیشه نوشیدنی خود را با دست چپ بردارید. این طوری می توانید هنگام برخورد با دیگری، بدون دردسر و ریختن نوشیدنی روی لباس های خود یا طرف مقابل، با او دست بدهید. به علاوه دست راستتان گرم می ماند، چرا كه نگهداری نوشیدنی با یخ، دستتان را سرد و مرطوب می كند.

 

نپوشیدن كت: هیچ وقت لباسی مانند كت را در نیاورید یا اگر فرضاً برای کلاس گذاشتن کراوات زده اید، گره كراوات خود را شل نكنید مگر این كه میزبان پیش از شما، چنین كاری بكند. به طور کلی، لباس نامرتب در نشست های عمومی بسیار ناپسند است.

 

بیش از حد نزدیك ایستادن: هر یک از ما برای خود یك «حد آسودگی» داریم (که درافراد مختلف، متفاوت است) و دوست نداریم دیگران بدون اجازه به این فضای شخصی تجاوز كنند. اگر هم كسی این كار را بكند سعی داریم از او دوری كنیم و از متجاوز به خاطر نزدیكی بیش از حد بیزار می شویم.

بلند صحبت كردن: با صدای بلند صحبت نكنید. این كار شما را مغرور و از خود راضی جلوه می دهد. صدایتان باید آرام و یكنواخت باشد و لحنتان باید با زمان و موقعیت حاضر در آن هماهنگ باشد.

زمان پایان میهمانی: یك مهمانی رسمی هیچ وقت نباید بیشتر از دو ساعت طول بكشد. ساعت 6 بعدازظهر شروع شود و حداكثر تا ساعت 8 به پایان برسد. تا نیم ساعت پس از ساعت پایان مهمانی باید آنجا را ترك كرده باشید.

صحبت همزمان: وقتی شخص دیگری صحبت می كند، بهترین روش اهانت كردن پریدن وسط حرف اوست! قبل از پاسخ دادن، اجازه دهید حرفش را تمام كند. به این ترتیب نشان می دهید كه فرد مؤدبی هستید و طرف مقابل هم بهتر می تواند گفته های شما را بشنود و بفهمد. در ضمن راز سخنور خوب شدن، خوب گوش كردن است.

 

 

 

 


 

 

وضعیت ظاهری شما در محیط کار

آداب معاشرت(2)

 

ظاهر هر شخص در محیط های کاری اهمیت زیادی دارد. استانداردهای زیر کمک می کند که ظاهر کارمندان با وضعیت کارشان هماهنگ باشد. بنابراین کارمندان بدون توجه به جنسیت و نژاد خود می توانند این استانداردها را رعایت کنند.

 

برچسب نام

برچسب نام ، بخشی از اونیفورم هر کارمند است، بنابراین باید همیشه به لباس وصل باشد. در بعضی ادارات، این برچسب به صورت کارت نام، روی میز کارمندان قرار داده می شود.

 

بهداشت شخصی

تمام کارمندان باید به بهداشت خود توجه نشان دهند تا احیاناً برای ارباب رجوع یا دیگر کارمندان ناخوشایند نباشند. بنابراین استحمام روزانه، استعمال بوی خوش، و مراقبت دقیق از دندان ها توصیه می شود. پاکیزگی و آراستگی موها نیز از نکاتی است که باید همواره در نظر داشت.

 

اندازه موها

موهای آقایان باید تا بالای یقه کوتاه شود و نباید به پایین تر از خط میانی یقه برسد. موها باید به یک سمت شانه شود و مثلاً روی پیشانی نریزد.

کارمندانی که با غذای افراد ارتباط مسقیم دارند باید موهای خود را با کلاه بپوشانند.

خط ریش نباید از لاله گوش پایین تر بیاید؛ سبیل باید به خوبی آراسته شود و از لب پایین نیاید.

 

کلاه گیس

استفاده از کلاه گیس، در صورتی که مدل و رنگ قابل قبولی داشته باشد و با ظاهر شخص سازگار باشد، بلامانع است.

 

لباس مناسب با محیط کار

این یکی جزو ضروریات است. چنانچه اداره اونیفورم خاصی ندارد بهتر است آقایان از کت و شلوارهای مناسب محیط کار و پیراهن هایی با رنگ ملایم (سفید، بژ یا آبی) استفاده کنند. پوشیدن پیراهن های تیره یا رنگ های تند و زننده ممنوع است. کت های غیر رسمی و شلوارهایی که با موقعیت محل کار هماهنگ باشند، بلامانع هستند. لباس کارمندان زن نیز از فرم مانتوهای اداری خارج نشود (در این مورد نیز پوشیدن رنگ های تند و زننده، و لباس های تنگ برای محیط کار نامناسب است).

اگر در مورد انتخاب نوع پوشش و لباس خود دچار مشکل هستید به پوشش کسانی که در رأس شرکت هستند توجه کنید.

 

کارمندان زن و مرد با اونیفورم

چنین کارمندانی باید لباس های فرم تعیین شده برای کار را بپوشند. اونیفورم ها باید همیشه مرتب و تمیز و اتو کشیده باشند.

چنانچه لباس فرم از اموال اداره باشد، خود کارمند باید هرگونه آسیب وارده به لباس را رفو و تعمیر کند. چنانچه آسیب وارده قابل اصلاح نبود باید به رئیس خود اطلاع دهید. در صورت ترک دائمی محل کار، کارمندان باید تمام لباس ها و وسایل را به صاحب کار برگردانند.

 

کفش

کفش ها باید استاندارد و مطابق با عرف کاری باشند. از آنجا که کفش های تنیس، کتانی و صندل برای محیط کار غیراستاندارد هستند، نباید در محیط کار از آنها استفاده کرد. (استثنائاً کفش های تنیس را می توان در استخرها و سالن های ورزشی به پا کرد.)

 

نکته:

پیش از خرید هر لباس و پوشاکی، به موقعیت خود در محل کار، محیط کار و هم چنین آب و هوا و نوع شغل خود توجه کنید.

 

موارد دیگر

اصولاً در محیط کار کارمندان می بایست از مصرف بیش از اندازه لوازم آرایشی خودداری کنند. بلندی ناخن ها باید در حد متوسط و زیر آنها همیشه تمیز باشد. جواهرات مورد استفاده نیز نباید سنگین یا چشمگیر باشد؛ در مجموع تأکید بر سادگی و ظاهر طبیعی کارمندان است.

 

 

آداب معاشرت در کار

- محققان معتقدند «مهارت های انسانی» بیش از مهارت های فنی و دانش در پیشرفت کاری افراد تأثیر دارد.

- جنسیت افراد در مناسبات کاری نقشی ندارد ولی مرتبه شغلی بسیار حائز اهمیت است.

- هنگام تعارف به دیگران، صادقانه رفتار کنید و هنگام پذیرش تعارف دیگران با قدرشناسی تشکر بگویید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

8- اسرار زندگي خصوصي خود را فاش نسازيد                                             

آبرو، شرافت، صداقت و بصيرت بـزرگـتـريـن و مـهـمـتـرين عـامـل براي حفظ اعتبار يك فرد متشخص مي باشد. جزئيات زندگي عشقي شما بايد محرمانه باقي بمانند. بـنـابـراين هرگاه شخصي در مـهـمـاني شـروع بـه سـخن چيـنـي كرد، از اعـتماد مـعشوقتان سوء استفاده نكرده و صحبتي در رابطه به زندگيتان به ميان نياوريد.

 

9- آب دهان نياندازيد                                                                                    

 اغلب مـردها ايـن كـار را بطور ناآگاهانه انجام مي دهند. آب دهـان انداختن بسيار زننده بوده و بي شخصيتي فرد را ميرساند. هيچگاه آب دهان نيندازيد مگر آنكه بخواهيد ثابت كنيد انسان بي نزاكتي هستيد.

10- حرمت بزرگترها را نگاه داريد

در واقع شما بايد همانطور كه دوست داريد مورد احترام ديگران باشيد خود نيز به ديگران احترام بگذاريد. من به اين علت بزرگترها را مـورد تـاكيد قرار دادم كه امروزه جوانان خيال مي كنند همه چيز را مي دانند و از همه چيز سر در مياورند و در واقـع خـود را عـقـل كل ميدانند اما اينطور نيست. كافيست به 5 سال پيش خود بيانديشيد.....يقينا شما امروز بسيار باهوش تر و با تجربه تر شده ايد. اينطور نيست؟ بـا آنـكـه 5 سـال پـيـش نـيـز فكر ميكرديد همه چيز را ميدانيد.

11- به اشتباهات ديگران نخنديد                                                                   

اين يكي از پست ترين كارهاي است كه كسي ممكن است انجام دهد. هـنـگـامـي كـه شما اشتباهي مرتكب ميشويد و يا خراب كاري ميكنيد تنها انتظاري كه از ديـگران داريد آن است كه اشتباهات و خطاهاي شما را برويتان نياورند و از آنها چشم پوشي كنند. از آن مهمتر شما را بواسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.

12- كلاه خود را از سر برداريد                                                                       

شايد امروزه اين رسم ديگر هوادار نداشته باشد. شما مي بـايد كـلاه و هـر آنـچه بر سر داريد را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود برداريد. از آن گـذشـتـه هيچگاه با كلاه بر سر ميز شام ننشينيد چون اينكار نشانه بي نزاكتي مفرط مي باشد.

13- پيش از صرف غذا منتظر بمانيد همه ميهمانان سر جايشان بنشينند         

زماني كه براي صرف غذا سر ميز نشسته ايد، بايد منتظر بمانيد تا تمام ميهمانان كاملا سـر جايشان بنشينند و آماده صرف غذا گردند. هـمـه افـراد بـايد در يك زمـان شـروع بــه صـرف غذا كنند. اين نكته اگرچه مـوشـكـافـانـه بـنـظـر مـي رسد، اما بسيار حائز اهميت ميباشد.

 14- فخر فروشي نكنيد                                                                              

هيچ كس از آدم لاف زن خوشش نمي آيد. در هنـگام گـفـتـگو دربـاره مـسايـل مـالي به دارايي هاي خود اشاره نكرده و ثروت خود را به رخ نكشيد.

15- به ساعتتان نگاه نكنيد                                                                           

هنگامي كه در يك جمع و محفلي مي باشيد، مدام به ساعت خود نگاه نكنيد مگر آنكه بـلافـاصله قصد ترك آن محل را داشته باشيد. وقتي به ساعتتان نگاه مي كـنـيـد ديـگران اينگونه برداشت ميكنند كه شما خسته و بي حوصله گشته ايد.

 

آيـيـن جوانمردي

علاوه بر دستورات فوق مردان متشخص بايد در حضور يك خانم محترم از قـوانين ذيل نيز پيروي كنند. شـايد دوران جـوانمردي بـسر رسـيده بـاشـد امـا هـنـوز كـاملا از ميان نرفته است. شمـا جـزء مـعدود افرادي باشيد كه ايـن رسوم را هـمـچـنـان زنـده و پابـرجـا نـگاه ميدارند.

1- هميشه در را برايش باز كنيد                                                                   

اين شـايـد مـهـمتـرين قـانون آداب مـعـاشرت براي مردان باشد. خواه او در حـين ورود بـه خودرو شما، رستوران، باشگاه و يا هر جاي در دار باشد، در را هـمـيـشه بايد برايش باز نگاه داريد تا او عبور كند.هرگاه چندين در وجود داشت يك به يك آنها را برايش بگشاييد.

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

آداب معاشرت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

 

 
پرش به: ناوبری, جستجو
این صفحه یکی از رهنمودهای ویکی‌پدیا شمرده می‌شود. مفاد این صفحه نمایانگر آن دسته از استانداردهای رفتاری است که بسیاری از ویرایشگران با اصول بنیادی آنها موافقند. با وجود اینکه پیروی از مفاد این صفحه توصیه می‌شود ولی این مفاد جزو سیاست‌ها نیست. در ویرایش و به‌روزرسانی این صفحه جسور باشید، ولی لطفاً پیش از انجام تغییرات عمده از صفحهٔ بحث برای مطرح کردن آن تغییرات و نظرخواهی در مورد آنها استفاده کنید.
میان‌بُر:
وپ:معاشرت
وپ:ادب
رهنمودهای ویکی‌پدیا
محتوا
تعارض منافع
کپی مکنید
ابهام‌زدایی
چرندیات محض
جعل مکنید >En
صفحه‌های کاربری
سرشناسی مقاله
طبقه‌بندی
زیرصفحه‌ها
رده‌ها، فهرست‌ها، جعبه‌ها
فهرست‌ها
رده‌ها
ویرایش
جسور باشید
وب را بسازید >En
خلاصه ویرایش
اندازهٔ مقاله >En
بحث
صفحه بحث
امضا کنید
رفتار
نزاکت
اخلال‌گری نکنید
آداب معاشرت
فرهنگ شهروندی
تازه‌کاران را نزنید!
صفحه‌های کاربری
شیوه
شیوه‌نامه


مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا از فرهنگ‌ها و کشورهای گوناگونی گردهم آمده‌اند. آنها دیدگاه‌ها، نقطه‌نظرات و پیش‌زمینه‌های مختلفی دارند که گاهی اوقات بسیار با یکدیگر متفاوت هستند. رفتار خوب داشتن با دیگران کلید همکاری مؤثر در ساخت یک دانشنامهٔ خوب است.

فهرست مندرجات

 

 

اصول آداب معاشرت در ویکی‌پدیا

مراقب واژه‌هایی که انتخاب می‌کنید باشید - شاید چیزی که منظور شماست برابر با چیزی که دیگران از متن شما استنباط می‌کنند نباشد و شاید چیزی که شما می‌خوانید معادل منظور نویسنده نباشد.

 

[ویرایش] چگونه جلوی سوءاستفاده از صفحه‌های بحث را بگیریم

 

[ویرایش] حرکت در جهت دیدگاه بی‌طرف

هنگامی که موارد تخلف از دیدگاه بی‌طرف (دبط) را حذف می‌کنیم، غالباً از عبارت‌هایی چون «فلانی می‌گوید که...» یا «نظر فلانی این است که...» استفاده می‌کنیم. خودِ این عبارات را می‌توان دیدگاهی جانبدارانه تلقی کرد زیرا می‌خواهند توافق محتومی از سوی ویکی‌پدیا را نشان دهند. نویسندهٔ مطلب اصلی هم ممکن است از این جملات چنین برداشتی کرده و تغییرات را حذف کند؛ در نتیجه یک جنگ ویرایشی در خواهد گرفت. بهتر است در این موارد از رویه زیر استفاده کنیم:

  1. در صفحهٔ بحث مقالهٔ مورد نظر مواردی را که فکر می‌کنید تخلف از قوانین دیدگاه بی‌طرفانه هستند ذکر کنید و پیشنهاد تعویض آنها را بدهید (مگر اینکه آن موراد بسیار فاحش باشند).
  2. اگر پاسخی دریافت نکردید، خودتان تغییرات مورد نظر را اعمال کنید. (از قابلیت فهرست تعقیبات خود برای دنبال کردن کارهایی که می‌خواهید انجام دهید استفاده کنید.)
  3. اگر پاسخی دریافت کردید، تلاش کنید تا بر سر واژه‌های مورد اختلاف به توافق برسید.

وقوع یک جنگ ویرایشی در زمانی که به توافق رسیده‌اید، بسیار غیرمحتمل است. زیان این کار آن است که مقالهٔ مورد نظر برای مدت زمان بیشتری در حالت ناخوشایند باقی می‌ماند ولی مقاله‌ای که به طور دائم تغییر کند هم تأثیر خوبی روی دیگر ویکی‌پدیانویسان و کل پروژه نخواهد داشت.

 

[ویرایش] این موارد را در ذهن داشته باشید

 

[ویرایش] پندهایی دیگر

چند پند جداگانه از لری سانگر:

پیش از آنکه پندهای سانگر را مجوزی از سوی جامعهٔ ویکی‌پدیا برای آغاز حمله‌های شخصی، آزار یا ولگردی در ویکی‌پدیا به منظور برچسب زدن به افرادی که با شما هم‌نظر نیستند تفسیر کنید، بهتر است سیاست یا راهکار مربوط به حمله‌های شخصی و شیوهٔ تشخیص سفسطه توسط فیلسوف‌های یونان باستان را بخوانید و درک کنید.